۱۳۹۴ آبان ۱۳, چهارشنبه

کلیسای پارسی زبانان - شنبه 2015/10/3 هارلد ایدیرینگ(Harald Eidering)

 کشیش هارلد ایدیرینگ(Harald Eidering)
سلام خیلی خوشحالم که امروز در بین شما هستم.موضوعی که امروز می خواهم در موردش صحبت کنم:چرا و چگونه دعا کنیممی خواهم با عهد عتیق و کتاب ارمیا آغاز کنم:"مرا بخوان و تو را اجابت خواهم نمود و تو را از چیزهای عظیم و مخفی که آنها را ندانسته‌ای مخبر خواهم ساخت" (ارمیا، فصل سی و سه، جمله سه).معولن برای صدا زدن خداوند چه کاری انجام می دهیم؟ به نظر من وقتی انسان در اوج نیاز خود باشد به این نمی اندیشد که چگونه نیازش را بگوید بلکه با تمام قدرت و توان خود خدا را صدا می زند. وقتی که ما خدا و مسیح را صدا می زنیم بدلیل آنکه این درخواست از اعماق وجود ما انجام می شود کس دیگری آنرا نمی شنود. در مزامیر نوشته شده است:" خدایا قبل از اینکه کلامی بر لبان من بیاید تو او را می دانی" . پس در هرکجا که قرار دارید می توانید او را با همه قدرت بخوانید بدون اینکه حتا کسی در کنار شما صدایتان را بشنود. چندین سال پیش من برای مدت پنج سال کشیش کلیسایی در شهر بوروس بودم و احساس می کردم که کوله پشتی بر پشت دارم که وزن آن بیش از حد سنگین شده بود. برای دیدار دوستانمان همراه با همسرم آنیتا به کشور سویس رفتیم. یکروز با خودرویی به بالای کوهی رفتیم و قرار بود که مسیر بازگشت را پیاده طی نماییم زیرا مسیر بی نهایت زیبا بود و از آنجا در حالی که در سویس بودیم می توانستیم آلمان، اتریش و دریاچه را ببینیم. در طول مسیر به رهبر بودنم در کلیسا می اندیشیدم. نیمکتی را دیدم و بر روی آن نشستم و خدا را صدا زدم؛ گفتم خدایا تو همه چیز را خوب می دانی، پس بیا و در کنارم بنشین، می خواهم با تو صحبت کنم. خدایا، بعد از رفتن من از کلیسا چه کسی کشیش آنجا خواهد شد. آنیتا و دوستمان جلوتر از من در حرکت بودن و دیگر دیده نمی شدند و من آرام بر روی نیمکت نشسته بودم. فکر می کنید که خدا در کنار من و روی صندلی نشست؟ احساس کردم که این اتفاق افتاد و وجودش را حس کردم. اسمی به من گفته شد و من هم نمی دانستم که این اسم  آیا یک مسیحی واقعی است. گاهی احساس می کردم که او با یک پا در دنیای مادی است و با پای دیگرش در کلیسا خدمت می کند( زندگی دنیوی برایش مهم است ). از روی نیمکت برخاستم و آن محل را ترک کردم، خداوند با من صحبت کرده بود، هرچند که برای من تعجب آور بود.



" مرا بخوان و تو را اجابت خواهم نمود و تو را از چیزهای عظیم و مخفی که آنها را ندانسته‌ای مخبر خواهم ساخت"بعد از مدتی که از سویس به سوئد برگشتیم آن اسمی که خداوند به من داده بود با من تماس گرفت و گفت که می خواهد با من صحبت کند. او به من گفت که به تازگی اتفاقات جالبی برای او رخ داده است و امیدوار است که بزودی مسیح را ملاقات خواهد کرد. بعد از دوسال، دقیقن همان اسمی که خدا بمن داده بود کشیش آن کلیسا شد. خداوند می دانست که قرار است تغییر در زندگی او انجام شود و من این را نمی دانستم و هرگز هم نمی تواستم آنرا بفهمم. در سویس به همسرم گفتم که خداوند اسم چه کسی را به من داده است و او مثبت تر از من نسبت به این موضوع می نگریست. او گفت وقتی خدا می گوید حتمن خوب می داند. اکنون می خواهم از عهد جدید بخوانم: "روزی عیسی مشغول دعا بود. وقتی دعایش تمام شد، یکی از شاگردان به او گفت: «خداوندا، همانطور که یحیی طرز دعا کردن را به شاگردان خود آموخت، تو نیز به ما بیاموز». عیسی به ایشان گفت که چنین دعا کنند: «ای پدر، نام مقدس تو گرامی باد. ملکوت تو برقرار گردد. نان مورد نیاز ما را هر روز به ما ارزانی فرما.  گناهان ما را ببخش، چنانکه ما نیز آنانی را که به ما خطا کرده‌اند، می‌بخشیم. ما را از وسوسه‌های شیطان دور نگهدار»" ( انجیل لوقا، فصل یازده، جمله یک تا چهار).شاگردان مسیح دیده بودند که او معمولن دعا می کند و می خواستند که او دعا کردن را به آنان بیآموزد. به نظر من خیلی بهتر است که برای دعاهایمان از کلماتی که در کتاب مقدس نوشته شده استفاده کنیم. کتاب مقدس از شصت و شش کتاب و یا قسمت تشکیل شده است و " مزامیر " تقریبن در وسط کتاب مقدس قرار دارد. کتاب مزامیر صد و پنجاه فصل دارد و شما می توانید از دعاهای آن برای دعا کردن استفاده نمایید. یهودیان از کتاب مزامیر برای دعاهای خود استفاده می کردند. اگر دقت کرده باشید وقتی نوشته ای را مرتب بخوانید آنرا فرا می گیرید. اگر کتاب مقدس را مرتب بخوانید روح القدس کلمات را برای شما یادآوری می نماید. وقتی ما کلام خدا را می خوانیم، دعای ما قدرت می گیرد زیرا خدواند دوست دارد که ما کتاب مقدس را بخوانیم و کلمات آنرا با قلب خود بپذیریم. خداوند ما را دوست دارد و به همین دلیل با ما و پیش ما است." تو گفته‌ای که تو را بطلبیم، من نیز از ته دل می‌گویم که ای خداوند تو را خواهم طلبید"( مزامیر، فصل بیست و هفت، جمله هشت).
خداوند گفته است که روی من را بطلبید. دیدار کسانی که دوستشان می داریم برای ما لذت بخش است و همه ما این تجربه را داریم. خداوند همه بنده های خود را دوست دارد و می خواهد
 که روی خود را به سوی او برگردانیم. آیا داوود پیامبر همه کارها را درست انجام میداد؟ خیر
خداوند گفته است که روی من را بطلبید. دیدار کسانی که دوستشان می داریم برای ما لذت بخش است و همه ما این تجربه را داریم. خداوند همه بنده های خود را دوست دارد و می خواهد که روی خود را به سوی او برگردانیم. آیا داوود پیامبر همه کارها را درست انجام میداد؟ خیر











او پسر چوپانی بود که بعدها پادشاه شد. او درست مثل من و شما یک انسان ساده بود. اشتباه می کرد، اشتباهات بزرگ، کارهای خوب هم انجام می داد. اما او یک تشنگی داشت و آن روبرو گرفتن چهره خود بر روی خدا بود. دوست دارم که همیشه مزامیر داوود را بخوانم زیرا می بینم که با وجود همه اشتباهات خود، دوباره روی خود را بسوی خدا می کرد. خداوند نیز می گوید: "صورت مرا بطلب" . این دقیقن کاری است که من و شما هم باید آنرا انجام بدهیم و به سوی خدا بازگردیم. اگر اکنون به پشت سرخود بروی دیوار نگاه کنید سه صلیب را می بینید. عیسی مسیح که بدون گناه بود وقتی بجای من و شما مصلوب شد تا هزینه گناه ما را بپردازد، بر روی صلیب بزرگ وسط مصلوب شد و دو دزد نیز در کنار او مصلوب شدند. آن دو دزد فرزند خدا را مسخره می کردند و می گفتند: اگر فرزند خدایی، هم خود و هم ما را نجات بده. یکی از آن دو از کار خود پشیمان شد و روی خود را به سمت مسیح برگرداند، همانگونه که داوود نیز می گوید "روی تو را خواهم طلبید". وقتی او روی خوبه سوی مسیح کرد، بخشش شامل او شد. او نمی توانست از صلیب پایین بیاید و آن چیزی را که از طریق دزدی بدست آورده بود به صاحب آن باز گرداند و اگر باعث مرگ کسی شده بود نمی توانست گذشته خود را جبران کند. با این حال صورت خود را به سمت مسیح گرداند و به مسیح گفت که وقتی که به آسمان رفتی من را هم به یاد بیاور. آن دزد دیگر هم می توانست که روی خود را به سمت مسیح بنماید اما اینکار را نکرد. آن دزد دعا کرد و گفت من را به یاد بیاور و نیازی نیست که دعا از کلمات زیادی تشکیل شده باشد. شاید آن دزد تمام گناهان خود را به یاد نمی آورد، هر چند که در آن لحظه مهم نبود و چیزی که مهم بود این بود که روی خود را به مسیح بازگرداند. همه اینها در انجیل یوحنا نوشته شده است. نوشته شده است که هر که بسوی مسیح می رود رانده نخواهد شد و مورد پذیرش مسیح قرار می گیرد. من و شما نیز دارای همان امکان و اختیار آن دو دزد می باشیم و می توانیم روی به سوی مسیح و یا از او رو برگردانیم. هر دو دزد در یک شرایط بودند و مسیح به انتخاب آن دو احترام گذاشت. در کتاب مقدس نوشته شده که خداوند ابدیت را در وجود تک تک ما انسان ها نهاده است و به همین دلیل پیامد انتخاب های ما تا ابد همراه ما خواهد بود.چرا و چگونه باید دعا کنم. این دو سئوال تقریبن به هم تعلق دارند. برای دعا کردن مهم نیست که چگونه کلمات را در کنار هم قرار دهم. اگر شما بخواهید توجه کسی را به خود جلب نمایید معمولن سعی می کنید تا ارتباط چشمان در چشمان با او داشته باشید، به عبارت دیگر مطمئن بشوید که حواس او با شماست. اگر در حال دوچرخه سواری و یا رانندگی باشید، مهم است که در شرایط نزدیک شدن به دیگران، شما و طرف مقابل ارتباط چشم در چشم داشته باشید تا از این طریق مطمئن شوید که همدیگر را دیده اید و امکان خطر و نادیده بودن وجود ندارد زیرا در این حالت می توانید حرکت او را پیش بینی نمایی. اگر من که در اینجا ایستاده ام با شما چشم در چشم بشوم، مطمئن می شوم مرا که در اینجا ایستاده ام دیده ای. اگر در خیابان باشم و شخصی هم در حال رانندگی با خودرویی باشد با چشم در چشم شدن با او می توانم بفهمم که آیا او مرا که در این نقطه قرار دارم دیده است یا خیر. مسیح روی خود را به سمت شما کرده است و می خواهد که رابطه چشمی با شما داشته باشد و خیلی مهم است که بتوانید چشمان مسیح را ببینید. اگر چشم در چشمان خداوند باشید عشق او را دریافت می نمایید. دو هزار سال پیش وقتی که مسیح به هرکجا می رفت و مردم را ملاقات می کرد، قبل از اینکه کسی به او چیزی بگوید او آنها را می شناخت و همه چیز را در مورد آنها می دانست، اما هیچگاه اشتباه و گذشته آنها را به یادشان نمی آورد بلکه همیشه عشق و محبت را به آنها می داد. ما انسان ها همیشه می پنداریم که برای گرفتن چیزهای خوب باید تلاش نماییم اما خداوند همیشه با فیض و عشق خود به ملاقات ما می آید.





 مسیح احتیاج به دعا داشت و شاگردان او این موضوع را دیده بودند:
"صبح روز بعد، وقتی هنوز هوا تاریک بود، عیسی برخاست و تنها به صحرا رفت تا در آنجا دعا کند"( انجیل مرقس، فصل یک، جمله سی و پنج) مسیح احتیاج داشت تا در صبح زود دعا کند
"پس از آن، عیسی بر فراز تپه‌ای رفت تا به دعا بپردازد"( انجیل متی، فصل چهارده، جمله بیست و سه)" فردای آن روز، صبح زود، عیسی برای دعا، به محل دور افتاده‌ای رفت"( انجیل لوقا، فصل چهار، جمله چهل و دو)
می بینید که هم صبح زود و هم آخر شب نیاز به دعا داشت. فرقی نمی کند که صبح زود یا آخر شب دعا کنید. صبح، ظهر یا شب و یا هر زمانی که بخواهید می توانید دعا کنید.  پولس رسول می گوید که همیشه دعا کنید، به نظر من باید بیاموزیم که همیشه دعا کنیم و کتاب مقدس را نیز به دعا تبدیل نماییم. شاید در مواقعی برای ما سخت باشد تا کلمات خود را به دعا تبدیل نماییم، به همین خاطر بهتر است که در ابتدا از دعاهای کتاب مقدس استفاده نماییم. کتاب مقدس به ما نشان می دهد که دعا معنای زیادی دارد. قوم یهود از اسارت در آمده و در عراق کنونی مستقر شده بودند. نحمیا در جایی به اسم "شوش" قرار داشت و از کسی که از اورشلیم آمده بود پرسید که شرایط چگونه است و سپس دیافت که شرایط بسیار سختی حاکم است. دیوار ها و حصار اورشلیم را خراب کرده و تمامی دوازده دروازه شهر را آتش زده بودند:
"
"وقتی این خبر را شنیدم، نشستم و گریه کردم. از شدت ناراحتی چند روز لب به غذا نزدم، و در تمام این مدت در حضور خدای آسمانها مشغول دعا بودم."( نحمیا، فصل یک، جمله چهار)
پادشاه به نحمیا گفت که می تواند به اورشلیم برود و دیوارها و دروازه ها را بسازد. پنجاه و دو روز بعد از شروع بازسازی کار دیوار به پایان رسید. کار بسیار سختی بود و مردم خیلی سخته و ناتوان شده بودند همانطور که ما هم گاهی در سختی های زندگی بسیار خسته و ناتوان می شویم. نحمیا در زمان خستگی و ناتوانی با گروه خود به خدا دعا می کرد و از او قدرت می خواست و احساس می کردند که خداوند به آنها قدرت دوباره می بخشید و آنها دوباره ادامه می دادند و می ساختند. بودند اشخاصی که با ساخته شدن دیوارهای اورشلیم موافق نبودند و نمی خواستند که آن شهر مجددن قدرت خود را بازیابد. ما نیز وقتی مانند یک مسیحی زندگی می نماییم و دعا می کنیم گویا همان کار نحمیا را انجام می دهیم و دیوار حفاظت را دوباره می سازیم. شاید کسانی باشند که دلشان نخواهد که دعا کنید، همیشه یک قدرت تاریکی وجود دارد که نمی خواهد که دعا کنید تا کار خداوند را انجام دهید. می خواهم کلامی از کتاب مقدس به شما بدهم که شاید در یاد شما بماند:"اطمینان دارم خدا که این عمل نیکو را در شما آغاز نمود، شما را یاری خواهد داد تا در فیض او رشد کنید تا به هنگام بازگشت عیسی مسیح، کار او در شما تکمیل شده باشد"(فیلیپیان، فصل یک، جمله شش)
خداوندی که در شما کار نیکویی را آغاز کرده است و می خواهد ملکوت خود را بسازد. حالا چگونه می توانیم که این کاری که خداوند شروع کرده است را ادامه دهیم؟ شما چگونه موفق می شوید؟ 








خداوند، مسیح و روح القدس، کاری که آغاز کرده اید را تکمیل می نمایید. پولس می گوید که وقتی ضعیفم در تو قوی هستم یعنی وقتی که ضعیف شده ام تنها کسی که می تواند به او قدرت و توان بدهد فقط خداست. هیچ کدام از ما این قدرت را نداریم ولی خداوند می تواند و می خواهد. خداوند برروی صلیب گفت: " تکمیل شد، تمام شد ". خداوند می خواهد کاری را که در مورد من و شما شروع کرده است تمام کند. این فوق العاده است که بگذارید تا کلام خدا دعایی برای زندگی مان بشود. ما یک قوم هستیم که حتا اگر زبان هم را متوجه نشویم به همدیگر تعلق داریم و همدیگر را دوست داریم و این فوق العاده است. زیرا که خداوند به روی زمین آمد و انسان شد تا ما بتوانیم از این قدرت استفاده نماییم و بپذیریم و این احساس را تجربه نماییم که خدا انجام می دهد. خداوند کسی را که به حضورش می رود می بخشد. با هم دعا می کنیم: خدایا شکرت که واقعیتی و این واقعیت بزرگتر از آن است که چشمان ما توان دیدن را داشته باشد. خدایا در این لحظه زندگی ما را لمس کن. خدایا به ما نشان بده که مسیح کیست.
خدایا شکر که اینجا هستی. خدایا شکر برای اینکه تو در زندگی ما معجزه می کنی. در نام مقدس عیسی. آمین.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر