![]() |
| کشیش رونی آگستسون |
دعا
سلام امروز می خواهم در مورد دعا با شما صحبت کنم. دعا کردن کار راحتی است و شاید خیلی از شما عادت دارید که دعا کنید و برای شما سخت نباشد. اما برای من دعا کردن کار راحتی نیست و فکر می کنم در این مورد ضعیف می باشم. من حدود سی و پنج سال است که خود را ایماندار کامل به مسیح احساس می کنم اما با این حال هنوز موفق نشده ام که برای یک روز کامل وقت بگذارم و دعا کنم و از دعای خود راضی باشم. من هر روز و به دفعات دعا می کنم و مهمترین جای دعا برای من در اتوبوس و یا اتومبیل است زیرا چهل دقیقه در صبح و چهل دقیقه شب به هنگام بازگشت به خانه در راه می باشم. من بعد از هر ملاقاتی که با اشخاص دارم دعا می کنم اما با همه اینها در دعا کردن انسان ضعیفی هستم. در هر حال من دعا می کنم و همین برای خداوند کافی خواهد بود و مابقی موارد مهم نیست و اشکالی ندارد. من همچنان به انسان هایی که هر روز و مرتبن به خداوند دعا می کنند حسودی می کنم و به همین خاطر قسمت کوچکی را که مربوط به دعا کردن است برای شما می خوانم و یادآوری می کنم. برای یاد گرفتن دعا کردن کافی نیست که فقط آنرا بشنوید زیرا هرگز اینگونه یاد نخواهید گرفت و شما زمانی دعا کردن را خواهید آموخت که شخصن دعا کنید. ما برای دوچرخه سواری کردن می توانیم دو هفته به کلاس آموزشی برویم اما تا زمانی که نتوانیم تعادل خود را بر روی دوچرخه نگهداریم نمی توانیم دوچرخه سواری کنیم. می خواهم قسمتی از کلام خداوند را برای شما بخوانم. امروز می خواهیم بزبان های پارسی، سوئدی و اتیوپی بخوانیم :
" و اما درباره دعا. هرگاه دعا میکنی، مانند ریاکاران نباش که دوست دارند در عبادتگاهها یا در گوشه و کنار خیابانها نماز بخوانند تا توجه مردم را به خود جلب کنند و خود را مؤمن نشان دهند. مطمئن باش اجری را که باید از خدا بگیرند، همین جا از مردم گرفتهاند. اما تو هرگاه دعا میکنی، در تنهایی و در خلوت دل، پدر آسمانی را عبادت نما؛ و او که کارهای نهان تو را میبیند، به تو پاداش خواهد داد «وقتی دعا میکنید، مانند کسانی که خدای حقیقی را نمیشناسند، وِردهای بی معنی تکرار نکنید. ایشان گمان میکنند که با تکرار زیاد، دعایشان مستجاب میشود. اما شما این را بیاد داشته باشید که پدرتان، قبل از اینکه از او چیزی بخواهید، کاملاً از نیازهای شما آگاه است» پس شما اینگونه دعا کنید: «ای پدر ما که در آسمانی، «نام مقدس تو گرامی باد. «ملکوت تو برقرار گردد. «خواست تو آنچنان که در آسمان مورد اجراست، بر زمین نیز اجرا شود ». «نان روزانه ما را امروز نیز به ما ارزانی دار ».خطاهای ما را بیامرز چنانکه ما نیز آنان را که به ما بدی کردهاند، میبخشیم. ما را از وسوسهها دور نگاه دار و از شیطان حفظ فرما؛ «زیرا ملکوت و قدرت و جلال تا ابد از آن توست. آمین"( انجیل متی، فصل شش، جمله گنج تا سیزده)
سه سئوال:
- چرا باید دعا کنیم؟
- دعا چیست؟
- چگونه دعا کنیم؟
اینها سئوالات ساده ای هستند و با «چرا باید دعا کنیم» شروع می کنم. در این مورد من همیشه عادت دارم که در مورد «الویس» صحبت کنم. منظور من از الویس، الویس پریسلی خواننده معروف نیست بلکه پسر کوچکی است که نام او الویس است. مادر الویس چون الویس خواننده مشهور را دوست داشت به همین دلیل این اسم را برای پسر خود انتخاب کرد. الویس پسر خیلی خوبی است اما مادر او کمی سخت گیر است. او همیشه ناراحت و نگران است که الویس کار ناخوشایندی انجام دهد. مادر الویس همیشه او را کنترل می کند و معمولن جیب ها، کیف، وسایل و لوازم او را می گردد. برای الویس راحت نیست که هشت، نه ساله باشد و مادر او بخواهد همه چیز را در مورد او بداند. در این شرایط است که الویس شروع به دروغ گفتن می کند و وقتی مادر سئوالی می پرسد او همه ی واقعیت را نمی گوید. بطور مثال وقتی الویس به خانه مادر بزرگ خود می رود و می داند که مادر دوست ندارد که او با مادربزرگ همنشینی کند در حالی که الویس عاشق مادر بزرگ است و وقتی از او سئوال می کند که به آنجا رفته است یا نه، او می گوید که به آنجا نرفته بودم و دروغ می گوید. الویس بچه خوبی است و خوب می داند که دروغ گفتن کار اشتباهی است. او برای خود روشی دارد و بعضی وقت ها خود را در توالت پنهان می کند و در دفترچه یادداشتی که همیشه به گردن دارد شروع به نوشتن می کند. او در دفترچه خود می نویسد که چه زمانی دروغ گفته و این دروغ مربوط به چه اتفاقی می باشد. در حقیقت الویس با این کار می خواهد که حقیقت واقعه را از یاد نبرد.
" و اما درباره دعا. هرگاه دعا میکنی، مانند ریاکاران نباش که دوست دارند در عبادتگاهها یا در گوشه و کنار خیابانها نماز بخوانند تا توجه مردم را به خود جلب کنند و خود را مؤمن نشان دهند. مطمئن باش اجری را که باید از خدا بگیرند، همین جا از مردم گرفتهاند. اما تو هرگاه دعا میکنی، در تنهایی و در خلوت دل، پدر آسمانی را عبادت نما؛ و او که کارهای نهان تو را میبیند، به تو پاداش خواهد داد «وقتی دعا میکنید، مانند کسانی که خدای حقیقی را نمیشناسند، وِردهای بی معنی تکرار نکنید. ایشان گمان میکنند که با تکرار زیاد، دعایشان مستجاب میشود. اما شما این را بیاد داشته باشید که پدرتان، قبل از اینکه از او چیزی بخواهید، کاملاً از نیازهای شما آگاه است» پس شما اینگونه دعا کنید: «ای پدر ما که در آسمانی، «نام مقدس تو گرامی باد. «ملکوت تو برقرار گردد. «خواست تو آنچنان که در آسمان مورد اجراست، بر زمین نیز اجرا شود ». «نان روزانه ما را امروز نیز به ما ارزانی دار ».خطاهای ما را بیامرز چنانکه ما نیز آنان را که به ما بدی کردهاند، میبخشیم. ما را از وسوسهها دور نگاه دار و از شیطان حفظ فرما؛ «زیرا ملکوت و قدرت و جلال تا ابد از آن توست. آمین"( انجیل متی، فصل شش، جمله گنج تا سیزده)
سه سئوال:
- چرا باید دعا کنیم؟
- دعا چیست؟
- چگونه دعا کنیم؟
اینها سئوالات ساده ای هستند و با «چرا باید دعا کنیم» شروع می کنم. در این مورد من همیشه عادت دارم که در مورد «الویس» صحبت کنم. منظور من از الویس، الویس پریسلی خواننده معروف نیست بلکه پسر کوچکی است که نام او الویس است. مادر الویس چون الویس خواننده مشهور را دوست داشت به همین دلیل این اسم را برای پسر خود انتخاب کرد. الویس پسر خیلی خوبی است اما مادر او کمی سخت گیر است. او همیشه ناراحت و نگران است که الویس کار ناخوشایندی انجام دهد. مادر الویس همیشه او را کنترل می کند و معمولن جیب ها، کیف، وسایل و لوازم او را می گردد. برای الویس راحت نیست که هشت، نه ساله باشد و مادر او بخواهد همه چیز را در مورد او بداند. در این شرایط است که الویس شروع به دروغ گفتن می کند و وقتی مادر سئوالی می پرسد او همه ی واقعیت را نمی گوید. بطور مثال وقتی الویس به خانه مادر بزرگ خود می رود و می داند که مادر دوست ندارد که او با مادربزرگ همنشینی کند در حالی که الویس عاشق مادر بزرگ است و وقتی از او سئوال می کند که به آنجا رفته است یا نه، او می گوید که به آنجا نرفته بودم و دروغ می گوید. الویس بچه خوبی است و خوب می داند که دروغ گفتن کار اشتباهی است. او برای خود روشی دارد و بعضی وقت ها خود را در توالت پنهان می کند و در دفترچه یادداشتی که همیشه به گردن دارد شروع به نوشتن می کند. او در دفترچه خود می نویسد که چه زمانی دروغ گفته و این دروغ مربوط به چه اتفاقی می باشد. در حقیقت الویس با این کار می خواهد که حقیقت واقعه را از یاد نبرد.
چرا باید دعا کنیم؟ برای اینکه یکنفر هست که حقیقت را می داند. وقتی ما انسان ها با هم همنشینی می کنیم در حقیقت در حال دروغ گفتن به هم هستیم و گاهی نمی توانیم که واقعیت را بگوییم. بطور مثال به من می گویند که موهایت چقدر خوب کوتاه شده است و یا به من می گویند که چقدر خوب خود را لاغر کرده ای! حقیقت اینست که من موی زیادی برای درست کردن ندارم و شکم من خیلی بزرگ شده و چاق شده ام. اما خداوند همه چیز را می داند و باید واقعیت را به او بگوییم. ما دوستان صمیمی زیادی داریم اما همیشه نمی توانیم که همه واقعیت را به آنها بگوییم.
سئوال بعدی، دعا چیست؟
جواب این سئوال خیلی کوتاهتر است و تقریبن نمی توانم چیز زیادی در این مورد بگویم. دعا صدای قلب ما با خداوند است و معنی آن درخواست و آرزو کردن از خدا است. ما می توانیم چیزهای خوب را از خداوند درخواست نماییم و در کتاب مقدس نوشته شده است که قلب و درون ما با خداوند رابطه دارد و با او صحبت می کند. این راحت ترین و کوتاه ترین جواب به این سئوال است.
سئوال آخر، باید چگونه دعا کنیم؟
یک قسمت دیگر از کتاب مقدس را می خوانیم:
" خوشا بحال کسی که گناهانش آمرزیده شـده و خطاهایش بخشیده شده است. خوشا بحال کسی که خداوند او را مجرم نمیشناسد و حیله و تزویری در وجودش نیست. گناهم وقتی آن را اعتراف نمیکنم، وجود مرا مثل خوره میخورد و تمام شب غصه و گریه امانم نمیدهد. تو، ای خداوند، شب و روز مرا تنبیه میکنی، بطوری که طراوات و شادابی خود را از دست میدهم و خرد میشوم. اما وقتی در حضور تو به گناه خود اعتراف میکنم و از پوشاندن جرمم خودداری نمینمایم و به خود میگویم: «باید گناه خود را نزد خداوند اقرار کنم»، تو نیز گناه مرا میآمرزی. بنابراین، هر شخص با ایمانی بمحض آگاه شدن از گناه خود، باید تا فرصت باقی است آن را در حضور تو اعتراف کند. طوفان حوادث هرگز به چنین شخصی آسیب نخواهد رساند."(مزامیر، سی و دو، جمله یک تا شش)
اما چگونه؟ در این مورد سه چیز را می خواهم بگویم. من زن هنرمندی را می شناسم که نام او «اوآ اوربک» است و هنر او نوعی نقره کاری است. او سالی یکبار به شهر بالی در هند می رود و تقریبن برای یکماه در آنجا می ماند و با نقره کارهای آن شهر همکاری می کند. اوآ یک ایماندار به مسیح است و وقتی به همکاران بالی خود توضیح می دهد که چگونه دعا می کند آنها خیلی تعجب کرده به او حسودی نیز می کنند. در بالی مردم شخصی را انتخاب و استخدام می کنند تا برای آنها دعا کند در حالی که وقتی آنها از اوآ سئوال کرده اند که تو چگونه دعا می کنی به آنها جواب داد « من دستانم را به هم حلقه می کنم و شروح به صحبت با پدر آسمانی می نمایم».
داستان بعدی؛ یهودی ها معبدی داشتند و در داخل آن مقدسات یهودیان قرار داده شده بود و کسی بجز کاهن اعظم اجازه ورود به آنجا را نداشت و او فقط می توانست سالی یکبار به آنجا وارد شود. وقتی مسیح بر روی صلیب مرد، تمام آن چیزهایی که به عنوان مقدسات در معبد نگهداشته می شد فرو ریخت و پرده معبد نیز شکافته شد. هدف این بود که دیگر برای دعا کردن نیازی به مراجعه به کاهنان نیست و هر کسی که بخواهد می تواند مستقیمن به خدا دعا کند.
داستان سوم؛ اگر بچه ای گرسنه باشد چه کاری انجام می دهد؟ اگر که بتواند صحبت کند می گوید گشنه ام و غذا می خواهم؛ دعای ما نیز باید همینگونه باشد. خداوند دوست دارد که ما با او صحبت نماییم و اینکار نیز سخت نیست. نیازی به این نیست که ببینید دیگران چگونه دعا می کنند که شما هم همانگونه دعا کنید زیرا خداوند «خود» شما را می خواهد. وقتی در کلیسا می خواهیم دعا می کنیم، به دلیل آنکه این کار را می خواهیم با دیگر ایمانداران انجام دهیم بهتر است که مثل هم دعا کنیم. اما وقتی می خواهیم تنها دعا کنیم، درست مانند بچه ی گشنه ای که از پدر و مادر خود غذا می خواهد دعا کنیم زیرا ما نیز فرزندان خداوند هستیم، به همین سادگی.
برای دعا کردن باید سه چیز ساده را در نظر داشته باشید.
اولین مورد سپاسگزاری. خداوندا برای همه چیزهایی که به من دادی سپاسگزارم، برای هر چیزی. شاید شما چیزی را از خداوند خواسته اید و آن را بدست نیاورده اید و به همین خاطر آزرده و نا امید باشید و بگویید که چرا باید از او سپاسگزاری نمایم. اما همیشه با سپاسگزاری شروع نمایید زیرا چیزهای زیادی وجود دارد که باید سپاسگزار آن باشید.
مورد دوم، بخشش. خداوندا من را ببخش زیرا می خواستم کار خوبی انجام دهم اما انسان هایی را رنجاندم و به قول خود پایبند نبودم. ما باید حتا از انسان هایی که باعث آزردگی آنها شده ایم درخواست بخشش کنیم و خداوند از ما می خواهد که به سراغ تک تک کسانی که از ما آزرده شده اند برویم واز آنها درخواست بخشش کنیم. از وقتی که سن من بالاتر رفته است و عقلم بیشتر کار می کند یاد گرفته ام که وقتی روز را به پایان رساندم آنرا بررسی نمایم. با چه اشخاصی ملاقات داشته ام و شاید نتوانسته ام دیدار خوبی با آنها داشته باشم پس شروع به دعا می کنم. اگر همچنان فکر من مشغول آنها بود و احساس عذاب وجدان داشتم، در صورتی که بتوانم دوباره او را ببینم و یا تماس تلفنی با او بگیرم به او می گویم که شاید کمی عجیب و یا مسخره باشد و شاید حتا تو نمی دانی که من در چه موردی صحبت می نمایم و سپس فکرم را برای او توضیح می دهم. بیشتر وقت ها به من می گویند که چیز مهمی نبوده است و اصلن به آن فکر نمی کرده اند، اما سپاسگزاریم که مطرح کردی.
مورد و یا قسمت سوم، کمک. از خداوند می خواهیم که دیگران را کمک نماید.
در واقع صحبت امروز من تمام شده است اما می خواهم از تجربه شخصی خود راهنمایی کوچکی به شما بکنم. وقتی هنگام دعا تمرکز خود را از دست می دهیم و حواس ما پرت می شود، شاید این مورد بد نباشد. اگر به خدا ایمان داشته باشی این روح خداوند است که در دل تو چیزهایی را قرار می دهد و فکر دیگری برای تو دارد پس در این مورد زیاد خود را اذیت نکنید. در هنگام دعا اجازه بدهید که فکر شما باز باشد زیرا ممکن است به ناگاه یاد کسی بیفتید و برای او نیز دعا کنید. شاید به هنگام دعا کردن به یاد بیاورید که باید تماسی بگیرید. گاهی اوقات حواس ما متمرکز نیست اما اشکالی ندارد زیرا خداوند نمی خواهد که ما بزحمت افتاده و برای دعا کردن حالت خاصی به خود بگیریم، خداوند فقط می خواهد با ما هم صحبت باشد و با او در ارتباط باشیم. هر کجا و هر چقدر که می توانید دعا کنید، براحتی، زیرا خوب است. اگر دوست داری دستت را به آسمان کن، می توانی به زمین خیره شوی و یا سرت را پایین بیاوری. می توانی دراز بکشی و دعا کنی و آن چیز که مهم است فقط دعا کردن است.
دعا می کنیم:
خداوندا به خاطر اینکه همواره به یاد ما هستی سپاسگزاریم.
خداوندا تو به ما گوش می دهی و هر لحظه و به هر فکری که ما می نماییم تو در آنجا حضور داری. نیازی نیست که ما به تو توضیحی بدهیم زیرا تو ما را از خود ما بهتر می شناسی. اما ما نیازمندیم که وقت خود را با تو بگذرانیم و ما به تو نیازمندیم.
خداوندا برای امکانی که برای ما بوجود آمده تا دعا کنیم سپاسگزاریم.
خداوندا اگر بخاطر ضعف های خود در عذاب هستیم ما را ببخش و بیامرز. اگر ناخواسته به دیگران آزار و اذیت می رسانیم ما را ببخش.
خداوندا ما همواره می خواهیم که با تو در تماس باشیم. آمین.
اولین مورد سپاسگزاری. خداوندا برای همه چیزهایی که به من دادی سپاسگزارم، برای هر چیزی. شاید شما چیزی را از خداوند خواسته اید و آن را بدست نیاورده اید و به همین خاطر آزرده و نا امید باشید و بگویید که چرا باید از او سپاسگزاری نمایم. اما همیشه با سپاسگزاری شروع نمایید زیرا چیزهای زیادی وجود دارد که باید سپاسگزار آن باشید.
مورد دوم، بخشش. خداوندا من را ببخش زیرا می خواستم کار خوبی انجام دهم اما انسان هایی را رنجاندم و به قول خود پایبند نبودم. ما باید حتا از انسان هایی که باعث آزردگی آنها شده ایم درخواست بخشش کنیم و خداوند از ما می خواهد که به سراغ تک تک کسانی که از ما آزرده شده اند برویم واز آنها درخواست بخشش کنیم. از وقتی که سن من بالاتر رفته است و عقلم بیشتر کار می کند یاد گرفته ام که وقتی روز را به پایان رساندم آنرا بررسی نمایم. با چه اشخاصی ملاقات داشته ام و شاید نتوانسته ام دیدار خوبی با آنها داشته باشم پس شروع به دعا می کنم. اگر همچنان فکر من مشغول آنها بود و احساس عذاب وجدان داشتم، در صورتی که بتوانم دوباره او را ببینم و یا تماس تلفنی با او بگیرم به او می گویم که شاید کمی عجیب و یا مسخره باشد و شاید حتا تو نمی دانی که من در چه موردی صحبت می نمایم و سپس فکرم را برای او توضیح می دهم. بیشتر وقت ها به من می گویند که چیز مهمی نبوده است و اصلن به آن فکر نمی کرده اند، اما سپاسگزاریم که مطرح کردی.
مورد و یا قسمت سوم، کمک. از خداوند می خواهیم که دیگران را کمک نماید.
در واقع صحبت امروز من تمام شده است اما می خواهم از تجربه شخصی خود راهنمایی کوچکی به شما بکنم. وقتی هنگام دعا تمرکز خود را از دست می دهیم و حواس ما پرت می شود، شاید این مورد بد نباشد. اگر به خدا ایمان داشته باشی این روح خداوند است که در دل تو چیزهایی را قرار می دهد و فکر دیگری برای تو دارد پس در این مورد زیاد خود را اذیت نکنید. در هنگام دعا اجازه بدهید که فکر شما باز باشد زیرا ممکن است به ناگاه یاد کسی بیفتید و برای او نیز دعا کنید. شاید به هنگام دعا کردن به یاد بیاورید که باید تماسی بگیرید. گاهی اوقات حواس ما متمرکز نیست اما اشکالی ندارد زیرا خداوند نمی خواهد که ما بزحمت افتاده و برای دعا کردن حالت خاصی به خود بگیریم، خداوند فقط می خواهد با ما هم صحبت باشد و با او در ارتباط باشیم. هر کجا و هر چقدر که می توانید دعا کنید، براحتی، زیرا خوب است. اگر دوست داری دستت را به آسمان کن، می توانی به زمین خیره شوی و یا سرت را پایین بیاوری. می توانی دراز بکشی و دعا کنی و آن چیز که مهم است فقط دعا کردن است.
دعا می کنیم:
خداوندا به خاطر اینکه همواره به یاد ما هستی سپاسگزاریم.
خداوندا تو به ما گوش می دهی و هر لحظه و به هر فکری که ما می نماییم تو در آنجا حضور داری. نیازی نیست که ما به تو توضیحی بدهیم زیرا تو ما را از خود ما بهتر می شناسی. اما ما نیازمندیم که وقت خود را با تو بگذرانیم و ما به تو نیازمندیم.
خداوندا برای امکانی که برای ما بوجود آمده تا دعا کنیم سپاسگزاریم.
خداوندا اگر بخاطر ضعف های خود در عذاب هستیم ما را ببخش و بیامرز. اگر ناخواسته به دیگران آزار و اذیت می رسانیم ما را ببخش.
خداوندا ما همواره می خواهیم که با تو در تماس باشیم. آمین.





