۱۳۹۵ شهریور ۱۸, پنجشنبه

کلیسای پارسی زبانان - شنبه 2016/8/27 - بنکت ساموئل فورش بری

بنکت ساموئل فورش بری (Bengt Samuelforsberg)



مسیح کیست؟

کتاب مقدس می گوید که برای هر چیزی زمان خاصی وجود دارد، زمانی که بیدار شود، زمانی که بخوابد، زمانی که متاهل شود و زمانی که بمیرد. زمانی که بتوانیم به اینجا بیاییم، زمانی که از اینجا خارج شویم و.....
امروز از من خواسته شده تا در مورد بزرگترین سئوال " عیسای مسیح کیست " برای شما صحبت نمایم. 
اگر از یک سوئدی که معتقد نیست و یا از جوانان این سئوال پرسیده شود، معمولن آنها این اسم را شنیده اند اما نمی دانند که مسیح کیست. اگر مثلن به آفریقا بروی که در آنجا ادیان مختلفی وجود دارد، آنها مسیح را خدای سفید می دانند. اگر به هندوستان بروی که آنها خدایان متعددی را می پرستند و این سئوال را از آنها بنمایی، احتمالن مسیح را هم یک خدای دیگر خواهند دانست. اگر به آمریکای جنوبی که زادگاه من است بروی و این سئوال را بپرسی آنها دقیقن مسیح را می شناسند چون کلیسای کاتولیک در آنجا هست. برای آنها خیلی مهم است که برای خود صلیبی بکشند و همیشه در بالای برج هایشان علامت صلیب وجود دارد و زمانی که آنها به این علامت می رسند بروی سینه خود علامت صلیب را می کشند و اغلب آنها علامت صلیبی بر گردن دارند زیرا معتقد هستند که صلیب از آنها محافظت می نماید. حال سئوال اینست که مسیح کیست؟
شاید کسانی که از کشورهای اسلامی به اینجا آمده اند و مسلمان بوده اند، در ابتدا برایشان سخت بود که به کلیسا بیایند زیرا به مذهب دیگری اعتقاد داشتند و در کلیسا به مسیح اعتقاد دارند و طبق گفته کتاب مقدس عیسای مسیح سنگ زاویه ایست که می توان به آن تکیه کرد. شما می توانید با مسلمانان از خداوند و مذهب صحبت نمایید اما زمانی که نام مسیح را بزبان بیاورید خیلی ها واکنش نشان خواهند داد. اگر نام مسیح را به زبان بیاوری و بدانی که او واقعن که بود در آن زمان نمی توانیم در مقابل آنها ساکت بمانیم و پیرو او نباشیم. اگر که به مسیح اعتقاد داریم باید به او ایمان داشته باشیم و پیرو او باشیم و خود را در دستان او قرار دهیم. چرا ما در آب تعمید گرفتیم، زیرا مسیح را شناختیم و او برای ما مهم شد و پیرو مسیح شدیم. در گذشته و دین قبلی به شما گفته بودند که خداوند فرزندی ندارد و اکنون می شنوید که مسیح فرزند خداوند است و این برای شما سخت است. در گذشته شما نشنیده بودید که خداوند فرزندی داشته باشد و اکنون که در بین ما قرار دارید همه به شما می گویند که مسیح فرزند خداوند است و ممکن است شما آشفته شوید. یهودیان، مسیحیان و مسلمانان دارای کتابی از طرف خداوند هستند. کتاب یهودیان و مسیحیان یکی است و کتاب مسلمانان قرآن است که به عقیده آنها برترین کتاب است. اما چگونه است که اکنون به مسیح ایمان آورده ایم. نوشته های واضحی وجود دارد که تایید می کند که مسیح فرزند خداست، همچنین خود مسیح در برخی موارد خود را فرزند خداوند و فرزند انسان معرفی می نماید. عیسای مسیح واقعن کیست؟ او فرزند خداست و یا فرزند انسان؟ آیا او نیمی از انسان و نیمی از خداوند است؟ آیا هفتاد درصد از خداوند است و سی درصد از انسان؟ خیر، او صد درصد خداوند و صد درصد انسان است. برای توضیح این مورد من از مثال های روزانه استفاده می نمایم. من دوست خوبی در آمریکای جنوبی دارم که موعظه می نماید و روزی در گرمای هوا به زیر درختی رفت تا در سایه آن استراحت نماید. او دراز کشیده بود و در همان حال دید که حشره ای از درخت به زیر افتاد و بر روی پشت خود قرار گرفت. دوست من به تلاش او برای بازگشتن برروی پاهای خود نگاه می کرد. بخاطر شکل و ساختار خاص آن امکان برگشت برای او وجود نداشت و تلاش او بی حاصل بود. دوست من گفت که من در این فکر بودم که چگونه می توانم به این موجود کمک نمایم در صورتی که خود او هم متوجه کمک من بشود و نترسد زیرا او بسیار کوچک است و از نگاه او من بسیار بزرگ. هنگامی که بخواهم به او نزدیک شوم او بسیار هراسان خواهد شد. او فکر کرد و فکر کرد و راهی پیدا نمود. او دریافت که برای کمک به او باید خود را شبیه او بنمایم و بر پشت خود قرار بگیرم، درآن صورت می توانم به او کمک نمایم. سپس به این فکر افتاد که خداوند نیز همین کار را با ما انسان ها کرده است. خداوند فاصله زیادی با ما دارد و چه کاری می توانست انجام دهد تا انسان ها دریابند که او عاشق آنهاست. خداوند خود را شبیه انسان ها می نماید و در انجیل یوحنا، فصل سوم، جمله شانزدهم نوشته شده است:



" زیرا خدا بقدری مردم جهان را دوست دارد که یگانه فرزند خود را فرستاده است، تا هر که به او ایمان آورد، هلاک نشود بلکه زندگی جاوید بیابد. "
خداوند بقدری ما انسان ها را فارق از رنگ، نژاد و جغرافیا دوست داشت که خود انسان شد تا هر کسی به او ایمان آورد زندگی جاوید و ارزشمندی داشته باشد. این می تواند مورد کوچکی باشد از  توضیح اینکه عیسای مسیح کیست. وقتی که مسیح برروی زمین بود و با انسان ها قدم می زد، در واقع نشان می داد که خداوند کیست. خداوند فرزند خود را به سوی ما می فرستد تا به ما نشان دهد که او کیست. ما از طرف خداوند خلق شده ایم و عیسای مسیح قسمتی از خداوند است. زمانی که مسیح بر روی زمین بود از طریق کارها، شخصیت، عشق و محبت چهره ای از خداوند را به ما نشان داد اما نه خالقی که محکوم می نماید و به دنبال اشتباهی از توست تا جزای آن را بدهد. در صورتی که اشتباهی از تو سر زند، به عبارت دیگر و به قول کتاب مقدس، گناهی مرتکب شوی باز هم می توانی که به نزد خداوند بیایی و طلب بخشش بنمایی. خداوند بخشنده است و از فیض و برکت او تمام گناهان ما بخشیده خواهد شد. پس چنین مسیحی با این خصوصیات منحصر بفرد را من کشف کردم و نیاز ها و گرفتاری های خود را نزد او می برم، نه خداوندی که مرا محکوم و مجازات نماید. این مثال کوتاهی از اینست که مسیح کیست.
می خواهم مسیح را از طریق دو شخصیت زن که در کتاب مقدس آمده است برای شما شرح نمایم.
دو زن یکی در انجیل یوحنا، فصل چهارم و دیگری در فصل هشتم.
این دو زن خارج از قوانین یهودیان زندگی می کردند و در حاشیه بودند. یکی از آنها که کتاب مقدس به اسم «زن سامری» از او نقل می کند، چهار دفعه زندگی ناموفقی را تجربه کرده و در زمان مسیح با مردی زندگی می کرد که همسر او نبود. مسیح در راهی که می رفت خسته شد و به چاه «یعقوب» رسید که زن سامری نیز برای بردن آب به آنجا آمده بود:
"
وقتی خداوند ما، عیسی مسیح فهمید که فریسی‌ها شنیده‌اند او بیشتر از یحیی مردم را غسل تعمید می‌دهد و شاگرد پیدا می‌کند، از یهودیه به جلیل بازگشت. (درواقع شاگردان عیسی مردم را غسل می‌دادند، نه خود او.)  برای رفتن به جلیل، لازم بود عیسی از «سامره» بگذرد.  سر راه، نزدیک دهکده «سوخار» به «چاه یعقوب» رسید. این چاه در زمینی است که یعقوب به پسر خود یوسف داده بود. عیسی از رنج سفر خسته و از گرمای آفتاب تشنه، کنار چاه نشست‌. ظهر بود و شاگردان او برای خرید خوراک به ده رفته بودند. در همین وقت، یکی از زنان سامری سر چاه آمد تا آب بکشد. عیسی از او آب خواست. زن تعجب کرد که یک یهودی از او آب می‌خواهد، زیرا یهودیان با تنفری که از سامریها داشتند، با آنان حتی سخن نمی‌گفتند، چه رسد به اینکه چیزی از آنان بخواهند؛ و زن این مطلب را به عیسی گوشزد کرد. عیسی جواب داد: «اگر می‌دانستی که خدا چه هدیه عالی می‌خواهد به تو بدهد و اگر می‌دانستی که من کیستم، آنگاه از من آب حیات می‌خواستی.»  زن گفت: «تو که دلو و طناب نداری و چاه هم که عمیق است؛ پس این آب حیات را از کجا می‌آوری؟ مگر تو از جد ما یعقوب بزرگتری؟ چگونه می‌توانی آب بهتر از این به ما بدهی، آبی که یعقوب و پسران و گله او از آن می‌نوشیدند؟» عیسی جواب داد: «مردم با نوشیدن این آب، باز هم تشنه می‌شوند.  ولی کسی که از آبی که من می‌دهم بنوشد، ابدا تشنه نخواهد شد، بلکه آن آب در وجودش تبدیل به چشمه‌ای جوشان خواهد شد و او را به زندگی جاوید خواهد رساند.»  زن گفت: «آقا، خواهش می‌کنم قدری از آن آب به من بدهید تا دیگر تشنه نشوم و مجبور نباشم هر روز این راه را بیایم و برگردم.»  ولی عیسی فرمود: «برو شوهرت را بیاور». زن جواب داد: «شوهر ندارم.» عیسی فرمود: «راست گفتی.  تا بحال پنج بار شوهر کرده‌ای، و این مردی که اکنون با او زندگی می‌کنی، شوهر تو نیست. عین حقیقت را گفتی!»  زن که مات و مبهوت مانده بود، گفت: «آقا، آیا شما پیامبرید» و بلافاصله موضوع گفتگو را عوض کرد و گفت: «چرا شما یهودیها اینقدر اصرار دارید که فقط اورشلیم را محل پرستش خدا بدانید، در صورتی که ما سامری‌ها مثل اجدادمان این کوه را محل عبادت می‌دانیم؟» عیسی جواب داد: «ای زن حرفم را باور کن. زمانی می‌رسد که برای پرستش «پدر»‌، نه به این کوه رو خواهیم آورد و نه به اورشلیم.  شما سامری‌ها درباره کسی که می‌پرستید چیزی نمی‌دانید اما ما یهودی‌ها او را می‌شناسیم، زیرا نجات بوسیله یهود به این دنیا می‌رسد.  اما زمانی می‌آید، و در واقع همین الان است، که پرستندگان واقعی، «پدر» را به روح و راستی پرستش خواهند کرد. «پدر» طالب چنین پرستندگانی هست.  زیرا خدا روح است، و هر که بخواهد او را بپرستد، باید به روح و راستی بپرستد.»  زن گفت: «من می‌دانم که مسیح به زودی می‌آید. شما یهودی‌ها هم این را قبول دارید و وقتی او بیاید همه مسایل را برای ما روشن خواهد کرد.»  عیسی فرمود: «من همان مسیح هستم!»  در همین وقت، شاگردان عیسی از راه رسیدند و وقتی دیدند او با یک زن گفتگو می‌کند، تعجب کردند، ولی هیچیک از ایشان جرأت نکرد بپرسد چرا با او صحبت می‌کند.  آنگاه زن کوزه خود را همانجا کنار چاه گذاشت و به ده بازگشت و به مردم گفت: «بیایید مردی را ببینید که هر چه تا بحال کرده بودم، به من بازگفت. فکر نمی‌کنید او همان مسیح باشد؟» "( انجیل یوحنا، فصل چهار، جمله یک تا بیست و نه)





عیسای مسیح به زن سامری گفت که با شوهر خود به اینجا بیا و زن به او گفت من شوهری ندارم. مسیح گفت درست می گویی چون قبلن پنج همسر داشته ای و اکنون با کسی زندگی می نمایی که همسر تو نمی باشد. آن زن در جایگاه پایین آن زمان بود و مسیح را ملاقات کرده بود و او از واقعیت زندگیش برای زن می گفت. آن زن به اجتماعی که در آن زندگی می کرد بازگشت و به مردم گفت که بیایید و کسی را که ملاقات کرده ام ببینید. آن زن برای مردم تعریف کرد که مسیح به او چه گفته است. شاید خیلی از شما نیز برای دیگران تعریف کرده اید که مسیح در زندگی شما چه کاری را انجام داده است. مسیح عشقی بی نظیر و خداوندی مهربانی است که می بخشد.

 و در انجیل یوحنا هشت نوشته شده:

 " عیسی به کوه «زیتون» بازگشت. ولی روز بعد، صبح زود، باز به خانه خدا رفت. مردم نیز دور او جمع شدند. عیسی نشست و مشغول تعلیم ایشان شد.  در همین وقت، سران قوم و فریسیان زنی را که در حال زنا گرفته بودند، کشان کشان به مقابل جمعیت آوردند و به عیسی گفتند: «استاد، ما این زن را به هنگام عمل زنا گرفته‌ایم.  او مطابق قانون موسی باید کشته شود. ولی نظر شما چیست؟»  آنان می‌خواستند عیسی چیزی بگوید تا او را به دام بیندازند و محکوم کنند. ولی عیسی سر را پایین انداخت و با انگشت بر روی زمین چیزهایی می‌نوشت.  سران قوم با اصرار می‌خواستند که او جواب دهد. پس عیسی سر خود را بلند کرد و به ایشان فرمود: «اگر می‌خواهید او را سنگسار کنید، باید سنگ اول را کسی به او بزند که خود تا بحال گناهی نکرده است.» سپس، دوباره سر را پایین انداخت و به نوشتن بر روی زمین ادامه داد.  سران قوم، از پیر گرفته تا جوان، یک یک بیرون رفتند تا اینکه در مقابل جمعیت فقط عیسی ماند و آن زن.  آنگاه عیسی بار دیگر سر را بلند کرد و به زن گفت: «آنانی که تو را گرفته بودند کجا رفتند؟ حتی یک نفر هم نماند که تو را محکوم کند؟» زن گفت: «نه آقا!» عیسی فرمود: «من نیز تو را محکوم نمی‌کنم. برو و دیگر گناه نکن.»"( انجیل یوحنا، فصل هشت، جمله یک تا یازده)

این زن با مرد ها رابطه نادرستی داشت. آیا در ارتباط این زن با مردان فقط او گناهکار بود؟ بله با شما موافقم و مردهایی که با او ارتباط داشتند نیز گناهکار بودند. قانون و شرعیت موسی می گوید که هردو مرد و زن باید سنگسار شوند پس مردی که با آن زن رابطه داشته کجاست؟ در آن زمان همیشه زن را گناهکار می دانستند زیرا ضعیف تر است و نمی تواند از خود دفاع نماید. آن زن را بدون شریک گناهکارش که یک مرد بود به پیش مسیح آوردند و قانون یهودیان را به او یادآوری کردند و گفتند که باید سنگسار شود و نظر او را پرسیدند. مسیح گفت اولین سنگ را کسی بزند که گناه نکرده است. همه آنها یکی بعد از دیگری رفتند زیرا هیچ کس بی گناه نبود. مسیح از زن پرسید که آنهایی که تو را به اینجا آورده بودند کجا رفتند؟ تو نیز برو و دیگر گناه نکن. این است مسیح که می بخشد؛ تنها بخشش کافی نیست بلکه راه درست را  نیز نشان می دهد. در کتاب مقدس مطالب بسیار در مورد مسیح وجود دارد که زمان در حال به پایان رسیدن است. در خانه، خیابان یا در اینجا مسیح همراه شماست، نه بخاطر اینکه صلیب بر گردن دارید و نه به این دلیل که کتاب مقدس در دستان شماست بلکه به این دلیل که عیسای مسیح روح خود را به ما داد. خداوند به شما برکت بدهد.  





هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر