![]() |
کشیش پاسکال آندرینسون |
سلام و خوشحالم از اینکه دوباره در بین شما هستم. من
شما را خیلی دوست دارم چون خوب ومهربان هستید. من خیلی متاسفم که هنوز زمستان
نرفته است و این را بیشتر برای بعضی از شماها که تازه به سوئد آمده اید می گویم
زیرا گاهی اوقات زمستان طولانی می ماند. پدر من در هندوستان بدنیا آمده است زیرا
پدربزرگ من بشارت دهنده مسیح در آنجا بود. چند وقت پیش دو نفر از هندوستان به سوئد
آمدند و برای دوستان خود که در هندوستان بودند نامه ای نوشتند و از آب و هوای سوئد
برای آنها اینگونه نوشتند: «زمستان سبز»(تابستان) بد نبود اما «زمستان سفید»(زمستان)
واقعن وحشتناک بود.
با انجیل یوحنا آغاز می نماییم:
" «کلمه خدا» انسان شد و بر
روی این زمین و در بین ما زندگی کرد. او لبریز از محبت و بخشش و راستی بود. ما
بزرگی و شکوه او را به چشم خود دیدیم، بزرگی و شکوه فرزند بی نظیر پدر آسمانی ما،
خد. یحیی
او را به مردم معرفی کرد و گفت: «این همان کسی است که به شما گفتم بعد از من میآید
و مقامش از من بالاتر است، زیرا پیش از آنکه من باشم، او وجود داشت.»
لطف بی پایان او به همه ما رسید و برکت در پی برکت نصیب
ما شد. خدا
احکام خود را توسط موسی به مردم داد، اما راستی و محبت را بوسیله عیسی مسیح عطا
فرمود. کسی هرگز خدا را ندیده است؛ اما عیسی، فرزند یگانه خدا، او را دیده است
زیرا همواره همراه
پدر خود، خدا میباشد. او هر آنچه را که ما باید درباره خدا بدانیم، به ما گفته
است. (عهد جدید، انجیل
یوحنا، فصل یک، جمله چهارده تا هجده)
هیچ کسی خداوند را ندیده است اما عیسای مسیح او را
برای ما معرفی کرده است. مسیح بر روی زمین آمد تا به ما نشان دهد که خداوند کیست.
ابراهیم، موسی و دیگر پیامبران، خداوند را برای ما تعریف کرده اند اما مسیح به ما
نشان داد که واقعن خدا کیست زیرا او فرزند خدا بود. مسیح در رابطه با خداوند برای
ما صحبت نمی کرد بلکه او از طرف خداوند سخن می گفت. نوشته شده که کلام خداوند جسم
شد و این در مسیحیت ویژگی مخصوصی دارد زیرا خداوند انسان می شود. او از آسمان به زمین می آید، جسم می گیرد و انسان می گردد. او گشنه و
تشنه می شد و بدن و عضله داشت. او نجاری می کرد و انسان بود؛ او هم زمان خداوند
نیز بود. او مقدسیت داشت که نزد خداوند است و او آن را از پدر گرفته بود. او پر از
فیض، برکت و بخشش بود. مسیح یک انسان بی نظیر بود و به ما نشان داد که یک انسان بی
نظیر باید چگونه باشد. همه ی ما بی نظیر هستیم، یکی بواسطه موی خود و یا ممکن است بخاطر
شخصیت خود بی نظیر باشد. تو بی نظیر آفریده شده ای اما گناه چیزی است که زندگی و
بی نظیری ما را نابود کرد. اما وقتی به مسیح می نگریم یاد می گیریم که چگونه باید
شفا بگیریم، عیسای مسیح پر از فیض و بخشش و برکت بود. قانون و قوانین از طریق موسی
آمد اما فیض، برکت و راستی از طریق عیسای مسیح آمد که اینها چیزهای مختلفی می
باشند و در مقابل یکدیگر قرار دارند اما ما باید بدانیم که چگونه عمل می نماید.
قوانین چیست؟
قوانین شامل ده فرمان خداوند است:
" خدا
با موسی سخن گفت و این احکام را صادر کرد: «من خداوند، خدای تو هستم، همان خدایی
که تو را از اسارت و بندگی مصر آزاد کرد». تو را خدایان دیگر غیر از من نباشد. «هیچگونه
بتی به شکل حیوان یا پرنده یا ماهی برای خـود درست نکـن. در
برابر آنها زانو نزن و آنها را پرستش نکن، زیرا من که خداوند، خدای تو میباشم، خدای غیوری هستم
و کسانی را که با من دشمنی کنند، مجازات میکنم. این مجازات، شامل حال فرزندان
آنها تا نسل سـوم و چهارم نیز میگردد. اما
بر کسانـی که مـرا دوست داشته باشند و دستورات مرا پیروی کنند، تا هزار پشت رحمت
میکنم». از
نام من که خداوند، خدای تو هستم سوء استفاده نکن. اگر نام مرا با بی احترامی به
زبان بیاوری یا به آن قسم دروغ بخوری، تو را مجازات میکنم. «روز
سَبَّت را به یاد داشته باش و آن را مقدس بدار. در
هفته شش روز کار کن، ولی در روز هفتم که «سبت خداوند» است هیچ کار نکن،
نه خودت، نه پسرت، نه دخترت، نه غلامت، نه کنیزت، نه مهمانانت و نه چهارپایانت. چون
خداوند در شش روز، آسمان و زمین و دریا و هر چه را که در آنهاست آفرید و روز هفتم دست از کار
کشید. پس او روز سَبَّت را مبارک خواند و آن را روز استراحت تعیین نمود «پدر و مادرت را احترام
کن تا در سرزمینی که خداوند، خدای تو به تو خواهد بخشید، عمر طولانی داشته باشی. «قتل
نکن» «زنا نکن «دزدی نکن «دروغ نگو. «چشم طمع به مال و ناموس
دیگران نداشته باش. به فکر تصاحب غلام و کنیز، گاو و الاغ، و اموال همسایهات نباش».(
انجیل عهد عتیق، خروج، جمله یک تا هفده)
این قوانینی است که
خداوند برای قوم اسرائیل فرستاده بود، اگر به این ها عمل نمایید پاک خواهید بود و
می توانیم با یکدیگر ملاقات نماییم. هیچگاه نباید برای خدای خود شریکی بیاوریم و
خدای دیگری را پرستش نماییم. اما اگر کتاب مقدس را خوانده باشید می دانید که قوم
اسرائیل خدایان دیگری را می پرستیدند.
" و
چون قوم دیدند که موسی در فرود آمدن از کوه تأخیر نمود، قوم نزد هارون جمع شده، وی
را گفتند: «برخیز و برای ما خدایان بساز که پیش روی ما بخرامند، زیرا این مرد،
موسی، که ما را از زمین مصر بیرون آورد، نمیدانیم او را چه شده است» هارون
بدیشان گفت: «گوشوارههای طلا را که در گوش زنان و پسران و دختران شماست، بیرون
کرده، نزد من بیاورید» پس تمامی قومْ گوشوارههای زرین را که در گوشهای
ایشان بود بیرون کرده، نزد هارون آوردند. و آنها را از دست ایشان گرفته، آن را با
قلم نقش کرد، و از آن گوسالة ریخته شده ساخت، و ایشان گفتند: «ای اسرائیل این
خدایان تو میباشند، که تو را از زمین مصر بیرون آوردند» و
چون هارون این را بدید، مذبحی پیش آن بنا کرد و هارون ندا درداده، گفت: «فردا عید
یهوه میباشد» و بامدادان برخاسته، قربانیهای سوختنی گذرانیدند،
و هدایای سلامتی آوردند، و قوم برای خوردن و نوشیدن نشستند، و بجهت لعب برپا شدند. و
خداوند به موسی گفت: «روانه شده، بزیر برو، زیرا که این قوم تو که از زمین مصر
بیرون آوردهای، فاسد شدهاند. و به زودی از آن طریقی که بدیشان امر فرمودهام،
انحراف ورزیده، گوسالة ریخته شده برای خویشتن ساختهاند، و نزد آن سجده کرده، و
قربانی گذرانیده، میگویند که ای اسرائیل این خدایان تو میباشند که تو را از زمین
مصر بیرون آوردهاند».(عهد عتیق، خروج، فصل سی و دو، جمله یک تا هشت)
نباید قتلی انجام می دادند اما آنها قتل
هایی انجام دادند؛ نباید دروغ می گفتند اما اینکار را کردند. آیا شما فکر می کنید که
زندگی بهتری از آنها دارید؟
حال به کلام عیسای مسیح نگاه می کنیم:
" گفته شده است که هر کس مرتکب قتل شود، محکوم به مرگ میباشد. اما
من میگویم که حتی اگر نسبت به برادر خود خشمگین شوی و بر او فریاد بزنی،
باید تو را محاکمه کرد؛ و اگر برادر خود را «ابله» خطاب کنی، باید تو را به دادگاه
برد؛ و اگر به دوستت ناسزا گویی، سزایت آتش جهنم میباشد."(عهد
جدید، انجیل متی، فصل پنج، جمله بیست و یک و بیست و دو)
در
ده فرمان موسی گفته شده بود که نباید کسی را به قتل برسانید اما مسیح می گوید که حتا
حق ندارید کسی را ابله بنامید. شما تا بحال کسی را نکشته اید اما آیا تا کنون کسی
را دیوانه و یا احمق صدا زده اید؟
قوم اسرائیل اشتباه کردند، ما نیز اشتباه کرده ایم و تقریبن در همان جایگاه قرار
می گیریم.
" گفته شده است که زنا مکن. ولی من میگویم که اگر حتی با نظر شهوت آلود به
زنی نگاه کنی، همان لحظه در دل خود با او زنا کردهای " (
عهد جدید، انجیل متی، فصل پنج، جمله بیست و هفت و بیست و هشت)
آیا در بین ما کسی هست که تا
به حال دروغ نگفته باشد؟ ما از قوم اسرائیل بهتر نمی
باشیم و ما نیز ضعیف هستیم.
" این را نیز بگویم که تا شما بهتر از علما و
پیشوایان دین یهود نشوید، محال است بتوانید وارد ملکوت آسمان گردید. " (عهد جدید، انجیل متی، فصل پنج، جمله بیست)
منظور مسیح از گفتن این جمله چه بود و ما چگونه می
توانیم به ملکوت خداوند وارد شویم؟
در زمان مسیح یهودیان متعصبی وجود داشتند که به آنها فریسی می گفتند. آنها دقت
زیادی به کتاب مقدس(عهد عتیق) داشتند و لباس های مخصوصی بر تن می کردند و خود را
از دیگران بالاتر می دیدند. مسیح می گوید کسانی که می خواهند او را پیروی نمایند
باید مقدس تر از دیگران باشند و خیلی سخت است که ما به آن جایگاه دست یابیم.
پائولینا که سومین دختر من است در اینجا حضور دارد و من از حضور او بسیار خوشحالم.
من از او سئوال کردم که آیا تا بحال من تو را زده ام؟ او جواب داد نه؛ اما اگر من
بخواهم که دست خود را به سمت اجاق روشن دراز نمایم در آن صورت تو بروی دست من
خواهی زد. بعضی وقت ها ممکن است ما به انسانی ضربه ای وارد نماییم، مثلن اگر بچه ای
بخواهد با دوچرخه به خیابانی که اتومبیل در آن در حال تردد است وارد شود. در آن
صورت با وارد کردن ضربه ای او را از حرکت باز می داریم تا اتفاق ناگواری برای او
رخ ندهد. اما با این حال کسی نمی تواند کسی را بزند، هرچند که رابطه بسیار خوبی
نیز با او داشته باشد. پس ما نمی توانیم رابطه ی خوب خود را با زدن خراب نماییم
هرچند که برای محافظت از بچه های کوچک ممکن است ضربه ای ناخواسته و از روی اجبار
برای در خطر قرار نگرفتن او وارد نماییم.
خداوند برای ما نقشه ای دارد و آن اینست
که در ملکوت خداوند رشد نماییم و رابطه ی خوبی با او داشته باشیم.
" یک شب، یکی از
روحانیون بزرگ یهود برای گفت و شنود نزد عیسی آمد. نام او نیقودیموس و از فرقه
فریسیها بود. نیقودیموس به عیسی گفت: «استاد، ما روحانیون این شهر، همه میدانیم
که شما از طرف خدا برای هدایت ما آمدهاید. معجزاتتان نشان میدهد که خدا با شماست». عیسی جواب داد: «اگر
تولد تازه پیدا نکنی، هرگز نمیتوانی ملکوت خدا را ببینی. این که میگویم عین
حقیقت است». نیقودیموس با تعجب
گفت: «منظورتان از تولد تازه چیست؟ چگونه امکان دارد پیرمردی مثل من، به شکم مادرش
بازگردد و دوباره متولد شود؟» عیسی جواب داد: «آنچه
میگویم عین حقیقت است. تا کسی از آب و روح تولد نیابد، نمیتواند وارد ملکوت خدا
شود. زندگی جسمانی را انسان
تولید میکند، ولی زندگی روحانی را روح خدا از بالا میبخشد. پس تعجب نکن که گفتم باید تولد تازه پیدا کنی. درست همانگونه که صدای باد را میشنوی ولی نمیتوانی
بگویی از کجا میآید و به کجا میرود، در مورد تولد تازه نیز انسان نمیتواند پی
ببرد که روح خدا آن را چگونه عطا میکند».(عهد جدید، انجیل یوحنا، فصل سه، جمله یک
تا هشت)
چیزی که قوانین به ما نشان
می دهد اینست که همه چیز بر روی کاغذ نوشته شده است، درست، اشتباه، درست، اشتباه،
درست، اشتباه... عیسای مسیح می گوید که تو باید از نو متولد بشوی و این با درست
بودن و نادرست بودن امکانپذیر نمی باشد و تو باید از نو متولد شوی. اگر بچه ی ده
ساله ای با توپ خود به خانه شما بیاید و در خانه شروع به شوت زدن به توپ بنماید و سپس
به سراغ یخچال برود و هرکاری که دلش می خواهد انجام دهد، به نظر من شما در را باز
خواهید کرد و او را به بیرون از خانه هدایت خواهید نمود. دلیل اینکار شما اینست که
آن بچه فرزند شما نیست و اگر فرزند شما باشد قضیه فرق می نماید زیرا بین شما و
فرزندتان رابطه ای وجود دارد. خداوند نیز نمی خواهد با قوانین، بد و خوب را به شما بگوید بلکه
او می خواهد پدر شما باشد و با شما رابطه پدر و فرزند داشته باشد. این چیزی است که
مسیح به ما می گوید و به همین خاطر است که باید از نو متولد شویم و این تولد باید
از روح خداوند باشد.
من به کتاب مقدس ایمان دارم و منظور من از ایمان داشتن این نیست که به خود کتاب
ایمان دارم بلکه ایمان من به گوینده این کلام است. من باید به قلبی که در پشت این
کلام ها قرار داشته ایمان داشته باشم و این چیزی است که مسیح به ما نشان داده است
و ما را به آن راهنمایی می نماید.
فیض و رحمت چیست؟
اگر من کسی را به قتل برسانم، طبق قوانین سوئد در حدود ده سال به زندان خواهم رفت.
اگر در روز دادگاه قاضی مهربان باشد می تواند من را به یکسال زندان محکوم نماید و
بعد از شش ماه به من بگوید که عفو شامل تو شده است و دیگر نیازی به طی کردن شش ماه
بعدی نداری و بخشیده شده ای. به عبارت دیگر حکمی برای من صادر شده است و بعد از
مدتی بخشش و عفو شامل من گردیده است. شاید من در کشور دیگری باشم و اگر در آنجا
قتلی انجام بدهم برای من حکم مرگ صادر نمایند و در اینصورت باید کشته بشوم. اما
بعد از مدتی شخصی بیاید و به تو بگوید که بخشیده شده ای. قوانین بین این دو کشور
متفاوت است؛ در کشور دوم فیض، بخشش و رحمت واقعی تر است. گاهی اوقات ما به دنبال
فیض و بخشش ارزان می باشیم و وقتی مسیح بر روی صلیب به خاطر من و شما مرد، فیض او
ارزان و کم بها نبود. خداوند مرگ را مجازات گناهان ما قرار داده بود که خود او
آنرا پرداخت نمود و ما را بخشید و این بی نظیرترین فیض و بخشش است. فیض و بخشش بر مبنای گناه می باشد و اگر انسان
گناهی انجام ندهد نیازی به فیض و بخشش ندارد. اما اگر مرگ و مجازات وجود داشته
باشد و کسی در مورد فیض و بخشش با تو سخن بگوید در آن صورت واقعی خواهد بود. برای
خیلی از انسان ها مرگ و مجازات معنایی ندارد و در این صورت آنها معنای فیض و بخشش
را در نمی یابند. آنها نمی دانند که گناه و جرم ما واقعی است، حتا اگر دروغ کوچکی
گفته باشیم زیرا در این صورت در مقابل خداوند گناهکاریم. اگر من همسایه خود را
دیوانه و یا روانی بنامم در این صورت به گفته مسیح من یک قاتل می باشم و این
واقعیت دارد همینطور که فیض و بخشش هم واقعیت دارد.
حقیقت و راستی چیست؟
حقیقت چیزی است که تو هیچگاه نمی توانی از آن گریزان باشی. زمین جاذبه دارد و این واقعیت
است و اگر من این کتاب را از روی میز رها نمایم در کسری از ثانیه به زمین برخورد
می نماید. اگر این کار را در ایران و یا هندوستان نیز انجام بدهم دقیقن همین اتفاق
تکرار خواهد شد. این واقعیت است و واقعیت، واقعیت دارد. تو می توانی به بلندی بروی
و داد بزنی که هیچ جاذبه ای وجود ندارد و این واقعیت ندارد. اما واقعیت اینست که
جاذبه وجود دارد و در صورت افتادن از آن بلندی صدمه خواهی دید.
حقیقت بدون فیض و بخشش یک آرزوی مذهبی است. انسان هایی هستند که جمله ای از کتاب
مقدس را بر می دارند و به تو فشار می آورند تا نظر تو را تغییر بدهند. مسیح به
دیدار مردم رفته بود و فریسیان جلو آمدند و کلامی از کتاب مقدس را آوردند و به او
گفتند نظر تو چیست؟ آیا به نظر تو درست است که ما مالیات بپردازیم؟ مسیح به همه
سئوالات آنها پاسخ می داد و آنها نمی توانستند که مسیح را محکوم نمایند:
" عیسی به کوه «زیتون» بازگشت. ولی روز بعد، صبح زود، باز به خانه خدا رفت.
مردم نیز دور او جمع شدند. عیسی نشست و مشغول تعلیم ایشان شد. در همین وقت، سران قوم و فریسیان زنی را که در حال زنا گرفته بودند، کشان
کشان به مقابل جمعیت آوردند و به عیسی گفتند: «استاد، ما این زن را به
هنگام عمل زنا گرفتهایم. او مطابق قانون موسی باید کشته شود. ولی نظر
شما چیست؟» آنان میخواستند عیسی چیزی بگوید تا او را به
دام بیندازند و محکوم کنند. ولی عیسی سر را پایین انداخت و با انگشت بر روی زمین
چیزهایی مینوشت. سران قوم با اصرار میخواستند که او جواب دهد.
پس عیسی سر خود را بلند کرد و به ایشان فرمود: «اگر میخواهید او را سنگسار کنید، باید
سنگ اول را کسی به او بزند که خود تا بحال گناهی نکرده است.» سپس، دوباره سر را پایین انداخت و به نوشتن بر روی زمین ادامه داد. سران
قوم، از پیر گرفته تا جوان، یک یک بیرون رفتند تا اینکه در مقابل جمعیت فقط عیسی
ماند و آن زن. آنگاه عیسی بار دیگر سر را بلند کرد و به زن
گفت: «آنانی که تو را گرفته بودند کجا رفتند؟ حتی یک نفر هم نماند که تو را محکوم
کند». زن گفت: «نه آقا!» عیسی فرمود: «من نیز تو را محکوم نمیکنم. برو و دیگر گناه
نکن».
ما
انسان های مذهبی را می بینیم که به مقابل مسیح آمدند و گفتند که کتاب مقدس چه می
گوید و یا قوانین در این مورد چه دستوری می دهد. آنها می گفتند این زن طبق شریعت
موسی باید بمیرد و نظر تو چیست.
" اگر فردی با همسر شخص دیگری زنا کند، مرد و زن هر دو باید کشته شوند. "(عهد عتیق، لاویان، فصل بیست، جمله ده)
در اینجا نوشته شده که در صورت عمل زنا هر دو (مرد و زن) باید کشته شوند
فریسیان از آن رابطه زنا فقط زن را به پیش مسیح آورده بودند و اگر آنها به قانون
موسی اعتقاد داشتند باید هردو یعنی هم مرد و هم زن را می آوردند، پس قوانین موسی
برای آنها مهم نبود و فقط می خواستند طرز فکر خود را عملی نمایند و قوانین را به
خواست خود تغییر دهند.
مسیح به درخواست و در جواب آنها می گوید آنکسی که هیچ گناهی انجام نداده است می
تواند این زن را طبق قوانین محکوم نماید. به عبارت دیگر تو خود گناهکاری و مرتکب
گناه شده ای، همینطور تک تک ما که گناهکاریم. پس از جواب مسیح بزرگان و دیگران خارج
شدند زیرا می دانستند که جوابی برای سخن او ندارند و در صورتی که بمانند آبروی
آنها به خطر خواهد افتاد پس همه رفتند.
چه کسی می تواند یک گناهکار را مجازات نماید؟
فقط خداوند است که می تواند این کار را
انجام دهد و عیسای مسیح نیز می گوید که من به خداوند واگذار می نمایم. همه رفتند و
زن دید که بجز مسیح و کسانی که آنجا قبلن حضور داشتند کسی نمانده است. مسیح به آن زن
گفت کسانی که تو را گرفته بودند رفتند؛ من نیز تو را محکوم نمی نمایم. دلیل محکوم
نکردن مسیح نیز فیض و بخشش او بود. این زن لحظاتی پیش بخاطر گناهی که انجام داده
بود به مرگ محکوم شده بود و بلافاصله فیض و بخشش را دریافت می نماید.
اگر عیسای مسیح را بر روی کره زمین ملاقات نمایید و او بگوید که شما را محکوم نمی
نماید در این صورت وقتی خداوند را ملاقات نماییم چه اتفاقی رخ خواهد داد؟ شما یک
هدیه ابدی دریافت کرده اید و زندگی جدیدی گرفته اید.
در کتاب مقدس نوشته شده که بیشتر گناه مکن. آیا می دانید که معنی آن چیست؟
یعنی نمی توانی هر کاری که دوست داری
انجام دهی؛ گناهان تو بخشیده شد و تو زندگی جدیدی دریافت کرده ای پس راه دیگری را
انتخاب کن. این زن کسی بود که وقتی مسیح رستاخیز نمود او را ملاقات کرد و پیرو او
بود و تمام زندگی او تغییر کرده بود.
می دانید که مسیح فیض و بخشش را به ما پیشنهاد می نماید و قانون را از بین نمی برد
و ما را به فیض و بخشش دعوت می نماید و سپس از حقیقت سخن می گوید. من و تو باید
این را یاد بگیریم زیرا وقتی فیض و بخشش دریافت نکرده باشی نمی توانی با مردم سخن
بگویی. اینکار همانند نشان دادن سکه ای است که فقط یک طرف آن را به مردم نشان بدهی
در صورتی که این سکه روی دیگری نیز دارد. تو می توانی به مردم از مجازات سخن بگویی
و همچنین می توانی به آنها بگویی که خداوند عاشق آنهاست و به آنها اهمیت می دهد.
مهمترین قسمت زندگی تو اینست که خود را تغییر دهی و بهترین الگو برای ما عیسای
مسیح است. سعی کنید که او را بشناسید و از طریق او فرم و شکل بگیرید. در آن صورت انسانی
می شوید که می تواند انسان های دیگر را بلند و کمک نمایید.
با همدیگر دعا می نماییم:
ای پدر برای کلام تو سپاسگزاریم.
برای کتاب مقدسی که به ما دادی سپاسگزارم.
خداوندا برای پسری که به ما دادی سپاسگزارم.
عیسای مسیح برای فیض، بخششی و نجاتی که به ما دادی سپاسگزارم.
خداوندا برای چیزهایی که از طریق روح خود به ما دادی سپاسگزارم.
خداوندا دعا می نماییم تا روح مقدس تو را گوش کنیم و بتوانیم تو را درک نماییم.
خداوندا برای مهربانی و بی نظیری تو سپاسگزارم.
خداوندا کمک کن تا بتوانیم تو را ببینیم تا تغییر نماییم.
خداوندا کمک کن تا بتوانیم زندگی های دیگران را به خوب بودن تغییر دهیم. در نام
عیسای مسیح. آمین.

