۱۳۹۵ دی ۲, پنجشنبه

جلسه "انجیل به زبان ساده" کلیسای امانوئل - 2016/12/05- رونی آگستسون


کشیش رونی آگستسون


دعا


سلام امروز می خواهم در مورد دعا با شما صحبت کنم. دعا کردن کار راحتی است و شاید خیلی از شما عادت دارید که دعا کنید و برای شما سخت نباشد. اما برای من دعا کردن کار راحتی نیست و فکر می کنم در این مورد ضعیف می باشم. من حدود سی و پنج سال است که خود را ایماندار کامل به مسیح احساس می کنم اما با این حال هنوز موفق نشده ام که برای یک روز کامل وقت بگذارم و دعا کنم و از دعای خود راضی باشم. من هر روز و به دفعات دعا می کنم و مهمترین جای دعا برای من در اتوبوس و یا اتومبیل است زیرا چهل دقیقه در صبح و چهل دقیقه شب به هنگام بازگشت به خانه در راه می باشم. من بعد از هر ملاقاتی که با اشخاص دارم دعا می کنم اما با همه اینها در دعا کردن انسان ضعیفی هستم. در هر حال من دعا می کنم و همین برای خداوند کافی خواهد بود و مابقی موارد مهم نیست و اشکالی ندارد. من همچنان به انسان هایی که هر روز و مرتبن به خداوند دعا می کنند حسودی می کنم و به همین خاطر قسمت کوچکی را که مربوط به دعا کردن است برای شما می خوانم و یادآوری می کنم. برای یاد گرفتن دعا کردن کافی نیست که فقط آنرا بشنوید زیرا هرگز اینگونه یاد نخواهید گرفت و شما زمانی دعا کردن را خواهید آموخت که شخصن دعا کنید. ما برای دوچرخه سواری کردن می توانیم دو هفته به کلاس آموزشی برویم اما تا زمانی که نتوانیم تعادل خود را بر روی دوچرخه نگهداریم نمی توانیم دوچرخه سواری کنیم. می خواهم قسمتی از کلام خداوند را برای شما بخوانم. امروز می خواهیم بزبان های پارسی، سوئدی و اتیوپی بخوانیم :
 و اما درباره دعا. هرگاه دعا می‌کنی، مانند ریاکاران نباش که دوست دارند در عبادتگاه‌ها یا در گوشه و کنار خیابانها نماز بخوانند تا توجه مردم را به خود جلب کنند و خود را مؤمن نشان دهند. مطمئن باش اجری را که باید از خدا بگیرند، همین جا از مردم گرفته‌اند.  اما تو هرگاه دعا می‌کنی، در تنهایی و در خلوت دل، پدر آسمانی را عبادت نما؛ و او که کارهای نهان تو را می‌بیند، به تو پاداش خواهد داد «وقتی دعا می‌کنید، مانند کسانی که خدای حقیقی را نمی‌شناسند، وِردهای بی معنی تکرار نکنید. ایشان گمان می‌کنند که با تکرار زیاد، دعایشان مستجاب می‌شود. اما شما این را بیاد داشته باشید که پدرتان، قبل از اینکه از او چیزی بخواهید، کاملاً از نیازهای شما آگاه است» پس شما اینگونه دعا کنید: «ای پدر ما که در آسمانی، «نام مقدس تو گرامی باد.   «ملکوت تو برقرار گردد. «خواست تو آنچنان که در آسمان مورد اجراست، بر زمین نیز اجرا شود ». «نان روزانه ما را امروز نیز به ما ارزانی دار ».خطاهای ما را بیامرز چنانکه ما نیز آنان را که به ما بدی کرده‌اند، می‌بخشیم. ما را از وسوسه‌ها دور نگاه دار و از شیطان حفظ فرما؛ «زیرا ملکوت و قدرت و جلال تا ابد از آن توست. آمین"( انجیل متی، فصل شش، جمله گنج تا سیزده)
سه سئوال:
- چرا باید دعا کنیم؟
- دعا چیست؟
- چگونه دعا کنیم؟
اینها سئوالات ساده ای هستند و با «چرا باید دعا کنیم» شروع می کنم. در این مورد من همیشه عادت دارم که در مورد «الویس» صحبت کنم. منظور من از الویس، الویس پریسلی خواننده معروف نیست بلکه پسر کوچکی است که نام او الویس است. مادر الویس چون الویس خواننده مشهور را دوست داشت به همین دلیل این اسم را برای پسر خود انتخاب کرد. الویس پسر خیلی خوبی است اما مادر او کمی سخت گیر است. او همیشه ناراحت و نگران است که الویس کار ناخوشایندی انجام دهد. مادر الویس همیشه او را کنترل می کند و معمولن جیب ها، کیف، وسایل و لوازم او را می گردد. برای الویس راحت نیست که هشت، نه ساله باشد و مادر او بخواهد همه چیز را در مورد او بداند. در این شرایط است که الویس شروع به دروغ گفتن می کند و وقتی مادر سئوالی می پرسد او همه ی واقعیت را نمی گوید. بطور مثال وقتی الویس به خانه مادر بزرگ خود می رود و می داند که مادر دوست ندارد که او با مادربزرگ همنشینی کند در حالی که الویس عاشق مادر بزرگ است و وقتی از او سئوال می کند که به آنجا رفته است یا نه، او می گوید که به آنجا نرفته بودم و دروغ می گوید. الویس بچه خوبی است و خوب می داند که دروغ گفتن کار اشتباهی است. او برای خود روشی دارد و بعضی وقت ها خود را در توالت پنهان می کند و در دفترچه یادداشتی که همیشه به گردن دارد شروع به نوشتن می کند. او در دفترچه خود می نویسد که چه زمانی دروغ گفته و این دروغ مربوط به چه اتفاقی می باشد. در حقیقت الویس با این کار می خواهد که حقیقت واقعه را از یاد نبرد.



چرا باید دعا کنیم؟  برای اینکه یکنفر هست که حقیقت را می داند. وقتی ما انسان ها با هم همنشینی می کنیم در حقیقت در حال دروغ گفتن به هم هستیم و گاهی نمی توانیم که واقعیت را بگوییم. بطور مثال به من می گویند که موهایت چقدر خوب کوتاه شده است و یا به من می گویند که چقدر خوب خود را لاغر کرده ای! حقیقت اینست که من موی زیادی برای درست کردن ندارم و شکم من خیلی بزرگ شده و چاق شده ام. اما خداوند همه چیز را می داند و باید واقعیت را به او بگوییم. ما دوستان صمیمی زیادی داریم اما همیشه نمی توانیم که همه واقعیت را به آنها بگوییم. 

سئوال بعدی، دعا چیست؟ 
جواب این سئوال خیلی کوتاهتر است و تقریبن نمی توانم چیز زیادی در این مورد بگویم. دعا صدای قلب ما با خداوند است و معنی آن درخواست و آرزو کردن از خدا است. ما می توانیم چیزهای خوب را از خداوند درخواست نماییم و در کتاب مقدس نوشته شده است که قلب و درون ما با خداوند رابطه دارد و با او صحبت می کند. این راحت ترین و کوتاه ترین جواب به این سئوال است. 
سئوال آخر، باید چگونه دعا کنیم؟ 
یک قسمت دیگر از کتاب مقدس را می خوانیم:
خوشا بحال کسی که گناهانش آمرزیده شـده و خطاهایش بخشیده شده است. خوشا بحال کسی که خداوند او را مجرم نمی‌شناسد و حیله و تزویری در وجودش نیست.  گناهم وقتی آن را اعتراف نمی‌کنم، وجود مرا مثل خوره می‌خورد و تمام شب غصه و گریه امانم نمی‌دهد. تو، ای خداوند، شب و روز مرا تنبیه می‌کنی، بطوری که طراوات و شادابی خود را از دست می‌دهم و خرد می‌شوم.  اما وقتی در حضور تو به گناه خود اعتراف می‌کنم و از پوشاندن جرمم خودداری نمی‌نمایم و به خود می‌گویم: «باید گناه خود را نزد خداوند اقرار کنم»، تو نیز گناه مرا می‌آمرزی. بنابراین، هر  شخص با ایمانی بمحض آگاه شدن از گناه خود، باید تا فرصت باقی است آن را در حضور تو اعتراف کند. طوفان حوادث هرگز به چنین شخصی آسیب نخواهد رساند."(مزامیر، سی و دو، جمله یک تا شش)
اما چگونه؟ در این مورد سه چیز را می خواهم بگویم.  من زن هنرمندی را می شناسم که نام او «اوآ اوربک» است و هنر او نوعی نقره کاری است. او سالی یکبار به شهر بالی در هند می رود و تقریبن برای یکماه در آنجا می ماند و با نقره کارهای آن شهر همکاری می کند. اوآ یک ایماندار به مسیح است و وقتی به همکاران بالی خود توضیح می دهد که چگونه دعا می کند آنها خیلی تعجب کرده به او حسودی نیز می کنند. در بالی مردم شخصی را انتخاب و استخدام می کنند تا برای آنها دعا کند در حالی که وقتی آنها از اوآ سئوال کرده اند که تو چگونه دعا می کنی به آنها جواب داد « من دستانم را به هم حلقه می کنم و شروح به صحبت با پدر آسمانی می نمایم». 
داستان بعدی؛ یهودی ها معبدی داشتند و در داخل آن مقدسات یهودیان قرار داده شده بود و کسی بجز کاهن اعظم اجازه ورود به آنجا را نداشت و او فقط می توانست سالی یکبار به آنجا وارد شود. وقتی مسیح بر روی صلیب مرد، تمام آن چیزهایی که به عنوان مقدسات در معبد نگهداشته می شد فرو ریخت و پرده معبد نیز شکافته شد. هدف این بود که دیگر برای دعا کردن نیازی به مراجعه به کاهنان نیست و هر کسی که بخواهد می تواند مستقیمن به خدا دعا کند. 
داستان سوم؛ اگر بچه ای گرسنه باشد چه کاری انجام می دهد؟ اگر که بتواند صحبت کند می گوید گشنه ام و غذا می خواهم؛ دعای ما نیز باید همینگونه باشد. خداوند دوست دارد که ما با او صحبت نماییم و اینکار نیز سخت نیست. نیازی به این نیست که ببینید دیگران چگونه دعا می کنند که شما هم همانگونه دعا کنید زیرا خداوند «خود» شما را می خواهد. وقتی در کلیسا می خواهیم دعا می کنیم، به دلیل آنکه این کار را می خواهیم با دیگر ایمانداران انجام دهیم بهتر است که مثل هم دعا کنیم. اما وقتی می خواهیم تنها دعا کنیم، درست مانند بچه ی گشنه ای که از پدر و مادر خود غذا می خواهد دعا کنیم زیرا ما نیز فرزندان خداوند هستیم، به همین سادگی. 




برای دعا کردن باید سه چیز ساده را در نظر داشته باشید.
اولین مورد سپاسگزاری. خداوندا برای همه چیزهایی که به من دادی سپاسگزارم، برای هر چیزی. شاید شما چیزی را از خداوند خواسته اید و آن را بدست نیاورده اید و به همین خاطر آزرده و نا امید باشید و بگویید که چرا باید از او سپاسگزاری نمایم. اما همیشه با سپاسگزاری شروع نمایید زیرا چیزهای زیادی وجود دارد که باید سپاسگزار آن باشید.
مورد دوم، بخشش. خداوندا من را ببخش زیرا می خواستم کار خوبی انجام دهم اما انسان هایی را رنجاندم و به قول خود پایبند نبودم. ما باید حتا از انسان هایی که باعث آزردگی آنها شده ایم درخواست بخشش کنیم و خداوند از ما می خواهد که به سراغ تک تک کسانی که از ما آزرده شده اند برویم واز آنها درخواست بخشش کنیم. از وقتی که سن من بالاتر رفته است و عقلم بیشتر کار می کند یاد گرفته ام که وقتی روز را به پایان رساندم آنرا بررسی نمایم. با چه اشخاصی ملاقات داشته ام و شاید نتوانسته ام دیدار خوبی با آنها داشته باشم پس شروع به دعا می کنم. اگر همچنان فکر من مشغول آنها بود و احساس عذاب وجدان داشتم، در صورتی که بتوانم دوباره او را ببینم و یا تماس تلفنی با او بگیرم به او می گویم که شاید کمی عجیب و یا مسخره باشد و شاید حتا تو نمی دانی که من در چه موردی صحبت می نمایم و سپس فکرم را برای او توضیح می دهم. بیشتر وقت ها به من می گویند که چیز مهمی نبوده است و اصلن به آن فکر نمی کرده اند، اما سپاسگزاریم که مطرح کردی.
مورد و یا قسمت سوم، کمک. از خداوند می خواهیم که دیگران را کمک نماید.
در واقع صحبت امروز من تمام شده است اما می خواهم از تجربه شخصی خود راهنمایی کوچکی به شما بکنم. وقتی هنگام دعا تمرکز خود را از دست می دهیم و حواس ما پرت می شود، شاید این مورد بد نباشد. اگر به خدا ایمان داشته باشی این روح خداوند است که در دل تو چیزهایی را قرار می دهد و فکر دیگری برای تو دارد پس در این مورد زیاد خود را اذیت نکنید. در هنگام دعا اجازه بدهید که فکر شما باز باشد زیرا ممکن است به ناگاه یاد کسی بیفتید و برای او نیز دعا کنید. شاید به هنگام دعا کردن به یاد بیاورید که باید تماسی بگیرید. گاهی اوقات حواس ما متمرکز نیست اما اشکالی ندارد زیرا خداوند نمی خواهد که ما بزحمت افتاده و برای دعا کردن حالت خاصی به خود بگیریم، خداوند فقط می خواهد با ما هم صحبت باشد و با او در ارتباط باشیم. هر کجا و هر چقدر که می توانید دعا کنید، براحتی، زیرا خوب است. اگر دوست داری دستت را به آسمان کن، می توانی به زمین خیره شوی و یا سرت را پایین بیاوری. می توانی دراز بکشی و دعا کنی و آن چیز که مهم است فقط دعا کردن است.
دعا می کنیم:
خداوندا به خاطر اینکه همواره به یاد ما هستی سپاسگزاریم.
خداوندا تو به ما گوش می دهی و هر لحظه و به هر فکری که ما می نماییم تو در آنجا حضور داری. نیازی نیست که ما به تو توضیحی بدهیم زیرا تو ما را از خود ما بهتر می شناسی. اما ما نیازمندیم که وقت خود را با تو بگذرانیم و ما به تو نیازمندیم.
خداوندا برای امکانی که برای ما بوجود آمده تا دعا کنیم سپاسگزاریم.
خداوندا اگر بخاطر ضعف های خود در عذاب هستیم ما را ببخش و بیامرز. اگر ناخواسته به دیگران آزار و اذیت می رسانیم ما را ببخش.
خداوندا ما همواره می خواهیم که با تو در تماس باشیم. آمین.



۱۳۹۵ آذر ۲۰, شنبه

کلیسای پارسی زبانان - شنبه 2016/12/03- اوربان کلینتنبری


کشیش اوربان کلینتنبری

روح القدس


سلام. از اینکه تک تک شما را دوباره در اینجا می بینم خوشحالم.  گروه پارسی زبانان در حال رشد است و هرجلسه تعداد ما  بیشتر و بیشتر می شود.
 امروز می خواهم در مورد روح القدس با شما صحبت نمایم و ابتدا با انجیل متی آغاز می نمایم:
"  من آنانی را که از گناهانشان توبه می‌کنند با آب غسل تعمید می‌دهم، اما شخص دیگری خواهد آمد که مقامش بسیار برتر از من است، آنقدر که من لیاقت ندارم کفشهایش را پیش پایش بگذارم. او شما را با روح‌القدس و آتش الهی تعمید خواهد داد".( انجیل متی، فص سه، جمله یازده)
این سخنان از یحیای تعمید دهنده است و او راه را برای آمدن مسیح هموار می کرد و انسان ها را تعمید آب می داد. از این نوشته در میابیم که تعمید در آب و تعمید با روح القدس دو چیز مختلف است. یحیی می گوید کسانی که توبه می کنند را در آب تعمید می دهم اما شخص دیگری می آِید که شما را در روح القدس تعمید خواهد داد. هر دو این تعمید ها بسیار مهم است زیرا وقتی به عیسای مسیح ایمان پیدا کردیم و از گناهان خود توبه کردیم باید تعمید آب بگیریم و زندگی قبلی خود را در آب دفن نماییم و زندگی جدیدی را با عیسای مسیح آغاز نماییم، راهی که درست به آسمان می رود. همچنین ما نیازمند تعمید در روح قدوس نیز می باشیم زیرا وقتی ما به عیسای مسیح ایمان آوردیم و تعمید آب گرفتیم در آن صورت از روح قدوس تولد می یابیم و خداوند زندگی خود را در ما روشن می نماید. خداوند زندگی ابدی را با روح خود در ما بوجود خواهد آورد. ما نیازمند که از روح قدوس پر شویم تا بتوانیم مسیح را بشناسیم و قدرت داشته باشیم تا با او زندگی نماییم و از شاگردان مسیح باشیم زیرا از این طریق است که روح خداوند می خواهد به ما کمک کند. 
اینجا نوشته شده که عیسای مسیح می خواهد شما را از روح القدس و آتش تعمید دهد. ما می توانیم همدیگر را در آب تعمید دهیم و من افتخار می کنم که خیلی از شما عزیزان را در آب تعمید داده ام و این برای من خوشحالی است. اما من هرگز نمی توانم که شما را با روح قدوس تعمید بدهم اما مسیح می تواند و یحیای تعمید دهنده می گوید که مسیح می تواند شما را در روح قدوس تعمید دهد. وقتی که ما در آب تعمید می گیریم، یک نفر تعمید دهنده و یک نفر تعمید گیرنده است و خداوند نیز در تعمید عمل می نماید. وقتی که ما در روح قدوس تعمید می گیریم این خداوند است که از طریق روح خود در ما اثر می گذارد. قول زیبایی در کتاب اعمال رسولان نوشته شده است:
" پطرس جواب داد: «هر یک از شما باید از گناهانتان دست کشیده، بسوی خدا باز گردید و به نام عیسی تعمید بگیرید تا خدا گناهانتان را ببخشد. آنگاه خدا به شما نیز این هدیه، یعنی روح‌القدس را عطا خواهد فرمود".( اعمال رسولان، فصل دو، جمله سی و هشت)
در این جمله قولی داده شده که اگر هر کسی دیگر گناه نکند و بسوی خدا بازگردد و تعمید آب بگیرد، روح خداوند را بعنوان هدیه دریافت خواهد کرد. به همین دلیل ما باید به همدیگر کمک کنیم تا بتوانیم این هدیه را دریافت نماییم تا اجازه دهیم روح خداوند زندگی ما را شکل و فرم دهد. عیسای مسیح می خواهد شما را با روح خداوند و آتش تعمید دهد. وقتی در روز پنطیکاست روح خداوند بر روی شاگردان آمد :
" هفت هفته پس از مرگ و زنده شدن مسیح، روز «پنطیکاست» فرا رسید. به این روز، «عید پنجاهم» می‌گفتند، یعنی پنجاه روز بعد از عید پسح. در این روز یهودیان نوبر غله خود را به خانه خدا می‌آوردند. آن روز، وقتی ایمانداران دور هم جمع شده بودند، ناگهان صدایی شبیه صدای وزش باد از آسمان آمد و خانه‌ای را که در آن جمع بودند، پر کرد.  سپس چیزی شبیه زبانه‌های آتش ظاهر شده، پخش شد و بر سر همه قرار گرفت.  آنگاه همه از روح‌القدس پر شدند و برای اولین بار شروع به سخن گفتن به زبان هایی کردند که با آنها آشنایی نداشتند، زیرا روح خدا این قدرت را به ایشان داد". ( اعمال رسولان، فصل دو، جمله یک تا چهار)
چقدر هیجان انگیز خواهد بود وقتی تصور کنید که همینگونه نشسته اید و بادی بوزد و شعله های آتش را بر روی سر فرد فردمان ببینیم و از روح قدوس پر شویم. سپس شروع به صحبت به زبان هایی نماییم که هیچ اطلاعی از آنها نداشته ایم. مسیح می خواهد شما را در روح خداوند و آتش تعمید دهد؛ روح خداوند در کنار آنها نشست و همراه آنان بود. اگر حتا ما شعله های آتش را بر روی سرهای دیگران نبینیم، باز روح خداوند می خواهد ما را پر کند. 
آتش چیست و اگر جایی آتش بگیرد چه اتفاقی می افتد؟  اگر در تاریکی آتشی روشن کنیم بما نور می دهد و آنجا را روشن می کند و می توانیم ببینیم. اگر ما نمی توانیم روحانیت و معنویت را درک نماییم، با آمدن روح خداوند به درون ما و اثر گذاری آن بی درنگ می توانیم بفهمیم که عیسای مسیح بی نظیر است. درک نمایم که مسیح یک انسان معمولی نبود، بلکه فرزند خداوند بود که بخاطر ما بر روی زمین آمد و جان خود را بر روی صلیب برای گناهان ما داد و در روز سوم رستاخیز کرد و به آسمان رفت. مسیح دوباره باز خواهد گشت و ما او را بوضوح خواهیم دید :
" شیطان که حاکم این دنیای پر از گناه است، چشمان این اشخاص بی ایمان را بسته است تا نتوانند نور پُر جلال انجیل را ببینند و معنی پیغام ما را درباره جلال مسیح که چهره قابل رویت خدای نادیده است، درک کنند".(دوم قرنتیان، فصل چهار،جمله چهار)
شیطان چشمان انسان ها را می بندد تا نتوانند روشنایی را ببینند. روشنایی خوب است و در صورتی که چشمان ما بسته باشد نمی توانیم نور را ببینیم. اگر من و شما اکنون نمی توانستیم ببینیم در آن صورت اینجا برای ما تاریک و سخت بود. اما این در حالی است که اینجا روشن است و این ما هستیم که نمی توانیم ببینیم. به همین دلیل است که روح خداوند چشمان و قلب ما را باز می کند و می توانیم روشنایی را ببینیم.
مورد دوم در خصوص آتش اینست که با خود گرما می آورد. وقتی هوا خیلی سرد باشد برای گرم شدن باید نزدیک آتش برویم. ما در خانه خود شومینه ای داریم که وقتی هوا سرد است داخل آن چوب قرار می دهیم و آنرا روشن می کنیم و نزدیک آن می نشینیم، گرم می شویم و دیگر نمی لرزیم. آتش چیز بی نظیری است و روح خداوند نیز همینگونه است. در رومیان نوشته شده که روح خداوند عشق و محبت را برای ما آورده و در قلب ما قرار داده است. با فروتنی می گویم که از بیشترشما این سئوال را کرده ام که وقتی برای اولین بار به کلیسای پینکس آمدی چه احساسی داشتی؟ خیلی ها گفتند که در کلیسا حس گرما می کردیم، عشق و محبت را حس می کردیم و به هنگام ورود با آغوش باز پذیرای ما بودند. جواب های شما برای من مانند یک موزیک خوب است و فکر خداوند نیز همینگونه است و روح مقدس برای ما گرما، عشق و محبت می آورد. من معتقدم که آتش روشن است و گرما می دهد و این روح خداوند است که اثر می کند و گروه پارسی زبانان بیشتر و بیشتر و بیشتر می شود. ما امروز به گرمای بیشتری نیازمندیم زیرا انسان های زیادی در سرما هستند و مشکلات و سختی های زیادی دارند. ما نیازمندیم که به یکدیگر گرما بدهیم و خوب است که یکدیگر را تشویق نماییم. خیلی خوب است که از حال همدیگر با خبر باشیم، شاید یکی از ما بگوید که روزگار خوبی ندارم و برایم سخت است. ما باید برای یکدیگر دعا کنیم و کمک نماییم و عشق و محبت را به هم نشان دهیم زیرا روح خداوند در ما زندگی می کند.
آتش خاصیت دیگری نیز دارد و آن اینست که می تواند همه چیز را بسوزاند و از بین ببرد. وقتی که ما روح خداوند را می شناسیم، درمیابیم که در زندگی ما چیزهایی است که روح خداوند دقیقن آنها را به ما نشان می دهد. چیزهایی که درست نیستند و رابطه ی من با خداوند را خراب می کند و یا از بین می برد. در این صورت می توانیم بگوییم که مسیح مرا ببخش و روح خداوندی آنرا بسوزاند و کنار بگذارد.
به نظر من روح خداوندی می تواند با ما صحبت کند و اگر ما منتظر تغییراتی در خود هستیم، او از درون قلب ما می آید. در آن صورت ما احساس می کنیم که می خواهیم بیشتر نزدیک خداوند شویم تا راه درست زندگی ما را دگرگون سازد. احتیاج من و شما در مسیحیت اینست که قلب های خود را برای روح خداوند باز کنیم. ای روح خداوند با روشنی، گرما و پاکی خود بیا سوزاندنی ها را بسوزان و از بین ببر. عیسای مسیح می خواهد روح خداوندی را به ما بدهد و او می خواهد شما را با روح قدوس و آتش تعمید دهد. این قول را به ما داده اند که در زمان تعمید روح خداوند را دریافت خواهیم کرد و به همین علت است که باید قلب های خود را باز نماییم، دعا کنیم و شکرگذار باشیم. دعا کنیم و از عیسای مسیح روح مقدس خداوند را طلب نماییم زیرا به آن نیازمندیم تا با آن زندگی نماییم؛ پس به همین علت من از تو می خواهم که به من کمک کنی. خداوندا من روشنی می خواهم تا بتوانم کلام تو را بفهمم و در مشکلات زندگی خود از تو می خواهم به من کمک نمایی. هرزمانی که بخواهیم می توانیم با روح خداوند صحبت کنیم، در هر زمان و هر مکان و نیاز نیست که به جای بخصوص برویم و یا در زمان بخصوصی اینکار را انجام دهیم. زمانی که راه می رویم، وقتی که سوار بر دوچرخه هستیم و یا نیمه شب که از خواب بیدار می شویم. به هر زبانی که دلمان بخواهد می توانیم صحبت کنیم و حتا از طریق روح خداوندی می توانیم زبان خاصی را صحبت نماییم که نام آن «زبان های بیگانه» است. روح خداوند می خواهد به ما هدیه ای بدهد تا وقتی که نیاز به کمک داریم بتوانیم کمک بگیریم. خیلی از شما این روح خداوندی را احساس کرده و یا گرفته اید و از شما می خواهم که در این مورد همدیگر را تشویق نمایید و آنهایی که این روح خداوندی را احساس کرده و یا دریافته اند برای دیگران تعریف کنند. کتاب مقدس می گوید هرکسی که روح خداوندی را درخواست کند دریافت خواهد کرد و اکنون می خواهم دعا کنم تا روح خداوند به سراغ فرد فرد ما بیاید:
خداوند ما به روح تو نیازمندیم و دعا می کنیم تا به کمک ما بیایی ای روح قدوس.
خداوندا ما آتش تورا در زندگی خود نیازمندیم.
ما گرما، روشنی و پاکی تورا نیازمندیم.
سپاسگزارم که آتش تو می تواند اینکار را در قلب ما انجام دهد، چیزی که ما بخودی خود نمی توانیم انجام دهیم. 
خداوندا تو می توانی به نزد ما بیایی و اگر ما ناراحت هستیم تو ما را با فیض و بخشش خود پر نمایی، با قدرت و با عشق و محبت خود. 
خداوندا سپاسگزارم که از نیازهای ما با خبر هستی؛ بیا ای روح قدوس و اجازه بده تا قلب خود را برای تو بیشتر و بیشتر باز نماییم.
خداوندا کمک کن تا بتوانیم تو را بیشتر و بیشتر درک نماییم. 
حالا از صمیم قلب خود دعا کنید زیرا مسیح دعای شما را می شنود. اوست که تورا بیشتر از همه دوست دارد و دوست دارد همنشین تو باشد. او به تو گوش می کند و می خواهد با تو زندگی کند. هرکسی که دوست داشته باشد می تواند هم صدا با ما و بلند این دعا را بخواند:
خداوندا اعتراف می کنم که شخصی گناهکارم
اعتراف می کنم که با قدرت خود و یا کارهای نیکم نمی توانم نجات بیابم و رستگار شوم
ایمان دارم که تو بخاطر گناهان من بر روی صلیب کشته شدی، در قبر نهاده شدی و پس از سه روز از مردگان برخاستی
ایمان دارم که تو زنده هستی و این اقتدار را داری که گناهان مرا در پیشگاه خدا پارسا بشماری
تقاضا دارم مرا بپذیری و طبق وعده ات زندگی نوینی به من ببخشی
از اینکه دعای مرا شنیدی متشکرم. آمین.
عیسای مسیح اکنون دعای ما را شنید. عیسای مسیح متشکرم.
من می خواهم شما را تشویق بنمایم که دعا کنید تا روح قدوس و آتش بیاید. در آنصورت است که به چشم خود خواهی دید که چه اتفاقاتی در زندگی تو رخ خواهد داد. روشنایی، گرمی و پاکی و بهترین هایی که خداوند می خواهد به تو بدهد. خداوند به همه شما برکت بدهد. آمین.   

۱۳۹۵ آذر ۱۳, شنبه

جلسه "انجیل به زبان ساده" کلیسای امانوئل - 2016/11/21



هانس یوران


سلام
من دوشنبه پیش با «اوله اولسون» تماس گرفتم و سخنرانی امروز در اینجا را یکبار دیگر یادآوری کردم و او نیز اعلام آمادگی کرد و قرار را برای امروز ساعت شش گذاشتیم. اما امروز ساعت دو و نیم بعد از ظهر همسر اوله با من تماس گرفت و گفت که اوله امروز در بیمارستان بستری است و متاسفانه نمی تواند برای جلسه شما بیاید. این توضیح را به این علت به شما دادم تا بدانید که چرا او نتوانست بیاید. از شما می خواهم برای او دعا کنید زیرا چند سال پیش او مبتلا به سرطان شده است و به همین دلیل اکنون در بیمارستان بستری می باشد. زندگی همیشه راحت نیست اما ما می توانیم بگویم که خداوند مهربان است و گاهی اوقات ما جوابی برای اتفاقاتی که می افتد نداریم. دیروز او در کلیسای پینکس «مولستریت» سخنرانی می کرد و امروز من بجای او در اینجا موعظه می نمایم. 
اکنون برای اوله دعا می کنیم:
- خداوندا ما می دانیم هرکجا که اوله باشد تو با او هستی و ما دعا می کنیم تا دستانت را بر روی او نگهداری و مراقب او باشی. 
- خداوندا برای همه کارهایی که در زندگی او انجام دادی سپاسگزاریم. او برای خیلی از انسان ها مهم بود و مخصوصن کمک های زیادی به جوانان کرده است. 
- خداوندا همسر و خانواده او را برکت ده. خداوندا در نام مقدس تو دعا می کنیم و از تو می خواهیم تا این لحظه را برکت بدهی. در نام عیسای مسیح. آمین.
امروز در نظر دارم تا چند قسمت از کتاب مقدس را با هم بخوانیم: 
" ایشان از اینکه پطرس و یوحنا درباره زنده شدن عیسی با مردم سخن می‌گفتند، بسیار مضطرب و پریشان شده بودند.  پس آنان را گرفتند و چون عصر بود تا روز بعد زندانی کردند. اما بسیاری از کسانی که پیام ایشان را شنیده بودند، ایمان آوردند و به این ترتیب تعداد ایمانداران به پنج هزار رسید ".( اعمال رسولان، فصل چهار، جمله دو تا چهار)
" آنگاه پطرس ویوحنا را آوردند و از ایشان پرسیدند: «این کار را با چه قدرت و با اجازه چه کسی انجام داده‌اید؟»   پطرس که پر از روح‌القدس بود، به ایشان گفت: «ای سران و بزرگان قوم اسرائیل، اگر منظورتان این کار خیر است که در حق این شخص لنگ کرده‌ایم و می‌پرسید که چگونه شفا پیدا کرده است،  اجازه دهید صریحا به همه بگویم که این معجزه را در نام عیسی مسیح ناصری و با قدرت او کرده‌ایم، یعنی همان کسی که شما بر صلیب کشتید ولی خدا او را زنده کرد. بلی، با قدرت اوست که این مرد الان صحیح و سالم اینجا ایستاده است. چون بنا به گفته کتاب آسمانی، عیسی مسیح همان سنگی است که شما معمارها دور انداختید، ولی سنگ اصلی ساختمان شد." ( اعمال رسولان، فصل چهار، جمله هفت تا یازده )  
پطرس و یوحنا بر روی حرف خود که مسیح از مردگان رستاخیز کرده است ایستاده اند و این جملات را در مقابل بزرگان و شورای عالی یهود و کاهن اعظم بیان کردند. آنها از این صحبت ها ناراحت و عصبی شدند و شاگردان مسیح را مورد اذیت و آزار قرار دادند و آنها را زندانی نمودند. اما شاگردان مسیح به کلام خود ایمان داشتند و در پایان جمله چهارم نوشته شده که آنهایی که به مسیح ایمان آوردند به حدود پنج هزار نفر رسیدند که این رشد ایمان در زمان کوتاه بسیار عجیب بود. ما خداوند را سپاس می گوییم زیرا در کلیسای پینکس (شهر بوروس) و شاید حتا در دیگر کلیسا ها به دفعات تعمید آب داشتیم و در آخرین نوبت هفده نفر را در یک روز تعمید آب دادیم و این اتفاق بی نظیر است. 
سران بزرگ قوم یهود از پطرس و یوحنا سئوال کردند که با چه قدرتی این کار (شفای شخص لنگ) را انجام داده اید. پطرس که از روح القدس، روح خداوند پر شده بود برای آنها توضیح داد که اینکار را در نام عیسای مسیح ناصری و به قدرت او انجام داده است. شاگردان مسیح به تنهایی نمی توانستند اینکار را انجام دهند و شفای آن مرد فقط در روح خداوند و بقدرت عیسای مسیح امکانپذیر بود. 
" غیر از عیسی مسیح کسی نیست که بتواند ما را رستگار سازد! چون در زیر این آسمان، نام دیگری وجود ندارد که مردم بتوانند توسط آن از گناهان نجات یابند." ( اعمال رسولان، فصل چهار، جمله دوازده )
در این جمله نوشته شده که به غیر از نام عیسای مسیح نام دیگری وجود ندارد که نجات بخش باشد و نجات فقط آزادی انسان نیست. در هفته گذشته نیز هم ما در کلیساهای مختلف کلاس های آموزش زبان سوئدی داشتیم؛ کلیساهایی «کوش»، «هسله هولمن»، «خوبو» و «دالخافوش» و خیلی جالب است که در این مکان ها حضور داشته باشیم. من در کلیسای «کوش» حضور دارم و سعی می کنم تا برای آموزش زبان سوئدی کمک نمایم. ما برای آموزش می آییم اما خیلی چیزها نیز از شما و کسانی که برای آموزش دیدن به آنجا می آیند یاد می گیریم. در هفته گذشته من با یکی از کسانی که در آنجا حضور داشت صحبت کردم. او برای من تعریف کرد که چگونه به سوئد مهاجرت کرده است و در این راه چه اتفاقات خطرناکی برای او رخ داده است و چگونه جان خود را به خطر انداخته است. ابتدا خود را به دریای مدیترانه رسانده است و سپس با قایقی از لیبی به ایتالیا می آید که در این مسیر انسان های زیادی جان خود را از دست داده اند. زندگی او برای من خیلی جالب بود و بسیار مشکل است که ما بتوانیم خود را در شرایط آنها قرار دهیم اما می توانیم گوش کنیم و سعی نماییم تا آنها را متوجه بشویم و درک نماییم و همدردی کنیم. در این دوره ها همیشه برای ساعت یازده پذیرایی با چای و قهوه و ساندویچ است؛ در بهار امسال هم من چند نفر را در گروه خود داشتم و ساعت یازده به آنها گفتم که وقت استراحت و پذیرایی است. همه ما برای رفتن برخاستیم و یک نفر از گروه ما همچنان نشسته بود. به او گفتم بیا تا کمی ساندویچ و نوشیدنی بخوری که او گفت نه متشکرم. او بمن توضیح داد که مسلمان است و برای او بسیار مهم است که روزه بگیرد. من خیلی کنجکاو بودم و از او سئوال کردم که چرا این کار را انجام می دهید؟ او جواب داد که این مربوط به مذهب ما می شود. شما قطعن بهتر از من می دانید که وقتی کار خوبی انجام می دهیم سعی می کنیم تا قدمی به خداوند نزدیکتر بشویم. من از این جواب او قانع شدم زیرا درست بود و می خواهم در مورد مارتین لوتر که به گذشته های دور مربوط است با شما صحبت کنم. مارتین لوتر گفت: «هیچکس با کارهای خوب مسیحی نمی شود بلکه یک مسیحی کارهای خوب انجام می دهد». 
اکنون می خواهیم قسمتی از نامه یعقوب را بخوانیم:
" برادران عزیز، چه فایده‌ای دارد که بگویید «من ایمان دارم و مسیحی هستم»‌، اما این ایمان را از طریق کمک و خدمت به دیگران نشان ندهید؟ آیا این نوع ایمان می‌تواند باعث رستگاری شود؟   اگر دوستی داشته باشید که محتاج خوراک و پوشاک باشد،  و به او بگویید: «برو بسلامت! خوب بخور و خودت را گرم نگهدار»‌، اما خوراک و پوشاک به او ندهید، چه فایده‌ای دارد؟   پس ملاحظه می‌کنید ایمانی که منجر به اعمال خیر نگردد، و با کارهای نیک همراه نباشد، اصلا ایمان نیست، بلکه یک ادعای پوچ و توخالی است." ( نامه یعقوب، فصل دو، جمله چهارده تا هفده )
ایمان از طریق اعمال نشان داده می شود و این نامه توسط یعقوب که برادر مسیح است نوشته شده. عملی باید انجام داده شود و تنها فکر کردن و خواستن فایده ای ندارد. شما می دانید که اغلب فکرهایی به ذهن ما می رسد که شاید خوب و ایده خلاقی باشد و اگر این فکر فقط در حد یک ایده بماند هیچ اتفاقی رخ نخواهد داد. هرچیزی همیشه و در همه حال با یک فکر آغاز می شود و خوب است که عملی نیز با آن همراه باشد. در جمله هفده نوشته شده است که ایمان به تنهای کافی نیست و باید کار خوب نیز انجام بشود و ایمان بدون عمل ایمان نیست و کلام تو خالی است. 




من همراه خود مجله ای را آورده ام تا به شما نشان دهم. نام این مجله «روشنی در شرق» است و در آن مطالب بسیار خوبی نوشته شده است. بطور مثال در مورد خانمی از کشور اوکراین نوشته است که او به روسیه رفت و بخاطر شرایط ویژه بین دو کشور او مطلع نبود که باید ویزا تهیه نماید. او در ماه سپتامبر و زمانی که در یک جلسه پرستشی در حال تبریک گفتن به شخصی بود توسط پلیس دستگیر شد. پلیس به او گفت که وی شهروند کشور اوکراین است برای آمدن به روسیه باید ویزا تهیه می کرده است. پلیس او را پنج هزار کرون جریمه کرد و دلیل آن را نیز غیر قانونی بودن بشارت او دانست زیرا دارای ویزای بشارت نبوده و اجازه نداشته است تا در کلیسا صحبت کند. 
دعا می کنیم:
- خداوندا سپاسگزارم که تو محافظ ما هستی.
-  خداوندا سپاسگزارم برای عشق و محبت تو.
- خداوندا به ما کمک کن، به ما قدرت بده، به ما تفکر خوب بده و خوشحالی را در قلب ما قرار ده.
- خداوندا ما با گرفتاری های خود نزد تو می آییم و ما را برکت ده و محافظ ما باش. در نام عیسای مسیح ناصری. آمین.