در
کتاب مقدس وعدههای بسیاری در مورد رهایی از اسارت شیطان و ارواح شریری آمده
است. عیسی مسیح به هر جا که قدم میگذاشت، ارواح شریر را از اشخاصی که در اسارت
آنها بودند، اخراج مینمود:
"پس عیسی بیماران زیادی را شفا بخشید و روح های ناپاک بسیاری را از دیوانه ها بیرون کرد، اما اجازه نداد ارواح ناپاک چیزی بگویند زیرا او را می شناختند"(انجیل مرقس، فصل یک، جمله سی و چهار)
"کسانی نیز که گرفتار ارواح پلید بودند، وقتی چشمشان به او می افتاد، در مقابلش به خاک می افتادند و فریاد برآورده، می گفتند: “تو فرزند خدا هستی"( انجیل مرقس، فصل سوم، جمله یازده)
عیسی اخراج کردن ارواح شریر را یکی از امتیازات ایمانداران به شمار میآورد زیرا یکی از عطایای روحالقدس، عطای تمیز ارواح است. ارواح شریر، ارواح مردگان نیستند که پس از مرگ باز میگردند تا اشخاص را در اسارت خود گیرند زیرا کتاب مقدس به روشنی تعلیم میدهد که روح انسان ها بعد از مرگ یا به آسمان نزد مسیح میروند یا به عالم مردگان رفته و در انتظار روز داوری میمانند. ارواح شریر خادمان شیطان و توسط خدا آفریده شدند؛ اما بعدها علیه خدا طغیان کردند. آنها در همه جای دنیا وجود دارند و می توانند وارد وجود انسان ها و حیوانات شوند و آنها را تحت سلطه خود درآورند زیرا آنها دوست ندارند خارج از بدن یک موجود زنده بمانند. گاهی یک شخص، کاملن تحت سلطه شخصیت روح شریر قرار دارد که بر ذهن و بدن او "حکمرانی" میکند. اما در برخی موارد، روح شریر کاملن بر وجود فرد حکمرانی نمیکند، بلکه روح و بدن شخص تحت "حمله" یا فشار روح شریر قرار دارد.
همه مسیحیان به این امر آگاهند که ارواح شریر کاملن نمی توانند وجود یک مسیحی را تسخیر کنند زیرا که متعلق به خداست و خدا بر زندگی یک ایماندار حکمرانی می کند. با وجود این، بسیاری از مسیحیان معتقدند که ارواح شریر میتوانند آنها را "تحت فشار" قرار دهند یا به آنها "حمله" کنند. آنان به بسیاری از اشخاص اشاره میکنند که بیماری جسمی شان احتمالن به علت ارواح شریر به وجود آمده بود، و آنها را برای رهایی نزد عیسی میآوردند.
گروهی دیگر از مسیحیان بر این عقیده اند که امکان ندارد که ارواح شریر ایمانداران را تسخیر کنند زیرا آنان معتقدند که روحالقدس و روح شریر نمیتوانند همزمان در یک شخص ساکن باشند. برخی از این مسیحیان معتقدند که یک روح شریر هرگز نمیتواند به یک مسیحی حقیقی حمله کند. برخی دیگر نیز بر این عقیده اند که یک روح شریر می تواند خارج از وجود یک ایماندار به او حمله و یا او را تحت تاثیر قرار دهد، اما هرگز نمیتواند وارد بدن او شود. این موضوع اهمیت بسیاری دارد زیرا مشخص میسازد که چگونه باید برای دیگران دعا کنیم. اما البته باید این موضوع را به یاد داشته باشیم که بسیاری از گناهان ما نتیجه عملکرد طبیعت گناه آلود ما هستند، نه نتیجه عملکرد شیطان یا ارواح شریر:
"هنگامی که از امیال و خواسته های نادرست خود پیروی می کنید، این گناهان وارد زندگی شما می شوند: زنا و انحرافات جنسی و بی عفتی؛ بت پرستی و جادوگری و احضار ارواح ؛ دشمنی و دو بهم زنی ؛ کینه توزی و خشم ؛ خودخواهی و نفع طلبی، شکایت و انتقاد و بهانه جویی ؛ در اشتباه دانستن دیگران و بر حق شمردن خود و اعضای گروه خود؛ حسادت و آدم کشی؛ مستی و عیاشی و چیزهایی از این قبیل. همانطور که قبلا هم اشاره کردم، باز تکرار می کنم هر که این چنین زندگی کند، هرگز در ملکوت خدا جایی نخواهد داشت" (غلاطیان، فصل پنج، جمله نوزده تا بیست و یک)
"پس عیسی بیماران زیادی را شفا بخشید و روح های ناپاک بسیاری را از دیوانه ها بیرون کرد، اما اجازه نداد ارواح ناپاک چیزی بگویند زیرا او را می شناختند"(انجیل مرقس، فصل یک، جمله سی و چهار)
"کسانی نیز که گرفتار ارواح پلید بودند، وقتی چشمشان به او می افتاد، در مقابلش به خاک می افتادند و فریاد برآورده، می گفتند: “تو فرزند خدا هستی"( انجیل مرقس، فصل سوم، جمله یازده)
عیسی اخراج کردن ارواح شریر را یکی از امتیازات ایمانداران به شمار میآورد زیرا یکی از عطایای روحالقدس، عطای تمیز ارواح است. ارواح شریر، ارواح مردگان نیستند که پس از مرگ باز میگردند تا اشخاص را در اسارت خود گیرند زیرا کتاب مقدس به روشنی تعلیم میدهد که روح انسان ها بعد از مرگ یا به آسمان نزد مسیح میروند یا به عالم مردگان رفته و در انتظار روز داوری میمانند. ارواح شریر خادمان شیطان و توسط خدا آفریده شدند؛ اما بعدها علیه خدا طغیان کردند. آنها در همه جای دنیا وجود دارند و می توانند وارد وجود انسان ها و حیوانات شوند و آنها را تحت سلطه خود درآورند زیرا آنها دوست ندارند خارج از بدن یک موجود زنده بمانند. گاهی یک شخص، کاملن تحت سلطه شخصیت روح شریر قرار دارد که بر ذهن و بدن او "حکمرانی" میکند. اما در برخی موارد، روح شریر کاملن بر وجود فرد حکمرانی نمیکند، بلکه روح و بدن شخص تحت "حمله" یا فشار روح شریر قرار دارد.
همه مسیحیان به این امر آگاهند که ارواح شریر کاملن نمی توانند وجود یک مسیحی را تسخیر کنند زیرا که متعلق به خداست و خدا بر زندگی یک ایماندار حکمرانی می کند. با وجود این، بسیاری از مسیحیان معتقدند که ارواح شریر میتوانند آنها را "تحت فشار" قرار دهند یا به آنها "حمله" کنند. آنان به بسیاری از اشخاص اشاره میکنند که بیماری جسمی شان احتمالن به علت ارواح شریر به وجود آمده بود، و آنها را برای رهایی نزد عیسی میآوردند.
گروهی دیگر از مسیحیان بر این عقیده اند که امکان ندارد که ارواح شریر ایمانداران را تسخیر کنند زیرا آنان معتقدند که روحالقدس و روح شریر نمیتوانند همزمان در یک شخص ساکن باشند. برخی از این مسیحیان معتقدند که یک روح شریر هرگز نمیتواند به یک مسیحی حقیقی حمله کند. برخی دیگر نیز بر این عقیده اند که یک روح شریر می تواند خارج از وجود یک ایماندار به او حمله و یا او را تحت تاثیر قرار دهد، اما هرگز نمیتواند وارد بدن او شود. این موضوع اهمیت بسیاری دارد زیرا مشخص میسازد که چگونه باید برای دیگران دعا کنیم. اما البته باید این موضوع را به یاد داشته باشیم که بسیاری از گناهان ما نتیجه عملکرد طبیعت گناه آلود ما هستند، نه نتیجه عملکرد شیطان یا ارواح شریر:
"هنگامی که از امیال و خواسته های نادرست خود پیروی می کنید، این گناهان وارد زندگی شما می شوند: زنا و انحرافات جنسی و بی عفتی؛ بت پرستی و جادوگری و احضار ارواح ؛ دشمنی و دو بهم زنی ؛ کینه توزی و خشم ؛ خودخواهی و نفع طلبی، شکایت و انتقاد و بهانه جویی ؛ در اشتباه دانستن دیگران و بر حق شمردن خود و اعضای گروه خود؛ حسادت و آدم کشی؛ مستی و عیاشی و چیزهایی از این قبیل. همانطور که قبلا هم اشاره کردم، باز تکرار می کنم هر که این چنین زندگی کند، هرگز در ملکوت خدا جایی نخواهد داشت" (غلاطیان، فصل پنج، جمله نوزده تا بیست و یک)

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر