۱۳۹۴ خرداد ۸, جمعه

سکوت مثبت چیست؟


سکوت بر چند قسم است:  سکوت سنگین حکمفرما بر خلاء، سکوت مرگبار قبر، سکوت افراد خجول که آنرا مانند سپر در برابر حالت روحی خود به کار می برند، سکوتی که افراد بزدل و ترسو به آن متوسل می شوند و نادانان نادانی خود را به وسیله آن پنهان می نمایند و اشخاص از خود راضی و خودخواه و تنبل مانند قلعه ای در آن سنگر می گیرند. هیچکدوم از اینها سکوت مثبت و واقعی نیست. سکوت حقیقی از نیروی در درون برمی خیزد. ساکت بودن و حرف نزدن با سکوت در باطن فرق دارد. سخنان با معنی آنهایی است که از سکوت برخاسته باشند. سکوت حقیقی را باید آدمی مانند یکی از حواس های ششگانه داشته باشد. سرو صدا، دشمن سکوت است و نابود کننده ارزش های بشری. صدای هواپیماهای مافوق صوت، صدای گوش خراش ترمزهای ناگهانی اتومبیل ها، مته های سوراخ کن اسفالت و زمین و .... سوهان روح آدمی شده و آسایش را از او سلب می نماید. نه تنها این صداها بلکه صداهایی که از دهان آدمیان بیرون می آیند نیز می توانند همانقدر مخرب و آزار دهنده باشند. فریادهای وحشتناک هیتلر بود که میلیون ها انسان را به خاک و خون کشید. وراجی های بیهوده، سخن چینی و غیبت های خصمانه، کلمات نیش دار، انتقادات بیرحمانه، نق های یکنواخت و خسته کننده، حرافی مردم بیکاره، سخنان چرب و نرم فریبکاران و از همه بدتر موعظه های واعظان دروغین نیز می توانند آسایش روح آدمی را برهم بزنند.
ولی زبان برای حرف زدن است و از نعمت های الهی و باید بتوان آنرا بطرز صحیح بکار برد. اگر قرار است سخنی بگوییم آن سخن باید از روی سکوت حاضر در وجود ما برخیزد.
اگر در زندگی مسیح دقت کنیم خواهیم دید که سکوت عمیقی در او وجود داشت. اغلب برای سکوت به کوه و بیابان می رفت. سکوت وی در موقع تصلیب او حیرت انگیز است. در هنگام فرو کردن میخ ها در دست و پاهایش، با سکوتی که از اعماق وجودش بر می خیزد می گوید:
" ای پدر اینها را بیامرز زیرا که نمی دانند چه می کنند"( انجیل لوقا، فصل بیست و سه، جمله سی و چهار)
منظور این نیست که آدمی باید گنگ و لال باشد بلکه به جای خود باید صحبت کرد. " اول اندیشه وانگهی گفتار".آنگاه هر چه از سکوت ما برخیزد، آن چیزی خواهد بود که در خلوت و آرامش از خدا  و از خود و از دیگران یاد گرفته ایم. در سکوت است که یاد می گیریم حرف بزنیم و چه بگوییم و چگونه بگوییم. امور مهم غالبن در سکوت انجام می گیرند؛ ابراز محبت حقیقی و عمیق، راز و نیاز های واقعی با خدا، عمل جراحی، نقاشی، نویسندگی، تفکر و اندیشه و.....
در سکوت است که هم خدا را بهتر خواهیم شناخت و هم خود را. هرچه بیشتر و عمیق تر با خدا در سکوت بسر بریم، سکوت بیشتر جزو وجود ما می شود. نه سکوتی منفی و توخالی، بلکه سکوتی مثبت و خلاق که مرهم دردهای بشر امروزیست.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر