گناهان ما را ببخش همانگونه که ما نیز
کسانی را که در حق ما گناهی انجام داده اند را می بخشیم. مسیح می گوید که انسان
بودن کار راحتی نیست و شاید در بعضی موارد تو اینگونه فکر می نمایی که این فقط من
می باشم که مشکلات زیادی دارم. هیچکس نمی داند که من، چه گرفتاری های بزرگی را در
پیش روی خود دارم و در چه شرایطی زندگی می نمایم. اما من می خواهم برای شما بگویم
که مشکلات و گرفتاری ها برای همه انسان ها وجود دارد. ما وقتی به دیگر انسان ها می
نگریم در حقیقت چیزهایی را در آنها می بینیم که سطحی می باشد. شاید ما در این فکر
باشیم که او بسیار راحت است و مشکلی ندارد. شاید در مورد شخصی اینگونه بیاندیشیم
که او هیچگاه سختی نکشیده است و گرفتاری ندارد. اما اگر بتوانیم همه موارد را
بسنجیم و آنها را جمع بندی نماییم درمیابیم که همه انسان ها مشکلات خاص خود را
دارند که می تواند بسیار سخت نیز باشد. همه انسان ها با مشکلات دست و پنجه نرم می
نمایند و عیسای مسیح اینرا خوب می دانست زیرا او خود همزمان انسان نیز بود و می
دانست انسان چه شرایطی را می گذراند.
در جمله بعدی می گوید که «گناهان ما را ببخش». من و یا شما ممکن است که خودمان را
بد قضاوت نماییم و ممکن است بعضی وقت ها انتخاب درستی نداشته باشیم و اشتباه
نماییم. عیسای مسیح می گوید که «گناهان مارا ببخش» و ما می توانیم بخاطر کارهای بد
و یا گناهانی که انجام داده ایم درخواست بخشش نماییم. همه ما انسان ها اشتباهات
بزرگ و یا بدفعات زیاد انجام داده ایم و همگی گناهکاریم. البته اینگونه نمی باشد
که ما فقط کارهای بد انجام داده ایم و کارهای درست و خوبی نکرده ایم. اما خب همیشه
انجام کارهای بد ما را زجر می دهد و یادآوری آن برای ما ناراحت کننده می باشد. من
و یا هر یک از شما ممکن است که شب هنگام از خواب بیدار شویم و فکر کار اشتباهی که
در طول روز انجام داده ایم را بیاد بیاوریم و از فکر این اشتباه مجددن ناراحت
شویم. چرا من اینکار را انجام دادم و یا چرا من این حرف را به زبان آوردم..... .
گناهان ما را ببخش و می دانی که وقتی عیسای مسیح می بخشد و یا وقتی که خداوند می
بخشد دیگر چیزی وجود نخواهد داشت. من در مورد پدر خود برای شما صحبت کردم؛ من مدتی
کارهای بسیار بدی انجام می دادم. وقتی پیش پدر خود رفتم و از او خواستم که من را
ببخشد، او هیچگاه کارهای بد من را دوباره برای من یادآوری و بازگو نکرد. او می
خواست به من بگوید که من تو را بخشیدم و دیگر به کارهای بدی که انجام داده ای فکر
نمی کنم، با توجه به اینکه پدر من یک انسان است. خداوند می تواند بار گناهان ما را
بردارد و آنها را پاک نماید. کارهای بد و گناهان ما رو ببخش و خداوند همه آنها را
بر می دارد و می بخشد. دیگر چیزی وجود نخواهد داشت و نیازی به تکرار و درخواست
مجدد بخشش وجود ندارد. آیا به نظر شما این عالی نیست؟
مورد دیگری نیز نوشته شده است که بسیار بی نظیر است؛ کسانی که در حق ما بدی و گناه
کرده اند را می بخشیم. خداوند نمی خواهد که ما همواره با بردوش گرفتن اشتباهات و
بدی ها دیگران بار گرانی را بر دوش خود حمل نماییم. خداوند می خواهد که ما
اشتباهات و یا کارهای بدی که در حق ما انجام شده است را ببخشیم. وقتی که من این
اشتباه را می بخشم در آن صورت است که بخشش خداوند و عیسای مسیح نیز شامل حال من می
شود.
ما را کمک کن و در آزمایش قرار نده. وقتی که ما انسان باشیم، طبیعت ما باعث این می
شود که کارهایی را انجام دهیم که بر خلاف میل و خواست خداوند است. همینطور طبیعت
ما انسان ها اینگونه می باشد که می خواهیم خود خداوند خود باشیم. ما می خواهیم که
خودمان در مورد خود تصمیم بگیریم و نمی خواهیم که هیچ کس دیگری در مورد ما تصمیم
بگیرد.
ما همواره نیاز به کمک و یاری داریم پس ما را از شریر و دشمن رها کن. در پایان
دعای ربانی جمله ای قرار دارد که این قسمت در کتاب مقدس نیست و وقتی عیسای مسیح
برای شاگردان خود سخن می گفت این قسمت وجود نداشت ( زیرا ملکوت، قدرت و جلال تا
ابد از آن توست ) .
به نظر من بسیار جالب و مهیج است که عیسای مسیح به ما آموزش داد که چگونه دعا
کنیم. ما در این دعا نخست خداوند را جلال می دهیم و او را ستایش می نماییم و از او
می خواهیم که ملکوتش را بیاورد و خواست و اراده او انجام بشود. سپس وقتی خداوند را
ارج نهادیم و او را جلال دادیم به درخواست های شخصی خود می رسیم. به شما گفتم که
وقتی ما به نزد دکتر و پزشک می رویم برای او می گوییم که چه قسمت و یا بخش هایی از
بدن ما دچار درد و یا مشکل شده است. پزشک از ما می خواهد که برای معاینه لباس خود
را در بیاوریم و ما می گوییم که اکنون نمی خواهم اینکار را انجام بدهم. این مثالی
ازاین است که گاهی ما باید در حضور خداوند برهنه بشویم و نیازی نیست که در مقابل
او چیزی را پنهان و یا مخفی نماییم. عیسای مسیح به ما می گوید که بیا و همه چیز را
تعریف کن و هیچ چیز را مخفی و پنهان مکن. اگر ما از پزشک بخواهیم که برای معاینه
ما فقط از قسمتی که می خواهیم معاینه نماید و به قسمت های دیگر بدن کاری نداشته
باشد. در حقیقت وقتی هم که نزد خداوند می رویم همین کار را انجام می دهیم. از
خداوند می خواهیم که ما را برای گناهان کوچکی که انجام داده ایم ببخشد. و می
خواهیم مابقی موارد را که برای خود نگهداریم و نمی خواهیم که او اطلاع یابد. با
توجه به اینکه او خوب همه چیز را می داند حتا قبل از اینکه بخواهیم چیزی بگوییم و
یا کاری انجام دهیم. خداوند افکار من و شما را بخوبی می خواند و می داند. آن چیزی که بسیار مهم
است اینست که به خداوند بگوییم که این من هستم که در پیشگاه تو ایستاده ام. گاهی
ما چیزهای خوبی از دنیا و همینطور از خداوند می خواهیم. می گویم که من پنجاه درصد خود
را در اختیار خداوند می گذارم و از طرف دیگر پنجاه درصد مابقی را نیز برای موارد
دنیوی می خواهم. اما وقتی مسیح به ما می آموزد که چگونه دعا نماییم، از ما می
خواهد که خود را کاملن در اختیار خداوند قرار دهیم. قبل از اینکه من کشیش بشوم
فروشنده خودرو بودم. گاهی اوقات برای فروش خودرو تقریبن در مراحل پایانی قرارداد بودم
و تنها کار امضای خریدار برای بستن قرارداد کافی بود که او به من می گفت که نود و
نه درصد در خرید مصمم است و فقط می خواهد به خانه برود و با همسر خود مشورت نماید.
گاهی من به این می اندیشیدم که دیگر هیچ فروش و قراردادی در میان نخواهد بود و او
از خرید منصرف شده است. اگر کسی نود و نه درصد در تصمیم خود می باشد اما حاضر به پایان
رساندن کار نباشد می توان گفت که تقریبن اتفاقی نیوفتاده است و حتا یک درصد هم می
تواند اثری به اندازه نود و نه درصد داشته باشد. گاهی هم پیش می آمد که من درمی
یافتم که اشتباه کرده ام و شخص برای نهایی کردن و خرید دوباره باز می گشت.
همینگونه می تواند در مورد شما و من نیز صادق باشد. اگر امروز تو آماده نیستی که
خود را صد در صد در اختیار خداوند قرار بدهی ممکن است که فردا نیز اینکار را انجام
ندهی. زیرا وقتی چیزی به روز دیگر واگذار بشود در حالی که این امکان برای امروز
وجود دارد، انسان نیاز به موقعیتی دارد که شخصن تصمیم بگیرد و فراموش کند چیزهایی
را که برای ما تکمیل شده است. عیسای مسیح امروز به ما می گوید که "روز
نجات" است، امروز بهترین روز است و شما و یا من نمی دانم که آیا فردا نیز
زنده می باشیم یا خیر. ما امروز برنامه خود را در ساعت سه آغاز کردیم و اکنون ما
نمی توانیم که این زمان طی شده را به ساعت سه باز گردانیم. همین طور ما زمانی را درپیش
رو داریم که نمی دانیم که چه اتفاقی پیش خواهد آمد، حتا برای لحظاتی دیگر. اما ما اکنون
زمان حال را در اختیار داریم و اگر تو آماده باشی که بگویی «خداوندا من اکنون و در
اینجا آماده هستم؛ ای پدر دستان من را بگیر و از من نگهداری کن». خداوند در اینجا
حضور دارد و او در تمامی زمان ها و مکان ها با ما خواهد بود چه بصورت روحانی، جسمی
و در اطراف ما و در تمام موقعیت ها. برای من و شما این امکان وجود دارد که با
خداوند باشیم و از روح مقدس خداوند کمک بگیریم. در پایان من می خواهم در مورد شخصی
بنام توماس که کشیش کلیسای اسمیرنا شهر یوتوبوری است برای شما بگویم. توماس کتاب
های زیادی نوشته است. او زمانی در موقعیتی در شهر اسکونه که در جنوب سوئد قرار
دارد بود. توماس با راهب بودایی بنام «استینی سن» ارتباط داشت. استینی ساعت های
زیادی در حین دعا بود و توماس از این مسئله خبر داشت و در این فکر بود که شاید
خداوند از دست من عصبانی باشد زیرا من زمان های کمی را به دعا اختصاص می دهم. سپس
توماس به راهب این موضوع را می گوید و او در پاسخ اعلام می کند که خداوند تو را
دوست دارد. وقتی که تو دعا می کنی او به تو گوش می دهد و دعا چیزی نیست که ما باید
آنرا انجام بدهیم. توماس این احساس را می کند که خداوند از ما می خواهد که اینکار
را انجام بدهیم و دعا کنیم. بعضی مواقع خیلی خوب است که ساکت و آرام بنشینیم و از
خداوند بخواهیم با ما صحبت نماید.
با همدیگر دعا می خوانیم:
عیسای مسیح سپاسگزارم زیرا تو برای ما گفتی که باید چگونه دعا نماییم.
مسیح تو به ما آموختی که چگونه دعا کنیم و فکر نماییم.
خداوندا از تو سپاسگزارم زیرا ما را در هنگام دعا ملاقات می نمایی و با ما صحبت می
کنی.
خداوندا برای این لحظه ی خوب از تو سپاسگزارم.
خداوندا تو خوب می دانی که فرد فرد ما به چه چیزهایی نیازمندیم.
خداوندا سپاسگزارم که تو به نزد ما می آیی و از تو می خواهیم که آرامش بیشتری به
ما بدهی. آمین.