مسیحیت را در واقع نمی توان یکی از ادیان و مسیح را یکی از انبیا بشمار آورد. او هیچگاه خود را به عنوان " پیغمبر" معرفی نکرد. کتابی ننوشت و شریعت مدونی نیاورد. عیسی پس از بازداشت یحیی به میان مردم می رود و می گوید قرار است واقعه بزرگی رخ دهد. آن واقعه، آغاز دین جدیدی نیست، حرف نیست، مقایسه با ادیان و عقاید فکری نیست. مژده اتفاق تازه ای است که قرار است اتفاق بیفتد. صدور دستورات جدید نیست. مسیح فرمود: "توبه کنید و به این مژده ایمان بیاورید"
توبه یعنی عقب گرد، یعنی بازگشت، یعنی تغییر کلی مسیر. توبه یعنی روگردانیدن از هر چه غیر خدا به خدا. مژده اینست که زمان مقرر رسیده و پادشاهی خدا نزدیک است. دیگر منتظر پیغمبری نباشید که شریعت تازه و دستورات جدیدی به شما بدهد. فرمانروایی خدا برعکس فرمانروایی های این دنیاست و کسی را مجبور به کاری نمی کند. روش پادشاهی خدا روش "محبت" است. با زور نمی توان اطمینان ایجاد کرد و با اجبار نمی شود محبت آفرید. با تحمیل قوانین و به کار بردن قوه قهریه ممکن نیست اشخاص خوب و پرهیزکار پرورش داد. قلب های شکسته و دل های داغدار و رنجیده را نمی توان بضرب تبلیغات تو خالی و با دروغ پردازی و زور التیام بخشید.
در ملکوت خدا، پادشاه با پادشاهی یکی است. مسیح یک اقدام الهی، برای استقرار پادشاهی خدا در خلقت است. اگر همه چیز را رها کنیم و متوجه او بشویم که همان "توبه" است، و اگر به او و روشش اطمینان کنیم که همان "ایمان" باشد؛ پادشاهی او را در قلب خود پذیرفته ایم.
پیرو مسیح شدن تغییر دین نیست، نام نویسی در حزب نیست، رقابت با ادیان دیگر نیست؛ بلکه پذیرفتن مژده پادشاهی او در کل خلقت و در قلب و ذهن خود است.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر