روزنامه بریتانیایی تلگراف روز دوشنبه
در گزارشی آماری به میزان مذهبی بودن کشورهای مختلف در
سراسر جهان پرداخت و نوشت با این که حدود دو سوم از شهروندان بریتانیا خود را
مذهبی میدانند، اما در عین حال بریتانیا یکی از کشورهایی است که دارای پائینترین
میزان افراد مذهبی در جهان است.به گزارش صدای آمریکا، گزارش
تلگراف بر اساس یک پژوهش جدید تنظیم شده است که میگوید تنها ۳۰ درصد مردم بریتانیا در این پژوهش گفتهاند که مذهبی هستند و
در مقابل ۵۳ درصد هم گفتهاند که اعتقادات مذهبی
ندارند.حدود ۱۳ درصد از پرسششدگان بریتانیایی نیز
اذعان کردهاند که خدا را باور ندارند.این پژوهش توسط «وین-گالوپ» و با گفتگوی مستقیم تلفنی یا آنلاین، با ۶۴ هزار نفر از شهروندان ۶۵ کشور مختلف جهان انجام گرفته است. در گزارش تلگراف همچنین
نقشهای از کشورهای جهان نشان داده است که میتوان با انتخاب کشورهای مختلف، نتیجه
پژوهش در آن کشورها را مشاهده کرد.بر اساس نتایج این پژوهش و نقشه
ارائه شده، تایلند با ۹۴ درصد از
مردمی که خود را مذهبی معرفی کردهاند، در صدر جدول مذهبیترین کشورها قرار دارد و
پس از آن ارمنستان، بنگلادش، گرجستان و مراکش هر کدام با ۹۳ درصد، در رتبه های دوم تا پنجم فهرست قرار دارند.پنج کشور پائین فهرست که کمترین
میزان افراد مذهبی را دارند، عبارتند از هلند (۲۶ درصد)، جمهوری چک (۲۳ درصد)، سوئد (۱۹ درصد)،
ژاپن (۱۳ درصد) و چین (۷ درصد). حدود ۵۶ درصد از
مردم ایالات متحده آمریکا نیز گفتهاند فردی مذهبی هستند، ۳۳ درصد گفتهاند تمایلات مذهبی ندارند، ۶ درصد به خدا اعتقاد ندارند و ۵ درصد هم از دادن پاسخ خودداری کردند.از شهروندان ایرانی در این
پژوهش پرسش نشده است؛ اما افغانستان و پاکستان دو همسایه شرقی ایران هر کدام به
ترتیب با ۸۷ درصد و ۸۸ درصد در میانه بالای جدول قرار دارند. حدود ۷۹ درصد از شهروندان ترکیه همسایه غربی ایران نیز اعلام کردهاند
که مذهبی هستند.
۱۳۹۴ اردیبهشت ۹, چهارشنبه
پاپ خواهان دستمزد برابر زن و مرد در شغلهای یکسان شد
پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیکهای جهان
در سخنانی خواهان آن شد که زنان در شغلهای یکسان با مردان، حقوق برابر دریافت
کنند.
پاپ به هزاران نفری که در میدان
سنت پیتر واتیکان جمع شده بودند، گفت چنین تفاوتی در حقوق زنان و مردان، یک رسوایی
است که مسیحیان باید با آن مخالفت کنند.رهبر کاتولیکهای جهان گفت زنان
حقوق برابری با مردان دارند و دلیلی ندارد که چنین اختلاف درآمدی، عادی باشد.پاپ فرانسیس در سخنان خود شدیدا
به مردانی که نمیخواهند زنان کار کنند، حمله کرد و این اقدام آنها را نوعی
مردسالاری خواند.
رهبر کاتولیکهای جهان در سخنان
خود از رفتار افرادی که بحران در خانوادهها را به کار کردن زنان در خارج خانهها
ربط میدهند به شدت حمله کرد و گفت چنین رفتاری نشان میدهد مردانی که چنین میگویند
خواهان سلطه بر زنان هستند.
پاپ فرانسیس که در ۱۳ مارس ۲۰۱۳ به مقام
پاپی رسید، اولین رهبر کلیسای کاتولیک از آمریکای لاتین است.
پاپ فرانسیس از زمان انتخاب خود
بارها نسبت به رشد نابرابری اقتصادی در جهان هشدار داده است.
۱۳۹۴ اردیبهشت ۸, سهشنبه
گفتار عیسی درباره محبت به دشمنان
اما ای شنوندگان، به شما میگویم که دشمنان خود را محبت نمایید و به آنان که از شما نفرت دارند، نیکی کنید. برای هرکه نفرینتان کند برکت بطلبید، و هرکس را که آزارتان دهد دعای خیر کنید. اگر کسی بر یک گونه ی تو سیلی زند، گونه ی دیگر را نیز به جانب او بگردان. اگر کسی ردایت را از تو بستاند، پیراهنت را نیز از او دریغ مکن. اگر کسی چیزی از تو بخواهد به او بده، و اگر مال تو را غصب کند، از او بازمخواه. با مردم همانگونه رفتار کنید که میخواهید با شما رفتار کنند.
اگر تنها آنان را محبت کنید که شما را محبت میکنند، چه برتری دارید؟ حتی گناهکاران نیز دوستداران خود را محبت میکنند. و اگر فقط به کسانی نیکی کنید که به شما نیکی میکنند، چه برتری دارید؟ حتی گناهکاران نیز چنین میکنند. و اگر فقط به کسانی قرض دهید که امید عوض از آنان دارید، چه برتری خواهید داشت؟ حتی گناهکاران نیز به گناهکاران قرض میدهند تا روزی از ایشان عوض بگیرند. اما شما، دشمنانتان را محبت کنید و به آنها نیکی نمایید، و بدون امیدِ عوض، به ایشان قرض دهید، زیرا پاداشتان عظیم است، و فرزندان خدای متعال خواهید بود، چه او با ناسپاسان و بدکاران مهربان است. پس رحیم باشید، چنان که پدر شما رحیم است.
(انجیل لوقا، فصل شش، جمله بیست و هفت تا سی و چهار)
۱۳۹۴ اردیبهشت ۷, دوشنبه
تعمید آب یا "تولد تازه"
مردی بود از فَریسیان، نیقودیموس نام، از بزرگان یهود. او شبی نزد عیسی آمد و به وی گفت: «استاد! میدانیم تو معلمی هستی که از
سوی خدا آمده است، زیرا هیچکس نمیتواند معجزاتی را که تو به انجام میرسانی، به عمل
آورد، مگر آنکه خدا با او باشد». عیسی در پاسخ گفت: « به تو میگویم، تا
کسی از نو زاده نشود، نمیتواند پادشاهی خدا را ببیند». نیقودیموس به او گفت: «کسی که سالخورده است، چگونه میتواند زاده شود؟ آیا
میتواند دیگربار به رَحِم مادرش بازگردد و به دنیا آید؟» عیسی جواب داد: « به تو میگویم تا کسی از آب و روح زاده نشود، نمیتواند
به پادشاهی خدا راه یابد. آنچه از بشرِ خاکی زاده شود، بشری است؛
اما آنچه از روح زاده شود، روحانی است. عجب مدار که گفتم باید از نو زاده شوید! باد هر کجا که بخواهد میوزد؛ صدای آن را میشنوی، اما نمیدانی از کجا میآید
و به کجا میرود. چنین است هرکس نیز که از روح زاده شود.» نیقودیموس از او پرسید: «چنین چیزی چگونه ممکن است؟» عیسی پاسخ داد: «تو معلم اسرائیلی و این چیزها را درنمییابی؟ به تو میگویم که ما از آنچه میدانیم سخن میگوییم و بر آنچه دیدهایم
شهادت میدهیم، اما شما شهادتمان را نمیپذیرید. اگر هنگامی که درباره ی امور زمینی با شما سخن گفتم باور نکردید،
چگونه باور خواهید کرد اگر از امور آسمانی به شما بگویم؟ هیچکس به آسمان بالا نرفته است، مگر آن که از آسمان فرود آمد، یعنی پسرانسان. همانگونه که موسی آن مار را در بیابان برافراشت، پسرانسان نیز باید
برافراشته شود، تا هرکه به او ایمان آوَرَد، حیات
جاویدان داشته باشد.
«زیرا خدا جهان را آنقدر محبت کرد که پسر یگانه ی خود را داد تا هرکه به او ایمان آوَرَد هلاک نگردد، بلکه حیات جاویدان
یابد. زیرا خدا پسر را به جهان نفرستاد تا جهانیان را محکوم کند، بلکه فرستاد تا
بهواسطه ی او نجات یابند. هرکه به او ایمان دارد محکوم نمیشود،
اما هرکه به او ایمان ندارد، هماینک محکوم شده است، زیرا به نام پسر یگانه ی خدا ایمان نیاورده است. و محکومیت در این است که نور به جهان
آمد، اما مردمان تاریکی را بیش از نور دوست داشتند، چراکه اعمالشان بد است. زیرا هر آن که بدی را بهجا میآورد از نور نفرت دارد و نزد نور نمیآید،
مبادا کارهایش آشکار شده، رسوا گردد. اما آن که راستی را به عمل میآورد نزد نور میآید تا آشکار شود که کارهایش
بهیاری خدا انجام شده است.»
(انجیل یوحنا، فصل سه، جمله یک تا بیست و یک)
تقاضای قطع کمک های دولتی به انجمن های اسلامی بدنبال افشاگری معتبرترین برنامه کاوشگرانه تلویزیون سوئد
در این برنامه که تحت عنوان « جهاد در گوتنبرگ» پخش گردید از جمله فاش شد که کمک های مالی بلاعوض و هنگفتی که تحت عنوان «فعالیت های جوانان» از سوی دولت سوئد به تعدادی «انجمن» پرداخت شده است مصرووف دعوت از نمایندگان گروه های تروریستی اسلامی به سوئد و عضو گیری در میان جوانان جهت اعزام به سوریه و عراق شده است.
گزارش کامل در لینک:
آیا این کفن مسیح است؟
قطعه کتان سه،چهار متری که کلیسای کاتولیک معتقد است کفنی است که عیسی مسیح در آن پیچیده شده بوده و نقش بدن مردی با ریش روی آن منعکس شده است، قرار است پس از 5 سال دوباره در معرض بازدید عموم قرار گیرد.
به گزارش خبرگزاری آنا به نقل از آسوشیتدپرس، مقامات کلیسای اعظم تورین اعلام کردهاند که کفن مسیح از 19 آوریل تا 24 ژوئن در این کلیسا در معرض دید عموم قرار خواهد گرفت و پاپ فرانسیس نیز در 21 ژوئیه و در جریان سفری شبانه، به صورت خصوصی و با ملازمان خاص از این کفن بازدید خواهد کرد.
این پارچه قدیمی که از سوی کلیسای تورین ادعای تعلق آن به مسیح مطرح است و این ادعا مورد تأیید واتیکان نیز قرار گرفته است، موضوع چالشهای زیادی طی یک دهه گذشته بین کلیسا و شکاکان بوده است.
این پارچه قدیمی که از سوی کلیسای تورین ادعای تعلق آن به مسیح مطرح است و این ادعا مورد تأیید واتیکان نیز قرار گرفته است، موضوع چالشهای زیادی طی یک دهه گذشته بین کلیسا و شکاکان بوده است.
برخی مورخان و محققان تاریخ، اسناد تاریخی این ادعا را ناکافی دانسته و معتقدند کلیسای جامع تورین یک سند قرون وسطا را جعل کرده است، اما پاپ بندیکت شانزدهم در اینباره گفته بود که این کفن با اسناد معتبر تاریخی مانند انجیل گاسیپ که شرح زندگی مسیح است، همخوانی دارد و پارچهای مقدس است که روحانیت و آرامش را به زندگی پر تنش امروزی میآورد.
او همچنین در تشریح این کفن وقتی از آن بازدید کرد گفته بود: «این سندی است که با خون بهترین انسان برای ما یادگار گذاشته شده است».
شهرداری تورین اعلام کرده است که زیارت کفن برای توریستها رایگان است اما برای انجام آن نیاز به ثبتنام و درخواست رسمی اینترنتی است که تاکنون یک میلیون نفر برای زیارت ثبتنام کردهاند.
در آخرین زیارت عمومی که در سال 2010 انجام شد، بیش از 2/5 میلیون نفر زایر از سراسر جهان و از میان تمامی ادیان برای دیدن تنپوش اخروی مسیح به تورین رفتند.
اسقف اعظم تورین این کفن را سندی مقدس دانسته که حتی افراد ملحد را برای بازدید به تورین میآورد و زیارت آن مخصوص کاتولیکها یا مسیحیان نیست.
او همچنین در تشریح این کفن وقتی از آن بازدید کرد گفته بود: «این سندی است که با خون بهترین انسان برای ما یادگار گذاشته شده است».
شهرداری تورین اعلام کرده است که زیارت کفن برای توریستها رایگان است اما برای انجام آن نیاز به ثبتنام و درخواست رسمی اینترنتی است که تاکنون یک میلیون نفر برای زیارت ثبتنام کردهاند.
در آخرین زیارت عمومی که در سال 2010 انجام شد، بیش از 2/5 میلیون نفر زایر از سراسر جهان و از میان تمامی ادیان برای دیدن تنپوش اخروی مسیح به تورین رفتند.
اسقف اعظم تورین این کفن را سندی مقدس دانسته که حتی افراد ملحد را برای بازدید به تورین میآورد و زیارت آن مخصوص کاتولیکها یا مسیحیان نیست.
۱۳۹۴ اردیبهشت ۶, یکشنبه
خوردن گوشت بدن زن توسط شوهر مجاز شد!
یک مفتی سعودی به تازگی با صدور فتوای عجیب و غریبی گفت: اگر مرد تا حد مرگ دچار گرسنگی شود و چیزی برای خوردن پیدا نکند، میتواند تکه یا همه گوشت بدن زن خود را بخورد.
پایگاه خبری شبکه العالم: "عبدالعزیز آل شیخ" مفتی عربستان گفت: مرد می تواند یکی از اعضای بدن همسر خود یا تمام آن را در صورت گرسنگی شدید بخورد.
روزنامه فرامنطقه ای القدس العربی نوشت: این مفتی سعودی چنین فتوایی را "دلیلی بر جانفشانی و اطاعت زن از شوهر دانسته به نحوی که زن حس کند هر دو، در نهایت یک جسم واحد" می شوند.
این فتوای عجیب جنجال گسترده ای را در شبکه های اجتماعی به ویژه توییتر برانگیخته و کاربران را شوکه کرده است.
آل شیخ چند هفته پیش نیز مجوز ازدواج دختران زیر سن 15 سال را صادر کرد. بحث ازدواج دختران کم سن و سال و زیر سن قانونی جنجال اجتماعی، قانونی و حقوقی در عربستان سعودی به راه انداخته است.
در ماههای گذشته روزنامه های محلی عربستان به بررسی این نوع ازدواج پرداخته که در آن دختر بچه ها مجبورند با مردانی هم سن پدر یا پدربزرگ هایشان ازدواج کنند. این نوع ازدواج ها بیشتر به انگیزه تامین منافع صورت می گیرد.
تاریخ صدور فتوا: 2015 میلادی
پولس رسول:
ای شوهران، زنان خود را محبت کنید، آنگونه که مسیح نیز کلیسا را محبت کرد و جان خویش را فدای آن نمود،تا آن را به
آبِ کلام بشوید و اینگونه کلیسا را طاهر ساخته، تقدیس نماید،و کلیسایی درخشان را نزد خود حاضر سازد که هیچ لک و چین و نقصی دیگر نداشته، بلکه مقدّس و بیعیب باشد.به همینسان، شوهران باید همسران خود را همچون بدن خویش محبت کنند. آن که زن خود را محبت میکند، خویشتن را محبت مینماید.زیرا هرگز کسی از بدن خود نفرت ندارد، بلکه به آن خوراک میدهد و از آن نگاهداری میکند، همچنانکه مسیح نیز از کلیسا مراقبت مینماید -زیرا اعضای بدن اوییم.«از اینرو مرد، پدر و مادر خود را ترک گفته، به زن خویش خواهد پیوست، و آن دو یک تن خواهند شد.»این راز، بس عظیم است - امّا من دربارۀ مسیح و کلیسا سخن میگویم.باری، هر یک از شما نیز باید زن خود را همچون خویشتن محبت کند، و زن باید شوهر خویش را حرمت نهد.
(افسسیان، فصل پنج، جمله بیست و پنج تا سی)
تاریخ نگارش نامه: تقریبن 2000 سال قبل
لینک خبر:
پایگاه خبری شبکه العالم: "عبدالعزیز آل شیخ" مفتی عربستان گفت: مرد می تواند یکی از اعضای بدن همسر خود یا تمام آن را در صورت گرسنگی شدید بخورد.
روزنامه فرامنطقه ای القدس العربی نوشت: این مفتی سعودی چنین فتوایی را "دلیلی بر جانفشانی و اطاعت زن از شوهر دانسته به نحوی که زن حس کند هر دو، در نهایت یک جسم واحد" می شوند.
این فتوای عجیب جنجال گسترده ای را در شبکه های اجتماعی به ویژه توییتر برانگیخته و کاربران را شوکه کرده است.
آل شیخ چند هفته پیش نیز مجوز ازدواج دختران زیر سن 15 سال را صادر کرد. بحث ازدواج دختران کم سن و سال و زیر سن قانونی جنجال اجتماعی، قانونی و حقوقی در عربستان سعودی به راه انداخته است.
در ماههای گذشته روزنامه های محلی عربستان به بررسی این نوع ازدواج پرداخته که در آن دختر بچه ها مجبورند با مردانی هم سن پدر یا پدربزرگ هایشان ازدواج کنند. این نوع ازدواج ها بیشتر به انگیزه تامین منافع صورت می گیرد.
تاریخ صدور فتوا: 2015 میلادی
پولس رسول:
ای شوهران، زنان خود را محبت کنید، آنگونه که مسیح نیز کلیسا را محبت کرد و جان خویش را فدای آن نمود،تا آن را به
آبِ کلام بشوید و اینگونه کلیسا را طاهر ساخته، تقدیس نماید،و کلیسایی درخشان را نزد خود حاضر سازد که هیچ لک و چین و نقصی دیگر نداشته، بلکه مقدّس و بیعیب باشد.به همینسان، شوهران باید همسران خود را همچون بدن خویش محبت کنند. آن که زن خود را محبت میکند، خویشتن را محبت مینماید.زیرا هرگز کسی از بدن خود نفرت ندارد، بلکه به آن خوراک میدهد و از آن نگاهداری میکند، همچنانکه مسیح نیز از کلیسا مراقبت مینماید -زیرا اعضای بدن اوییم.«از اینرو مرد، پدر و مادر خود را ترک گفته، به زن خویش خواهد پیوست، و آن دو یک تن خواهند شد.»این راز، بس عظیم است - امّا من دربارۀ مسیح و کلیسا سخن میگویم.باری، هر یک از شما نیز باید زن خود را همچون خویشتن محبت کند، و زن باید شوهر خویش را حرمت نهد.
(افسسیان، فصل پنج، جمله بیست و پنج تا سی)
تاریخ نگارش نامه: تقریبن 2000 سال قبل
لینک خبر:
هر ساله نزدیک به ۵۰۰ هزار نفر در چین به عنوان پروتستان غسل تعمید میشوند.
دولت چین درصدد خلق 'ایدئولوژی مسیحی چینی' است
گزارشها از چین حاکی از آن است که دولت آن کشور تلاش میکند نوعی ایدئولوژی مذهبی بر اساس آئین مسیحیت خلق کند که مسیحیت را با فرهنگ چینی در هم آمیزد و آن را با باورهای سوسیالیستی تطبیق دهد.
ونگ زوآن، یک مقام ارشد وزارت امور مذهبی چین گفت که آن کشور به توسعه مسیحیت در چین علاقمند است اما ابداع یک الهیات مسیحی چینی باید با شرایط ملی آن کشور هماهنگ شود.
این اظهارات این مقام چینی که در شهر شانگهای ایراد شده، در سایت خبری دولتی چاینا دیلی منتشر شده است.
گفته شده که نزدیک به ۲۳ تا ۴۰ میلیون مسیحی پروتستان در چین وجود دارند که بین ۱.۷ تا ۲.۹ درصد جمعیت این کشور را شامل میشود. هر ساله نزدیک به ۵۰۰ هزار نفر در چین به عنوان پروتستان غسل تعمید میشوند.
حزب کمونیست چین رسما آتئیست (خداناباور) است و روابطش با کلیسای چینی معمولا با تنش همراه بوده است.
مسیحیان معمولا در اماکن مورد تائید دولت میتوانند دعا کنند و به مراسم مذهبی بپردازند البته کلیساهای زیرزمینی در این کشور به وفور وجود دارند.در شهر ونژو چین که از آن به عنوان 'بیتالمقدس' آن کشور یاد میشود، از هر ده نفر یک نفر پروتستان است.روزنامه تایپه تایمز میگوید مقامهای چینی بعضی مواقع عبادتگاههای زیرزمینی را به کل تخریب میکنند و یا تهدید میکنند که صلیبهای کلیساهای پروتستان را بر خواهند داشت.کارشناسان و رهبران کلیسای چین میگویند که مقامهای چین از رشد سریع پروتستانیسم در آن منطقه نگران بوده و در تلاش برای سرکوب چنین رشدی هستند.
http://m.bbc.co.uk/persian/world/2014/08/140807_an_china_christianity
۱۳۹۴ اردیبهشت ۴, جمعه
"به معجزه ایمان دارم، چون به خدا ایمان دارم" کاترین کولمن- Kathryn Kuhlman
کاترین کولمن زنی با ایمان قوی بود و کسانی که ناراحتی و بیماری داشتند
را شفا می داد.او به کشورهای مختلف می رفت و کسانی را که ناراحتی و یا بیماری داشتند شفا میداد. او حتا به سوئد هم آمده بود. وقتی که به او گفتند که تو واقعن
ایمان بزرگ و قویی داری، پاسخ داد:
"که من یک زن کوچک هستم، اما به خداوند بزرگ ایمان دارم"
می خواهم به بهانه این موعظه و معرفی این زن با ایمان و کارهای بزرگی که انجام
داده است به شناخت بیشتر او بپردازم.
کاترین کولمن (۱۹۰۷-۱۹۷۶)،این زن خستگیناپذیر بهمدت سی سال جلسات عمومی شفا برپا میکرد و هزاران نفر در این جلسات شرکت می کردند. اکثر این جلسات بین سه تا پنج ساعت بهطول میانجامید. کاترین کولمن در تمام این مدت می ایستاد و حتی لحظهای نمینشست. او در شهر پیتسبرگ واقع در ایالت پنسیلوانیا، سالن دو هزار نفریِ "کارنگی" را بهمدت ده سال هفتهای سه بار مملو از جمعیت میکرد. در شهر لسآنجلس بهمدت بیست سال هر ماه قریب به هفت هزار نفر در جلسات شفایی که در سالن "شراین" (Shrine) ترتیب میداد شرکت میکردند. در سفرهایش به شهرهایی دیگر، تعداد جمعیت از این هم بیشتر میشد. در سفری که در سال ۱۹۵۲ به شهر آکرون واقع در ایالت اوهایو انجام داد، پلیس محلی در کمال حیرت خود را با ۱۸ هزار شرکتکننده مشتاق روبرو دیدند که همگی آمده بودند کاترین کولمن را ببینند. او علاوه بر جلسات عمومی موعظه، در رادیو نیز شخصیتی شناخته شده بود. در واقع او برنامههای رادیویی خود را از سال ۱۹۴۶ آغاز کرد. بعدها از طریق تلویزیون نیز با میلیونها نفر ارتباط برقرار کرد، در برنامههای مخصوص خودش نظیر "ایمان شما و ایمان من" یا "من به معجزه اعتقاد دارم"، و هم در شبکههای تلویزیونی سراسری. کاترین کولمن در فاصله بین جلسات و برنامههای رادیویی و تلویزیونیاش، ده کتاب معروف نیز نوشت و دو بنیاد مسیحی، یکی در آمریکا و دیگری در کانادا، به نام خود تأسیس کرد. این زن پرکار در سال ۱۹۷۶ در سن شصت و هشت سالگی درگذشت.
معجزات
کاترین کولمن تا سال ۱۹۴۶ صرفن یکی از هزاران واعظ سیار در آمریکا بود. در یکی از جلساتی که
در شهر فرانکلین در ایالت پنسیلوانیا ترتیب داده بود، زنی شهادت داد که در حین گوش
دادن به موعظه کاترین از غدهای سرطانی شفا یافته است. کاترین کولمن در این باره
میگوید: «شفای این زن بدون آنکه دست بر او نهاده و یا دعای خاصی برای او خوانده
شود اتفاق افتاد. این زن زمانیکه در بین جمعیت نشسته بود و به موعظهای که به قدرت
روحالقدس میکردم گوش فرا میداد، شفا یافت». کاترین کولمن کماکان به موعظه انجیل
ادامه داد و بر این واقعیت تأکید میورزید که مهمترین شفا همانا نجات روح بشر
است. اما اکنون اسم او بهعنوان کسی که خدا از طریقش کارهای معجزهآسا انجام میدهد
بر سر زبانها بود.
در جلسات کاترین چهار نوع معجزه صورت میگرفت. یکی معجزۀ "کلام نبوتی": او بههنگام موعظه ناگاه به امراض مختلفی که برخی از شرکتکنندگان از آن رنج میبردند اشاره میکرد و میگفت خدا میخواهد از آنها شفا یابند. دوم شفای جسمانی بود، سوم شفای روح مردم و نجات آنها، و بالاخره معجزه ی چهارم این بود که وقتی دعا میکرد، مردم در روح بر زمین میافتادند.
در مورد معجزاتی که در جلسات کاترین کولمن رخ میداد صدها شهادت وجود دارد که به ذکر چند نمونه اکتفا میکنیم. «در یکی از این جلسات، دختر جوانی نشسته بود که از بیماری پوستی هولناکی رنج میبرد. کاترین کولمن او را به نام خواند و بیماریاش را توصیف کرد. بهمحض اینکه این دختر از جا برخاست تا به جلو برود، اتفاقی عجیب رخ داد. او و دوستانش بیاختیار به گریه افتادند، فریاد میزدند و میلرزیدند. هنگامی که آن دختر بهجلو نزد کاترین کولمن رسید، از ناراحتی پوستی هیچ خبری نبود. دوستانش بهسوی تریبون دویدند و همگی پرستشکنان عیسی مسیح را بهعنوان خداوند، نجاتدهنده و دوست خود پذیرفتند.
زنی چهل و هشت ساله بهنام دلورز ویندر به یک بیماری استخوانی نادر مبتلا بود و پزشکان از او قطع امید کرده بودند. یکی از دوستانش او را به تماشای یکی از برنامههای تلویزیونی کاترین کولمن دعوت کرد. اما خانم ویندر آنچه را دید بههیچ وجه نپسندید. او میگوید: «از آنچه دیدم بسیار منزجر شدم. من اعتقادی به شفا نداشتم و در آن زمان تصور میکردم این معجزات تلویزیونی ایمان مسیحی را مضحکه ساختهاند». اما وقتی این زن با شور و حرارت در حال دعا بود و ملتمسانه از خدا میخواست به او نشان دهد که پس از مرگش چه کسی از فرزندان او مراقبت خواهد کرد، اسم کاترین کولمن را شنید. بنابراین با اینکه هنوز در مورد او سؤظن داشت، در همان حالت بیماری به یکی از جلسات کاترین رفت. او در حین موعظه کاترین کولمن رؤیایی از عیسی مسیح دید و در مورد آینده فرزندانش آرامشخاطر یافت. همین آرامشخاطر برای خانم ویندر کافی بود، بنابراین از آنجا که به معجزه و شفا اعتقادی نداشت برخاست تا آن جلسه را ترک کند. او مینویسد: «دوستم مرا بلند کرد تا از آنجا برویم اما ناگهان متوجه مردی شدم که کنار من ایستاده بود. او گفت: "دارد در شما اتفاقی میافتد." جواب دادم: "پاهایم بهشدت میسوزد و در حال مرگم، میخواهم هر چه زودتر از این مکان بروم."» اما آن شخص میدانست که خانم ویندر دارد شفا مییابد و بنابراین او را تشویق کرد که بهجای ترک جلسه، به جلو نزد کاترین کولمن برود تا برایش دعا شود. خانم ویندر در ادامه مینویسد: «وقتی از منبر پایین آمدم دیگر نه به عصا نیاز داشتم و نه لازم بود کسی زیر بازویم را بگیرد. من شفا یافته بودم!» خانم ویندر تا زمانی که زنده بود به هر جایی که می رفت در مورد شفای خود شهادت می داد.
اکثر کسانی که کاترین کولمن برایشان دعا میکرد در روح نقشِ زمین میشدند. یک کشیش کاتولیک در مورد دوستی که او را به یکی از جلسات کاترین کولمن برده بود چنین مینویسد: «خانم کولمن بهطرف او رفت و او بیاختیار به زمین افتاد. این اولین بار بود که میدیدم کسی در روح بر زمین میافتد. البته او آسیبی ندید و فورن بلند شد.» جلسات کاترین کولمن بهراستی دیدنی بود. از تعداد انبوه شرکتکنندگان که بگذریم، باید از دسته ی سرایندگان یاد کرد که تعدادشان معمولن ۲۵۰ نفر بود و بهزیبایی سرود میخواندند. خود کاترین کولمن همواره در حالی که لباس زیبایی بر تن داشت به پشت تریبون میرفت. او اغلب قبل از آغاز موعظه سرود میخواند. خانم کولمن دوست نداشت کسی در حین موعظه او باعث حواسپرتی دیگران شود، بنابراین مأمورین انتظامات وظیفه داشتند کودکانی را که گریه میکردند یا افرادی را که به هیجان آمده، فریاد میکشیدند یا با صدای بلند به زبانها صحبت میکردند، آرام کنند یا به بیرون هدایتشان نمایند. کاترین کولمن اغلب پس از موعظه شرح میداد که خداوند در بین جماعت در حال انجام چه کاری است، و افراد مختلف را یک به یک به اسم میخواند. بدین ترتیب معجزات آغاز میشد.
در جلسات کاترین چهار نوع معجزه صورت میگرفت. یکی معجزۀ "کلام نبوتی": او بههنگام موعظه ناگاه به امراض مختلفی که برخی از شرکتکنندگان از آن رنج میبردند اشاره میکرد و میگفت خدا میخواهد از آنها شفا یابند. دوم شفای جسمانی بود، سوم شفای روح مردم و نجات آنها، و بالاخره معجزه ی چهارم این بود که وقتی دعا میکرد، مردم در روح بر زمین میافتادند.
در مورد معجزاتی که در جلسات کاترین کولمن رخ میداد صدها شهادت وجود دارد که به ذکر چند نمونه اکتفا میکنیم. «در یکی از این جلسات، دختر جوانی نشسته بود که از بیماری پوستی هولناکی رنج میبرد. کاترین کولمن او را به نام خواند و بیماریاش را توصیف کرد. بهمحض اینکه این دختر از جا برخاست تا به جلو برود، اتفاقی عجیب رخ داد. او و دوستانش بیاختیار به گریه افتادند، فریاد میزدند و میلرزیدند. هنگامی که آن دختر بهجلو نزد کاترین کولمن رسید، از ناراحتی پوستی هیچ خبری نبود. دوستانش بهسوی تریبون دویدند و همگی پرستشکنان عیسی مسیح را بهعنوان خداوند، نجاتدهنده و دوست خود پذیرفتند.
زنی چهل و هشت ساله بهنام دلورز ویندر به یک بیماری استخوانی نادر مبتلا بود و پزشکان از او قطع امید کرده بودند. یکی از دوستانش او را به تماشای یکی از برنامههای تلویزیونی کاترین کولمن دعوت کرد. اما خانم ویندر آنچه را دید بههیچ وجه نپسندید. او میگوید: «از آنچه دیدم بسیار منزجر شدم. من اعتقادی به شفا نداشتم و در آن زمان تصور میکردم این معجزات تلویزیونی ایمان مسیحی را مضحکه ساختهاند». اما وقتی این زن با شور و حرارت در حال دعا بود و ملتمسانه از خدا میخواست به او نشان دهد که پس از مرگش چه کسی از فرزندان او مراقبت خواهد کرد، اسم کاترین کولمن را شنید. بنابراین با اینکه هنوز در مورد او سؤظن داشت، در همان حالت بیماری به یکی از جلسات کاترین رفت. او در حین موعظه کاترین کولمن رؤیایی از عیسی مسیح دید و در مورد آینده فرزندانش آرامشخاطر یافت. همین آرامشخاطر برای خانم ویندر کافی بود، بنابراین از آنجا که به معجزه و شفا اعتقادی نداشت برخاست تا آن جلسه را ترک کند. او مینویسد: «دوستم مرا بلند کرد تا از آنجا برویم اما ناگهان متوجه مردی شدم که کنار من ایستاده بود. او گفت: "دارد در شما اتفاقی میافتد." جواب دادم: "پاهایم بهشدت میسوزد و در حال مرگم، میخواهم هر چه زودتر از این مکان بروم."» اما آن شخص میدانست که خانم ویندر دارد شفا مییابد و بنابراین او را تشویق کرد که بهجای ترک جلسه، به جلو نزد کاترین کولمن برود تا برایش دعا شود. خانم ویندر در ادامه مینویسد: «وقتی از منبر پایین آمدم دیگر نه به عصا نیاز داشتم و نه لازم بود کسی زیر بازویم را بگیرد. من شفا یافته بودم!» خانم ویندر تا زمانی که زنده بود به هر جایی که می رفت در مورد شفای خود شهادت می داد.
اکثر کسانی که کاترین کولمن برایشان دعا میکرد در روح نقشِ زمین میشدند. یک کشیش کاتولیک در مورد دوستی که او را به یکی از جلسات کاترین کولمن برده بود چنین مینویسد: «خانم کولمن بهطرف او رفت و او بیاختیار به زمین افتاد. این اولین بار بود که میدیدم کسی در روح بر زمین میافتد. البته او آسیبی ندید و فورن بلند شد.» جلسات کاترین کولمن بهراستی دیدنی بود. از تعداد انبوه شرکتکنندگان که بگذریم، باید از دسته ی سرایندگان یاد کرد که تعدادشان معمولن ۲۵۰ نفر بود و بهزیبایی سرود میخواندند. خود کاترین کولمن همواره در حالی که لباس زیبایی بر تن داشت به پشت تریبون میرفت. او اغلب قبل از آغاز موعظه سرود میخواند. خانم کولمن دوست نداشت کسی در حین موعظه او باعث حواسپرتی دیگران شود، بنابراین مأمورین انتظامات وظیفه داشتند کودکانی را که گریه میکردند یا افرادی را که به هیجان آمده، فریاد میکشیدند یا با صدای بلند به زبانها صحبت میکردند، آرام کنند یا به بیرون هدایتشان نمایند. کاترین کولمن اغلب پس از موعظه شرح میداد که خداوند در بین جماعت در حال انجام چه کاری است، و افراد مختلف را یک به یک به اسم میخواند. بدین ترتیب معجزات آغاز میشد.
اتهاماتی
غیر منصفانه
در اینکه هزاران نفر از طریق خدمات کاترین کولمن شفا یافتهاند تردیدی
نیست، اما از آنجا که او یک زن بود و معجزه میکرد، از سوی انجمنی که معتقد بود
رهبری کلیسا تنها خاص مردان است و معجزه نیز امری نادر است آماج انتقادات مختلف
قرار گرفت. این واقعیت نیز که آخرین زن معروفی که در آمریکا دست به معجزه میزد،
یعنی ایمی مکفرسونAimee McPherson 1890-1944 پایان خوبی نداشت و رسوایی بهبار آورد، کمکی به شهرت کاترین کولمن
نکرد. کسانی که با خدمت او مخالف بودند در پی بهانهای میگشتند تا وی را بیاعتبار
سازند. آنچه عاقبت به دستشان بهانه داد، ازدواج اشتباه کاترین کولمن بود. او در
یکی از جلسات بشارتیاش در دهه ۱۹۳۰ عاشق مبشر جوانی بهنام والتریپ (Waltrip) شد که متأسفانه همسر و دو پسر داشت. والتریپ
بهخاطر کاترین همسر خود را طلاق داد و کاترین کولمن در سال ۱۹۳۸ در کمال خشم و ناباوری کلیسا و
دوستانش با او ازدواج کرد. اما این دو هیچ گاه نتوانستند خدمت موفقی داشته باشند
چون این موضوع که والتریپ زن اول خود را طلاق داده بود همه جا باعث سرافکندگیشان
میشد. کاترین کولمن سرانجام دریافت که ازدواجش با والتریپ گناه بوده است و در
سال ۱۹۴۴ از او جدا شد، اما از آن
پس تا به امروز منتقدان هنوز هم از این موضوع علیه او استفاده میکنند و میکوشند
به این خاطر تمامی خدمت او را زیر سؤال ببرند.
اما چنین قضاوتی منصفانه نیست. والتریپ، این جوان خوشسیما و فریبنده، در شرایطی
وارد زندگی کاترین کولمن شد که کاترین جوانی بیست و هفت ساله بود و از آنجا که
پدرش را به تازگی در یک سانحه تصادف از دست داده بود، از لحاظ روحی و عاطفی بسیار
آسیبپذیر بود. بنابراین میتوان درک کرد که چرا کاترین بیدرنگ عاشق والتریپ شد.
با این حال این ازدواج بهراستی کاری اشتباه بود و خود کاترین نیز این موضوع را
کاملن قبول داشت. او با اعتراف به این که ازدواجش در نظر خدا گناه بوده است، به
رابطه خود با والتریپ خاتمه داد و تا پایان عمر مجرد باقی ماند تا زندگیاش بهطور
کامل وقف خدا باشد. محکوم کردن تمام زندگی خدمتی او بهخاطر یک خطای عشقی قدری
غیرمنصفانه است.
یکی دیگر از انتقاداتی که اغلب بهدرستی علیه واعظینی که دست به معجزه میزنند
عنوان میشود، زندگی تجملاتی و پر زرق و برقشان است. بهعنوان مثال میدانیم که
بنیهین در قصری ده میلیون دلاری زندگی میکرد
و یک هواپیمای خصوصی هم داشت! خبرنگاران و دشمنان بارها کوشیدند کاترین کولمن را
به تجملگرایی متهم کنند، اما موفق نشدند. او البته زندگی مرفهای داشت، اما حقوق
و مزایایی که از بنیاد خود دریافت میکرد کاملن مشخص و روشن بود و فرد مادیگرایی
نبود. یک بار او را متهم کردند به اینکه در منزل خود جواهراتی قیمتی پنهان کرده
است. کاترین کولمن به روزنامهها تلفن کرد و از آنان خواست بیایند و خانهاش را
بگردند، اما هیچ کدام نیامدند!اتهامات غیرمنصفانه دیگری نیز علیه کاترین کولمن عنوان میشد. مسیحیان ضد کاریزماتیک او را متهم کردند به این که روحالقدس را از عیسی مسیح برتر میداند. کاترین کولمن گرچه در دامان کلیساهای متدیست و بابتیست پرورش یافته بود، اما در سال اتهامات غیرمنصفانه دیگری نیز علیه کاترین کولمن عنوان میشد. مسیحیان ضد کاریزماتیک او را متهم کردند به این که روحالقدس را از عیسی مسیح برتر میداند. کاترین کولمن گرچه در دامان کلیساهای متدیست و بابتیست پرورش یافته بود، اما در سال ۱۹۴۶ تجربهای بسیار ملموس از روحالقدس پیدا کرد و در همان سال بود که اولین شفا در جلسات او اتفاق افتاد. بنابراین عجیب نیست که از آن پس موضوع اکثر موعظاتش روحالقدس بود. او روحالقدس را "بهترین دوست" خود و "بزرگترین آموزگار" میخواند، و تمام معجزاتی را که در جلساتش صورت میگرفت بهدرستی به قدرت روحالقدس نسبت میداد. تأکید او بر روحالقدس کار اشتباهی نبود زیرا تعلیم کتابمقدس آشکارا این است که در زمانی که پدر و پسر در آسمان هستند، روحالقدس است که مستقیماً با انسانها در ارتباط است (یوحنا ۲۶:۱۵ و ۱۴:۱۶).
یکی دیگر از اتهاماتی که به ناحق به کاترین کولمن زده میشود این است
که پیروان مرام کاتولیک را در جلسات خود میپذیرفت، و پیروان ادیان مختلف در جلسات
او شفا مییافتند. مخالفان کاترین کولمن از این طریق میکوشند نتیجه بگیرند که
تعالیم او منحصرن کتابمقدسی نبود، و در نتیجه معجزاتش محل تردید است. کاترین
کولمن بهراستی نیز پیروان مرام کاتولیک و مریدان سایر ادیان را در جمع خود میپذیرفت،
و خدا نیز آنان را لمس میکرد. واکنش درست مسیحی در قبال این کار این است که خدایی
را که پدر تمام امتهاست به این خاطر بستاییم نه اینکه خدمت کسی را به این دلیل
زیر سؤال ببریم.
اتهامی پیچیدهتر که علیه خانم کولمن عنوان میشود این است که جلساتش
در مردم امیدی واهی ایجاد میکرد که بهزودی نقش بر آب میشد. کاترین کولمن خود
بهتر از هر کسی میدانست که هزاران نفر بیمار به جلساتش میآمدند و در همان حالت
بیماری نیز جلسات او را ترک میکردند. دکتر نولن (Nolen) که در جلسات مینیاپلیس، یکی از مأمورین
انتظامات بود در این باره مینویسد: «همچنان که در گوشه ی سالن میایستادم و
بیماران نگونبختی را میدیدم که نومید و مأیوس آنجا را ترک میکردند، یعنی تمام
بیماران زمینگیری را که هنوز در صندلی چرخدار بودند و والدین غمگینی را که
فرزندان معلول خود را بهطرف آسانسورها حرکت میدادند، آرزو میکردم خانم کولمن هم
در کنارم بود و چنین صحنههایی را میدید». اما واقعیت این است که کاترین کولمن
هرگز به کسی وعده نداد که حتمن شفا خواهد یافت. او صرفن میدانست که برخی شفا
خواهند یافت. خانم دلورز ویدرز که قبلن اشاره کردیم یکی از این نمونههاست. اما
آیا کاترین کولمن میبایست از ترس اینکه مبادا در مردم امید واهی ایجاد شود هیچ
جلسهای ترتیب نمیداد؟ شیوه عیسی مسیح و رسولان چنین نبود. حتی آن بیمارانی نیز
که شفا نمییافتند اکثرن شهادت میدادند که جلسات او را نه با یأس و نومیدی، بلکه
با ایمانی تازه به حیات جاودان ترک میکردند. شهادتهای بسیاری وجود دارند در
مورد کسانی که گرچه مستقیمن در جلسات او لمس نشدند، اما زندگیشان در نتیجه آنچه
شنیدند دگرگون شد.
درسی که از زندگی کاترین کولمن میتوان آموخت، اهمیت داشتن ایمانی
ساده، جدی و متعهد است. عطای "کلام نبوت" یا "شفا" که کاترین
کولمن از آن بهره داشت به همگان داده نشده است. اما همگان میتوانند هر عطای دیگری
را که خدا به آنها داده است با ایمانی ساده، جدی و متعهد بهکار ببرند. سادگی
ایمان کاترین کولمن بهخوبی در عبارتی که بر سنگ قبرش حکاکی شده نمایان است: «من
به معجزه ایمان دارم چون به خدا ایمان دارم». همین ایمان ساده بود که او را بر آن
داشت به مصاف مخاطرات رود و ببیند خدا چه خواهد کرد. این ایمان ساده کاترین کولمن
با وقف و سرسپردگی کامل همراه بود. شاید دنیا او را زن مجردی میدانست که از
تحصیلات یا مهارت خاصی برخوردار نیست، اما او همین وجود ناقابل خود را به خدا
سپرد تا از وی استفاده کند. راز موفقیت او نیز در همین بود. کاترین کولمن برای
آنکه در این ایمان
ساده همچنان وقف شده و متعهد بماند، نیاز به جدیت و پشتکاری
شجاعانه داشت. هنگامی که دختری جوان و مجرد بود و در شهرهای دورافتاده غرب آمریکا
جلسات شفا ترتیب میداد، دلایل زیادی داشت که مثل هر زن جوان دیگر یک زندگی عادی
در پیش گیرد و تن به مخاطره ندهد. اما او با جدیت بر طبق ایمان سادهای که داشت
عمل کرد. پس از ازدواجِ اشتباهش با والتریپ نیز دلایل زیادی داشت که خدمت را بهکلی
کنار گذارده، خود را زنی شکستخورده تلقی کند. اما بیدرنگ از این گناه توبه کرد و
با جدیت به دعوتی که حس میکرد از جانب خدا دارد ادامه داد. همچنین هنگامی که
خدمتش گسترش یافت و رفته رفته با سؤظن مطبوعات و بهانهجویی برخی مسیحیان مواجه
شد، هیچگاه میدان را خالی نکرد بلکه تا پایان عمر بهطرزی خستگیناپذیر به موعظه
و دعا برای بیماران ادامه داد. امروزه اسم کاترین کولمن مترادفِ معجزه و شفاست،
اما در واقع معجزۀ اصلی چنین ایمانی است که در نهایت همه ما را تشویق میکند دوره
ی خود را وفادارانه به کمال برسانیم.
جلسه "انجیل به زبان ساده" کلیسای امانوئل 2015/3/9
کشیش اوربان
کلینتنبری Urban Klintenberg
می خواهم کلامی
از کتاب مقدس که برای من اهمیت بسیاری دارد را برای شما توضیح بدهم، البته تمام
کتاب مقدس دارای کلام های خوبی است. تا چند ماه دیگر من شصت ساله می شوم و در تمام
عمرم با کتاب مقدس زندگی کردم . من در یک خانواده مسیحی رشد کردم و پدر من نیز
کشیش بود و من همیشه دوست داشتم که در جلسات پرستشی کلیسا شرکت کنم و هیچ وقت با
این موضوع مشکلی نداشتم. همیشه دوست داشتم که در جلسات کلیسا شرکت کنم و بخوانم،
موعظه کنم و گوش بدهم و با انسان های جدید آشنا بشوم، همانند داود پیامبر که برای
اینکه به خانه خدا می رفت شادمانی می کرد. وقتی پدر من زنده بود به خیلی از موعظه
های او گوش می دادم و مادر من نیز جلسه بچه ها را سرپرستی می کرد و بیشتر مواقع به
صحبت های مادرم نیز گوش میدادم. او در خانه هم درباره عیسی مسیح با ما صحبت می کرد
و من خیلی خوشحال هستم که با کتاب مقدس رشد کردم . وقتی دوازده ساله بودم یک کتاب
مقدس از مدرسه هدیه گرفتم و شروع کردم تا خود کتاب مقدس را بخوانم. این جمله که
امشب به یاد من آمد و می خواهم برای شما بخوانم مزامیر فصل سی و هفت، جمله پنجم است:
"خودت را به خداوند بسپار و بر او تکیه کن و او تو را یاری خواهد
کرد"
یک حقیقت بزرگ در این جمله قرار دارد که انسان خودش را در دستان خداوند قرار بدهد؛
زندگی، آینده و همه چیز را. ما می توانیم همدیگر را به این موضوع تشویق کنیم اما
باید اینکار را از صمیم قلب خود انجام بدهیم. فکرش را بکنید که انسان راه و زندگی
را در دستان خداوند قرار بدهد. وقتی دستان شما مشت شده باشد و شما بخواهید که آنرا
باز کنید، می توانید این کار را انجام دهید و آنرا باز کنید. به همین صورت این در
مورد قلب ما نیز صدق می نماید. وقتی ما بخواهیم می توانیم آن را برای مسیح باز
کنیم. خداوند هیچ وقت ما را مجبور به این کار نمی کند، بلکه از ما سئوال می کند که
می خواهید دوست من باشید؟ دقیقن مثل اینکه کسی بخواهد با یکنفر ازدواج کند. اگر
بخواهند که زندگی خوبی داشته باشند باید هر دو زن و مرد بخواهند که این کار را
انجام دهند. منظور اینست که به خدای خود اعتماد داشته باشند. ما به طریق های
مختلفی با ایمان خود زندگی می کنیم. من ایمان داشتم که امروز ساعت شش جلسه
"کتاب مقدس به زبان ساده" خواهیم داشت و برای همین است که اینجا جمع شده
ایم. دقیقن به همین صورت ما باید به خدا ایمان داشته باشیم و او را قبول نماییم، از
اعماق وجود و صمیم قلبمان.
کتاب مقدس می گوید ما باید زندگی خود را در دستان خداوند قرار دهیم و باید به او
اطمینان داشته باشیم. فکرش را بکنید که من بخواهم بر روی یخ خیلی نازک راه برم،
حتمن خیلی ها خواهد گفت که اوربان نرو و این کار را نکن و شاید یک عده هم بگویند
که نه اوربان به کارت ادامه بده و من هم
بلافاصله به زیر آب می روم. من ایمان خیلی قوی داشتم اما چرا به زیر آب رفتم؟ زیرا
من پایه بسیار ضعیفی داشتم و یخ بیش از حد نازک بود. انسان ها معمولن به خیلی
چیزها ایمان دارند اما فقط عیسی مسیح است که مانند صخره است. اگر همان یخ را در
نظر داشته باشید و در کنار ساحل باشیم و عده ای روی یخ ایستاده باشند و به ما
بگویند که بروی یخ بیایید و مشکلی پیش نمی آید؛ و ما از ساحل بگوییم که نه امکان
شکستن یخ هست اما آنها بر روی یخ بالا و پایین بپرند و بگویند مطمئن باش و بیا.
وقتی ما بروی یخ قرار بگیریم می بینیم مشکلی پیش نیامد زیرا پایه آن قوی بوده است.
در مورد مسیح هم به همین صورت می باشد. زندگیت و راه خود را در دستان مسیح قرار
بده و به او ایمان داشته باش. حتا اگر ایمان ضعیفی داشته باشی باز هم مسیح مراقب
خواهد بود زیرا خداوند با توست. کریستسن که همکار من در کلیسای پینکس است، دیروز،
یکشنبه در مورد خانمی موعظه می کرد که نام
او "کاترین کولمن Kathryn Kuhlman" بود. او به کشورهای مختلف می رفت و کسانی را که ناراحتی و یا بیماری داشتند شفا
میداد. او حتا به سوئد هم آمده بود. از او پرسیدند که تو واقعن ایمان بزرگ و قوی
داری. او در پاسخ گفت که من یک زن کوچکی هستم، اما به خداوند بزرگ ایمان دارم.
بعضی مواقع ما می خواهیم بدانیم که چقدر ایمان داریم اما خیلی سخت است که ایمان
خود را بسنجیم، ولی ما باید چشم ها و
افکارمان را به عیسی مسیح متمرکز کنیم و به راهی که او رفته نگاه کنیم زیرا اوست
که منجی و یاور ماست. زندگی و راه خود را به خداوند واگذار کن و به او اطمینان
داشته باش زیرا او همه کارها را انجام خواهد داد.
اما او چه کارهایی برای ما انجام داده؟ از همه مهمتر این است که به خاطر ما بروی
صلیب رفت و مرد و تمام گناهانی که ما انجام دادیم و در آینده انجام خواهیم داد را بر
خود گرفت و بخاطر ما مرد. چه کار دیگری برای ما کرد؟ هم اکنون با ماست به ما کمک
می کند. من شخصن نمی توانم به کسی قولی بدهم، مثلن اینکه قول بدهم زندگی راحتی
داشته باشی و یا همیشه سلامت باشی. اما می توانم قول دهم که عیسی مسیح در تمام
روزها با تو خواهد بود، در هر شرایط و اتفاق. آنیکا در شروع برنامه مطلبی را اشاره کرد که "خداوند
هرگز ما را فراموش نمی کند". در اشعیای نبی، فصل پنجاه، جمله چهاردهم گفته
شده است:
"ساکنان اورشلیم می گویند « خداوند ما را ترک گفته و فراموش کرده است».
خداوند چنین پاسخ می دهد: « آیا یک مادر جگر گوشه ی خود را فراموش می کند؟ یا بر
پسر خود رحم نمی کند؟ حتا اگر مادری طفلش را فراموش کند، من شما را فراموش نخواهم
کرد!"
با وجود اینکه ما عاشق خدا هستیم و او را دوست داریم اما گاهی اوقات فکر می کنیم
که او ما را فراموش کرده است. خدواند در جواب این را به ما می گوید. من هیچ وقت فکر
نمی کنم که مریم و امیر، مریسا دختر کوچک خود را رها کنند. ما مطمئنیم که اینکار
را نخواهند کرد، اما اگر هم این اتفاق بیفتد، خداوند هرگز ما را فراموش نمی کند. اکنون
دوباره می خواهم مزامیر سی و هفتم را برای شما بخوانم: "خودت را به خداوند
بسپار و بر او تکیه کن و او تو را یاری خواهد کرد". عیسی مسیح از تو متشکریم.
و حالا میخواهم دعا بخوانیم:
خداوندا، تو بزرگی و ما می توانیم زندگی خود را در دستان تو قرار بدهیم.
ما از صمیم قلب خود می توانیم این کار را بکنیم.
تو می توانی با ما باشی، به ما قدرت بدهی و ما را کمک کنی.
گاهی ممکن است شرایط سخت باشه اما ما ایمان داریم که در بین ما و با ما هستی و ما
را هرگز فراموش و رها نخواهی کرد.
تو به طریق های مختلف به ما کمک می کنی و کارهای بزرگ و غیر ممکن را برای ما انجام
میدهی.
متشکرم که ما را فراموش نمی کنی.
در نام عیسی مسیح. آمین
آنیکا: خیلی متشکرم اوربان. حالا اگر کسی حرفی حتا اگر کوچک برای گفتن دارد می
تواند بیاید و به همه بگوید.
![]() |
| آنیکا بکونگ |
اگنت:
من نمی توانم ساکت باشم. اوربان گفت که انسان می تواند به چیزهای مختلف ایمان
داشته باشد، به سنگ، به نیوایج که اوربان گفت و مربوط به نیروهای شیطانی است و
.... . من در مدرسه موزیک بوروس کار می کردم و رهبر گروه ارکست بودم و به همین
دلیل به مسافرت های زیادی می رفتم. ما در یک تابستان به بزرگترین جزیره سوئد،
گوتلند رفتیم. بعضی از اولیای بچه ها نیز همراه ما بودند. تابستان بود و بخاطر گرم
بود آب دریا می توانستیم در آن شنا کنیم. سنگ های بسیار زیبایی در ساحل بود و آنیکا
میداند که من عاشق سنگ ها هستم. تمام جیب های خودم را از سنگ های گرد و نرم و زیبا
پر کرده بودم که یکی از مادران من را دید و پیش من آمد و گفت: خوبه که می بینم تو
به سنگ ها ایمان داری چون من هم عاشق سنگ ها هستم اما من به او گفتم که من عاشق
سنگ ها هستم چون خداوند آنها را بوجود آورده.
زمیرایی:
من پانزده سال قبل به این سرزمین پا گذاشتم، زمانیکه طالبان به افغانستان آمد و من
در شمال افغانستان در مزارشریف زندگی می کردم. یکروز ساعت چهار صبح چند نفر مسلح
به در خانه ما آمدند و در زدند. همسرم گفت کیه؟ گفتند از مجاهدین اسلام. همسرم
پرسید با کی کار دارید و گفتند با یکی از کسانی که داخل خانه هست، در را باز کن.
همسرم به من گفت به انباری برو و لوازم روی تو میریزیم تا تو را پیدا نکنند و من
گفتم که نمی شود. من بر بام منزل رفتم و از انجا به خانه همسایه پریدم. همسایه فکر
کرد که دزد آمده و من گفتم دزد نیستم و طالبان به خانه ما آمده تا من را بکشد و به
من پناه بدهید. همسایه گفت نمی توانم چون به خانه ما می آیند و ما را هم می کشند و
از اینجا برو. با طناب به خانه دیگری رفتم، او مرد مسنی بود و مرا در منزل خود
پناه داد. نمی توانستم بخوابم چون نگران فرزندان و خانواده خود بودم. طالبان از
روی دیوار به خانه ما آمدند و به همسر من گفتند که شوهر تو کجاست. همسرم به آنها
گفت که پنج روز پیش طالبان همسر من را به همراه خود برده اند. آنها گفتند که ما
میرویم و اگر بفهمیم که حرف شما درست نبوده بر می گردیم و همه خانواده شما را می
کشیم. ساعت دوازده ظهروقتی فهمیدم در خانه نیستن به خانه خود برگشتم و پرسیدم که
حالا چیکار کنیم. به این نتیجه رسیدم که از کشور فرار کنم. اول به تاجیکستان و سپس
به اوکراین رفتم و در سپتامبر سال 98 به سوئد آمدم. وقتی به سوئد رسیدم حال
پریشانی داشتم زیرا فکر می کردم طالبان همه فرزندان من را کشته اند. یک شب در خواب
عیسی مسیح را دیدم. یک چهره سفید، نورانی و بسیار زیبا به خانه من آمد و همه اتاق
روشن شد. دست خود را بر شانه من گذاشت. من ترسیدم و به من گفت: نترس، من عیسی هستم...
. وقتی بیدار شدم خیلی خوشحال شدم. نیم ساعت بعد دوباره خوابم برد و ساعت یازده
صبح بیدار شدم. یکنفر بمن گفت که پیش آنیکا برو. به کلیسای کارولین رفتم و شخصی در
آنجا بمن گفت که با کی کار داری. من گفتم: "عیسی عیسی ". او متوجه نشد و
رفت و یکنفر دیگر آمد و گفت که چه کمکی میخواهی تا انجام دهیم؟ من گفتم من عیسی را
می خواهم. او نیز متوجه نشد و نفر بعدی آمد و به من گفت به اتاق من بیا. کسی به
نام افشین برای ترجمه تلفنی از کشور همسایه من ایران بود و به من گفت چی میخواهی؟
گفتم عیسی مسیح را در خواب دیدم و آمدم اینجا تا مرا راهنمایی کنید که چه کاری
باید بکنم. او بمن گفت که باید به دیدار آنیکا در کلیسای امانوئل بروی. به دیدار
انیکا رفتم و در پایین منتظر بودم که دیدم یک خانم آمد. به او گفتم تو فارسی بلدی
که او به من گفت بله، من ایرانی هستم و نام من مریم است، خیلی خوشحال شدم. به
اتفاق مریم پیش آنیکا رفتیم و او برای من نوشت که چه کارهای باید انجام بدهم. در
دوم ماه می نود و نه غسل تعمید گرفتم و در
سال دوهزار همه فرزندان و نوه هایم غسل تعمید گرفتن. نه فرزند و پنج نوه داشتم.
خواهش من از شما برادران و خواهرانم اینست که ما در اینجا هم دشمنان زیادی داریم
که مانند شیران درنده می باشند، مخصوصن مسلمانان بنیادگرا و مذهبی. هروقت که به
کلیسا می آمدم و باز می گشتم این افغانی ها می گفتند که این و خانواده اش به کلیسا
رفت و آمد می کنند و وقتی ما را می دیدند به ما آب دهان می انداختن، اما من به
عیسی و قدرت او ایمان داشتم و می دانستم که جزای کارشان را خواهد داد. امروز همین آدم
ها رو می بینم که در حال ضعیف شدن هستند؛ همانند گیاه خشکیده شده اند. همین افغان
ها چندین بار به من گفته اند که خدای ما یک خداست و محمد هم تنها رسول خداست. من
هم در جواب می گویم چهار کتاب است که مربوط به عیسی است. به من گفتند که با تفنگ
پیشانی تو را خواهیم زد و من هم جواب دادم که تو هیچ کاری نمی توانی انجام دهی
زیرا من خدایی قوی و قدرتمند دارم که بر پیشانی خودت خواهد زد. بمن گفت چرا عیسی
را فرزند خدا می دانید؟ گفتم از دیدگاه اعتقادی، فلسفی و از انجیل به تو ثابت می
کنم که عیسی مسیح خداوند است. خداوند از طریق عیسی خود را به ما نشان داد و گناهان
ما را به خود گرفت و خود را به صلیب آویخت و خون خود را در راه ما ریخت.
من از شما خواهران و براداران خواهش می کنم که اگر هر مشکل یا آرزوی دارید فقط
عیسی مسیح را صدا کنید زیرا او به همه کمک می کند و مشکلات شما را حل می نماید.
چندین بار او معجزه خود را به من نشان داده است. من شصت و هفت سال عمر دارم و بعضی
شب ها که بخاطر بی خوابی بیدار می شوم، انجیل را مطالعه می کنم و در حدود نیم ساعت
بعد با همان کتاب به خواب عمیقی می روم.
د رهمین بوروس افغانی زیاد هست که هم خوب هست و هم بد. افغانی های بسیار مذهبی و
تندرو که حتا از طالبان و خمینی هم بدتراند. اما عیسی مسیح می گوید: اگر به صورت
شما سیلی زدند روی دیگر خود را نشان دهید.
اکنون به زبان فارسی و دری دعا می کنم:
ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدس باد
ملکوت تو بیاید
اراده تو چنان که در آسمان است بر زمین نیز کرده شود
نان روزانه ما را عطا بفرما
گناهان و قرض های ما را ببخش؛ چنانکه ما نیز گناهان و قرض های دیگران را بخشیدیم.
ما را در آزمایش میاور بلکه از شریر رهاییده.
زیرا که ملکوت و قوت و جلال تا ابدالآباد از آن توست
آنیکا:
زمانی که مسیح بروی صلیب بود دعا می کند که ای پدر اینها را ببخش زیرا نمی دانند
که چه کاری انجام می دهند.
فقط یک عشق هست و آن عشق خداوندی است.
سرودی هست که می خواهم خواهش کنم تا همگی با هم بخوانیم:
عیسی مسیح چقدر بی نظیر است که در همه روزها با ما است
هر زمان و هر جا که بخواهیم می توانیم دعا
بکنیم
۱۳۹۴ اردیبهشت ۱, سهشنبه
جلسه "انجیل به زبان ساده" کلیسای امانوئل 2015/4/20
سرود نیایشی امروز:
خداوندا، هیچ کس به اندازه تو بزرگ نیست، نه در هیچ کجا.
هیچ کس مانند تومعجزات، رفتار و کردار تو را دارا نمی باشد، نه با نیروی ارتش و نه با قدرت اسلحه.
اما با قدرت و نیرو روح القدس چرا؛ تمام موانع خم شده، باید از بین برود. بلی همه موانع خم و از بین می رود. تمام موانع در مقابل روی خداوند خم شده و از بین می روند.آمین
خداوندا، هیچ کس به اندازه تو بزرگ نیست، نه در هیچ کجا.
هیچ کس مانند تومعجزات، رفتار و کردار تو را دارا نمی باشد، نه با نیروی ارتش و نه با قدرت اسلحه.
اما با قدرت و نیرو روح القدس چرا؛ تمام موانع خم شده، باید از بین برود. بلی همه موانع خم و از بین می رود. تمام موانع در مقابل روی خداوند خم شده و از بین می روند.آمین
![]() |
| کشیش "یان اریک" |
سخنران این جلسه کشیش"یان اریک"
دعای شروع جلسه:
خداوندا، برای این لحظه ای که با هم هستیم متشکریم.
خداوندا، برای تک تک کسانی که اینجا حضور دارن دعا می کنم.
خداوندا، تو خوب میدانی که ما به چه چیزی نیاز داریم. بعضی مواقع ما خود از نیازمان اطلاع نداریم.
خداوندا تو ما را خوب می شناسی و خواهش می کنم نیاز ضروری ما را به ما عطا کن.
خداوندا، متشکرم که تو می توانی زندگی را تغییر دهی.
خداوندا، تو می توانی فکرهای خوبی را با ما بدهی و تو می خواهی که با ما ملاقات بکنی.در نام عیسی مسیح. آمین.
خداوندا، برای این لحظه ای که با هم هستیم متشکریم.
خداوندا، برای تک تک کسانی که اینجا حضور دارن دعا می کنم.
خداوندا، تو خوب میدانی که ما به چه چیزی نیاز داریم. بعضی مواقع ما خود از نیازمان اطلاع نداریم.
خداوندا تو ما را خوب می شناسی و خواهش می کنم نیاز ضروری ما را به ما عطا کن.
خداوندا، متشکرم که تو می توانی زندگی را تغییر دهی.
خداوندا، تو می توانی فکرهای خوبی را با ما بدهی و تو می خواهی که با ما ملاقات بکنی.در نام عیسی مسیح. آمین.
"زیرا
فرزندی برای ما به دنیا آمده! پسری بما بخشیده شده! او بر ما سلطنت خواهد کرد. نام
او «عجیب»،«مشیر»،«خدای قدیر»،«پدر جاودانی» و «سرور سلامتی» خواهد بود(انجیل عهد
عتیق، اشعیا، فصل نهم، جمله ششم)
تقریبن هفتصد سال قبل از تولد مسیح این متن توسط اشعیا نبی نوشته شده است. او
پیامی از خداوند گرفت تا برای قوم اسرائیل بازگو کند. این پیام را ما امروزه بیشتر
می فهمیم چون می دانیم که او در مورد مسیح می گفت. خداوند توسط مریم باکره انسان
شد و در بین انسان ها زندگی کرد و تمام دردها، رنج ها و مشکلات ما را بر خود گرفت
و ملکوت خداوند در بین ما بود. اگر شما ملکوت خدارا جستجو کنید، همه چیز را خواهید
یافت.
عیسی مسیح نام های مختلفی دارد. چند نام او را در اینجا خواندیم. همه این نام ها
میخواهد بگوید که خداوند چه کسی است و مسیح که می آید کیست. او چگونه است و چگونه
می توانیم او را بشناسیم و منتظر چه کسی هستیم. به نظر من این اسامی بی نظیر است و
هر کدام از این اسامی کافی است تا بدانیم که عیسی مسیح کارهای بزرگ و عجیبی انجام
داد.
اولین اسم «عجیب» است. از آغاز مسیح همانند یک بچه به توسط مریم باکره در بیت لحم بدنیا
آمد. او رشد کرد و بزرگ شد. در دوازده سالگی شروع به آموزش کرد و مردم به سخنانش
گوش می کردند. وقتی ماموریت خود را آغاز کرد، کارهای بی نظیری از او دیده شد. عیسی
مسیح عاشق همه انسان ها بود و به جاهای می رفت که دیگران کمتر به آنجا می رفتند.
به ملاقات و دیدار گناهکاران می رفت و از دیدار بیماران و بیماری آنان ترسی نداشت،
مردگان را زنده کرد و همیشه کارهای خوبی را در بین انسان ها انجام می داد. او
دشمان خود را بخشید و این قدرت را داشت تا گناهان دیگران را ببخشد. کارهای ناشدنی
را انجام می داد و هر چیز نابود شده ای را می توانست کامل کند. او یک راهنما و
مشاور نیز بود. همواره ما انسان ها بدنبال امید و ایمان هستیم. آرزوی چیزهایی را
داریم که نمی توانیم آن را پیدا کنیم و کارهای مختلفی را انجام می دهیم. خدواند
بخاطر ما انسان ها به زمین آمد و در جستجوی ما بود و ما را راهنمایی می کرد. کتاب
مقدس همواره همانند یک نقشه می باشد و در مواقعی که راه را اشتباه می رویم، بهترین
راهنما است. وقتی ما راهنمایی خداوند را می خواهیم او به ما می گوید که بهترین
راهنما کتاب مقدس است. عیسی مسیح یک راه را برای ما آماده کرد، همانطور که می
گوید"من راه و راستی هستم". او بر تمام دشمنان غلبه کرد و پیروز شد و
آینده را به ما تقدیم کرد.
وقتی انسان در مسیحیت، خداوند را ملاقات می کند، همانند یک فرزند زندگی می کند. ما
فرزندان خدا خطاب می شویم و فرزند جاودانی و ابدی می باشیم. ما صاحب یک "پدر
جاودانی" و پدر ابدی هستیم و به همین دلیل فرزندان جاودانی و ابدی می باشیم.
انسان می تواند از طریق خدا یک روح جاودانی دریافت کند که در قلب ما قرار بگیرد و
زندگی تازه ای به ما ببخشد. این آرزوی خداوند است و او منتظر ما است. این بزرگ
ترین معجزه بر روی زمین می باشد زیرا انسان از مرگ به زندگی باز می گردد. شاید
انسان از راه های مختلف بر دری زده باشد که عیسی مسیح در پشت آن منتظر است. اگر
جواب ما مثبت باشد او می خواهد بیاید و با ما غذا بخورد. اگر ما بگوییم که در
زندگی من بیا و همه چیزرا با من تقسیم کن، در آن صورت یک اتفاق در زندگی ما رخ
خواهد داد. اولین سرودی که امروز خواندیم، عمیق ترین شادی و آرامش را به ما می دهد
زیرا خدا روشنی و درخشش خود را بر ما می تاباند. وقتی ما در زندگی مشکل و گرفتاری داریم،
او درد و مشکل ما را دیده و می خواهد ناجی باشد و با عشق و محبت پیش ما بیاید. من
و شما باید به عنوان یک پیامبر این پیام را برسانیم زیرا بخشش و فیض خداوند در ما
جاری شده است.
نجات ما در اسم هایی قرار دارد که عیسی مسیح را با آنها تشریح کردیم و شاید ما هرگز
نتوانیم این را درک کنیم. او منتظر ماست تا آغوش خود را برای او باز کنیم، برای
عیسی مسیح، شاه شاهان و مالک هستی.ما می خواهیم به نزد تو بیاییم ای مسیح. ما را
کامل کن.
تقریبن سی و پنج سال پیش این کلام را اولین بار در آتن یونان توضیح دادم و هر بار که آنرا می خوانم شکرگزاری خدا را بجا
می آورم.
دعای
پایان جلسه:
عیسی مسیح برای همه ی کارهایی که برای ما انجام دادی متشکریم.
همه چیز را برای تک تک ما کامل کردی.
خداوندا تو خوب می دانی که ما به چه چیزی نیاز داریم.
خداوندا به ملاقات ما بیا و قلب های ما را از عشق و محبت خود پر کن.
در نام عیسی مسیح. آمین.
اشتراک در:
نظرات (Atom)

















