۱۳۹۵ آذر ۱۳, شنبه

جلسه "انجیل به زبان ساده" کلیسای امانوئل - 2016/11/21



هانس یوران


سلام
من دوشنبه پیش با «اوله اولسون» تماس گرفتم و سخنرانی امروز در اینجا را یکبار دیگر یادآوری کردم و او نیز اعلام آمادگی کرد و قرار را برای امروز ساعت شش گذاشتیم. اما امروز ساعت دو و نیم بعد از ظهر همسر اوله با من تماس گرفت و گفت که اوله امروز در بیمارستان بستری است و متاسفانه نمی تواند برای جلسه شما بیاید. این توضیح را به این علت به شما دادم تا بدانید که چرا او نتوانست بیاید. از شما می خواهم برای او دعا کنید زیرا چند سال پیش او مبتلا به سرطان شده است و به همین دلیل اکنون در بیمارستان بستری می باشد. زندگی همیشه راحت نیست اما ما می توانیم بگویم که خداوند مهربان است و گاهی اوقات ما جوابی برای اتفاقاتی که می افتد نداریم. دیروز او در کلیسای پینکس «مولستریت» سخنرانی می کرد و امروز من بجای او در اینجا موعظه می نمایم. 
اکنون برای اوله دعا می کنیم:
- خداوندا ما می دانیم هرکجا که اوله باشد تو با او هستی و ما دعا می کنیم تا دستانت را بر روی او نگهداری و مراقب او باشی. 
- خداوندا برای همه کارهایی که در زندگی او انجام دادی سپاسگزاریم. او برای خیلی از انسان ها مهم بود و مخصوصن کمک های زیادی به جوانان کرده است. 
- خداوندا همسر و خانواده او را برکت ده. خداوندا در نام مقدس تو دعا می کنیم و از تو می خواهیم تا این لحظه را برکت بدهی. در نام عیسای مسیح. آمین.
امروز در نظر دارم تا چند قسمت از کتاب مقدس را با هم بخوانیم: 
" ایشان از اینکه پطرس و یوحنا درباره زنده شدن عیسی با مردم سخن می‌گفتند، بسیار مضطرب و پریشان شده بودند.  پس آنان را گرفتند و چون عصر بود تا روز بعد زندانی کردند. اما بسیاری از کسانی که پیام ایشان را شنیده بودند، ایمان آوردند و به این ترتیب تعداد ایمانداران به پنج هزار رسید ".( اعمال رسولان، فصل چهار، جمله دو تا چهار)
" آنگاه پطرس ویوحنا را آوردند و از ایشان پرسیدند: «این کار را با چه قدرت و با اجازه چه کسی انجام داده‌اید؟»   پطرس که پر از روح‌القدس بود، به ایشان گفت: «ای سران و بزرگان قوم اسرائیل، اگر منظورتان این کار خیر است که در حق این شخص لنگ کرده‌ایم و می‌پرسید که چگونه شفا پیدا کرده است،  اجازه دهید صریحا به همه بگویم که این معجزه را در نام عیسی مسیح ناصری و با قدرت او کرده‌ایم، یعنی همان کسی که شما بر صلیب کشتید ولی خدا او را زنده کرد. بلی، با قدرت اوست که این مرد الان صحیح و سالم اینجا ایستاده است. چون بنا به گفته کتاب آسمانی، عیسی مسیح همان سنگی است که شما معمارها دور انداختید، ولی سنگ اصلی ساختمان شد." ( اعمال رسولان، فصل چهار، جمله هفت تا یازده )  
پطرس و یوحنا بر روی حرف خود که مسیح از مردگان رستاخیز کرده است ایستاده اند و این جملات را در مقابل بزرگان و شورای عالی یهود و کاهن اعظم بیان کردند. آنها از این صحبت ها ناراحت و عصبی شدند و شاگردان مسیح را مورد اذیت و آزار قرار دادند و آنها را زندانی نمودند. اما شاگردان مسیح به کلام خود ایمان داشتند و در پایان جمله چهارم نوشته شده که آنهایی که به مسیح ایمان آوردند به حدود پنج هزار نفر رسیدند که این رشد ایمان در زمان کوتاه بسیار عجیب بود. ما خداوند را سپاس می گوییم زیرا در کلیسای پینکس (شهر بوروس) و شاید حتا در دیگر کلیسا ها به دفعات تعمید آب داشتیم و در آخرین نوبت هفده نفر را در یک روز تعمید آب دادیم و این اتفاق بی نظیر است. 
سران بزرگ قوم یهود از پطرس و یوحنا سئوال کردند که با چه قدرتی این کار (شفای شخص لنگ) را انجام داده اید. پطرس که از روح القدس، روح خداوند پر شده بود برای آنها توضیح داد که اینکار را در نام عیسای مسیح ناصری و به قدرت او انجام داده است. شاگردان مسیح به تنهایی نمی توانستند اینکار را انجام دهند و شفای آن مرد فقط در روح خداوند و بقدرت عیسای مسیح امکانپذیر بود. 
" غیر از عیسی مسیح کسی نیست که بتواند ما را رستگار سازد! چون در زیر این آسمان، نام دیگری وجود ندارد که مردم بتوانند توسط آن از گناهان نجات یابند." ( اعمال رسولان، فصل چهار، جمله دوازده )
در این جمله نوشته شده که به غیر از نام عیسای مسیح نام دیگری وجود ندارد که نجات بخش باشد و نجات فقط آزادی انسان نیست. در هفته گذشته نیز هم ما در کلیساهای مختلف کلاس های آموزش زبان سوئدی داشتیم؛ کلیساهایی «کوش»، «هسله هولمن»، «خوبو» و «دالخافوش» و خیلی جالب است که در این مکان ها حضور داشته باشیم. من در کلیسای «کوش» حضور دارم و سعی می کنم تا برای آموزش زبان سوئدی کمک نمایم. ما برای آموزش می آییم اما خیلی چیزها نیز از شما و کسانی که برای آموزش دیدن به آنجا می آیند یاد می گیریم. در هفته گذشته من با یکی از کسانی که در آنجا حضور داشت صحبت کردم. او برای من تعریف کرد که چگونه به سوئد مهاجرت کرده است و در این راه چه اتفاقات خطرناکی برای او رخ داده است و چگونه جان خود را به خطر انداخته است. ابتدا خود را به دریای مدیترانه رسانده است و سپس با قایقی از لیبی به ایتالیا می آید که در این مسیر انسان های زیادی جان خود را از دست داده اند. زندگی او برای من خیلی جالب بود و بسیار مشکل است که ما بتوانیم خود را در شرایط آنها قرار دهیم اما می توانیم گوش کنیم و سعی نماییم تا آنها را متوجه بشویم و درک نماییم و همدردی کنیم. در این دوره ها همیشه برای ساعت یازده پذیرایی با چای و قهوه و ساندویچ است؛ در بهار امسال هم من چند نفر را در گروه خود داشتم و ساعت یازده به آنها گفتم که وقت استراحت و پذیرایی است. همه ما برای رفتن برخاستیم و یک نفر از گروه ما همچنان نشسته بود. به او گفتم بیا تا کمی ساندویچ و نوشیدنی بخوری که او گفت نه متشکرم. او بمن توضیح داد که مسلمان است و برای او بسیار مهم است که روزه بگیرد. من خیلی کنجکاو بودم و از او سئوال کردم که چرا این کار را انجام می دهید؟ او جواب داد که این مربوط به مذهب ما می شود. شما قطعن بهتر از من می دانید که وقتی کار خوبی انجام می دهیم سعی می کنیم تا قدمی به خداوند نزدیکتر بشویم. من از این جواب او قانع شدم زیرا درست بود و می خواهم در مورد مارتین لوتر که به گذشته های دور مربوط است با شما صحبت کنم. مارتین لوتر گفت: «هیچکس با کارهای خوب مسیحی نمی شود بلکه یک مسیحی کارهای خوب انجام می دهد». 
اکنون می خواهیم قسمتی از نامه یعقوب را بخوانیم:
" برادران عزیز، چه فایده‌ای دارد که بگویید «من ایمان دارم و مسیحی هستم»‌، اما این ایمان را از طریق کمک و خدمت به دیگران نشان ندهید؟ آیا این نوع ایمان می‌تواند باعث رستگاری شود؟   اگر دوستی داشته باشید که محتاج خوراک و پوشاک باشد،  و به او بگویید: «برو بسلامت! خوب بخور و خودت را گرم نگهدار»‌، اما خوراک و پوشاک به او ندهید، چه فایده‌ای دارد؟   پس ملاحظه می‌کنید ایمانی که منجر به اعمال خیر نگردد، و با کارهای نیک همراه نباشد، اصلا ایمان نیست، بلکه یک ادعای پوچ و توخالی است." ( نامه یعقوب، فصل دو، جمله چهارده تا هفده )
ایمان از طریق اعمال نشان داده می شود و این نامه توسط یعقوب که برادر مسیح است نوشته شده. عملی باید انجام داده شود و تنها فکر کردن و خواستن فایده ای ندارد. شما می دانید که اغلب فکرهایی به ذهن ما می رسد که شاید خوب و ایده خلاقی باشد و اگر این فکر فقط در حد یک ایده بماند هیچ اتفاقی رخ نخواهد داد. هرچیزی همیشه و در همه حال با یک فکر آغاز می شود و خوب است که عملی نیز با آن همراه باشد. در جمله هفده نوشته شده است که ایمان به تنهای کافی نیست و باید کار خوب نیز انجام بشود و ایمان بدون عمل ایمان نیست و کلام تو خالی است. 




من همراه خود مجله ای را آورده ام تا به شما نشان دهم. نام این مجله «روشنی در شرق» است و در آن مطالب بسیار خوبی نوشته شده است. بطور مثال در مورد خانمی از کشور اوکراین نوشته است که او به روسیه رفت و بخاطر شرایط ویژه بین دو کشور او مطلع نبود که باید ویزا تهیه نماید. او در ماه سپتامبر و زمانی که در یک جلسه پرستشی در حال تبریک گفتن به شخصی بود توسط پلیس دستگیر شد. پلیس به او گفت که وی شهروند کشور اوکراین است برای آمدن به روسیه باید ویزا تهیه می کرده است. پلیس او را پنج هزار کرون جریمه کرد و دلیل آن را نیز غیر قانونی بودن بشارت او دانست زیرا دارای ویزای بشارت نبوده و اجازه نداشته است تا در کلیسا صحبت کند. 
دعا می کنیم:
- خداوندا سپاسگزارم که تو محافظ ما هستی.
-  خداوندا سپاسگزارم برای عشق و محبت تو.
- خداوندا به ما کمک کن، به ما قدرت بده، به ما تفکر خوب بده و خوشحالی را در قلب ما قرار ده.
- خداوندا ما با گرفتاری های خود نزد تو می آییم و ما را برکت ده و محافظ ما باش. در نام عیسای مسیح ناصری. آمین.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر