![]() |
| کشیش تومی هولمبری Tommy Holmberg |
از این
که یکبار دیگر شما را در اینجا ملاقات می نمایم خیلی خوشحال هستم. من کشیش کلیسای
«خومارکن» هستم و هر روز انسان های زیادی را در آنجا ملاقات می کنم و چهره های
جدید نیز به آنجا زیاد می آیند.
من امروز می خواهم در مورد مراسم های مختلف پرستشی با شما صحبت نمایم. ابتدا با
انجیل عهد عتیق آغاز می نمایم و سپس به عهد جدید رفته و از انجیل یوحنا می خوانیم
و آنها را با هم مقایسه می نماییم.
ابتدا از کتاب «نحمیا» می خوانیم که بیشتر در مورد آن توضیح خواهم داد. این بخش در
مورد شهر اورشلیم توضیح داده می شود که به چه شکلی بوده است. در آن زمان در
اورشلیم جنگ بود و بیشتر قسمت های آن ویران و به آتش کشیده شده بود. معابد اجازه
فعالیت نداشتند و یا بسته بودند و یا ویران شده بودند. شهر اورشلیم ویران شده بود
و مردم نیز سرگردان بودند و هیچ چیزی در روند عادی و معمولی نبود و شاید بعضی از
شماها نیز شرایط دشوار این چنینی داشته اید. در اینجا نوشته شده زمانی که همه چیز
در تاریکی و جنگ قرار داشت خداوند با «نحمیا» سخن گفت. خداوند به نحمیا گفت که او باید
شرایطی را بوجود بیاورد تا مردم اسراییل را از این شرایط سخت نجات دهد و همچنین
کشیشان را به یک جای مشخص و معین جمع آوری نماید. باید مردم با یکدیگر همکاری
نمایند و دیوار عظیمی را بنا کنند.
" اهالی تقوع حصار را از
برج بیرونی تا «دیوار عوفل» بازسازی کردند. دستهای از کاهنان نیز قسمتی از حصار
را که از «دروازه اسب» شروع میشد تعمیر کردند؛ هر یک از ایشان حصار مقابل خانه
خود را بازسازی نمودند. صادوق (پسر امیر) هم حصار مقابل خانه خود را تعمیر
کرد. قسمت بعدی را شمعیا (پسر شکنیا) نگهبان دروازه شرقی، بازسازی نمود. حننیا
(پسر شلمیا) و حانون (پسر ششم صالاف)، قسمتهای بعدی را تعمیر کردند، مشلام (پسر
برکیا) حصار مقابل خانه خود را بازسازی کرد. ملکیا که از زرگران بود قسمت بعدی حصار را تا خانههای خدمتگزاران خانه خدا و
خانههای تاجران که در مقابل «دروازه بازرسی» قرار داشتند و تا برجی که در پیچ
حصار است، تعمیر کرد. زرگران و تاجران بقیه
حصار را تا «دروازه گوسفند» بازسازی نمودند."(عهد عتیق،
نحمیا، فصل سه، جمله بیست و هفت تا سی و دو)
این مواردی که گفته شد و نوشته شده بود با زمان
حال مطابقت می نماید و بدین معناست که ما باید با یکدیگر همکاری نماییم. در این
همکاری مهم نیست که چه گذشته ای داشته ایم و به چه زبانی سخن می گوییم و یا چه
شغلی داریم. وقتی ما در اینجا کلام خداوند را به زبان های مختلف می خوانیم در
حقیقت پادشاهی خداوند ظاهر می گردد و این کاری است که ما با کمک همدیگر انجام می
دهیم. به همین صورت که ما کلام خداوند را در اینجا به زبان های مادری خود می خوانیم،
به همین صورت نیز مردم اسراییل آن زمان که از قوم های مختلفی تشکیل شده بودند آنرا
آباد کردند. معنای زندگی دقیقن همین است که خویشاوندانی که در یک جا زندگی می کنند
با یکدیگر همکاری نمایند و به شکلی کاری را انجام بدهیم که قدرت خداوند در آن
مشاهده شود. زمانی بوقع خواهد رسید که با یکدیگر کار نماییم و البته معنای آن همین
است که ایمانداران به مسیح در ارتباط نزدیک با یکدیگر باشند. مهم نیست که عضو چه
کلیسایی هستید، پنطیکاستی، کاتولیک، ارتودکس.... اما مهم است که در ایمان و عقیده
خود شریک باشیم و با کمک همدیگر این شهر را بسازیم.
اکنون به عهد جدید و انجیل یوحنا می رویم:
" برای تک تک ایشان دعا میکنم
تا همه با هم یکدل
و یکرأی باشند، همانطور که ای پدر، من و تو با هم یکی هستیم؛ تا همچنانکه تو در
منی، و من در تو ایشان نیز با ما یک باشند، تا از این راه مردم جهان ایمان آورند
که تو مرا فرستادهای. جلالی را که به من بخشیدی به ایشان دادهام، تا آنان نیز
مانند ما یکی گردند. من در ایشان و تو در من، تا
به این ترتیب ایشان نیز به تمام معنا با هم یکی باشند، و مردم دنیا بدانند که تو
مرا فرستادهای و بفهمند که ایشان را دوست داری، به همان اندازه که مرا دوست داری. "(عهد جدید، انجیل یوحنا، فصل هفده، جمله بیست و یک تا
بیست و سه)
این متن به ما نشان می دهد که مسیح همیشه برای ما دعا کرده است حتا زمانی که
به آسمان رفته است و در دست راست پدر نشسته است و هنوز نیز برای ما دعا می نماید.
اما این برای من و شما چه معنا و چه مفهومی دارد؟
معنای آن اینست که کلیساهای مختلف را به یک کلیسای متحد تبدیل نماییم و با همدیگر
در پیشگاه خداوند قرار بگیریم. البته این همه چیز نیست و یک چیز مهم دیگری نیز است
و آن اینست که همه ما بخشی از بدن مسیح در تمام دنیا می باشیم و همانطور که در
«نحمیا» گفته شد، شروع به ساختن همان نقطه که در آن قرار داریم نماییم، همانگونه
که برای ساختن یک دیوار باید آجر را بر روی آجر قرار دهیم. پطرس نیز همانگونه انجام
داد و ساخت.
ما به این دنیا آمده ایم تا برادران و خواهران خود را پیدا نماییم و برای زندگی
کردن با یکدیگر راهی بیابیم. عیسای مسیح نیز به ما گفته است که چیز هایی که ما را
از هم جدا می سازد را باید ببخشیم و یا فراموش کنیم. برای ملکوت خداوند در کنار
یکدیگر و پهلو به پهلوی هم کار کنیم همانگونه که اورشلیم را آباد کردند و یا به
این شکل که به زبان های مختلف کلام خداوند را می خوانیم. هیچ تفاوتی بین انسان ها
و یا زبان آنها در نام عیسای مسیح وجود ندارد و در این شرایط است که ما می توانیم
آبادی را بوجود بیاوریم. مهم است که متنوع باشیم و با همدیگر همکاری نماییم و
ملکوت خداوند را بوجود آوریم. باید فراموش نماییم که از کجا و چه زبانی و چه
کلیسایی و... آمده ایم و مهم اینست که شهر خود را به مکانی تبدیل نماییم که همه
ایمانداران به مسیح در کنار یکدیگر زندگی می نمایند.
صحبت خود را با دعا به پایان می رسانم:
خداوندا سپاس تو را که همه ما متفاوت می باشیم.
برای داشته ها و تجربیاتمان تو را سپاس می
گوییم.
سپاس تورا برای کسانی که بر روی زمین قرار داده ای تا از قلمرو تو محافظت نمایند.
خدوندا به ما جسارت و خوشحالی ببخش تا با یکدیگر همکاری کنیم.
خداوندا به ما کمک کن تا تفاوت های یکدیگر را درک کنیم.
خداوندا به ما کمک کن تا توانایی خوب بودن را بدست آوریم تا در معیت تو و در کنار
یکدیگر خوب باشیم. آمین.


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر