به باور بیشتر ایماندران به مسیح و همینطور مردم جهان، زادروز عیسای مسیح بزرگ ترین و مهمترین عید مسیحیان می باشد. به هیچ عنوان نمی توانیم منکر این جشن بزرگ باشیم اما در حقیقت بزرگ ترین و مهم ترین عید مسیحیان، عید رستاخیز ( عید پاک و عید قیام نیز نامیده می شود) است.
خداوند بر روی زمین آمد و انسان شد تا بتواند بار گناهان تمامی انسان ها را بر خود بگیرد و آنها را نجات دهد.
" چون فقط من که مسیح هستم از آسمان به این جهان آمدهام و باز هم به آسمان باز میگردم. همانگونه که موسی در بیابان مجسمه مار مفرغی را بر چوبی آویزان کرد تا مردم به آن نگاه کنند و از مرگ نجات یابند، من نیز باید بر صلیب آویخته شوم تا مردم به من ایمان آورده، از گناه نجات پیدا کنند و زندگی جاوید بیابند. زیرا خدا بقدری مردم جهان را دوست دارد که یگانه فرزند خود را فرستاده است، تا هر که به او ایمان آورد، هلاک نشود بلکه زندگی جاوید بیابد. خدا فرزند خود را فرستاده است نه برای اینکه مردم را محکوم کند بلکه بوسیله او نجاتشان دهد. «کسانی که به او ایمان بیاورند، هیچ نوع محکومیت و هلاکتی در انتظارشان نیست؛ ولی کسانی که به او ایمان نیاورند، از هم اکنون محکوماند، چون به یگانه فرزند خدا ایمان نیاوردهاند. محکومیت بی ایمانان به این دلیل است که نور از آسمان به این جهان آمد ولی مردم تاریکی را بیشتر از نور دوست داشتند، چون اعمال و رفتارشان بد است. مردم از نور آسمانی نفرت دارند، چون میخواهند در تاریکی، گناه ورزند؛ پس به نور نزدیک نمیشوند، مبادا کارهای گناه آلودشان دیده شود و به سزای اعمالشان برسند. ولی درستکاران با شادی به سوی نور میآیند تا همه ببینند که آنچه میکنند، پسندیده خداست.»(انجیل یوحنا، فصل سوم، جمله سیزده تا بیست و یک)
این تولد بسیار حائز اهمیت است اما هدف اصلی نجات انسان ها بود و این پیامد اصلی میلاد بود. مسیح از خانواده فقیری به دنیا آمد؛ پدر و مادر او از سطح بسیار پایین جامعه آن زمان بودند. او در شهری به دنیا آمد که خوش نام نبود. حتا محل تولد او نیز بسیار عجیب و محقرانه بود و او در طویله ای به دنیا آمد. مسیح حتا انسان زیبایی نیز نبود و بسیار عادی به نظر می رسید اما هیچ یک از اینها در کاری که او می خواست برای همه ی ما انجام بدهد اهمیتی نداشت. هدف والای او نجات انسان ها از گناه و بخشش بود. او برای نزدیکی بیشتر انسان گناهکار و خداوند آمده بود و پیام آور عشق بی اندازه خداوند پدر به فرزندانش بود. مسیح با فروتنی در شب پنجشنبه پاهای شاگردان خود را شست و شام آخر را با آنها خورد. " پس، از سر شام برخاست، لباس خود را درآورد، حولهای به کمر بست، آب در لگن ریخت و به شستن پایهای شاگردان و خشک کردن آنها با حوله پرداخت."(انجیل یوحنا، فصل سیزده، جمله چهار و پنج)
مسیح از آنها خواست تا همیشه یادآور کاری که او می خواهد برای آنها و همه انسان ها انجام بدهد باشند."
" هنگامی که وقت شام فرا رسید، عیسی با دوازده رسول بر سر سفره نشست. آنگاه به ایشان فرمود: «با اشتیاق زیاد، در انتظار چنین لحظهای بودم، تا پیش از آغاز رنجها و زحماتم، این شام پسح را با شما بخورم. زیرا به شما میگویم که دیگر از این شام نخواهم خورد تا آن زمان که در ملکوت خدا، مفهوم واقعی آن جامه تحقق بپوشد.» آنگاه پیالهای بدست گرفت و شکر کرد و آن را به شاگردان داد و فرمود: «بگیرید و میان خود تقسیم کنید، زیرا تا زمان برقراری ملکوت خدا، دیگر از این محصول انگور نخواهم نوشید.» سپس نان را برداشت و خدا را شکر نمود و آن را پاره کرد و به ایشان داد و گفت: «این بدن من است که در راه شما فدا میشود. این را به یاد من بجا آرید.» به همین ترتیب، پس از شام، پیالهای دیگر به ایشان داد و گفت: «این پیاله، نشاندهنده پیمان تازه خداست که با خون من مهر میشود، خونی که برای نجات شما ریخته میشود."( انجیل لوقا، فصل بیست و دو، جمله چهارده تا بیست)
او به شاگردان خود اعلام کرد که بزودی از کنار آنها خواهد رفت.
" «ولی اکنون نزد کسی میروم که مرا فرستاد. اما گویی هیچیک از شما علاقه ندارد که بداند منظور من از این رفتن و آمدن چیست. حتی تعجب هم نمیکنید؛ در عوض غمگین و محزونید. رفتن من به نفع شماست، چون اگر نروم، آن روح تسلی بخش نزد شما نخواهد آمد. ولی اگر بروم او خواهد آمد، زیرا خودم او را نزد شما خواهم فرستاد. وقتی او بیاید دنیا را متوجه این سه نکته خواهد کرد: نخست آنکه مردم همه گناهکار و محکومند، چون به من ایمان ندارند. دوم آنکه پدر خوب و مهربان من خدا، حاضر است مردم را ببخشد، چون من به نزد او میروم و دیگر مرا نخواهید دید و برای ایشان شفاعت میکنم. سوم آنکه نجات برای همه مهیا شده، نجات از غضب و کیفر خدا، چون فرمانروای این دنیا یعنی شیطان محکوم شده است."(انجیل یوحنا، فصل شانزدهم، جمله پنجم تا یازدهم)
در همان شب و در باغ جتسیمانی دستگیر شد و او را به مرگ محکوم کردند. در روز جمعه بر صلیب کشیده شد و او کار اصلی خود را برای ما انجام داد. مسیح مرد و در جمعه شب در قبری نهاده شد و سه روز بعد طبق وعده ای که داده بود رستاخیز نمود و از مردگان برخواست. خداوند بر روی زمین آمده بود تا برای آزادی انسان ها بر قدرت شیطان پیروز شود. هللویا و جلال بر نام خداوند باد.عید رستاخیز بر همه ی ایمانداران به مسیح مبارک باد.



