۱۳۹۶ بهمن ۱۴, شنبه

کلیسای پارسی زبانان - شنبه 2018/01/13 - کشیش اوربان کلینتنبری


کشیش اوربان کلینتنبری


سلام
من امروز می خواهم در مورد عیسای مسیح با شما صحبت کنم که ما مسیحیان و ایمانداران به مسیح او را به عنوان سر و مرکز در نظر داریم و اوست که شخص اول کتاب مقدس می باشد. چند سال پیش من از دختر بچه ای که در کلیسا با ما بود و سرود پرستشی می خواند سئوال کردم که تو امروز در این مکان چه کاری انجام می دهید؟ او در جواب به من گفت که سرود می خواندم. سئوال کردم که چه سرودی می خواندی؟ او نگاه پرمعنایی به من کرد و گفت که ما در مورد عیسای مسیح می خوانیم و همه چیز در کلیسا در مورد او می باشد. البته شاید در برخی موارد اینگونه نباشد اما هر چقدر که بتوانیم در مورد او صحبت نماییم قطعن فضای کلیسای ما و قلب های ما بهتر و بهتر خواهد شد. زیرا خداوندا ما، عاشق ما است و او ما را دوست دارد و می خواهد زندگی ما را پر نماید. من می خواهم برای شما بگویم که کتاب مقدس، کتابی تاریخی است و البته هستند کسانی که با نظر من مخالف هستند و این کتاب را تاریخی نمی دانند. اما خیلی مهم است که وقتی نوشته های آن را می خوانیم، می بینیم که کتاب مقدس وقایع تاریخی را مشخص و روشن می نماید و در حقیقت کتاب تاریخ نیز می باشد. البته تاریخی دانستن این کتاب در درجه اول به این بستگی دارد که آیا من به این کتاب ایمان دارم و یا اعتقادی ندارم. در تاریخ سوئد، ما پادشاهای به نام گوستاو واسا
 (Gustav Vasa)داشته ایم و ما باید ایمان داشته باشیم که این شخص بوده و یا نبوده است.  مثال دیگر اینکه در جنگ جهانی دوم نزدیک به شش میلیون یهودی را کشتند و شواهد و مدارک زیادی در این موارد وجود دارد. هنوز نیز بازماندگانی از آن زمان وجود دارند که آن وقایع را بازگو می نمایند. همزمان نیز هستند کسانی که اعتقادی به انجام این قتل عام و نسل کشی ندارند و همه ی این موارد را ساختگی و داستان می پندارند. می خواهم مطلبی از کتاب مقدس برای شما بخوانم:
"
بسیاری کوشیده‌اند شرح زندگی عیسی مسیح را به نگارش درآورند؛ و برای انجام این کار، از مطالبی استفاده کرده‌اند که از طریق شاگردان او و شاهدان عینی وقایع، در دسترس ما قرار گرفته است. اما از آنجا که من خود، این مطالب را از آغاز تا پایان، با دقت بررسی و مطالعه کرده‌ام، چنین صلاح دیدم که ماجرا را بطور کامل و به ترتیب برایتان بنویسم، تا از درستی تعلیمی که یافته‌اید، اطمینان حاصل کنید.( عهد جدید، انجیل لوقا، فصل یک، جمله یک تا چهار)"
لوقا یکی از چهار شاگردان مسیح است که انجیل لوقا را نوشته اند. او در این کتاب بیان می دارد که عیسای مسیح چگونه بدنیا آمده است، در زمان زندگی خود چه کارهایی انجام داده است و در نهایت برای بر دوش گرفتن گناهان ما چه زجری را بر روی صلیب تحمل نمود و مرد. کتاب بعدی، "اعمال رسولان" است که در مورد شاگردان مسیح توضیح می دهد. می خواهم از شما خواهش نمایم که انجیل های چهارگانه متی، مرقس، لوقا و یوحنا را بخوانید و تعاریف بی نظیر آنها از عیسای مسیح را مطالعه نمایید. زمانی که مسیح بدنیا می آید:
"
 در ششمین ماه بارداری الیزابت، خدا فرشته خود جبرائیل را به ناصره، یکی از شهرهای استان جلیل فرستاد، تا وحی او را به دختری به نام مریم برساند. مریم نامزدی داشت به نام یوسف، از نسل داود پادشاه .
جبرائیل به مریم ظاهر شد و گفت: «سلام بر تو ای دختری که مورد لطف پروردگار قرار گرفته‌ای! خداوند با توست»  مریم سخت پریشان و متحیر شد، چون نمی‌توانست بفهمد منظور فرشته از این سخنان چیست. فرشته به او گفت: «ای مریم، نترس! زیرا خدا بر تو نظر لطف انداخته است. تو بزودی باردار شده، پسری بدنیا خواهی آورد و نامش را عیسی خواهی نهاد. او مردی بزرگ خواهد بود و پسر خدا نامیده خواهد شد و خداوند تخت سلطنت جدش داود را به او واگذار خواهد کرد تا برای همیشه بر قوم اسرائیل سلطنت کند. سلطنت او هرگز پایان نخواهد یافت» مریم از فرشته پرسید: «اما چگونه چنین چیزی امکان دارد؟ دست هیچ مردی هرگز به من نرسیده است» فرشته جواب داد: ‌روح‌القدس بر تو نازل خواهد شد و قدرت خدا بر تو سایه خواهد افکند. از این رو آن نوزاد مقدس بوده، فرزند خدا خوانده خواهد شد. بدان که خویشاوند تو الیزابت نیز شش ماه پیش در سن پیری باردار شده و بزودی پسری بدنیا خواهد آورد؛ بلی، همان کسی که همه او را نازا می‌خواندند.( عهد جدید، انجیل لوقا، فصل یک، جمله بیست و شش تا سی و شش)"



این لوقا است که در پی جستجوی خود به این اطلاعات دست یافته است و دریافته که چه وقایعی رخ داده است. جبرییل فرشته به نزد مریم آمده است که در آن زمان دختر کوچک و جوانی بود و به او گفت که تو باید فرزند خداوند را به این دنیا بیاوری. مریم در جواب گفت که چگونه ممکن است در صورتی که من مردی ندارم. فرشته به او می گوید که روح خداوند بر تو فرستاده خواهد شد و این اتفاقی است که باید انجام شود و تو باید فرزند خدا را به این دنیا بیاوری؛ خداوند می خواهد انسان شود و به نزد ما بیاید. از طرف دیگر محمد که پیامبر مسلمانان است در حدود ششصد سال بعد از تولد مسیح متولد شده نیز می گوید که من فرشته جبرییل را ملاقات کرده ام و او مکاشفه ای به نام قرآن را به من داد. اما سئوال این است که آیا لوقا که شاگرد مسیح بود و انجیل لوقا را نوشته است حقیقت را می گوید که جبرییل بر مریم ظاهر شد و یا محمد که جبرییل را ملاقات کرده است! نمی توان گفت که هر دوی آنها درست می گویند زیرا جبرییل به مریم گفت که تو باید فرزند خداوند را بدنیا بیاوری اما در قرآن نوشته شده که خداوند هیچ پسری نداشته است! آیا جبرییل پس از حدود ششصد سال حرف خود را تغییر داده است؟! این بستگی به انسان ها دارد که بخواهند به کتاب مقدس ایمان داشته باشند یا به قرآن محمد. اما معمولن انسان به چیزی ایمان دارد که به حقیقت نزدیکتر باشد. به نظر من شما خیلی خوب این مسئله را می دانید و مطمئن هستم که خیلی از شما عزیزان با من هم عقیده می باشید که عیسای مسیح فرزند خداوند می باشد. اما عیسای مسیح در رابطه ی با خود چه گفت و آیا به این موضوع اشاره کرد که فرزند خداوند می باشد:

" آنگاه کاهن اعظم در حضور شورای عالی برخاست و از عیسی پرسید: «به این اتهام جواب نمی‌دهی؟ چه داری در دفاع از خودت بگویی؟» عیسی هیچ جواب نداد. پس کاهن اعظم پرسید: «آیا تو مسیح، فرزند خدای متبارک هستی؟» عیسی گفت: «هستم، و یک روز مرا خواهید دید که در دست راست خدا نشسته‌ام و در ابرهای آسمان به زمین باز می‌گردم.»"( عهد جدید، انجیل مرقس، فصل چهارده، جمله شصت تا شصت و دو)
کاهن اعظم از مسیح سئوال کرد که آیا تو مسیح فرزند خداوند هستی که او در جواب گفت بله هستم. به نظر شما آیا شخصی دیگری هست که تعلیمات بهتری از مسیح به ما داده باشد؟ با توجه به اینکه عیسی متعلق به بیشتر از دوهزار سال پیش بود. کلام و سخن مسیح قابل ستایش است و حل کننده مشکلات بزرگی می باشد. او از ما می خواهد که عاشق انسان ها باشیم، اگر من برخوردی همراه با عشق و محبت با تو داشته باشم، تو نیز همین رفتار را با من خواهی داشت؛ چه درس بزرگی، خداوندا تو را شکر می گویم. قبل از دستگیری مسیح بودند کسانی که برای بازداشت او اقدام کرده بودند اما هیچ یک از آنها نتوانستند اینکار را انجام دهند. وقتی از آنها سئوال شده بود که چرا او را دستگیر نکردید در جواب گفتند که تا آن زمان هیچ کسی را ندیده بودند که مانند مسیح سخن بگوید. آنها ماموریت داشتند که مسیح را دستگیر کنند اما وقتی برای این کار به پیش او می رفتند، جذب سخنان او می شدند و در نهایت نمی توانستند که کار خود را انجام بدهند. پولس رسول کسی بود که همواره بدنبال مسیحیان می گشت تا آنها را آزار دهد و یا بکشد. در راه دمشق مسیح را ملاقات می کند و بعد از آن تمام زندگی پولس تغییر می نماید بصورتی که خود او نویسنده مطالب زیادی از کتاب مقدس می باشد. او همچنین بخاطر ایمانی که به مسیح پیدا کرده بود زجر بسیاری کشید.
"  من و پدرم خدا یک هستیم. باز سران قوم سنگها برداشتند تا او را بکشند. عیسی فرمود: «به امر خدا برای کمک به مردم، معجزه‌های بسیار کرده‌ام. برای کدام یک از آن معجزه‌ها می‌خواهید مرا بکشید؟» جواب دادند: «ما بخاطر کفری که می‌گویی می‌خواهیم تو را بکشیم، نه برای کارهای خوبت. چون تو یک انسانی ولی ادعای خدایی می‌کنی». عیسی جواب داد: «مگر در تورات شما نوشته نشده «شما خدایان هستید»؟ حال، اگر کتاب آسمانی که غیر ممکن است مطالب نادرستی در آن باشد، به کسانی که پیغام خدا به ایشان رسیده است، می‌گوید که خدایان هستند، آیا کفر است کسی که خدا او را تقدیس کرد و به جهان فرستاد، بگوید من فرزند خدا هستم؟ اگر معجزه نمی‌کنم، به من ایمان نیاورید. ولی اگر می‌کنم و باز نمی‌توانید به خود من ایمان بیاورید، لااقل به معجزاتم ایمان آورید تا بدانید که "پدر" در وجود من است و من در وجود او هستم». (عهد جدید، انجیل یوحنا، فصل ده، جمله سی تا سی و هشت)
او کارهای ویژه ای کرد، چشمان نابینایان را شفا داد، آنانی را که افلیج بودند به حرکت در آورد، در چندین بار مردگان را زنده کرد، جذامیانی که کسی حتا جرات نزدیک شدن به آنها را نداشت شفا داد. زنی که برای ددوازده سال بیمار بود را شفا داد آن هم فقط با لمس لباس مسیح. عیسی از آنها سئوال کرد که بخاطر کدام یک از کارهای که انجام داده ام می خواهید مرا بکشید که آنها به او گفتن دلیل کشتن تو اینست که انسانی و خود را خدا معرفی می نمایی. او خدا بود، خدایی که بر روی زمین آمد تا اعلام نماید ملکوت خداوند نزدیک است. عیسای مسیح از مردگان رستاخیز نمود و امروز نیز زنده است و در بین ما می باشد زیرا همچنان معجزات باور نکردنی در سرتاسر کلیساها دنیا اتفاق می افتد و مسیحیت در حال رشد می باشد. 
" آنگاه به ایشان فرمود: «آیا به یاد دارید که پیش از مرگم، وقتی با شما بودم، می‌گفتم که هر چه در تورات موسی و کتابهای انبیاء و زبور داود، درباره من نوشته شده است، همه باید عملی شود؟ حال، با آنچه که برای من اتفاق افتاد، همه آنها عملی شد»."(عهد جدید، انجیل لوقا، فصل بیست و چهار، جمله چهل و چهار)






عهد عتیق کتاب مقدس قبل از تولد مسیح نوشته شده بود و در آن به اتفاقاتی که در آینده برای مسیح رخ خواهد داد اشاره کرده است. موسی و پیامبران دیگری در مورد مسیح نوشته اند. من از شما می خواهم که این دعا را همواره با خود داشته باشید که « عیسای مسیح، کتاب مقدس را برای ما باز کن(کشف بنما)» که در این صورت است که روح خداوند به ما کمک می نماید تا مواردی را که درک آن برای ما سخت می باشد را دریابیم. ما می دانیم که عهد عتیق کتاب مقدس نوشته زنده ای است و تقریبن در آن سیصد بار در مورد عیسای مسیح نوشته شده است و این نیز یکی دیگر از دلایلی است که ما باید به عیسای مسیح اطمینان داشته باشیم. 
ما می دانیم که مسیح در روز سوم پس از مرگ از مردگان رستاخیز نمود. به نظر من اگر این اتفاق نمی افتاد ما هیچگاه در این بعد از ظهر در اینجا حضور نداشتیم و همدیگر را ملاقات نمی کردیم. اما آیا محمد نیز از مردگان رستاخیز نمود؟

" اما اگر پیغامی که ما اعلام کردیم، این بود که مسیح از مردگان برخاسته است و شما نیز به آن ایمان آوردید، پس چگونه است که بعضی از شما اکنون می‌گویید که مرده‌ها هرگز زنده نخواهند شد؟ چون اگر مرده‌ها در روز قیامت زنده نخواهند شد، بنابراین مسیح هم زنده نشده است؛ و اگر مسیح زنده نشده است، پس تمام پیغامها و موعظه‌های ما دروغ است و ایمان و اعتماد شما نیز به خدا، بی اساس و بیهوده می‌باشد. در اینصورت، ما رسولان نیز همه دروغگو هستیم، زیرا گفته‌ایم که خدا مسیح را زنده کرده و از قبر بیرون آورده است؛ اگر قیامت مردگان وجود نداشته باشد، این گفته ما نیز دروغ است. اگر قیامت مردگان وجود ندارد، مسیح نیز زنده نشده است. و اگر مسیح زنده نشده ایمان شما نیز بی فایده است و هنوز زیر محکومیت گناهانتان هستید. در اینصورت، تمام ایماندارانی که تا بحال مرده‌اند، نابود شده‌اند. اگر امید ما به مسیح فقط برای زندگی در این دنیا باشد، از تمام مردم دنیا بدبخت‌تریم. اما واقعیت اینست که مسیح پس از مرگ، دوباره زنده شد؛ او نخستین فرد از میان کسانی است که در روز قیامت زنده خواهند شد."(عهد جدید،اول قرنتیان، فصل پانزده، جمله دوازده تا بیست)
اگر که مسیح بر قدرت مرگ پیروز نشده است و از مردگان رستاخیز نکرده باشد ایمان ما بی فایده است و در این صورت ما در پی بزرگ ترین دروغ دنیا خواهیم بود و در واقع همه ی ما گول خوردگانی بیش نیستیم. اما اگر عیسای مسیح از مردگان رستاخیز نموده است، این بزرگترین و بهترین پیغام است زیرا گناهان ما بخشیده شده و زندگی جاودانه خواهیم داشت. مسیح با کار خود بر تمام قدرت های شیطانی و بد پیروز شد و از این بابت خداوند را سپاس می گوییم. باور و ایمان ما ایمانداران به مسیح اینست که او خداوند است. کتاب مقدس می گوید که اگر با زبان خود اقرار نمایی که مسیح خداوند است و با قلب خود ایمان داشته باشی که او از مردگان رستاخیز نموده است در این صورت نجات یافته ای و آزاد شده ای. در این صورت هیچ قدرت شیطانی بر تو اثر نخواهد داشت. همه ی ما می توانیم از صمیم قلب خود اقرار نماییم؛ نه برای اینکه من می گویم و شما نیز بخواهید تکرار نمایید، بلکه من می خواهم که شما از صمیم قلب خود به این موضوع اقرار نمایید که «عیسای مسیح خداوند است» و جلال بر نام خداوند باد. عیسای مسیح خداوند است، او زنده است و امروز در بین ما می باشد پس نام او را جلال می دهیم. ما به عیسای مسیح ایمانداریم و کتاب مقدس کتابی تاریخی است. از شما می خواهم که به این کتاب و کارهایی که خداوند  انجام داده است ایمان داشته باشید. مسیح عهد عتیق را کامل کرد و به تمام وعده هایی که داده بود عمل کرد. او پس از رستاخیز، خود را بارها و بارها به انسان ها نشان داد که تعداد کسانی که مسیح را ملاقات کردند به بیش از پانصد نفر می رسید. پس از آن نیز انسان های زیادی او را ملاقات کرده اند و من مطمئن هستم که بعضی از شما نیز او را به صورت های مختلفی ملاقات کرده اید. تعداد زیادی از شما مسیح را در خواب ملاقات کرده اند. من در گذشته موضوعی را برای شما تعریف کرده ام و می خواهم باز آنرا برای شما بازگو نمایم. این موضوع مربوط به زنی است که در آسیا زندگی می کرده است. او شب هنگام از خواب بیدار می شود و احساس می کند که مردی در خانه می باشد. آن مرد خم می شود و به زن می گوید من عیسای مسیح هستم و می رود. این زن در گذشته همسر خود را در جنگ از دست داده بود و به همراه دو دختر بزرگ خود زندگی می کردند. او صبح برای دختران خود تعریف می نماید که شب گذشته چه اتفاقی برای او رخ داده است. او به آنها گفت که آن مرد خود را عیسای مسیح ناصری معرفی کرده است. او سپس به کارهای خانه مشغول شد و همزمان رادیو را روشن می نماید. گوینده رادیو می گوید که برنامه بعدی ما از «عیسای مسیح ناصری» است! این زن تا کنون چیزی از مسیح نشنیده بود و فقط او را شب گذشته ملاقات کرده بود. او با خود می گوید این همان نامی است که دیشب شنیده ام و آن مرد خودش را به این نام معرفی کرد! او به رادیو نگاه می کند و با صدای بلند می گوید که می توانی یکبار دیگر این نام را بگویی! گوینده دوباره برنامه را معرفی می نماید و می گوید که برنامه ی بعدی ما از عیسای مسیح ناصری است! او به برنامه گوش می دهد و به عیسای مسیح ایمان می آورد. دختران آن زن نیز به مسیح ایمان می آورند و گروه کوچک مسیحی را آغاز می نمایند. شما نیز می توانید برای دیگران تعریف نمایید که مسیح کیست؛ او امید، راه و زندگی است. اکنون همه با هم دعای نجات را می خوانیم:
" خداوندا، اعتراف می کنم که شخصی گناهکار هستم. اعتراف می کنم که با قدرت خود و یا کارهای نیک خود نمی توانم نجات یابم و رستگار شوم. ایمان دارم که تو بخاطر گناهان من بر روی صلیب کشته شدی، در قبر نهاده شدی و پس از سه روز از مردگان برخاستی. ایماندارم که تو زنده هستی و این اقتدار را داری که گناهان من را ببخشی و مرا در پیشگاه خداوند پارسا بشماری. تقاضا دارم مرا بپذیری و طبق وعده ات زندگی جدیدی به من ببخشی. از اینکه دعای من را شنیدی متشکرم. آمین."
خداوند دعای ما را شنید و امیدوارم که همه ما در سال جدید میلادی(2018) شاگردان خوبی باشیم و این پیام نجات بخش را به ایران و افغانستان و همه دوستان و آشنایان برسانیم.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر