۱۳۹۶ فروردین ۳۰, چهارشنبه

جلسه "انجیل به زبان ساده" کلیسای امانوئل - 2017/03/27 - تومی هولمبری


کشیش تومی هولمبری Tommy Holmberg


از این که یکبار دیگر شما را در اینجا ملاقات می نمایم خیلی خوشحال هستم. من کشیش کلیسای «خومارکن» هستم و هر روز انسان های زیادی را در آنجا ملاقات می کنم و چهره های جدید نیز به آنجا زیاد می آیند. 
من امروز می خواهم در مورد مراسم های مختلف پرستشی با شما صحبت نمایم. ابتدا با انجیل عهد عتیق آغاز می نمایم و سپس به عهد جدید رفته و از انجیل یوحنا می خوانیم و آنها را با هم مقایسه می نماییم. 
ابتدا از کتاب «نحمیا» می خوانیم که بیشتر در مورد آن توضیح خواهم داد. این بخش در مورد شهر اورشلیم توضیح داده می شود که به چه شکلی بوده است. در آن زمان در اورشلیم جنگ بود و بیشتر قسمت های آن ویران و به آتش کشیده شده بود. معابد اجازه فعالیت نداشتند و یا بسته بودند و یا ویران شده بودند. شهر اورشلیم ویران شده بود و مردم نیز سرگردان بودند و هیچ چیزی در روند عادی و معمولی نبود و شاید بعضی از شماها نیز شرایط دشوار این چنینی داشته اید. در اینجا نوشته شده زمانی که همه چیز در تاریکی و جنگ قرار داشت خداوند با «نحمیا» سخن گفت. خداوند به نحمیا گفت که او باید شرایطی را بوجود بیاورد تا مردم اسراییل را از این شرایط سخت نجات دهد و همچنین کشیشان را به یک جای مشخص و معین جمع آوری نماید. باید مردم با یکدیگر همکاری نمایند و دیوار عظیمی را بنا کنند. 
" اهالی تقوع حصار را از برج بیرونی تا «دیوار عوفل» بازسازی کردند. دسته‌ای از کاهنان نیز قسمتی از حصار را که از «دروازه اسب» شروع می‌شد تعمیر کردند؛ هر یک از ایشان حصار مقابل خانه خود را بازسازی نمودند. صادوق (پسر امیر) هم حصار مقابل خانه خود را تعمیر کرد. قسمت بعدی را شمعیا (پسر شکنیا) نگهبان دروازه شرقی، بازسازی نمود. حننیا (پسر شلمیا) و حانون (پسر ششم صالاف)، قسمتهای بعدی را تعمیر کردند، مشلام (پسر برکیا) حصار مقابل خانه خود را بازسازی کرد. ملکیا که از زرگران بود قسمت  بعدی حصار را تا خانه‌های خدمتگزاران خانه خدا و خانه‌های تاجران که در مقابل «دروازه بازرسی» قرار داشتند و تا برجی که در پیچ حصار است، تعمیر کرد.  زرگران و تاجران بقیه حصار را تا «دروازه گوسفند» بازسازی نمودند."(عهد عتیق، نحمیا، فصل سه، جمله بیست و هفت تا سی و دو)
این مواردی که گفته شد و نوشته شده بود با زمان حال مطابقت می نماید و بدین معناست که ما باید با یکدیگر همکاری نماییم. در این همکاری مهم نیست که چه گذشته ای داشته ایم و به چه زبانی سخن می گوییم و یا چه شغلی داریم. وقتی ما در اینجا کلام خداوند را به زبان های مختلف می خوانیم در حقیقت پادشاهی خداوند ظاهر می گردد و این کاری است که ما با کمک همدیگر انجام می دهیم. به همین صورت که ما کلام خداوند را در اینجا به زبان های مادری خود می خوانیم، به همین صورت نیز مردم اسراییل آن زمان که از قوم های مختلفی تشکیل شده بودند آنرا آباد کردند. معنای زندگی دقیقن همین است که خویشاوندانی که در یک جا زندگی می کنند با یکدیگر همکاری نمایند و به شکلی کاری را انجام بدهیم که قدرت خداوند در آن مشاهده شود. زمانی بوقع خواهد رسید که با یکدیگر کار نماییم و البته معنای آن همین است که ایمانداران به مسیح در ارتباط نزدیک با یکدیگر باشند. مهم نیست که عضو چه کلیسایی هستید، پنطیکاستی، کاتولیک، ارتودکس.... اما مهم است که در ایمان و عقیده خود شریک باشیم و با کمک همدیگر این شهر را بسازیم.
اکنون به عهد جدید و انجیل یوحنا می رویم:
"  برای تک تک ایشان دعا می‌کنم تا همه با هم  یکدل و یکرأی باشند، همانطور که ای پدر، من و تو با هم یکی هستیم؛ تا همچنانکه تو در منی، و من در تو ایشان نیز با ما یک باشند، تا از این راه مردم جهان ایمان آورند که تو مرا فرستاده‌ای. جلالی را که به من بخشیدی به ایشان داده‌ام، تا آنان نیز مانند ما یکی گردند. من در ایشان و تو در من، تا به این ترتیب ایشان نیز به تمام معنا با هم یکی باشند، و مردم دنیا بدانند که تو مرا فرستاده‌ای و بفهمند که ایشان را دوست داری، به همان اندازه که مرا دوست داری. "(عهد جدید، انجیل یوحنا، فصل هفده، جمله بیست و یک تا بیست و سه)




این متن به ما نشان می دهد که مسیح همیشه برای ما دعا کرده است حتا زمانی که به آسمان رفته است و در دست راست پدر نشسته است و هنوز نیز برای ما دعا می نماید. اما این برای من و شما چه معنا و چه مفهومی دارد؟ 
معنای آن اینست که کلیساهای مختلف را به یک کلیسای متحد تبدیل نماییم و با همدیگر در پیشگاه خداوند قرار بگیریم. البته این همه چیز نیست و یک چیز مهم دیگری نیز است و آن اینست که همه ما بخشی از بدن مسیح در تمام دنیا می باشیم و همانطور که در «نحمیا» گفته شد، شروع به ساختن همان نقطه که در آن قرار داریم نماییم، همانگونه که برای ساختن یک دیوار باید آجر را بر روی آجر قرار دهیم. پطرس نیز همانگونه انجام داد و ساخت.
ما به این دنیا آمده ایم تا برادران و خواهران خود را پیدا نماییم و برای زندگی کردن با یکدیگر راهی بیابیم. عیسای مسیح نیز به ما گفته است که چیز هایی که ما را از هم جدا می سازد را باید ببخشیم و یا فراموش کنیم. برای ملکوت خداوند در کنار یکدیگر و پهلو به پهلوی هم کار کنیم همانگونه که اورشلیم را آباد کردند و یا به این شکل که به زبان های مختلف کلام خداوند را می خوانیم. هیچ تفاوتی بین انسان ها و یا زبان آنها در نام عیسای مسیح وجود ندارد و در این شرایط است که ما می توانیم آبادی را بوجود بیاوریم. مهم است که متنوع باشیم و با همدیگر همکاری نماییم و ملکوت خداوند را بوجود آوریم. باید فراموش نماییم که از کجا و چه زبانی و چه کلیسایی و... آمده ایم و مهم اینست که شهر خود را به مکانی تبدیل نماییم که همه ایمانداران به مسیح در کنار یکدیگر زندگی می نمایند. 
صحبت خود را با دعا به پایان می رسانم:
خداوندا سپاس تو را که همه ما متفاوت می باشیم. 
برای داشته ها  و تجربیاتمان تو را سپاس می گوییم. 
سپاس تورا برای کسانی که بر روی زمین قرار داده ای  تا از قلمرو تو محافظت نمایند.
خدوندا به ما جسارت و خوشحالی ببخش تا با یکدیگر همکاری کنیم.
خداوندا به ما کمک کن تا تفاوت های یکدیگر را درک کنیم.
خداوندا به ما کمک کن تا توانایی خوب بودن را بدست آوریم تا در معیت تو و در کنار یکدیگر خوب باشیم. آمین.

۱۳۹۶ فروردین ۲۶, شنبه

پاپ اعظم پاهای اعضای سابق مافیا را شست

رهبر کاتولیک‌های جهان هر ساله به مناسبت عید پاک پای افراد مجرم یا معلول را شستشو می‌دهد. امسال او پای دوازده زندانی عضو سابق مافیا را به این امید که آنها به این جنایات سازمان‌یافته پشت کنند شست . پاپ امسال مجرمین عضو مافیا را برای شستشوی پا در مراسم عید پاک انتخاب کرد. به گفته واتیکان شستشو در جریان بازدید خصوصی پاپ از زندانی در شهر کوچک پالیانو در روز پنجشنبه (۱۳ آوریل/ ۲۴ فروردین) و بدون حضور عکاسان انجام شد.عيد پاك دومين جشن بزرگ مسيحيان پس از ميلاد مسيح است.یکی از این دوازده نفر مسلمان بوده که به مسیحیت گرویده است و سه نفر از آنها نیز زن بودند. چهار تن از این زندانیان نیز در برگزاری این مراسم به پاپ کمک کردند.پاپ فرانسیس در سال‌های اخیر بارها اعضای مافیای ایتالیا را فراخوانده است که راه و روش زندگی را تغییر دهند. در مصاحبه‌ای که روز پنجشنبه در روزنامه ایتالیایی "لا رپوبلیکا" منتشر شد، پاپ گفت: «من بار دیگر تکرار می‌کنم همه حق دارند که اشتباه کنند. هر فردی به‌ نحوی دچار خطا شده است.» او در همچنین گفت که متاسفانه اعتماد و حسن‌ نیت کمی نسبت به "بازگشت دوباره به جامعه" نشان داده شده است.

سنت شستن پا در واتیکان

 مسیح در واپسین شب حیات، دوازده نفر از حواریون خود را که از نزدیکترین یاران و معتقدانش بودند به صرف نان و شراب دعوت می‌کند. به روایت انجیل یوحنا، مسیح پس از شام "آب در لگن ریخته شروع به شستن پای مریدان و خشكانیدن آنها با دستمالی كه بر كمر داشت کرد."
شب «عید پِسَح» فرا رسید و عیسی با شاگردان خود بر سر سفره شام نشست. عیسی می‌دانست که این آخرین شب عمر او بر زمین است و بزودی نزد خدای پدر به آسمان باز خواهد گشت، بنابراین محبت خود را به کمال به شاگردانش نشان داد. شیطان که یهودای اِسخریوطی (پسر شمعون) را از قبل فریب داده بود تا به عیسی خیانت کند، در وقت شام به فکر او انداخت تا در همان شب نقشه خود را عملی سازد. عیسی می‌دانست که خدا اختیار همه چیز را به دست او سپرده است و از نزد خدا آمده و بار دیگر به نزد او باز می‌گردد. پس، از سر شام برخاست، لباس خود را درآورد، حوله‌ای به کمر بست، آب در لگن ریخت و به شستن پایهای شاگردان و خشک کردن آنها با حوله پرداخت. وقتی به شمعون پطرس رسید، پطرس به او گفت: «استاد، شما نباید پایهای ما را بشویید.» عیسی جواب داد: «اکنون علت کار مرا درک نمی‌کنی؛ ولی یک روز خواهی فهمید.» پطرس باز اصرار کرد: «نه، هرگز نمی‌گذارم شما پاهای مرا بشویید.» عیسی فرمود: «اگر نگذاری، رابطه‌مان قطع می‌شود.» پطرس با عجله گفت: «پس حالا که اینطور است، نه فقط پا، بلکه دست و صورتم را نیز بشویید.» عیسی جواب داد: «کسی که تازه حمام کرده، فقط کافی است که پایهای خود را بشوید تا تمام بدنش پاکیزه شود. شما نیز پاکید ولی نه همه.» چون عیسی می‌دانست چه کسی به او خیانت خواهد کرد؛ از این جهت گفت که همه شاگردان پاک نیستند.  پس از آنکه پاهای شاگردان خود را شست، لباس خود را پوشید و سر میز شام نشست و پرسید: «آیا فهمیدید چرا این کار را کردم؟ شما مرا استاد و خداوند می‌خوانید، و درست می‌گویید چون همینطور نیز هست. حال، اگر من که خداوند و استاد شما هستم، پاهای شما را شستم، شما نیز باید پاهای یکدیگر را بشویید. من به شما سرمشقی دادم تا شما نیز همینطور رفتار کنید. چون مسلما خدمتکار از اربابش بالاتر نیست و قاصد نیز از فرستنده‌اش مهمتر نمی‌باشد.  در زندگی، سعادت در این است که به آنچه  می‌دانید، عمل کنید.»"(عهد جدید، انجیل یوحنا، فصل سیزده، جمله یک تا هفده)
به باور ایمانداران به مسیح، سنت شستن پا یادآور فروتنی و تواضعی است که مسیح نسبت به حواریون از خود نشان داد. اما چند سال است که  پاپ فرانسیس سنت رایج را کنار گذاشته و به جای شستن پای شماری از کشیشان و اعضای کلیسا، پای دوازده زندانی و یا افراد معمول و نیازمند حمایت را می‌شوید. این مراسم در شب جمعه‌ای که "آدینه نیک" خوانده می‌شود انجام می‌شود. این مراسم به یاد شام آخر (عشای ربانی) مسیح برگزار می‌شود.
لینک خبر:


۱۳۹۶ فروردین ۲۲, سه‌شنبه

کلیسای پارسی زبانان - شنبه 2017/03/25- اندش نورگرین


اندش نورگرین


سلام. من اندش هستم و زادگاه من ششصد کیلومتر بالاتر از استکهلم است. در زمان کودکی پدر من ماهیگیر بود و این شغلی بود که در رده پایین جامعه قرار داشت. وقتی که من ده ساله شدم او کارش را کنار گذاشت زیرا جوابگوی هزینه زندگی ما نبود. پطرس و خیلی دیگر از شاگردان مسیح نیز ماهیگیر بودند. تقریبن در چهل سال پیش من مسیح را در خواب ملاقات کردم. 
"  محبوب: ای کبوتر من که در شکاف صخره‌ها و پشت سنگها پنهان هستی، بگذار صدای شیرین تو را بشنوم و صورت زیبایت را ببینم.   "(غزل غزل ها، فصل دو، جمله چهارده)

خیلی از انسان ها دارای نقص و یا مشکل در چهره خود می باشند و مسیح برای آنها جمله بی نظیری می گوید: اجازه بده که صدای تو را بشنوم و روی تو را ببینم زیرا تو در حقیقت زیبا هستی. این پیام را زمانی که با اتومبیل خود به اینجا می آمدم دریافت کردم تا برای شما بگویم. 
امروز می خواهم در این مورد که مسیح در یک مهمانی آب را به شراب تبدیل کرد برای شما صحبت کنم. این موضوع در انجیل یوحنا فصل دوم نوشته شده است:
"  دو روز بعد، مادر عیسی در یک جشن عروسی در دهکده «قانا» در جلیل مهمان بود. عیسی و شاگردان او نیز به عروسی دعوت شده بودند. هنگام جشن، شراب تمام شد. مادر عیسی با نگرانی نزد او آمد و گفت: «شرابشان تمام شده است ». عیسی فرمود: «از من چه می‌خواهی؟ هنوز وقت آن نیست که معجزه‌ای انجام دهم».  با اینحال، مادر عیسی به خدمتکاران گفت: «هر دستوری به شما می‌دهد، اطاعت کنید». در آنجا شش خمره سنگی بود که فقط در مراسم مذهبی از آن استفاده می‌شد و گنجایش هر کدام حدود صد لیتر بود. عیسی به خدمتکاران فرمود: «این خمره‌ها را پر از آب کنید». وقتی پر کردند، فرمود: «حالا کمی از آن را بردارید و نزد گرداننده مجلس ببرید». وقتی گرداننده مجلس آن آب را که شراب شده بود چشید، داماد را صدا زد و گفت: «چه شراب خوبی‌! مثل اینکه شما با دیگران خیلی فرق دارید، چون معمولاً در جشنها، اول با شراب خوب از مهمانها پذیرایی می‌کنند و بعد که همه سرشان گرم شد، شراب ارزانتر را می‌آورند. ولی شما شراب خوب را برای آخر نگه داشته‌اید.» او نمی‌دانست که شراب از کجا آمده است، ولی خدمتکاران می‌دانستند.  این معجزه عیسی در دهکده قانای جلیل، اولین نشانه قدرت  دگرگون کننده او بود و شاگردان ایمان آوردند که او واقعا همان مسیح است."(انجیل یوحنا، فصل دو،جمله یک تا یازده)
من در سال هزار و نهصدو هفتاد و شش برای مرخصی به آلمان سفر کردم و در آن زمان هنوز مسیح را ملاقات نکرده بودم. در آنجا داشتند اولین شراب بعمل آمده را امتحان می کردند و من نیز آنرا چشیدم و به نظر من اصلن شراب خوبی نبود. این نظر من بود و برعکس به نظر شراب شناسان حرفه ای آن شراب بسیار خوبی بود. شما می دانید که برای داشتن شراب خوب به مدت زمان زیادی نیاز می باشد تا خوب عمل آید و کهنه شود. مسیح در اینجا معجزه ی عجیبی انجام می دهد و او آب را به شراب تبدیل می نماید. در کتاب مقدس خوانده ایم که موسی انسان ضعیفی بود و وقتی صدایی از آسمان با او سخن می گوید تا قوم اسراییل را از دست فرعون و مصر نجات دهد، موسی می پرسد به آنها بگویم که چه کسی مرا فرستاده است. خداوند جواب عجیبی به موسی می دهد و می گوید "من هستم آنکه هستم" و تو باید همین گونه که به تو گفتم به قوم اسراییل بگویی.
" روزی هنگامی که موسی مشغول چرانیدن گله پدر زن خود یترون، کاهن مدیان بود، گله را به آنسوی بیابان، به طرف کوه حوریب، معروف به کوه خدا راند.  ناگهان فرشته خداوند چون شعله آتش از میان بوته‌ای بر او ظاهر شد. موسی دید که بوته شعله‌ور است، ولی نمی‌سوزد. با خود گفت: «عجیب است! چرا بوته نمی‌سوزد؟» پس نزدیک رفت تا علتش را بفهمد.  وقتی خداوند دید که موسی به بوته نزدیک می‌شود، از میان بوته ندا داد: «موسی! موسی!» موسی جواب داد: «بلی».  خدا فرمود: «بیش از این نزدیک نشو! کفشهایت را از پای درآور، زیرا مکانی که در آن ایستاده‌ای، زمین مقدسی است.  من خدای اجداد تو ابراهیم، اسحاق و یعقوب هستم.» موسی روی خود را پوشاند، چون ترسید به خدا نگاه کند. خداوند فرمود: «من رنج و مصیبت بندگان خود را در مصر دیدم و ناله‌شان را برای رهایی از بردگی شنیدم. حال، آمده‌ام تا آنها را از چنگ مصری‌ها آزاد کنم و  ایشان را از مصر بیرون آورده، به سرزمین پهناور و حاصلخیزی که در آن شیر و عسل جاری است ببرم، سرزمینی که اینک قبایل کنعانی، حیتّی، اموری، فرزّی، حوّی و یبوسی در آن زندگی می‌کنند.  آری، ناله‌های بنی اسرائیل به گوش من رسیده است و ظلمی که مصری‌ها به ایشان می‌کنند، از نظر من پنهان نیست.  حال، تو را نزد فرعون می‌فرستم تا قوم مرا از مصر بیرون آوری».  موسی گفت: «خدایا، من کیستم که نزد فرعون بروم و بنی اسرائیل را از مصر بیرون آورم».  خدا فرمود: «من با تو  خواهم بود و وقتی بنی اسرائیل را از مصر بیرون آوردی، در همین کوه مرا عبادت خواهید کرد. این نشانه‌ای خواهد بود که من تو را فرستاده‌ام».  موسی عرض کرد: «اگر پیش بنی اسرائیل بروم و به ایشان بگویم که خدای اجدادشان، مرا برای نجات ایشان فرستاده است، و آنها از من بپرسند: "نام او چیست؟" به آنها چه جواب دهم؟» خدا فرمود: «هستم آنکه هستم! به ایشان بگو "هستم" مرا نزد شما فرستاده است.  بلی، به ایشان بگو: خداوند یعنی خدای اجداد شما، خدای ابراهیم، اسحاق و یعقوب مرا پیش شما فرستاده است. این نام جاودانه من است و تمام نسلها مرا به این نام خواهند شناخت»."(عهد عتیق، خروج، فصل سه، جمله یک تا پانزده)
 خداوند ابدی است و اکنون نیز هست.




من می خواهم مورد دیگری را نیز برای شما بگویم و اکنون نیاز نیست که آنرا بخوانیم. زمانی که خداوند دنیا را می آفرید در ابتدا زمین خالی از هر چیزی بود و هیچ چیزی در آن وجود نداشت. او همه چیز و همینطور زمان را بوجود آورد. خداوند آسمان را آفرید؛ آسمانی که اکنون نیز دانشمندان نتوانسته اند دلیل بوجود آمدن آن را دریابند. با اینکه انسان امروزی به تکنولوژی پیشرفته ای دست یافته اما هنوز نیز نتوانسته اندازه و پایان آسمان را کشف نمایند. او خدای تو و خدای من است که همه چیز را بوجود آورده است.

 مسیح و شاگردان او به عروسی می روند که به آن دعوت داشتند. در آداب و رسوم آن زمان و حتا امروزه، وقتی شراب تمام شود مشکل بزرگی بوجود می آید. اگر من شما را به تولد خود دعوت نمایم و کیک تولد به همه مهمانان نرسد و زود تمام بشود من شرمنده مهمانان خود خواهم شد و نباید چنین اتفاقی رخ دهد. وقتی شراب تمام می شود از مسیح درخواست می شود و او نیز وارد عمل می گردد و او از آب شرابی بوجود می آورد که از شراب اولی نیز خیلی بهتر بود. منظور من از گفتن اینها اینست که خداوند بر روی زمان قدرت دارد.
" با وجود این من خدایی هستم که بخاطر خودم گناهان شما را پاک می‌سازم و آنها را دیگر هرگز به یاد نخواهم آورد."(عهد عتیق، اشعیا، فصل چهل و سه، جمله بیست و پنج)

شما فکر می کنید که خداوند دروغ می گوید. چیزهایی وجود دارد که خداوند نمی تواند انجام دهد، یکی از آنها اینست که او نمی تواند دروغ بگوید. او در این جمله گفته که من هرگز گناهان تو را به یاد نخواهم آورد و شما می دانید وقتی که مسیح آب را به شراب تبدیل می نماید، او زمان را بر روی شراب قرار می دهد. وقتی من و شما نزد مسیح می رویم و از او درخواست بخشیده شدن می نماییم، دیگر خداوند به یاد نمی آورد که ما زمانی گناهکار بوده ایم و از نظر او دیگر ما گناهکار نیستیم. همانطور که کتاب مقدس می گوید از غرب تا شرق گناهان از ما فاصله می گیرند. در حقیقت خداوند به گذشته ما می آید و زمان را از نو آغاز می نماید زیرا او با ماست. مسیح به عروسی می آید و خداوند نیز با پیمان بین آدم و حوا آغاز می نماید. خداوند به آدم و حوا می گوید که خوب باشید و میوه به بار بیاورید. اولین خدمتی که مسیح بر روی زمین انجام می دهد اینست که به عروسی می رود تا عروس و داماد را برکت بدهد. او برای شراب زمان می گذارد و این پیام را به شما و من می دهد که خداوند گناهان ما را می بخشد. اما اگر تو گناهان خود را بیاد می آوری این شیطان است که دروغگو است و آنها را بیاد تو می آورد. عیسای مسیح شیطان را پدر دروغگوها خطاب می نماید پس این جمله را بلند بگویید که خداوند هیچ گناهی را به یاد نمی آورد.

خداوند ما را برکت بدهد تا بپذیریم و بیاد داشته باشیم که خداوند گناهان ما را برداشته است و دیگر گناهی وجود ندارد. جلال بر نام خداوند باد. 
با هم دعا می خوانیم:
ای خداوند پدر از تو سپاسگزارم.
سپاسگزارم از اینکه عیسای مسیح را به ما دادی.
سپاسگزارم از قدرتی که مسیح بر روی صلیب بر آن پیروز شد.
سپاسگزارم که این پیروزی ابدی و کاملی است و بی همتاست. در نام عیسای مسیح. آمین.

۱۳۹۶ فروردین ۱۴, دوشنبه

جلسه "انجیل به زبان ساده" کلیسای امانوئل - 2017/03/13 - هانس کلارسون


هانس کلارسون


امروز دوباره در بین شما هستم و از این بابت افتخار می کنم و خوشحالم که در هر دوره به من هم فرصت داده می شود تا کلام خداوند را با عزیزانم تقسیم نمایم.
 امشب با همکاری شما می خواهیم در مورد نامه هایی که پولس رسول نوشته است صحبت نماییم. لباس های مخصوصی برای مسیحیان وجود دارد و وقتی ایماندار به مسیح هستید باید لباس مشخصی داشته باشید. در این مورد پولس رسول می گوید که به این فکر کرده اید که هر روز صبح برای بیرون آمدن چه لباسی را بر تن خواهید کرد. شما هر روز کمد لباس را باز می نمایید و به این فکر می کنید که کدام یک را بر تن خواهید کرد. این کار برای عده ای سخت است مخصوصن خانم ها که به این مسئله خیلی حساس هستند. وقتی که می خواهیم بیرون برویم من می بینم که همسر من مدت زیادی در جلوی کمد لباس می ایستد و نمی تواند لباسی را انتخاب نماید. ما برای هر روز لباس هایی مختلفی داریم مانند لباس تابستانی، لباس زمستانی، لباس های ورزش و لباس های کار که خیلی مختلف می باشد. ما با توجه به شرایط کاری خود لباس را انتخاب می نماییم. اکنون می خواهیم بدانیم که پولس رسول در مورد انتخاب لباس ایمانداران به مسیح چه چیزی می گوید. او هفت چیز مختلف را انتخاب کرده است که ایماندار باید با خود داشته باشد و منظور او از لباس پیراهن، شلوار و اینگونه لباس ها نمی باشد بلکه چیزهای بسیار بهتری است و هر کسی که آنها را داشته باشد خیلی زیباتر و جذاب تر خواهد بود:
" حال که خدا شما را برای این زندگی تازه برگزیده و اینچنین شما را محبت کرده است، شما نیز باید نسبت به دیگران دلسوز، مهربان، فروتن، ملایم و بردبار باشید؛ و رفتار دیگران را تحمل کنید و آماده باشید تا ایشان را ببخشید. هرگز از یکدیگر کینه به دل نگیرید. از یاد نبرید که مسیح شما را بخشیده است؛ پس شما نیز باید دیگران را ببخشید. مهمتر از همه، بگذارید محبت هادی زندگی شما باشد، زیرا محبت عامل همبستگی کامل مسیحیان است."(کولسیان، فصل سه، جمله دوازده تا چهارده)
منظور از لباس همان زندگی تازه ای است که در این قسمت از کتاب مقدس نوشته شده است. 
نخستین آن «همدیگر را درک کردن است»، اگر کسی ناراحت است او را در بغل بگیریم و با او همدردی کنیم. در این مورد عیسای مسیح تصویر زنده ای برای ما است. وقتی مسیح دید که انسان ها در حال سختی هستند و زجر می کشند، با آنها همدردی کرد. انسان ها بدون رهبر بودند و او تلاش کرد تا آنها را رهبری نماید و او کاملن به انسان ها اهمیت می داد. ما باید هر روز صبح که بیدار می شویم بمانند کسی که لباس تازه ای انتخاب می نماید باید لباس همدردی با دیگران را بر تن نماییم. 
دومین موردی که پولس رسول می خواهد تا ما با آن لباس تازه ای داشته باشیم «مهربانی» است. مهربانی لباس بسیار خوب و مهمی است که با آن می خواهیم به یکدیگر نشان دهیم که دوستدار همدیگر هستیم و به هم ارزش و اهمیت می دهیم. مسیح به شاگردان خود گفت که شما دوستان من هستید و ما نیز باید به یکدیگر بگوییم که دوستان هم هستیم و باید عشق و محبت را به همدیگر نشان دهیم.
لباس تمیزتر و بهتری وجود دارد و آن «فروتنی» است که اغلب در کتاب مقدس از آن استفاده می شود. عیسای مسیح می گوید من فروتن هستم و قلب رئوف و مهربانی دارم. انسان باید در دید و نظر خود فروتن باشد و مانند کسانی که عصبی و پرخاشگر هستند نباشد و بطور مثال سر خود را در مقابل دیگران خم نماید و هیچگاه برای چیزی در فکر انتقام گرفتن نباشد. عیسای مسیح در راهی که برای مصلوب شدن می رفت فروتن بود، او می توانست از میلیون ها میلیون فرشته بخواهد که او را کمک نمایند اما او فروتنی را برگزید و راه زجر را در پیش گرفت و او برای ما فروتن شد. فروتنی قول های خوبی نیز در پشت خود دارد و آن فیض و رحمت است. همه ما در موقعیت هایی از زندگی خود نا موفق بودیم و اتفاقاتی برای ما رخ داده و نیازمندیم که خود را فروتن کرده و از خداوند درخواست بخشش نماییم. در این صورت است که فیض و بخشش خداوند را دریافت خواهیم کرد. 
اگر بخواهیم به معنای بهتر کلمه بعدی که می خواهم بگویم پی ببریم، متضاد آن خشونت است. در اشعیای نبی چنین نوشته شده است:
" اما چه کم هستند کسانی که این حقیقت را باور می‌کنند! چه کم‌اند کسانی که خداوند این حقیقت را به آنان آشکار ساخته است. در نظر خدا او مانند درخت سبزی بود که در زمین خشک و شوره زار روئیده و ریشه دوانده باشد؛ اما در نظر ما او زیبایی و جلوه‌ای نداشت که مشتاقش باشیم. ما او را خوار شمردیم و رد کردیم، اما او درد و غم را تحمل کرد. همه ما از او رو برگردانیدیم. او خوار شد و ما هیچ اهمیت ندادیم.  این دردهای  ما بود که او به جان گرفته بود، این رنجهای ما بود که او بر خود حمل می‌کرد؛ اما ما گمان کردیم این درد و رنج مجازاتی است که خدا بر او فرستاده است.  برای گناهان ما بود که او مجروح شد و برای شرارت ما بود که او را زدند. او تنبیه شد تا ما سلامتی کامل داشته باشیم. از زخمهای او ما شفا یافتیم . ما همچون گوسفندانی که آواره شده باشند، گمراه شده بودیم؛ راه خدا را ترک کرده به راههای خود رفته بودیم. با وجود این، خداوند تقصیرها و گناهان همه ما را به حساب او گذاشت. با او با بی رحمی رفتار کردند، اما او تحمل کرد و زبان به شکایت نگشود. او را مانند بره به کشتارگاه بردند؛ و او همچون گوسفندی که نزد پشم برنده‌اش بی زبان است، خاموش ایستاد و سخنی نگفت. به ناحق او را به مرگ محکوم کرده، کشتند و مردم نفهمیدند که او برای گناهان آنها بود که کشته می‌شد بلی، او بجای مردم مجازات شد. هنگامی که خواستند او را همراه خطاکاران دفن کنند، او را در قبر مردی ثروتمند گذاشتند؛ اما هیچ خطایی از او سر نزده بود و هیچ حرف نادرستی از دهانش بیرون نیامده بود. خداوند  می‌فرماید: «این خواست من بود که او رنج بکشد و بمیرد. او جانش را قربانی کرد تا آمرزش گناهان به ارمغان آورد، بنابراین صاحب فرزندان بی شمار خواهد شد. او زندگی را از سر خواهد گرفت و اراده من بدست او اجرا خواهد شد. هنگامی که ببیند عذابی که کشیده چه ثمری به بار آورده، راضی و خشنود خواهد شد. خدمتگزار عادل من بار گناهان بسیاری از مردم را به دوش خواهد گرفت و من بخاطر او آنها را خواهم بخشید. به او مقامی بزرگ و قدرتی عظیم خواهم داد، زیرا او خود را فدا کرد، از خطاکاران محسوب شد، بار گناهان بسیاری را بر دوش گرفت و برای  خطاکاران شفاعت کرد».( اشعیا، فصل پنجاه و سه )
صبح که آماده می شوی تا لباس بر تن نمایی می توانی اینگونه بیاندیشی که امروز می خواهم لباس ها نرم و ملایم تری را بر تن کنم و نمی خواهم لباس های کلفت و ضخیم که همانند فلز سخت است را انتخاب کنم.
مورد دیگر «صبر و حوصله» است که شاید کمی سخت باشد. بعضی انسان ها دارای صبر و حوصله هستند و برعکس بعضی این ویژگی را ندارند. شاید درخواستی از کسی کرده اید و منتظر جواب آن می باشید و اتفاقی رخ نداده است و در آنصورت است که صبر و حوصله شما تمام می شود و دیگر هیچگاه نمی خواهید از او درخواستی نمایید. صبر و حوصله داشته باشید، طاقت داشته باشید و صبر کنید. در مورد مسیح نوشته شده که او صبور بود و دارای این قدرت بود که صبر نماید و او بهترین نمونه برای ما ایمانداران است. بهترین لباس های صبر و حوصله را داشته باشید. 
لباس دیگر «همدیگر را تحمل کردن» است و در موقعیت های سخت یکدیگر را تحمل نماییم. شاید کسی تو را اذیت نماید و یا بر خلاف میل تو رفتار کند و در این حالت تو باید او را تحمل نمایی. باید سرزنش های بد و آزمایش هایی که برای تو پیش می آید را تحمل نمایی. شاید سخت باشد و بزودی می خواهم به شما بگوییم که چگونه می توانید با این مورد مبارزه نمایی و آنرا تحمل کنی. 
به آخرین لباس و زندگی جدید رسیدیم و آن «گذشت و بخشش» است، آماده بخشیدن باشید. پطرس از مسیح پرسید وقتی کسی مرا آزار داد چندبار باید او را ببخشم، آیا هفت بار کافی است؟ مسیح به او گفت «نه، هفتاد مرتبه هفت بار»:
" در این هنگام پطرس پیش آمد و پرسید: «استاد، برادری را که به من بدی می‌کند، تا چند مرتبه باید ببخشم؟ آیا هفت بار؟» عیسی جواب داد: «نه، هفتاد مرتبه هفت بار‌« آنگاه افزود: «وقایع ملکوت آسمان مانند ماجرای آن پادشاهی است که تصمیم گرفت حسابهای خود را تصفیه کند. در جریان این کار، یکی از بدهکاران را به دربار آوردند که مبلغ هنگفتی به پادشاه بدهکار بود. اما چون پول نداشت قرضش را بپردازد، پادشاه دستور داد در مقابل قرضش، او را با زن و فرزندان و تمام دارایی‌اش بفروشند. ولی آن مرد بر پاهای پادشاه افتاد و التماس کرد و گفت: ای پادشاه استدعا دارم به من مهلت بدهید تا همه قرضم را تا به آخر تقدیم کنم. پادشاه دلش بحال او سوخت. پس او را آزاد کرد و قرضش را بخشید. ولی وقتی این بدهکار از دربار پادشاه بیرون آمد، فوری به سراغ همکارش رفت که فقط صد تومان از او طلب داشت. پس گلوی او را فشرد و گفت: زود باش پولم را بده. بدهکار بر پاهای او افتاد و التماس کرد: خواهش می‌کنم مهلتی به من بده تا تمام قرضت را پس بدهم. اما طلبکار راضی نشد و او را به زندان انداخت تا پولش را تمام و کمال بپردازد. وقتی دوستان این شخص ماجرا را شنیدند، بسیار اندوهگین شدند و به حضور پادشاه رفته، تمام جریان را بعرض او رساندند. پادشاه بلافاصله آن مرد را خواست و به او فرمود: ای ظالم بدجنس! من بخواهش تو آن قرض کلان را بخشیدم. آیا حقش نبود تو هم به این همکارت رحم می‌کردی، همانطور که من به تو رحم کردم؟  پادشاه بسیار غضبناک شد و دستور داد او را به زندان بیندازند و شکنجه دهند، و تا دینار آخر قرضش را نپرداخته، آزادش نکنند. بلی، و  این چنین پدر آسمانی من با شما رفتار خواهد کرد اگر شما برادرتان را از ته دل نبخشید»."(انجیل متی، فصل هجده، جمله بیست و یک تا سی و پنج)



بسیار سخت و مشکل است که بتوانیم این همه بار ببخشیم اما مسیح می گوید همانطور که خداوند شما را بخشیده است شما نیز باید یکدیگر را ببخشید و چه لباس مقدسی است راحت بخشیدن یکدیگر. 
تمامی این هفت قسمت چیزی است که ما باید هر روز صبح با خود داشته باشیم. وقتی این هفت طریقه لباس را داشته باشید، در حقیقت بهترین چیزها را با خود همراه دارید و «عشق و محبت» است که اینها را کامل می نماید. ترجمه قدیمی که ما در زبان سوئدی داشتیم می گوید عشق و محبت چیزی است که همه اینها را کامل کرده و به یکدیگر وصل می نماید. من کمربندی بر روی شلوار خود دارم که باعث نگهداشتن شلوار من می شود و عشق نیز مانند این کمربند باعث بهم وصل شدن و بسته شدن اینها می شود. همه ما دوست داریم که از این لباس های فوق العاده استفاده نماییم و ما کمک کننده ای بنام روح مقدس داریم که از خداوند دریافت کرده ایم و او می تواند ما را از عشق و محبت پر نماید. زمانی که مسیح تعمید آب گرفت روح خداوند از آسمان پایین آمد و خداوند گفت که این فرزند عزیز من است و وقتی تعمید آب می گیری روح خداوند بر تو فرود می آید و خداوند می گوید که تو دختر و یا پسر عزیز من هستی و او تو را با روح مقدس خود پر می نماید:
" زیرا همگی ما در اثر ایمان به عیسی مسیح فرزندان خدا می‌باشیم؛ و همه ما که تعمید گرفته‌ایم، جزئی از وجود مسیح شده‌ایم و مسیح را پوشیده‌ایم.."(غلاطیان، فصل سه، جمله بیست و شش و بیست و هفت)
تمام این موارد با قدرت شخصی امکانپذیر نیست و روح خداوند است که این قدرت را به ما می دهد. 
هر روز که ما بیدار می شویم و می خواهیم لباس های معمولی خود را می پوشیم باید اینگونه بیاندیشیم که امروز می خواهم لباس های مسیحیت را بر تن نمایم یعنی تمام مواردی که در بالا به آن اشاره کردم و عشق و محبت که در بالای همه اینها قرار دارد. سپس می توانیم این دعا را بنماییم:
عیسای مسیح سپاس تورا که مرا امروز کامل می نمایی.
به من کمک کن تا بتوانم تو را در زندگی خود نشان دهم.
با عشق و محبت خود من را پر کن. 
اگر تو این دعا را بخوانی خداوند همیشه همراه تو خواهد بود و تورا در دستان خود قرار می دهد.
خداوند به فرد فرد شما که در زندگی مسیح هستید برکت بدهد و با عشق و محبت خداوند زندگی نمایید.
اجازه بدهید تا با هم دعا بخوانیم:
عیسای مسیح سپاس تورا که عشق و محبت می باشی.
خداوندا تو ما را از همه طرف در بر می گیری و در دستان خود نگهمیداری و ما از طریق ایمان به تو در تو تعمید می گیریم. ما در تو لباس پوشیده ایم و تو می خواهی ما را با روح مقدس خود پر نمایی تا ما مهربان، دلسوز،آرام، فروتن، صبور ، با حوصله و همدرد باشیم و بتوانیم همدیگر را ببخشیم و عشق و محبت را به یکدیگر نشان دهیم. آمین.