۱۳۹۴ مرداد ۱۱, یکشنبه

انسان، راس خلقت خداوند


در راس خلقت خداوند انسان قرار دارد و خداوند مردان و زنان را بصورت خود آفرید:
"پس خدا آدم را بصورت خود آفرید. او را بصورت خدا آفرید. ایشان را نر و ماده آفرید" (پیدایش، فصل یک، جمله بیست و هفت). او انسان ها را آفرید تا شبیه او باشند و با او ارتباط داشته و دوستشان داشته باشد و در واکنش به این محبت، انسان ها  نیز او را دوست داشته باشند.
خداوند همچنین انسان ها را مخلوقاتی آزاد و مستقل آفرید به گونه ای که قابلیت گناه کردن و حتی طغیان بر علیه خالق خود یعنی طغیان بر علیه خود خدا را داشته باشند. اما چرا خداوند باید چنین کاری می‏ کرد؟ چرا او انسان را بگونه ای نیافرید که همواره پاک، بی گناه و مطیع بماند؟ 

خداوند به راحتی می‏ توانست مردان و زنان را همچون آدم برنامه ریزی شده و خالی از استقلال و آزادی خلق کند. اما آیا او از ارتباط با یک چنین موجوداتی واقعن لذت می‏ برد؟ خداوند در سراسر کتاب مقدس‏ مردان و زنان را فراخوانده تا درپی او باشند و وی را با تمامی قلب خود محبت نمایند.  فقط مخلوقات آزاد می‏ توانند این چنین عمل کنند و آفرینش یک موجود مستقل حقیقی، کار بسیار عظیم ‏تری نسبت به آفرینش موجود برنامه ریزی شده است. 

کتاب مقدس‏ به ما عواقب انتخاب خداوند را بازگو می‏ کند: اولین مرد و زن در گناه سقوط کردند:
"مـار از همه حیواناتـی که خداوند به وجود آورد، زیرکتر بود. روزی مار نزد زن آمده، به او گفت: «آیا حقیقت دارد که خدا شما را از خوردن میوه تمام درختان باغ منع کرده است؟ » زن در جواب گفت: «ما اجازه داریم از میوه همه درختان بخوریم، بجز میوه درختی که در وسط باغ است . خدا امر فرموده است که از میوه آن درخت نخوریم و حتی آن را لمس نکنیم و گرنه می میریم.» مار گفت: «مطمئن باش نخواهید مُرد! بلکه خدا خوب می داند زمانی که از میوه آن درخت بخورید، چشمان شما باز می شود و مانند خدا می شوید و می توانید خوب را از بد تشخیص دهید». آن درخت در نظر زن، زیبا آمد و با خود اندیشید: «میوه این درختِ دلپذیر، می تواند، خوش طعم باشد و به من دانایی ببخشد». پس از میوه درخت چید و خورد و بـه شوهـرش هـم داد و او نیـز خـورد. (پیدایش، فصل سوم، جمله یک تا شش). آنها رابطه صمیمی خود را با خداوند از دست دادند و از حضور او رانده شدند. نسل های بعدی ایشان نیز از کارهای آنها پیروی کرده و بشر گناهکار شد و از برکات و ارتباط با خدای مقدس‏ محروم ماند. 
این وضعیت خداوند را محزون ساخت. زیرا خداوند مقدس و عادل است و نمی‏ تواند گناه انسان را نادیده بگیرد. از اینرو خداوند تصمیم گرفت تا گناه بشر را فدیه دهد، تا راهی را به بشر برای فرار از تاثیرات گناه و برای زندگی پاک در حضور خداوند نشان دهد. 
عهد قدیم و جدید بازگو کننده داستان فدیه خداوند برای انسان سقوط کرده است. او ما را فدیه داد زیرا ما را دوست دارد. او ما را همانند پدری که به فرزندش عشق می ورزد دوست دارد. خداوند بقدری ما را دوست دارد که سرانجام به منظور آزاد ساختن ما از قدرت گناه و شیطان، پسر خودش را به دنیا فرستاد تا مجازات گناهان ما را بر خودش بگیرد:
"بزرگترین محبتی که شخص می تواند در حق دوستانش بکند، این است که جان خود را در راه ایشان فدا سازد. محبت را باید اینچنین سنجید" (انجیل یوحنا، فصل پانزده، جمله سیزده ). 
"زیرا خدا بقدری مردم جهان را دوست دارد که یگانه فرزند خود را فرستاده است، تا هر که به او ایمان آورد، هلاک نشود بلکه زندگی جاوید بیابد"(انجیل یوحنا، فصل سوم، جمله شانزده) . 
خداوند برای به انجام رساندن این فدیه، خواست خود را به هیچ کسی تحمیل نکرد بلکه او تصمیم گرفت تا از طریق افرادی عمل کند که کامل نیستند، و طالب زندگی عادلانه اند و بر او توکل کرده اند. خداوند نوح و خانواده او را برگزید تا کشتی بسازند و نژاد بشر را نجات دهند. خداوند ابراهیم و نسل او را برگزید تا قوم جدیدی را شکل دهد که مشخصه آن عدالت و پارسایی باشد. خداوند موسی را برای هدایت آنها برگزید و از طریق او  شریعت خود را به آنها داد تا قادر به اجتناب از گناه باشند. او عهدی با ایشان برقرار ساخت و آنها را قوم خود ساخت تا زمانی که از فرامین او اطاعت کنند. این ”‏عهد قدیم“ بود: 
موسی برای ملاقات با خدا به بالای کوه رفت. خداوند از میان کوه خطاب به موسی فرمود: «دستورات مرا به بنی اسراییل بده و به ایشان بگو: شما دیدید که من با مصری ها چه کردم و چطور مانند عقابی که بچه هایش را روی بال ها می برد، شما را برداشته، پیش خود آوردم. حال اگر مطیع من باشید و عهد مرا نگهدارید، از میان همه اقـوام، شما قوم خاص من خواهید بود. هر چند سراسر جهان مال من است، اما شما برای من ملتی مقدس خواهید بود و چون کاهنان، مرا خدمت خواهید کرد». موسی از کوه فرود آمد و بزرگان بنی اسراییل را دور خود جمع کرد و هر چه را که خداوند به او فرموده بود به ایشان باز گفت. همه قوم یک صدا جواب دادند: «هر چه خداوند از ما خواسته است، انجام می دهیم.» موسی پاسخ قوم را به خداوند عرض کرد"(خروج، فصل نوزده، جمله سه تا هشت ). قوم خدا در بیشتر موارد از دستورات خداوند سرپیچی می ‏کردند؛ آنها در حقیقت به خدا توکل نکرده بودند. خداوند به آنها وعده برکاتی عظیمی را داده بود، در صورتی که آنها از او اطاعت می  کردند. اما درعوضآنها تصمیم گرفتند که به راه خودشان بروند و بخاطر سرکشی، گناه و بت پرستی آنها، کل ایشان در تحت داوری خداوند قرار گرفتند. گرچه تعداد کمی از اسراییلی ها به خداوند توکل کردند و در سراسر تاریخ اسراییل باستان، خداوند از این بقیه اندک، حفاظت و حمایت کرد. 

خداوند ابراهیم را برگزید تا از طریق او، همه انسان ها بركت‌ یابند:

"خداوند به ابراهیم فرمود: «ولایت، خانه پدری و خویشاوندان خود را رها کن و به سرزمینی که من تو را بدانجا هدایت خواهم نمود برو. من تو را پدر امت بزرگی می گردانم. تو را برکت می دهم و نامت را بزرگ می سـازم و تو مایه برکت خواهی بود. آنانی را که به تو خوبی کنند برکت می دهم، و آنانی را که به تو بدی نمایند لعنت می کنم. همه مردم دنیا از تو برکت خواهند یافت"(پیدایش، فصل دوازده، جمله یک تا سه). خداوند صرفن از این «بقیه» اندک فقط بخاطر خود آنها حفاظت نکرد، بلکه بیشتر از آن، او برنامه ریزی کرده بود تا از طریق این «بقیه» اندک، عدالت و برکت را برای تمامی مردم دنیا به ارمغان بیاورد. 
از طریق همین «بقیه» اسراییل بود که خداوند تصمیم گرفت تا پسر خود عیسی مسیح را به دنیا بفرستد و تصمیم به برقراری  ”‏عهد جدید“ گرفت تا جایگزین عهد قدیم شود. این عهد جدید در تضاد و یا تناقض با عهد قدیم نبود، بلکه موارد جدیدی را اضافه کرد. یکی از این موارد جدید، فرستادن روح‏ القدس‏ برای احیای مردم بود تا بدین وسیله ایشان را قادر به زندگی بر اساس خواست خداوند کند. آمدن روح‏ القدس‏ نیز بواسطه مرگ و رستاخیز مسیح ممکن گردید. از طریق مرگ مسیح، گناه ایمانداران برداشته شد، و از طریق رستاخیز او، ایمانداران قدرت روح را برای اطاعت از شریعت خداوند دریافت کردند. شریعت خداوند اکنون بر قلب های ایشان ”‏نوشته“ شده بود:
"اما اینست آن عهد تازه ای که با قوم اسراییل خواهم بست: دستورات خود را بر قلبشان خواهم نوشت تا با تمام وجود مرا پیروی کنند؛ آنگاه ایشان براستی قوم من خواهند بود و من خدای ایشان" (ارمیا، فصل سی و یک، جمله سی و سه )
قوم خداوند حالا بخشیده و پاک شده بودند؛ و در نتیجه، ارتباط دوستی آنها با خداوند احیا شده بود. 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر