" زیرا خدا بقدری مردم جهان را
دوست دارد که یگانه فرزند خود را فرستاده است، تا هر که به او ایمان آورد، هلاک
نشود بلکه زندگی جاوید بیابد. خدا فرزند خود را فرستاده
است نه برای اینکه مردم را محکوم کند بلکه بوسیله او نجاتشان دهد. کسانی که به او ایمان بیاورند، هیچ نوع محکومیت
و هلاکتی در انتظارشان نیست؛ ولی کسانی که به او ایمان نیاورند، از هم اکنون محکوماند،
چون به یگانه فرزند خدا ایمان نیاوردهاند. ."
این جمله ای از انجیل است که
اکثر ما آنرا کلمه به کلمه می دانیم و با خواندن آن در می یابیم که اینکار یک
رابطه شخصی بوده است و مانند برچسبی بر روی پیشانی ما نیست که آنرا عوض نماییم.
انسان می تواند خود را مسیحی بداند بدون اینکه اینگونه باشد. اگر شخصن در قلب خود مسیح
را بپذیریم تا نجات یابیم و در جایگاه خوبی در کنار خداوند باشم، این بر درون من
اثر خواهد گذاشت. این اتفاق همیشه از درون آغاز می شود و نتیجه آن در بیرون نمایان
می گردد. این خلاصه ای از کلام جلسه قبلی من با شما بود و اکنون می خواهم به این
موضوع عمیق تر بپردازم و از فیض و لطف خداوند صحبت نمایم.
خداوند بهترین ها را برای ما انجام می دهد و این از فیض خداوند است . خداوند ما را
از طریق فیض و لطف خود نجات می دهد و این نجات بخاطر لیاقت ما نیست. در افغانستان،
ایران و تقریبن همه کشورها می توان از طریق دادگاه تبرئه شد و اگر شخصی گناهکار
باشد برای او مجازاتی مشخص خواهد شد. چهارچوب و قوانینی وجود دارد و ممکن است
گناهکاری بخشیده شود و این بدان معنی نیست که همیشه کسی که خلافی انجام داده
بخشیده شود بلکه برعکس باید مجازات عمل خود را ببنید. ابتدا می خواهیم به فیض و
لطف خداوند در عهد عتیق مراجعه نماییم و ببینیم که فیض خداوند در عهد عتیق چگونه
بود زیرا خداوند هیچگاه تغییر نمی کند و همیشه فیض و رحمت خود را برای همه مردم
دنیا داشته است، حتا قبل از اینکه مسیح بر روی زمین بیاید و جان خود را بخاطر ما
بر روی صلیب بدهد.
" ای خداوند قادر متعال، خوشا
به حال کسی که بر تو توکل دارد " ( مزامیر، فصل هشتاد و چهار، جمله دوازده)
برای
اینکه فیض و بخشش را در عهد عتیق دریافت کنی باید گناهی و یا خطایی انجام نداده
باشی.
داود پادشاه اسراییل بود و ملاقاتی با یکی از پیامبران داشت که به داود گفت :
" پس از آنکه داود در کاخ
سلطنتی خود ساکن شد، روزی به ناتان نبی گفت: «من در این کاخ زیبا که با چوب سرو
ساخته شده است زندگی میکنم، در حالی که صندوق عهد خداوند در یک خیمه نگهداری میشود!» ناتان در جواب داود گفت:
«آنچه را که در نظر داری انجام بده زیرا خدا با توست.» ولی همان شب خدا به ناتان فرمود که برود و به خدمتگزار او
داود چنین بگوید: «تو آن کسی نیستی که باید برای من خانهای بسازد. زیرا من هرگز در ساختمانی ساکن نبودهام. از آن
زمان که بنی اسرائیل را از مصر بیرون آوردم تا به امروز خانه من یک خیمه بوده است
و از جایی به جای دیگر در حرکت بودهام. در طول این مدت هرگز به
هیچکدام از رهبران اسرائیل که آنها را برای شبانی قوم خود تعیین نموده بودم، نگفتم
که چرا برایم خانهای از چوب سرو نساختهاید؟ «و حال خداوند قادر متعال میفرماید که وقتی چوپان سادهای بیش نبودی و در
چراگاهها از گوسفندان نگهداری میکردی، تو را به رهبری قوم اسرائیل برگزیدم. هر جایی که رفتهای
با تو بودهام و دشمنانت را نابود کردهام. تو را از این هم بزرگتر میکنم تا یکی
از معروفترین مردان دنیا شوی وبرای قوم خود سرزمینی انتخاب کردم تا در آن سر و سامان
بگیرند. این وطن آنها خواهد بود و قومهای بت پرست دیگر مثل سابق که قوم من تازه
وارد این سرزمین شده بود، بر آنها ظلم نخواهند کرد. تو را از شر تمام دشمنانت حفظ
خواهم کرد. این منم که خانه تو را میسازم. وقتی تو بمیری و به اجدادت ملحق شوی، من یکی از
پسرانت را وارث تاج و تخت تو میسازم و حکومت او را تثبیت میکنم. او همان کسی است که خانهای برای من میسازد. من
سلطنت او را تا به ابد پایدار میکنم. من پدر او و او پسر من خواهد بود و محبت من از او
دور نخواهد شد، آنطور که از شائول دور شد. تا به ابد او را بر قوم خود و سرزمین
اسرائیل خواهم گماشت و فرزندانش همیشه پادشاه خواهند بود».( اول تواریخ، فصل هفده،
جمله یک تا چهارده)
شائول در جای خوبی زندگی نمی کرد و خداوند نمی خواست تا فیض و رحمتش بر روی
او بیاید اما این فیض و رحمت را برای داود فرستاد و این نمونه ای از فیض و رحمت در
عهد عتیق بود. فیض و رحمت خداوند به دو طریق «فیض و رحمت عمومی» و «فیض نجات دهنده
که نجات را دریافت می کنیم» برای ما وجود دارد. فیض عمومی را مسیح در انجیل متی،
فصل پنج، جمله چهل و پنج چنین می گوید:
" شنیدهاید که میگویند با دوستان خود دوست باش، و با دشمنانت دشمن؟ اما من میگویم که دشمنان
خود را دوست بدارید، و هر که شما را لعنت کند، برای او دعای برکت کنید؛ به آنانی
که از شما نفرت دارند، نیکی کنید، و برای آنانی که به شما ناسزا میگویند و شما را
آزار میدهند، دعای خیر نمایید اگر چنین کنید، فرزندان
راستین پدر آسمانی خود خواهید بود، زیرا او آفتاب خود را برهمه میتاباند، چه بر
خوبان، چه بر بدان؛ باران خود را نیز بر نیکوکاران و ظالمان میباراند."
این فیض و رحمت عمومی است
که شامل همگان می شود و به همه انسان ها تعلق دارد، خورشید می درخشد، باران می
بارد و میلیون ها انسان بدون اینکه بسوی خدا باز گردند و مسیح را در قلب خود
بپذیرند بر روی زمین زندگی می نمایند. آدم و حوا گناه را انتخاب کردند و از خداوند
رو برگرداندند. اگر امکانپذیر بود که خدا
باشم و صبر زیادی نیز داشتم تا برای انسان ها نقشه نجاتی بوجود بیاورم، کره زمین
جدیدی با آسمان و انسان های جدید بوجود می آوردم، انسان های خوب. اما خداوند
اینگونه فکر نکرد و در انجیل یوحنا، فصل سه، جمله شانزده خواندیم زیرا خداوند عاشق
دنیا بود و بقدر انسان ها را، چه کسانی که ایمان داشتند و چه کسانی که ایمان
نداشتند را دوست داشت و دنیا را از طریق فیض و رحمت خود به همان صورت نگه داشت.
فیض دیگر و بهتری بنام «نجات» برای کسانی که مسیح را در قلب خود پذیرفتند وجود
دارد و آنرا دریافت کرده اند. اما آیا در این صورت فیض و رحمت خداوند بر من خواهد ماند؟
من دوباره می خواهم به سخنان جلسه قبلی خودم باز گردم:" کسی که همه احکام خدا را مو به مو اجرا کند، ولی در یک امر کوچک مرتکب اشتباه شود، به اندازه کسی مقصر است که همه احکام خدا را زیر پا گذاشته است. "(یعقوب، فصل دوم، جمله ده)

من برای شما تعریف کردم
که وقتی می خواستم گواهینامه رانندگی دریافت کنم ابتدا آیین نامه را امتحان دادم
و می توانستم تا پنج غلط داشته باشم و قبول بشوم و ما می توانیم آرزو کنیم که
رابطه ما نیز با خداوند به همین صورت باشد و انجام دادن بهترین های من کافی باشد و
تا جایی که می شود خوب باشم. اما اگر بخواهم که از طریق خداوند قبول بشوم باید
بدون اشتباه باشم، اما خداوند همه اینها را از طریق فرزند خود مسیح برای ما انجام
داد. ما هرچقدر سعی و کوشش نماییم هرگز نمی توانیم کامل و بدون نقص باشیم بلکه
تنها راه ما داشتن مسیح است که همه کار را برای ما آماده و مهیا کرد. ما همیشه
عادت داریم تا از کلمه عدالت استفاده کنیم که کامل کننده است زیرا ما انسان ها
نیاز داریم که ارتباط خوبی با خداوند داشته باشیم و ما نمی توانیم در امتحان خود
قبول شویم زیرا همیشه گناه وجود دارد اما وقتی که ما مسیح را در قلب خود می پذیریم
کامل می شویم و این فیض خداوند است. در عهد عتیق از کلماتی که ما بعنوان فیض و
رحمت از آن استفاده می نماییم می توانیم عشق و محبت را نام ببریم. کلمه فیض و رحمت
در کتاب یا عهد جدید معنی «هدیه» می دهد و فیض و رحمت خداوند هدیه مجانی اوست که
به ما داده است در حالی که ما هیچگاه لایق این هدیه نبودیم. همه ما بدون محکومیت
آزاد شدیم و خداوند این را برای ما مهیا کرد و عیسای مسیح ما را آزاد نمود. باید
این را بیاد داشته باشیم که فیض و محبت خداوند واقعن مجانی است، اما به این معنی
نیز نمی باشد که خیلی ارزان بدست می آید. تقریبن دو هفته پیش من و همه خانواده ام
به جزیره "گوتلند" که در جنوب سوئد است رفته بودیم و یکی از فرزندان من
که اسم او «لوقا» است به من اس ام اس داد که به این آدرس هایی که می دهم می توانید
بروید و بستنی مجانی بگیرید. پیدا کردن آدرس ها قدری برای ما سخت بود اما بالاخره
توانستیم به همه آدرس ها برویم. همه ما توانستیم بستنی مجانی به همراه پای سیب و
قهوه بخوریم. سپس به یک مغازه معمولی رفتیم و همان بستنی که در رستوران ها بصورت
مجانی دریافت کرده بودیم در آنجا دیدیم که هر نیم لیتر آن به ارزش پنجاه و نه کرون
بود. بستنی هایی که ما مجانی دریافت می کردیم از نوع گران آن بود و چیز ارزانی
نبود. انسان های در سوئد هستند که خودروی گران ولوو را از طریق خرید برگه های بخت
آزمایی برنده شده اند و من و همسرم گاهی در تلویزیون به اعلام برندگان نگاه می
کنیم و کسانی که در شرکت برگزار کننده بخت آزمایی کار می کنند گاهی به در منزل
کسانی می روند که برنده شده اند و با خود کلید خودرو را می برند و به برنده آن
کلید را می دهند و می گویند آن خودرویی که آنجا پارک شده متعلق به توست. ولوو
خودروی ارزانی نیست و اگر من در این بخت آزمایی ها یک میلیون کرون برنده بشوم، هر
یک کرون از این یک میلیون به همان ارزشی است که من آنرا با کار کردن به دست می
آوردم. منظور از مطرح کردن این موضوع این نیست که شما را به خرید این برگه های بخت
آزمایی تشویق نمایم بلکه می خواهم به شما بگویم که وقتی چیزی مجانی به دست می آید
قطعن ارزان نیست؛ فیض و رحمت خداوند ارزان نیست و هیچ یک از ما توان بهای آنرا
نداریم. وقتی که نجات می یابیم، هیچگاه شخصن نمی توانستیم آنرا بدست بیاوریم و ما
محتاج فیض خداوند هستیم.
وقتی در مسیحیت گناه می کنیم در حالی که نجات یافته ام، همه گناهان من برداشته و
به صلیب وصل خواهد شد، از من برداشته و به مسیح خواهد رفت. سپس در روزهای دیگر چه
اتفاقی خواهد افتاد؟ من زندگی خوبی نخواهم داشت زیرا مسیحی هستم.
" وجود خود را
از کینه و دشمنی، فریب و دو رویی، حسادت و بدگویی، پاک سازید. شما که مهر و محبت خداوند
را در زندگی خود چشیدهاید، مانند یک کودک نوزاد، مشتاق شیر روحانی خالص باشید، تا
با خوردن آن، در نجاتی که بدست آوردهاید، رشد نمایید."( اول پطرس، فصل دو،
جمله یک تا سه)
زمانی که من نجات یافتم، نیازمند رشد می باشم و مرتبن باید
تغییر نمایم
" اگر نجات ما از راه اجرای شریعت و احکام خدا بدست نمیآید، بلکه خدا آن
را بخاطر فیض و لطف خود به ما عطا میکند، آیا این بدان معناست که میتوانیم باز
هم گناه کنیم؟ هرگز مگر نمیدانید
که اگر اختیار زندگی خود را بدست کسی بسپارید و مطیع او باشید، شما برده او خواهید
بود، و او ارباب شما؟ شما میتوانید گناه و مرگ را بعنوان ارباب انتخاب کنید، و یا
اطاعت از خدا و زندگی جاوید را. اما خدا را شکر که اگر چه در گذشته با میل خود اسیر و برده گناه
بودید، اما اکنون با تمام وجود مطیع تعلیمی شدهاید که خدا به شما سپرده است؛ و از بردگی
گناه آزاد شدهاید تا از این پس، برده پاکی و صداقت باشید. این مسایل را بطور ساده در قالب روابط ارباب
و برده بیان میکنم تا آن را بهتر درک کنید: منظورم اینست که همانطور که در گذشته
برده همه نوع گناه بودید، اکنون نیز به خدمت آن اموری کمر ببندید که راست و مقدس
هستند. در آن روزها که برده گناه بودید، در قید و بند نیکی و راستی
نبودید. اما فایده چنین زندگی چه بود؟ خودتان اکنون
از آن کارها شرمگین هستید، زیرا نتیجهای جز هلاکت ابدی نداشتند. اما الان شما از قدرت گناه آزاد شدهاید و
در خدمت خدا هستید؛ بنابراین، او نیز شما را هر روز پاکتر و شایستهتر میسازد تا
سرانجام زندگی جاوید نصیبتان گردد."(رومیان، فصل شش، جمله پانزده تا بیست و
دو)
زمانی که عیسای مسیح را در قلب خود پذیرفتم، تمامی زندگی خود را با
او خواهم بود و نتیجه آن اینست که ذره ذره تغییر می نمایم، بشرطی که اجازه بدهم که
این تغییرات در من بوجود بیاید. نجات بدون بها بدست می آید و کاملن از فیض، بخشش و
رحمت است. وقتی که مسیح بخاطر گناهان من بر روی صلیب مرد، همه گناهکار بودند، حتا
کسانی که هنوز گناهی انجام نداده بودند زیرا ما کامل نیستیم و هرگز نمی توانیم که
بدون گناه زندگی نماییم. چیزی به نام توبه وجود دارد و ما باید کلام خداوند را
بخوانیم و با دیگر مسیحیان در ارتباط باشیم تا خداوند درون ما رشد نماید و ما را
تغییر دهد. اگر حتا من برای پنجاه سال مسیحی باشم، باز هم در تمام زندگی خود به
فیض و رحمت خداوند نیازمندم و این وضعیت هرگز تغییر نخواهد کرد و با انجام کاری
نزدیک خداوند نمی شوم.
" از ابتدا،
«کلمة» حیات بخش خدا وجود داشته است، من او را با چشمان خود دیدهام، و سخنان او
را شنیدهام؛ من با دستهای خود او را لمس کردهام این کلمه حیات بخش از جانب خدا
آمد و خود را بر ما آشکار فرمود؛ و ما شهادت میدهیم که او را دیدهایم، یعنی عیسی
مسیح را. بلی، او حیات جاودانی است. او نزد خدای پدر بود، اما بعد خود را بر ما
آشکار ساخت . باز میگویم،
ما با شما درباره چیزی سخن میگوییم که خودمان دیدهایم و شنیدهایم، تا شما نیز
بتوانید مانند ما با خدای پدر و فرزندش عیسی مسیح، رابطه نزدیک داشته باشید. اگر به آنچه در این نامه مینویسم عمل نمایید،
شما نیز همچون ما از شادی لبریز خواهید شد. اینست پیغامی که خدا به ما داده است تا به شما اعلام نماییم: خدا
نور است و ذرهای تاریکی در او وجود ندارد. پس اگر بگوییم که با خدا رابطهای نزدیک داریم، اما در تاریکی
روحانی و در گناه زندگی کنیم، دروغ میگوییم. اما اگر ما نیز مانند مسیح در نور حضور خدا زندگی میکنیم، آنگاه
با یکدیگر رابطهای نزدیک داریم و خون عیسی، فرزند خدا، ما را از هر گناه پاک میسازد. اگر بگوییم گناهی نداریم، خود را فریب میدهیم
و از حقیقت گریزانیم. اما اگر گناهان خود را به او اعتراف نماییم، میتوانیم اطمینان
داشته باشیم که او ما را میبخشد و از هر ناراستی پاک میسازد. این کار خدا کاملا
منصفانه و درست است، زیرا عیسی مسیح برای شستن و پاک کردن گناهان ما، جان خود را
فدا کرده است. اگر ادعا کنیم که گناهی از ما سر نزده است، دروغ میگوییم و خدا
را نیز دروغگو میشماریم، زیرا خدا میفرماید که ما گناهکاریم. "
( اول یوحنا، فصل یک)
وقتی که ما به گناهان خود
اعتراف می نماییم، خداوند گناهان ما را می بخشد زیرا او بر روی قول خود است، زیرا مقدس
است و ما را از تمامی گناهان پاک می گرداند. اگر من از گناه خود اطلاع دارم و می
دانم که نباید آنرا انجام می دادم، اگر کلامی گفتم که لزومی به گفتن آن نبود.... و
به گنام اعتراف نمایم، خداوند بر سر کلام
و قول خود در تمامی زندگی من است و تغییر نمی نماید و مرا می بخشد.
با یکدیگر دعا می کنیم:
- خداوندا تو فرد فرد ما را می بینی و دقیقن از مشکلات و گرفتاری های ما مطلع هستی
و می دانی که ما برای چه چیزهای نیازمند بخشش و فیض تو هستیم؛ می خواهیم بگوییم که
ما را ببخش.
- خداوندا برای فیض و بخشش بی اندازه تو که هیچگاه پایانی برای آن نیست سپاسگزاریم
زیرا برای ما کافی است.
- خداوندا سپاسگزارم که امروز و در تمام زندگی ام می توانم فیض و بخشش تو را داشته
باشم. آمین.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر