صحبت
امروز من درباره عیسی مسیح است. مدتی قبل با چند مسلمان صحبت می کردم و از آنها
پرسیدم که حال پیامبر شما، محمد چطور است؟ آنها در جواب من گفتند که محمد اکنون زنده
نیست و سال های زیادی از وفاتش می گذرد. در عوض ما عیسی مسیح را داریم که بر روی
صلیب رفت، کشته شد و روز سوم از مرگ برخاست. او زنده است و در زندگی روزانه ما
وجود و حضور دارد. شما می دانید که صلیب نقطه تمرکز مسیحیت است و شاید ما صلیب به
گردن خود بیاویزیم و یا همراه خود داشته باشیم تا نشان دهیم که به عیسی مسیح ایمان
داریم.
چرا باید عیسی مسیح بر روی صلیب می مرد؟
![]() |
| ( بیورن لن بری- Björn Lenberg) |
مرگ بر
روی صلیب یکی از سخت ترین مجازات های محکومین به مرگ بود. محکوم توسط میخ ها از
نقاط دست و پا به صلیب میخکوب شده و از این نقاط آویزان می ماند. در برخی موارد
ممکن بود که محکوم بین هشت تا نه ساعت در آن حالت قرار بگیرد. البته مسیح زمان
طولانی بر روی صلیب زنده نماند و برای اطمینان از مرگش او نیزه ای به پهلویش وارد
کردند که خون و خونابه از آن جاری شد. مسیح فقط بخاطر بخشیده شدن گناهان ما برروی
صلیب رفت تا به این طریق بتواند گناهان ما را برخود بگیرد. در رومیان می خوانیم:
" زیرا همه گناه کردهاند و
هیچکس به آن کمال مطلوب و پرجلالی که خدا انتظار دارد، نرسیده است."( رومیان،
فصل سوم، جمله بیست و سه)
همه ما انسان ها گناه
کرده و گناهکاریم. البته ما تلاش می کنیم که گناه نکنیم اما انسانی بر روی کره
زمین نبوده که گناه نکرده باشد. شاید ما دزدی کرده باشیم و یا آسیبی به شخصی زده
باشیم؛ اما هیچکدام این کارها خواست خدا نیست. به همین دلیل ما بتوسط مسیح نجات
یافتیم و او بخاطر انسان ها بروی صلیب قربانی شد. اگر کتاب عهد عتیق را مطالعه
کرده باشید می دانید که انسان چگونه برای خدا قربانی می کرده است. در عهد عتیق اگر
شخصی گناهی می کرد، باید قربانی مانند گوسفند تهیه می نمود و برای بخشش خود در راه
خدا قربانی می کرد و حتا آنهایی که پولی نداشتند مجبور بودند که لااقل کبوتری تهیه
نمایند و قربانی کنند. عیسی مسیح هم در واقع خود را برای ما قربانی کرد، برای بخشش
و نجات ما انسان ها.
گناه هیچگاه از بیرون به ما وارد نمی شود و فقط از درون ما می آید. ما همواره در
حال گناه می باشیم و مسیح فقط یکبار برای کفاره گناهان ما جان داد. افکار و کارهای
که انجام می دهیم گناه است و به این صورت
است که ما برده گناه می شویم. گناه در زندگی ما وجود دارد و نمی توانیم آنرا کنار
بگذاریم و به همین دلیل باید همیشه از خداوند طلب بخشش بنماییم.

در
انجیل یوحنا در رابطه با قدرت گناه می خوانیم:
" گفتند: «منظورت چیست که میگویی
آزاد میشوید؟ ما که اسیر کسی نیستیم که آزاد شویم. ما فرزندان ابراهیم هستیم».عیسی
جواب داد: «این عین حقیقت است که هر که گناه میکند، اسیر و برده گناه است »"(انجیل
یوحنا، فصل هشت، جمله سی و سه و سی و چهار).
در کشور
کلمبیا به ملاقات زندانی ها رفته بودم و مجبور بودم شب را در زندان بمانم. در آنجا
بیشتر از شش هزار زندانی وجود داشت. در کمبیا زندانی ها می توانستند با پرداخت پول جاهای بهتری را بدست بیاورند. زندانی های پولدار در جاهای
خوب و بی پول ها در بدترین نقطه زندان زندگی می کردند. در آنجا زندانی ها به سراغ
من می آمدند و از من می خواستند تا برای آنها دعا کنم. قرار بود که شب جلسه عمومی
داشته باشیم و این جلسات معمولن یک ساعت زمان نیاز دارد و جلسه آنشب بخاطر حضور
مترجم و مشکلات دیگر سه ساعت طول کشید و جلسه بی نظیری بود زیرا می دیدم که این
زندانی ها بدنبال نجات خود می باشند. یک گروه بزرگی آمدند و دستان خود را با
همدیگر بالا گرفتن و عیسی مسیح را پذیرفتند، انسان های که اسیر شیطان بودند و
گناهان بزرگی انجام داده بودند. آنها مسیح را کشف کردند و نجات یافتند، هرچند که
باید در زندان می ماندند، اما مسیح باعث نجات درونی آنها شده بود و یک زندگی جدیدی
بدست آورده بودند. نجات فقط شامل کسانی که
گناهان بزرگ و یا متعدد می کنند نمی شود، بلکه شامل کسانی که حتا گناهان کوچک و کم
هم می کنند می شود.
عیسی مسیح گناهان ما را
بر خود گرفت و این بدین معناست که ما آزاد شده ایم و نجات پیدا کرده ایم؛ اما در
عوض ما چه کاری برای این آزادی انجام داده ایم؟ چگونه می توانیم بهای این آزادی را
بپردازیم؟ کسی از شما می تواند به این سوال جواب بدهد؟
- این آزادی بخاطر فیض و بخشش خداوند بود.
دقیقن. این فیض و بخشش، هدیه ای از طرف خداوند به ما است.
دو پسر بچه با هم دوست و همسایه بودند و به همین خاطر زمان های زیادی را با هم می
گذراندند. اما یکی از این دو دوست مجبور شد که بخاطر شغل جدید پدر به شهر دوری نقل
مکان کنند. این دو دوست از هم جدا شدند و زمان زیادی از این اتفاق گذشت و پدر پسر
در آنجا مرد و آن پسر به سمت گروه های خلافکار کشیده شد. دوست دیگر با ادامه
تحصیلات وکیل و قاضی شد. سال ها گذشت و پسر خلافکار بدلیل جرم های متعدد دستگیر و
به دادگاه برده شد. او به هنگام دادرسی متوجه شد که قاضی دادگاه دوست قدیمی اوست.
او خوشحال شد چون می پنداشت که دوست قدیمی که اکنون قاضی شده برای او مجازات کمی را
در نظر می گیرد. دادرسی به پایان رسید و قاضی حکم سنگینی برای مجرم صادر کرد؛ چهار
سال زندان به همراه دوهزار دلار جریمه نقدی. در هنگام خروج مجرم از دادگاه، قاضی
مجرم را به پیش خود خواند و به او گفت که من تو را می شناسم و مدت طولانی است که
همدیگر را ندیده ایم. من جریمه نقدی تو را پرداخت می کنم. چرا قاضی اینکار را کرد؟
چون می خواست به دوست قدیمی خود کمک کند؛ این یک بخشش و فیض بود. عیسی مسیح نیز
برای ما فیض و بخشش آورد زیرا عاشقانه ما را دوست دارد. ماموریت مسیح این بود که
بخاطر ما به روی کره زمین بیاید و بر روی صلیب کشته شود. او حتا زمانی که کوچک بود
نیز کاملن به این موضوع واقف بود. او نابینایان را بینا کرد، ناشنوایان را شنوا
کرد، افلیجان را شفا داد. او رابطه ی نزدیکی با خداوند داشت زیرا فرزند او بود. او
کسی بود که به طوفان امر می کرد تا آرام شود و کارها و معجزات بی نظیری انجام می
داد. عیسی مرد و بعد از سه روز از مرگ برخاست و امروز نیز با ماست؛ امروز نیز همان
کارهای را می تواند از طریق انسان ها انجام دهد و انجام می دهد و ما نیز می توانیم
این کار را انجام دهیم و شاهد شفای بیماران باشیم. همقدم شدن با مسیح واقعن بی
نظیر است.
امروزه مذاهب زیادی وجود
دارد و کدوم یکی از مذاهب واقعی است؟ چه چیزی مسیحیت را واقعی جلوه می دهد؟
- زنده شدن مسیح
دقیقن، مسیحیت واقعی و اصل است. من خیلی به سفر می روم و انسان های زیادی را
ملاقات می کنم. به کشور برمه در آسیا سفر کرده بودم و آنها بودایی بودند و خدای
دیگری را پرستش می کردند. من برای آنان در مورد مسیح صحبت می کردم و آنها دریافتند
که مسیح معجرات زیادی انجام داده است و تعداد زیادی از آنها ایمان آوردند و آنها
را تعمید دادیم. حتا گاهی آنان را در وان حمام تعمید می دادیم. آرزوی مسیح اینست که همه انسان ها او را بشاسند و به
او ایمان بیاورند. اشعیای نبی در هشتصد سال قبل از تولد مسیح در مورد او صحبت می
کند:
" اما گناهان شما باعث شده او با شما قطع رابطه کند و دعاهای شما را جواب
ندهد"( اشعیا، فصل پنجاه و نه، جمله دوم).
کارهای بد و گناهان متعدد باعث دوری ما از خدا می شود. در عهد عتیق به دفعات
در مورد مسیح صحبت شده است.
یهودیان قوانین سخت مذهبی دارند که باید آنها را انجام دهند. یکی از این
قوانین "روز سبت" است که روز تعطیلی آنهاست. یک یهودی حق ندارد که در
روز شنبه که روز سبت است چراغی روشن نماید، حق زدن زنگ خانه ای را ندارد و فقط می
تواند در بزند. همچنین نمی توانی بیشتر از هشت کیلومتر بپیمایی، البته می توانی با
قایق مسافت بیشتری را بپیمایی. آنها قوانین سخت، عجیب غریب و دست و پاگیری دارند.
با آمدن مسیح ما در آزادی زندگی می نماییم زیرا پیرو آنیم. شاید اکنون که در اینجا
نشسته ای عیسی مسیح را به زندگی خود نپذیرفته باشی. شاید هنوز مردد و منتظر هستی
اما بدان که زندگی با مسیح واقعن بی نظیر است. ما با خواندن دعای نجات می توانیم
مسیح را بپذیریم و تعمید آب نیز بگیریم.
من حدودن سه ماهه بودم که تعمید گرفتم و که البته چیزی نمی دانستم. وقتی چهل و سه
ساله شدم در دریا تعمید گرفتم که حس بسیار عجیب و قوی برای من داشت و احساس می
کردم تمام زندگی قدیمی خود را به دریا ریختم و انسان جدیدی شده ام. بعد از آن بود
که رابطه بسیار نزدیکی با خداوند پیدا کردم و این رابطه برای من واقعن بی نظیر
بود. به نظر من تعمید آب بسیار مهم است و باید بدانیم که چه کاری انجام می دهیم.
عیسی مسیح هم با وجود آنکه نیازی به تعمید نداشت بازهم تعمید آب گرفت، زیرا او می
دانست که این کار ضروری است. ما با کسانی زندگی و یا رفت و آمد می کنیم که مسیحی
نیستند و باید در مورد مسیح با آنها صحبت کنیم و آنها را آشنا سازیم. گاهی می اندیشیم که اینکار وظیفه کشیش و شبان
کلیسا است که با بی ایمانان صحبت نماید، اما هیچگاه اینگونه نیست. فرد فرد ما وظیفه
داریم که مسیح را به دیگران معرفی نماییم. بسیار مهم است که به دیگران بگویید که
مسیح به شخصه برای شخص شما چه کاری انجام داده است. من مطمئن هستم که تک تک شما در
این مورد چیزی برای گفتن دارید. مسیح برای هر انسانی نقشه خاصی دارد و می خواهد که
او را ملاقات کنی و با او همراه شوی.
اکنون دعا می کنیم:
خداوندا متشکرم که عیسی مسیح را به روی زمین فرستادی.
او با مرگ خود گناهان ما را به خود گرفت تا ما رها و آزاد شویم.
عیسی مسیح ما متشکریم که این بخشش را مجانی و از طریق فیض و بخشش دریافت کردیم زیرا تو عاشق واقعی ما هستی تا زندگی جاوید و آسمانی داشته باشیم.
خداوندا کمک کن تا هیچ کس این موقعیت را از دست ندهد، تو فرد فرد ما را می بینی و می دانی که در قلب ما چه می گذرد.
خداوندا ما را کمک کن و تاثیر گذار باش.
دعای
نجات:
خداوندا من اعتراف می کنم که شخصی گناهکارم، اعترام می کنم که با قدرت خود و یا
کارهای نیکم نمی توانم نجات بیابم و رستگار شوم. ایمان دارم که تو بخاطر گناهان من
بر روی صلیب کشته شدی، در قبر نهاده شدی و پس از سه روز از مردگان برخاستی، ایمان
دارم که تو زنده هستی و این اقتدار را داری که گناهان مرا ببخشی و مرا در پیشگاه
خدا پارسا بشماری، تقاضا دارم مرا بپذیری و زندگی جدید به من ببخشی. از اینکه دعای
مرا شنیدی متشکرم. آمین





هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر