۱۳۹۵ آبان ۷, جمعه

کلیسای پارسی زبانان - شنبه 2016/10/22 - آنا کارین رابنور


آنا کارین رابنور Anna-Carin Rabnor

دعا
خیلی خوشحالم که امروز در بین شما هستم؛ نام من آناکارین است و امروز می خواهم در مورد دعا و اینکه چگونه دعا کنیم با شما صحبت نمایم.
در انجیل لوقا نوشته شده است که مسیح و شاگردان او در راهی بودند و ناگاه مسیح می ایستد و شروع به دعا می نماید. بعد از پایان دعا شاگردان به مسیح می گویند که به ما دعا کردن را بیاموز. دعایی که مسیح به شاگردان آموخت را امروز بنام «دعای ربانی» می شناسیم.
" ای پدر، نام مقدس تو گرامی باد. ملکوت تو برقرار گردد.   نان مورد نیاز ما را هر روز به ما ارزانی فرما.   گناهان ما را ببخش، چنانکه ما نیز آنانی را که به ما خطا کرده‌اند، می‌بخشیم. ما را از وسوسه‌های شیطان دور نگهدار."( انجیل لوقا، فصل یازده، جمله دو تا چهار)
ما باید هنگام دعا کردن به یاد داشته باشیم که مسیح دعا کردن را به ما آموخت. مسیح می خواهد به ما بیاموزد که مهم دعا کردن است و نیازی نیست که زانو بزنید و یا رو به جایی بایستید و.... یا کاری انجام دهید. تقریبن در بیست و پنج سال پیش من کتابی به نام «فقط یکساعت» را خواندم که در مورد دعا کردن بود. هدف نویسنده از نوشتن این کتاب این بود که باید روزی یکساعت دعا نماییم و این اساسی بود برای همه مردم دنیا که اینگونه عمل نمایند. شروع به خواندن کتاب کردم و هرچه بیشتر پیش می رفتم احساس می کردم که حال من بدتر و بدتر می شود. در آن زمان من جوان بودم و برای من خیلی دشوار بود که هنگام دعا کردن تمرکز نمایم. در هنگام دعا افکارم از همه چیز پر می شد و روش این کتاب برای من عملی نبود و به نظر من اشتباه بود. ما انسان ها نسبت به یکدیگر متفاوت می باشیم و به همین دلیل به روش های متفاوتی نیز نیاز داریم زیرا رابطه بین ما و خداوند زنده است و او فقط صداقت ما را می خواهد. خداوند از ما نمی خواهد که یکساعت بنشینیم و دعا بخوانیم بلکه او از ما دقیقه ای راستی و صداقت می خواهد.
یک روش دعا، جدا کردن و تشخیص دادن است:" و اما درباره دعا. هرگاه دعا می‌کنی، مانند ریاکاران نباش که دوست دارند در عبادتگاه‌ها یا در گوشه و کنار خیابان ها نماز بخوانند تا توجه مردم را به خود جلب کنند و خود را مؤمن نشان دهند. مطمئن باش اجری را که باید از خدا بگیرند، همین جا از مردم گرفته‌اند. اما تو هرگاه دعا می‌کنی، در تنهایی و در خلوت دل، پدر آسمانی را عبادت نما؛ و او که کارهای نهان تو را می‌بیند، به تو پاداش خواهد داد."( انجیل متی، فصل شش، جمله پنج و شش)
یک روش اینست که « وقتی کسی مرا نمی بیند من کیستم » و یا در تنهای خود من کیستم. ما می توانیم لحظه ای تنها باشیم و گاهی برای خود می توانیم تنها ترین انسان روی زمین باشیم. همه ما چیزهای پنهان شده ای برای خود داریم که ممکن است هیچ کس دیگری از آنها اطلاعی نداشته باشد و در این شرایط است که خداوند می خواهد بیاید. خداوند می خواهد به تنهایی شخصی تو بیاید و جدا شدن، اساسی برای دعا کردن می باشد. اینگونه نیست که باید خود را در اتاقی خالی قرار دهی و تنها باشی بلکه می توانی در بیرون از خانه و حتا هنگام پیاده روی تنها باشی. حتا می توانی موسیقی مناسبی بر گوش داشته باشی. در کتاب امثال نوشته شده است که بیش از همه چیز مراقب افکار خود باش زیرا افکارت بر روی زندگی تو اثر می گذارد و ما باید از افکارمان بترسیم . خیلی عالی است که زندگی خود را با انسان های دیگر تقسیم نماییم و خیلی بی نظیر و خوب است که با دیگران دعا نماییم اما همانند زن و شوهری که با هم ازدواج کرده اند و نیازمند آنند که گاهی با یکدیگر تنها باشند تا در این تنهایی با یکدیگر صادق و روراست باشند، ما نیز باید با خداوند تنها باشم تا بتوانیم با او صداقت داشته باشم. روش دیگر اینست که صداقت داشته باشیم:
" وقتی دعا می‌کنید، مانند کسانی که خدای حقیقی را نمی‌شناسند، وِردهای بی معنی تکرار نکنید. ایشان گمان می‌کنند که با تکرار زیاد، دعایشان مستجاب می‌شود. اما شما این را بیاد داشته باشید که پدرتان، قبل از اینکه از او چیزی بخواهید، کاملاً از نیازهای شما آگاه است."( انجیل متی، فصل شش، جمله هفت و هشت)
خداوند می خواهد که من کاملن صادق باشم و این واقعن مهم است. وقتی صادق نباشیم، هیچ رابطه ای سالم نخواهد بود. گاهی هنگام صحبت کردن با دیگران می توانیم صادق نبودن آنها را بفهمیم و نباید زمان و کلام خود را با اینگونه انسان ها از دست دهیم. بعضی وقت ها پیدا کردن کلام دعا خیلی سخت است و می توانیم در مقابل خداوند اعتراف نماییم که کلامی برای گفتن پیدا نمی کنیم، همانگونه که گاهی ممکن است بخواهی با دوست خود هم صحبت بشوی حتا اگر نمی توانی کلامی پیدا نمایی.
من پنج فرزند دارم، سه تا بزرگ و دوتا کوچکتر؛ آنها هنگام صحبت کردن با من کاملن راستگو و صادق هستند و بعضی مواقع خیلی خیلی صادق می باشند، که شامل فرزندان بزرگ من هم می شود. آنها دقیقن هرچیزی را که هست و حقیقت دارد می گویند و هیچگاه حقیقت را سانسور نمی کنند. اما اگر آنها بخواهند با کس دیگری صحبت نمایند شاید خیلی صادق نباشند. خداوند پدر ماست و حکم پدر و مادر ما را دارد و وقتی که نزد خداوند می رویم نیازی نیست که حقیقت را کتمان نماییم و باید صادقانه در پیشگاه او قرار بگیریم زیرا خداوند خود واقعی ما را می خواهد.
 روش سومی وجود دارد که باید صبر و حوصله و پایداری داشته باشید:
" آنقدر دعا کنید تا جواب دعایتان داده شود. آنقدر جستو کنید تا بیابید. آنقدر در بزنید تا باز شود. "( انجیل لوقا، فصل یازده، جمله نهم)
در اینجا نوشته شده که صبر داشته باشید، جستجو را ادامه دهید تا خواسته خود را پیدا کنید، در زدن را تا آنجایی ادامه دهید تا در باز شود. می خواهم از خانواده خود مثالی برای شما بزنم. چند سال پیش پسر من «آگوست» تقریبن پنج سال داشت و دختر بزرگ من «آماندا» تقریبن شانزده ساله بود و ما در خانه دو طبقه ای زندگی می کردیم. آماندا و آگوست در طبقه بالا، من و همسرم و بچه های دیگر در پایین می خوابیدیم. آگوست وقتی شب ها بیدار می شد می خواست که پیش من بیاید اما پیش خواهر بزرگش آماندا می رفت و در تخت او می خوابید. اما آماندا نمی خواست که او در تختش بخوابد و کاری که آنها می کردند این بود که با دست خود محکم بر روی کف زمین می کوبیدند تا من خبردار شوم و به پیش آگوست بروم. آنها هرگز از کوبیدن کف اتاق خود دست بر نمی داشتند و آنقدر این کار را ادامه می دادند تا من متوجه درخواست آنها بشوم. گاهی برای من سخت بود که بیدار شوم، اما آنها بقدری پافشاری می کردند تا من بیدار شوم. اینجا در کتاب مقدس هم نوشته شده است که بعضی وقت ها نیاز است که بکوبیم و به کار خود ادامه دهیم. باید اینکار را تا آنجا ادامه بدهیم تا در باز شود و خیلی مهم است بدانیم که باید صبر و حوصله داشته باشیم.
ما برای خرید غذا می توانیم به جاهایی برویم که با خودرو سفارش غذا را می دهیم و بعد از پنج دقیقه غذا آماده می شود و برای ما خیلی سخت است که زمان انتظارمان بیشتر از پنج دقیقه بشود؛ بعضی مواقع ما نمی توانیم بفهمیم که چرا جواب دعای ما طولانی می شود اما ما باید ادامه بدهیم و بیشتر دعا نماییم. بعضی مواقع مانند اینست که خداوند ما را می نگرد تا ببیند چگونه درخواست می کنیم و بلافاصله آنرا به ما نمی دهد.
آخرین روشی که می خواهم در مورد دعا بگویم " خواست خداوند " است. بطور مثال، من در درخواست خود از خداوند نمی خواهم که کسی را بکشد بلکه هنگام دعا باید به خواست خداوند بنگریم. پس مهم است که خداوند را بشناسیم زیرا ما باید بدانیم که خواست خداوند چیست و به همین دلیل نیاز است که کتاب مقدس بخوانیم. می خواهم مثال دیگری از زندگی خود برای شما بگویم.
تقریبن هجده سال پیش که در آن زمان سه فرزند داشتیم در بیرون «وردگردا» زندگی می کردیم که دهکده ای کوچک و کسل کننده ای بود. ما احساس می کردیم که خداوند از ما می خواهد تا به شهر بوروس بیاییم و ما نیز می خواستیم همین کار را انجام دهیم. پس تصمیم گرفتیم تا خانه خود را بفروشیم اما هیچ کس حاضر به خریدن آن نبود و ما هم ماندگار شده بودیم. ما شروع به در زدن کردیم و از خداوند کمک خواستیم تا بتوانیم خانه خود را بفروشیم. من در قلب خود حس می کردم که این زمان طولانی فروش خانه خواست خداوند بود و به همین خاطر می توانستم این مشکل را تحمل و تحمل نمایم. بیشتر از دوسال طول کشید تا موفق شدیم خانه را بفروشیم و خیلی سریع خانه ی خوب و زیبایی در بوروس پیدا کردیم. به نظر من این خواست خوب خداوند بود و گاهی ما نمی توانیم کار خداوند را پیش بینی نماییم.



می خواهیم قدری به دعای ربانی بپردازیم. البته مسیح نامی بر این دعا نگذاشت و این ما بودیم که آن را ربانی نامیدیم. من زمانی که می خواهم شیرینی درست کنم به مواد اولیه زیادی نیاز دارم. ما بر روی شیرینی سس کچاپ نمی ریزیم و یا گوشت چرخ کرده داخل آن نمی گذاریم بلکه به مواد بخصوصی نیاز داریم. به نظر من دعای ربانی نیز همینگونه است و به مواد اصلی درستی نیاز است. در حقیقت مانند این است که مسیح به ما نقشه و دستور عملی داده که چگونه دعا نماییم. اینگونه شروع می شود:
ای پدر ما که در آسمانی نام تو مقدس باد؛ ما در دعای خود باید تمرکز بر این داشته باشیم که خداوند واقعن کیست، یک پدر. انسان باید نزد پدر خود برود و ما در نزد پدر خود آرامش می یابیم و آنجاست که دعای ما آغاز می گردد، در جای امنی بین ما و پدر آسمانی ما. من فرزند هستم و او پدر من است و همانگونه که فرزند نزد پدر و مادر خود می رود ما هم نزد خداوند می رویم؛ او مقدس است و تمامی قدرت ها در دست اوست. او شاه شاهان و خدای خدایان است و مقام بی نظیری دارد و تصمیم گیرنده است. وقتی من شروع به دعا می نمایم باید همیشه به یاد داشته باشم که خداوند کیست. «ملکوت تو بیاید و اراده تو چنانکه در آسمان است در زمین نیز کرده شود». وقتی ما خداوند را بشناسیم، طبیعتن خود را به او واگذار می نماییم تا خواست او در زندگی ما، در خانواده ما و در زندگی کلیسا انجام شود. می خواهم تا ملکوت او رشد نماید و بزرگ گردد و خود را در اختیار و دست های خداوند قرار دهم و خواست او را بخواهم نه خواست خود را. نان روزانه ما را به ما بده؛ این در مورد مسائل عملی است و من با آنهاست که می توانم نزد خداوند بیایم، مسائلی که دنیوی است و مربوط به این دنیاست. اگر من نگران فردای خود می باشم خداوند مرا از همه طریق محاصره می نماید. گاهی می خواهم به خداوند بگویم که خودروی من خراب شده، فرزندان من اکنون نیاز به کفش زمستانی دارند، قبض ها و هزینه ی زندگی من باید پرداخت شود، مشکلی برای اقامت خود دارم، باید سقفی در بالای سر خود داشته باشم.... . او خود از دعای ما اطلاع دارد و می خواهد تا نزد او برویم و مشکلات را در دستان او قرار دهیم. دعا ادامه دارد و نوشته شده «گناهان ما را ببخش چنانکه آنانی که به ما بدهکار بودند را بخشیدیم»، این در مورد رابطه با خداوند و بقیه انسان ها می باشد و از خداوند می خواهیم که قلب ما را کنکاش نماید و به گناهان خود اعتراف می نمایم. وقتی من این کار را انجام می دهم او نیز بخاطر من بر روی صلیب جان خود را می دهد و فیض و بخشش خداوند بر من قرار گرفته و گناهانم بخشیده شده است. بخاطر گناهانی که در حق قرض داران خود انجام دادیم ما را ببخش و اگر کسی نیز در حق ما کار بدی انجام داده ما نیز آنان را بخشیدم. هنگامی که نزد خداوند می رویم باید تمام بدی ها را از وجودمان پاک نماییم. «ما را در آزمایش قرار نده بلکه ما را از شریر رهایی ده» ما باید از خداوند بخواهیم تا همیشه محافظ ما باشد.
بخاطر داشته باش که دعا یک معرفی نامه نیست تا خود را معرفی نمایی، دعا در مورد دانا بودن و هوش ما صدق نمی کند بلکه ما می توانیم به نزد خداوند بیاییم و این فقط بخاطر کاری است که مسیح برای ما انجام داد. ابتدا باید جستجو نمایم که او کیست و دعا همیشه بر روی من تمرکز نمی نماید بلکه بر روی خداوند تمرکز می نماید. من باید ضعف ها، مشکلات، گرفتاری ها و نیاز ها را نزد او ببرم و او جواب دهنده است و مشکل را برطرف می نماید و هرگز در مورد من نیست و فقط در مورد خداوند صدق می نماید. من می خواهم در مورد روش های دعا چند توضیح دیگر بدهم. همانطور که گفتم این می تواند شخصی باشد اما شاید یک روش بتواند به خیلی ها کمک نماید تا تمرکز بیشتری داشته باشند. زمانی که من مشکلات و یا کارهای زیادی دارم همیشه شروع به نوشتن می نمایم. یک کاغذ سفید معمولی بر می دارم و سپس شروع به نوشتن دعای خود می نمایم. بعد از پایان آن شروع به پاره کردن و ریز کردن آن می نمایم تا هیچکس نتواند آنرا بخواند. شاید این یک متد و یا روش باشد. مورد دیگری که می دانم در مورد خیلی اثر می نماید این است که راه برویم و دعا نماییم. این راه رفتن می تواند عقب و جلو رفتن در یک اتاق و یا راهپیمایی در جنگل باشد. من شخصن زمانی که برای شستشوی لباس ها به رختشورخانه خانه ام می رفتم لحظات مقدس و خوبی داشتم و روش های مختلفی وجود دارد و باید روش دعا کردن خود را بیابی و پیدا نمایی که کدام روش برای تو بهتر است. هنگام صبحانه خوردن، هنگام ناهار و شاید زمانی که می خواهی بخوابی. عده ای از مردم شب ها کار می کنند و شاید آنها هم زمان خاصی برای دعا کردن در حین کار داشته باشند. هیچکس نمی تواند به شما روش خاصی را بیاموزد بلکه این تو هستی که باید روشی را پیدا نمایی. اما اگر بخواهم شخصن چیزی به شما بگویم، آن صداقت است. یک دقیقه صادق بودن خیلی بهتر از ساعت ها دعای غیرصادقانه است. مکان دعای خود را پیدا کن و هنگام دعا صادق باش. قطعن خیلی از شما عزیزان بهتر از من این موارد را می دانید. می خواهم صحبت خود را با این سخن از انجیل به پایان برسانم:
" اما تو هرگاه دعا می‌کنی، در تنهایی و در خلوت دل، پدر آسمانی را عبادت نما؛ و او که کارهای نهان تو را می‌بیند، به تو پاداش خواهد داد. "(انجیل متی، فصل شش، جمله شش)
او قول داده است که برای دعا کردن به من پاداش بدهد. آمین.  

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر