![]() |
بنکت سامویل فورش بری (Bengt Samuelforsberg) |
رابطه انسان با خداوند
برای بعضی از ما انسان ها خداوند این معنی را
می دهد که در بالا ایستاده و به شکل انتقادی
و از بالا به ما می نگرد و
همواره در جستجو خوبی ها و یا بدی ها و اشتباهات ماست. اما وقتی که کتاب مقدس را
می خوانیم درمیابیم که خداوند در حال مراقبت از ما است و از مخلوقات خود مراقبت می
کند. دریکی از سرود های پرستشی می گوییم "خداوند تمامی زمین و مردمش را در
دست های خود نگه می دارد". اکنون این سوال بوجود می آید که خداوند چگونه ما
را رهبری می کند؟ تعداد زیادی از شما دوستان بر روی موبایل خود جی پی اس(رهیاب)
دارید. معمولن برای رفتن به مقصدی مبدا و مقصد را مشخص می نمایید و جی پی اس شما
را راهنمایی می کند. کتاب مقدس نیز نقش رهیاب را برای هر انسانی انجام می دهد. برای روشن
شدن موضوع چند جمله از کتاب مقدس را برای شما می خوانم:
"در زمانهای گذشته، خدا
بوسیله پیامبران، اراده و مشیت خود را بتدریج بر اجداد ما آشکار میفرمود. او از
راههای گوناگون، گاه در خواب و رویا، گاه حتی روبرو، با پیامبران سخن میگفت."(عبرانیان،
فصل اول، جمله اول)خداوند صحبت می کرد و هم اکنون نیز صحبت می کند، یعنی فقط در زمان گذشته اینطور
نبوده. خداوند در زمان های مختلف و به طرق مختلفی با انسان ها صحبت کرده است و
اکنون نیز از طریق مسیح با ما صحبت می کند. باور ما اینست که خداوند ما را
راهنمایی کرده و می نماید و همیشه اینکار را به روش های مختلفی انجام می دهد. می خواهم مثال
ساده ای برای شما بزنم.در نظر بگیرید که همین الان یک نفر به اینجا بیاید و بدنبال
کاپشن بجامانده کسی باشد. اولی را برمی دارد و می پرسد که این کاپشن کسی هست؟ صاحب
آن جواب می دهد. این کار را با کاپشن های بعدی می کند تا بالاخره کاپشن مورد نظر را
پیدا می کند. خداوند نیز به همین روش عمل می نماید و اگر از او سوالی نشود او
پاسخی نمی دهد.
خداوند در شرایط و روش مختلف با انسان صحبت می کند.
ابتدا از طریق پسرش . مسیح به ما می گوید:
"من راه و راستی و حیات هستم، هیچ کس جز به وسیله ی من نزد پدر نمیآید"(انجیل
یوحنا، فصل چهارده، جمله ششم )
و یا:
"فرزند خدا، منعکس
کننده جلال خدا و مظهر دقیق وجود اوست. او با کلام نیرومند خود تمام عالم هستی را
اداره میکند. او به این جهان آمد تا جانش را فدا کند و ما را پاک ساخته، گذشته
گناه آلود ما را محو نماید؛ پس از آن، در بالاترین مکان افتخار، یعنی به دست راست
خدای متعال نشست".( عبرانیان، فصل
یک، جمله سه)
وقتی که ما مسیح را در قلب خود می پذیریم، خداوند
روحش را به ما می دهد. این روح حقیقت که روح القدس
نامیده می شود به شکل های مختلف در کتاب
مقدس گفته شده است. خداوند در این مورد می گوید:
"بسیار چیزهای دیگر دارم که
بگویم، ولی افسوس که حال نمیتوانید بفهمید. ولی وقتی روحالقدس که سرچشمه همه راستیها است بیاید، تمام حقیقت را به
شما آشکار خواهد ساخت. زیرا نه از جانب خود، بلکه هر چه از من شنیده است خواهد گفت.
او از آینده نیز شما را با خبر خواهد ساخت".(انجیل یوحنا، فصل شانزده، جمله دوازده و سیزده)
پس مسیح آمد، بر روی صلیب مرد، پس از سه روز از مرگ
برخواست و سپس به آسمان رفت و روح خداوند که راستی است را فرستاد. روح القدس ما را
رهبری می کند و دنیای متفاوتی برایمان باز می شود. با دریافت روح القدس است که می
توانیم دشمنان خود را ببخشیم، قلب فروتن داشته
باشیم تا بتوانیم به دیگران کمک کنیم. اما مهمترین آن اینست که ما را به راه
خداوند هدایت می فرماید. وقتی که هر روز صبح از خواب بیدار می شوم دعا می نمایم و
می گویم: "خدایا امروز باید چه کاری انجام دهم؟"
بنظر من این سوالی است که همه ما باید از خداوند بپرسیم.
ما باید زندگی خود را در دستان خداوند قرار دهیم و اگر می خواهی مسیح را بشناسی
زندگی خود را در دستان او قرار بده. در جلسه گذشته به شما عزیزان گفتم که خیلی مهم است که کتاب مقدس را
بخوانیم تا بتوانیم اتفاقات زندگی و قلبی خود را درک نماییم. روش دیگری دریافت
کلام خداوند گوش دادن به موعظه ها است. من به موعظه های زیادی گوش داده ام و پدر
من نیز واعظ بود. بنظر من گوش دادن به موعظه دیگران یک موهبت است اما گاهی ممکن
است که این گوش دادن به یک عادت تبدیل شود، یعنی گوش می دهید اما چیزی دریافت نمی
کنید. وقتی می شنویم
باید
سعی کنیم تا آن را درک نماییم تا بفهمیم که چگونه می توانیم آن را در زندگی خود
استفاده نماییم.
یک طریق دیگر اینست که
گاهی اوقات خداوند کلامش را به شخصی
می دهد که به آن کلام نبوت می گویند. شاید شما هم دیده باشید که شخصی اجازه می گیرد
و در روی سن از الهامی که از طرف خداوند به او شده برای همه صحبت می کند. شاید شخصی
در آن جلسه هست که احتیاج به این پیغام داشته است.
گاهی نیز شرایطی بوجود می آید که متوجه منظور خداوند شویم. شرایطی که هیچگاه در حالت عادی انتظارش را نداریم و مانند اینست که خداوند دری را باز می کند.
منظور من از گفتن این موارد اینست که خداوند از راه های مختلفی با ما صحبت می کند و وقتی می گوییم خدا صحبت می کند منظور این نیست که روبروی ما می ایستد و صحبت می کند، بلکه کلام خود را به ما می رساند.
اما چگونه دریابیم که این خدا است که صحبت می کند؟
هر گفته ای باید امتحان شود. مثلن من به این دختر بگویم خدا به من گفته که با من ازدواج نمایی. من خود دارای همسر می باشم و قول وفاداری تا آخر عمر به او داده ام. بنظر شما این حرف خداست؟ خیر
گفتم که ما دارای روح خدا هستیم و مسیح پر از روح القدس بود.
"آنگاه عیسی به دست روح به بیابان برده شد تا ابلیس او را تجربه نماید"(انجیل متی، فصل چهار، جمله یک)
جالب شد، چگونه ممکن است که روح او را به جایی بفرستد که امتحان شود. از طرف دیگر مسیح به شاگردان خود دعایی را می آموزد که:
"خدایا کمک کن تا در وسوسه ها نیفتیم، بلکه ما رو از وسوسه ها در امان بدار". اگر مسیح خود را تسلیم خواست و اراده ی خدا نکرده بود می گفت که نمیروم. اما چون تسلیم خواست خدا بود پس باید این راه را برود. در ادامه می خوانیم که چگونه شیطان او را در سه مورد وسوسه کرد . آن سه مورد همان مواردی است که گاهی برای ما هم پیش می آید. در جمله سوم می گوید:
"در این حال شیطان به سراغ او آمد و او را وسوسه کرد و گفت: «اگر این سنگها را تبدیل به نان کنی، ثابت خواهی کرد که فرزند خدا هستی»"( انجیل متی، فصل چهار، جمله سه)
مسیح در جواب گفت:
"« نه، من چنین نخواهم کرد، زیرا کتاب آسمانی میفرماید نان نمیتواند روح انسان را سیر کند؛ بلکه فقط کلام خداست که میتواند نیاز درونی او را برآورده سازد»"
به زمان فعل ها دقت کنید زیرا به زمان حال صحبت می کند. درست است که این کتاب هزاران سال پیش نوشته شده ولی راجع به ما هم صدق می کند.
گاهی نیز شرایطی بوجود می آید که متوجه منظور خداوند شویم. شرایطی که هیچگاه در حالت عادی انتظارش را نداریم و مانند اینست که خداوند دری را باز می کند.
منظور من از گفتن این موارد اینست که خداوند از راه های مختلفی با ما صحبت می کند و وقتی می گوییم خدا صحبت می کند منظور این نیست که روبروی ما می ایستد و صحبت می کند، بلکه کلام خود را به ما می رساند.
اما چگونه دریابیم که این خدا است که صحبت می کند؟
هر گفته ای باید امتحان شود. مثلن من به این دختر بگویم خدا به من گفته که با من ازدواج نمایی. من خود دارای همسر می باشم و قول وفاداری تا آخر عمر به او داده ام. بنظر شما این حرف خداست؟ خیر
گفتم که ما دارای روح خدا هستیم و مسیح پر از روح القدس بود.
"آنگاه عیسی به دست روح به بیابان برده شد تا ابلیس او را تجربه نماید"(انجیل متی، فصل چهار، جمله یک)
جالب شد، چگونه ممکن است که روح او را به جایی بفرستد که امتحان شود. از طرف دیگر مسیح به شاگردان خود دعایی را می آموزد که:
"خدایا کمک کن تا در وسوسه ها نیفتیم، بلکه ما رو از وسوسه ها در امان بدار". اگر مسیح خود را تسلیم خواست و اراده ی خدا نکرده بود می گفت که نمیروم. اما چون تسلیم خواست خدا بود پس باید این راه را برود. در ادامه می خوانیم که چگونه شیطان او را در سه مورد وسوسه کرد . آن سه مورد همان مواردی است که گاهی برای ما هم پیش می آید. در جمله سوم می گوید:
"در این حال شیطان به سراغ او آمد و او را وسوسه کرد و گفت: «اگر این سنگها را تبدیل به نان کنی، ثابت خواهی کرد که فرزند خدا هستی»"( انجیل متی، فصل چهار، جمله سه)
مسیح در جواب گفت:
"« نه، من چنین نخواهم کرد، زیرا کتاب آسمانی میفرماید نان نمیتواند روح انسان را سیر کند؛ بلکه فقط کلام خداست که میتواند نیاز درونی او را برآورده سازد»"
به زمان فعل ها دقت کنید زیرا به زمان حال صحبت می کند. درست است که این کتاب هزاران سال پیش نوشته شده ولی راجع به ما هم صدق می کند.
اگر بخواهیم که روح القدس ما را تغییر بدهد باید
به خواست و اراده خدا تسلیم بشویم. در این صورت آرامش خداوند در قلب ما بوجود می
آید و می توانیم کار درست را تشخیص دهیم.
گاهی ممکن است که با خواندن قسمتی از کتاب مقدس احساس کنید که این کلام راجه به من
است. اتفاقن در جلسه روز یکشنبه نیز کشیش راجع به همان مورد صحبت می کند و در جای
دیگری نیز همان مورد را می شنوید. این
اتفاقات باعث می شود که آرامشی در قلب شما بوجود بیاید زیرا درمیابید که خداوند ما
را به راه راست هدایت می نماید.
در پایان می خواهم از اعمال رسولان برایتان بخوانم:
"سپس، با هم شهر به شهر گشتند و تصمیمی را که رسولان و
کشیشان کلیسای اورشلیم درباره غیر یهودیان گرفته بودند، به اطلاع کلیساها رساندند. به این ترتیب، ایمان مسیحیان رشد میکرد و بر تعداد
آنان افزوده میشد"(اعمال رسولان، فصل شانزده، جمله چهار و پنج)
می بینیم که پولس رسول به همه جا سفر می کرد و در وجودش آرامش بود. ولی
در جمله شش اتفاقی می افتد:
" وقتی از شهرهای ایالات فریجیه و غلاطیه گذشتند، روحالقدس اجازه
نداد که این بار به ایالت آسیا بروند"
شاید فکر کنید که تمام درها برای پولس باز بودند، ولی می گوید: همه جا رفتند و
بشارت دادند اما وقتی می خواستند که به آسیا بروند روح القدس اجازه نداد.
در ادامه م یخوانیم:
"پس به سرحد ایالت میسیا آمدند و سعی کردند از راه
شمال به ایالت بطینیا بروند، اما باز روح عیسی به ایشان اجازه نداد"
"پس، از ایالت میسیا گذشتند و به شهر تروآس آمدند. می
خواستند به آنجا بروند ولی روح گفت نروید... و جای بعدی هم گفت نروید ... در جمله هشت،
نه و ده می گوید :
" پس، از ایالت میسیا گذشتند و به شهر تروآس آمدند. همان شب پولس رویایی
دید. در این رویا شخصی را در مقدونیه یونان دید که به او التماس میکند و میگوید:
«به اینجا بیا و ما را کمک کن.» پس چون این رویا را دید، مطمئن شدیم که خداوند ما
را خوانده است تا پیغام انجیل را در مقدونیه نیز اعلام کنیم. از اینرو بی درنگ
عازم آنجا شدیم".
پس می خواستند
که به دو جای دیگر بروند اما خدا گفت نروید. و بعد پولس
رویایی دید و عازم مقدونیه شد. نوشته که خدا ما را خوانده و نه یک شخص. پس برای
پولس رسول نیز بعضی درها باز و بعضی بسته بودند که از طریق خداوند به جایی که باید
بروند هدایت می شدند و وظایفشان گفته می شد.
درآخر می خواهم بگویم که خداوند می تواند ما را در مسائل بزرگ و کوچک هدایت نماید
تا به او نزدیکتر شویم.
خداوند همه شما را برکت بدهد و امیدوارم که امروز هم دانه ای بدست آورده باشید.
در
پایان دعای نجات را می خوانیم. دعایی که باید کلمه به کلمه آن را بفهمیم و از
درون دل ما باشد:
"خداوندا اعتراف می کنم که شخصی گناهکارم، ای خدای پاک و مقدس، من میدانم که بر طبق کلام تو، کتاب مقدس، گناهکار و از جلال تو محروم هستم. من قبول دارم که عیسی مسیح خداوند، بخاطر گناهان من، به صلیب کشیده شد و جانش را برای پرداخت جریمه گناهان من داد. قبول دارم که او سومین روزبعد از مرگ دوباره زنده شد و زنده است. پدر آسمانی، از تو خواهش میکنم گناهان مرا بیامرز و پاک کن و به من حیاتی جدید و ابدی در خودت ببخش. به اسم عیسی مسیح دعا میکنم،پس این لحظه ، با ایمان قلبی اعتراف می کنم که عیسی مسیح را به عنوان منجی ، پادشاه و خداوند زندگی خود میپذیرم و به واسطه این اعتراف، مقام فرزندی و وراثت خداوند و فیض را دریافت می کنم. آمین.
"خداوندا اعتراف می کنم که شخصی گناهکارم، ای خدای پاک و مقدس، من میدانم که بر طبق کلام تو، کتاب مقدس، گناهکار و از جلال تو محروم هستم. من قبول دارم که عیسی مسیح خداوند، بخاطر گناهان من، به صلیب کشیده شد و جانش را برای پرداخت جریمه گناهان من داد. قبول دارم که او سومین روزبعد از مرگ دوباره زنده شد و زنده است. پدر آسمانی، از تو خواهش میکنم گناهان مرا بیامرز و پاک کن و به من حیاتی جدید و ابدی در خودت ببخش. به اسم عیسی مسیح دعا میکنم،پس این لحظه ، با ایمان قلبی اعتراف می کنم که عیسی مسیح را به عنوان منجی ، پادشاه و خداوند زندگی خود میپذیرم و به واسطه این اعتراف، مقام فرزندی و وراثت خداوند و فیض را دریافت می کنم. آمین.



















