![]() |
| آنگلا واهل |
سلام
خوشحالم از اینکه شما را دوباره ملاقات می کنم. من درهفته گذشته با گروه کوچکی در
اینجا بودیم و با هم کلام خداوند را می خواندیم و در مورد نوشته ها و معنای آنها
با یکدیگر صحبت می کردیم. اما گاهی اوقات وقتی قسمتی از کتاب مقدس را می خوانیدم احساس
می کردیم که برای ما معنای جدیدی دارد. اکنون می خواهم همان قسمت از کتاب مقدس را
با شما نیز تقسیم نمایم:
" هنگامی که به حوالی
اورشلیم، به نزدیکی بیت فاجی و بیت عنیا واقع در کوه زیتون رسیدند، عیسی دو نفر از
شاگردان خود را جلوتر فرستاد و به ایشان فرمود: « به دهکدهای که در مقابل شماست
بروید. هنگامی که وارد شدید، کره الاغی را خواهید دید که بستهاند. تا بحال کسی بر
آن سوار نشده است. آن را باز کنید و به اینجا بیاورید.
اگر کسی بپرسد چه میکنید، فقط بگویید: استادمان لازمش دارد و زود آن را پس خواهد
فرستاد». آن دو شاگرد رفتند و کُرّه الاغ را یافتند که در
جادهای، کنار در خانهای بسته شده بود. وقتی کره را باز میکردند، عدهای که در
آن نزدیکی ایستاده بودند، پرسیدند: «چه میکنید؟ چرا کرّه را باز میکنید». پس آنچه عیسی فرموده بود، گفتند. آنان نیز اجازه
دادند که کره را ببرند. کره را نزد عیسی آوردند و شاگردان ردای خود را بر
پشت آن انداختند تا او سوار شود. از میان جمعیت نیز بسیاری لباس خود را در راه پهن
میکردند تا عیسی سوار بر کره از روی آنها عبور کند. بعضی نیز شاخههای درختان را
بریده، سر راه او میگذاشتند. مردم از هر سو او را احاطه کرده بودند و فریاد بر
میآوردند: «خوش آمدی ای پادشاه! خدا را سپاس باد بخاطر او که به نام خداوند میآید... خدا را سپاس باد که سلطنت پدر ما داود بار دیگر
برقرار میشود. خوش آمدی ای پادشاه».( عهد جدید، انجیل مرقس، فصل یازده، جمله یک
تا ده)
مسیح به دو شاگرد خود گفت که بروند و کره الاغی را
بیاورند و اگر بخواهیم این کلام را به عصر کنونی که در آن قرار داریم بیان نماییم
اینگونه می شود که بروید و برای من خودرویی بیاورید. شاگردان رفتند و دستور مسیح
را انجام دادند. من نمی دانم که آن دو شاگرد برای انجام این درخواست مسیح چگونه می
اندیشیدند. شاید این درخواست برای آنها عجیب بود. اگر مسیح امروز به یکی از ما
بگوید که برو و خودروی کسی را بیاور شاید برای ما خیلی عجیب باشد و من به شخصه
مطمئن نیستم که اینکار را انجام دهم. به هر صورت شاگردان اطاعت نمودند و همان کاری
را که مسیح از آنها خواسته بود انجام دادند. مسیح به آنها گفت که اگر کسی از شما
سئوال کرد که چه کاری انجام می دهید به آنها بگوید که استاد ما لازم دارد. آن دو
شاگرد می دانستند که باید درخواست مسیح را انجام دهند اما چه اتفاقی برای این آنها
افتاد؟
شاید آنها از این اتفاق شگفت زده شدند که البته همینگونه نیز شد زیرا آنچه مسیح از
آنها خواسته بود انجام شده بود. پس به همین دلیل ما مطمئن هستیم که هر سخنی که او
به ما گفته حتمن انجام خواهد شد.
مسیح دوازده شاگرد داشت و برای آن ده شاگرد دیگر چه اتفاقی افتاد؟ ما نمی دانیم زیرا
در مورد آنها چیزی نوشته نشده است و شاید آنها ویژگی مسیح را درک نکرده بودند. به
هر صورت مسیح دو شاگرد خود را فرستاد و می دانست که آنها کارشان را بدرستی انجام
خواهند داد. شاید آن دو شاگرد به این می اندیشیدند که مسیح عقل خود را از دست داده
است و با یکدیگر صحبت می کردند که آیا ما می توانیم این کار را انجام دهیم و همچنین
چرا باید همین یک الاغ را با خود ببریم. در هر صورت آن دوشاگرد کار را انجام دادند
و اگر آنها به مسیح و گفته اش اطمینان نداشتند چه اتفاقی رخ می داد؟
مسیح شاگردان دیگری هم داشت و شاید آنها را به آن ماموریت می فرستاد. شاید هم هرگز
به اورشلیم نمی رفت و شاید هم کسی به پیشواز او نمی آمد و ما نمی دانیم. شاید اگر
آن دو شاگرد این ماموریت را مهم نمی پنداشتند و نمی رفتند این کار انجام نمی شد و اتفاق
دیگری رخ می داد. اما آنها درک، شناخت و ایمان به مسیح داشتند و آن کار را انجام
دادند.
در عهد عتیق ایوب زندگی دشواری داشت اما خداوند به سئوال های او پاسخ داد. در کتاب
ایوب نوشته شده است:
" پیش از این گوش من
درباره تو چیزهایی شنیده بود، ولی اکنون چشم من تو را میبیند"(عهد عتیق،
ایوب، فصل چهل و دو، جمله پنج)
سخن گفتن خداوند با سخن گفتن مسیح فرق دارد، یعنی دیدن با
چشم و درک کردن آن چیز دیگری می باشد و اشاره من به دو شاگرد مسیح است که دستور او
را انجام دادند و آنها این درک را داشتند. من و شما نیز به این درک رسیده ایم و
کلام خداوند را می خوانیم و ایمان داریم که واقعیت است. این مختص به صحبت کردن در
مورد خداوند نمی باشد و می تواند یک رابطه شخصی با خداوند باشد همانطور که در مورد
ایوب بود که گفت قبلن در مورد تو چیزهایی شنیده بودم اما اکنون می خواهم با تو سخن
بگویم. ارتباط و رابطه با خداوند فقط به این مختص نمی شود که فقط سخنی در مورد
خداوند شنیده شود بلکه باید آنرا درک نماییم و احساس درونی به آن داشته باشیم.
ارتباط شخصی با خداوند داشتند فقط صحبت کردن در مورد او نمی باشد بلکه سخن گفتن با
خداوند است. همانگونه که عیسای مسیح با دو شاگرد خود سخن گفت، با تو و من نیز سخن
می گوید. عیسای مسیح برای ما نیز کارهای مشخص و برنامه هایی دارد به همان صورت که
برای آن دو شاگرد خود داشت. من معتقدم که او در حالات مختلف و زندگی های مختلف با
ما سخن می گوید. البته این سخن به صورتی نیست که با گوش شنیده شود بلکه از درون و
قلب ما سخن می گوید که به شکل های و شرایط مختلفی است.
خداوند در مسائل کوچک و بزرگ زندگی با ما در تماس است. در بیست و هفت سال پیش
اتفاقی برای ما رخ داده بود و در آن زمان ما خیلی دعا کردیم که خداوند ما را
راهنمایی کند و ما انتظار داشتیم که او با ما سخن بگوید. بعد فکری در ما بوجود آمد
و آن اسمی بود به نام «پادشاه کودکان». در مورد این کلمه زیاد سخن گفتیم و می
خواستیم بدانیم که چه کاری باید با این کلمه انجام دهیم. در بیست و هفت سال بعد من
با سازمانی به نام «پادشاه کودکان» همکاری خود را آغاز کردم. در این مدت من نمی
دانستم که چه اتفاقی قرار است بیوفتد و بیست و هفت سال طول کشید تا آن را دریابم و
برای من این موقعیت بسیار بزرگی بود.
این اتفاق در مورد موارد کوچک نیز رخ داده است و نمونه آن اینست که این گردن بندی که اکنون بر گردن خود دارم را در خانه خود گم کرده بودم. چندین
ماه بود که به دنبال او همه جا را گشته بودم و آنرا پیدا نمی کردم و به همین خاطر
این موضوع مرا خیلی آزار می داد. بالاخره از دختر خود خواهش کردم تا بیاید و دعا
نماییم تا او ما را راهنمایی نماید. وقتی دعا می کردیم به ذهن من آمد که باید قسمت
خاصی از منزل را بگردم و این چیزی مانند الهام شدن بود. من شروع به جستجو کردم و
گردن بند را در آنجا یافتم. خداوند در موقعیت های بزرگ و حتا کوچک ما را راهنمایی
می نماید و با ما سخن می گوید. دو شاگرد مسیح با آوردن کره الاغ بهمراه خود این
زمینه را مساعد ساختند تا عیسای مسیح به اورشلیم وارد شود و بسیاری از مردم با لقب
«پادشاه» به او خوش آمد گفتند. گاهی اوقات ما نیز کارهای کوچکی انجام می دهیم و با
این کار نام عیسای مسیح را بزرگ می نماییم. شاید این کارهای ما کوچک و یا مهم
نباشد اما این امکان را بوجود می آورد که موقعیت و یا کاری را برای شخصی و یا
عیسای مسیح هموار نماییم. وقتی خداوند با تو سخن می گوید، برو و کاری را که به تو گفته انجام بده زیرا
هیچگاه از این کار خود پشیمان نخواهی شد. شاید اینکار زمینه ای برای ملاقات با
عیسای مسیح بوجود آورد.
من امروز می خواستم این سخن خود را با شماها تقسیم
نمایم. کتاب مقدس کتاب ویژه ای است و اگر شما یک جمله از آن را در زمان های مختلف بخوانید، هر دفعه معنی خاصی
را برای شما بیان می نماید.
چه کتابی در سال دوهزار و هفده از لحاظ اهمیت مقام چهارم را کسب کرده است؟
کتابی که پانصد سال قبل و در یک اصلاحات به دست همگان رسید. کتاب مقدس در آن زمان فقط به یک زبان نگارش می شد و فقط کشیشان می توانستند آنرا بخوانند و مفهوم آن را دریابند و برای انسان های عادی این امکان میسر نبود. در آن زمان کتاب مقدس به این صورت که در دستان و من و شما قرار دارد نبود. منظور از اصلاحات این است که کتاب مقدس به زبان های مختلف و بخش های مختلف ترجمه شد تا همگان بتوانند آنرا به آسانی بخوانند. این کتاب در قرن پانزدهم به زبان سوئدی نیز ترجمه گردید. اینکار بسیار مهمی است زیرا هر کسی می تواند به زبان خود آنرا بخواند، از او استفاده و آنرا درک نماید.
دعا می خوانیم:
عیسای مسیح سپاس تورا که امروز کلام خود را به ما گفتی.
ما را یاری ده تا از تو بشنویم و قلب خود را آماده نماییم تا هرآنچه که تو می گویی را انجام دهیم.
دعا می کنیم تا با خواندن کتاب مقدس بیشتر و بیشتر تو را درک نماییم و بشناسیم.
سپاس تورا که ما می توانیم به زبان مادری خود کلام تورا بخوانیم.
به ما کمک کن تا خشنود باشیم. در نام عیسای مسیح. آمین.
چه کتابی در سال دوهزار و هفده از لحاظ اهمیت مقام چهارم را کسب کرده است؟
کتابی که پانصد سال قبل و در یک اصلاحات به دست همگان رسید. کتاب مقدس در آن زمان فقط به یک زبان نگارش می شد و فقط کشیشان می توانستند آنرا بخوانند و مفهوم آن را دریابند و برای انسان های عادی این امکان میسر نبود. در آن زمان کتاب مقدس به این صورت که در دستان و من و شما قرار دارد نبود. منظور از اصلاحات این است که کتاب مقدس به زبان های مختلف و بخش های مختلف ترجمه شد تا همگان بتوانند آنرا به آسانی بخوانند. این کتاب در قرن پانزدهم به زبان سوئدی نیز ترجمه گردید. اینکار بسیار مهمی است زیرا هر کسی می تواند به زبان خود آنرا بخواند، از او استفاده و آنرا درک نماید.
دعا می خوانیم:
عیسای مسیح سپاس تورا که امروز کلام خود را به ما گفتی.
ما را یاری ده تا از تو بشنویم و قلب خود را آماده نماییم تا هرآنچه که تو می گویی را انجام دهیم.
دعا می کنیم تا با خواندن کتاب مقدس بیشتر و بیشتر تو را درک نماییم و بشناسیم.
سپاس تورا که ما می توانیم به زبان مادری خود کلام تورا بخوانیم.
به ما کمک کن تا خشنود باشیم. در نام عیسای مسیح. آمین.


