![]() |
| میکاییل سواتزن Mikael Swetzen |
موعظه میکاییل سواتزن ( ) Mikael Swetzen
آخرین باری که شما عزیزان را
ملاقات کردم ژانویه بود و چقدر خوب که همه شما را دوباره ملاقات می کنم. خیلی خوب
که این امکان هست که در اینجا جمع شویم زیرا در این جلسات است که می توانیم با خدا
رابطه برقرار کنیم. خوب است که فروتن باشیم زیرا در این صورت رابطه ما با خدا رشد
می کند.
امروز می خواهم پیامی از کلام خداوند را بشما بدهم. پس در ابتدای جلسه دعا می کنیم
چون ایمان دارم که خدا اینجا حضور دارد و می خواهد کاری انجام دهد زیرا او ما را
دوست دارد.
خدایا شکرت می نماییم که اکنون در
بین ما هستی.
مسیح شکرت می کنم که از مرگ برخاستی.
کلام تو زنده است.
خدایا از تو می خواهم که با کلامت در قلب ما نفوذ نمایی و ما را آزاد کنی.
خدایا سختی ها را از شانه های ما بردار، زیرا کلام تو پر از فیض و بخشش، پر از شفا،
پر از قدرت و عشق است.
شکر می کنم و دعا می کنم که تمام عزیزان حاضر در این جلسه کلام تو را دریافت کنند
و شکر می کنم که ما برادر و خواهر هستیم.
در نام عیسی مسیح. آمین
عیسی مسیح در انجیل متی می فرماید:
"آسمان و زمین از بین خواهد رفت ،
اما کلام من تا ابد باقی خواهد ماند."( انجیل متی، فصل بیست و چهار،
جمله سی و پنج)
می دانید مسیح شاگردانی داشت که هرروز و به مدت سه سال او را همراهی می کردند.
مسیح می دانست که روزی فرا خواهد رسید که دیگر نمی تواند در جسم همراه آنان باشد.
اما می دانست که کلامی را که به شاگردان خود داده نزد آنان خواهد ماند و روح القدس
نیز به کمک آنها می آید. روح القدس یک شخصیت است و مسیح می گوید که او را نزد شما
خواهم فرستاد. هنگامی که مسیح زمین را ترک کرد، روح القدس را فرستاد تا بیاید و
درون ما باشد. برای شناختن روح القدس ابتدا باید مسیح را بشناسید و باید بدانید که
کلام او چیست. کلام خداوند ابدی است و هیچگاه از بین نمی رود و با پذیرش آن من و
شما هم ابدی خواهیم شد. هر چیزی که دیده می شود روزی از بین خواهد رفت اما کلام او
همیشه خواهد بود. هنگامی که اینجا حضور داریم و کلام خداوند را با قلب خود می
پذیریم، مانند اینست که در حال ساختن زندگی ابدی خود هستیم. این خوب است که صاحب
شغلی باشید؛ ولی زمانی فراخواهد رسید که فقط یک چیز خواهد ماند و آن رابطه شما با
مسیح است و به همین دلیل نگذارید این رابطه به دلایل مختلف تغییر کند. مسیح
داستانی را برای شاگردان خود بازگو می کرد:
پادشاهی در حال تدارک جشن برای عروسی پسر خود بود. وقتی همه چیز آماده شد و می
خواست جشن را آغاز کند، به خدمتکاران خود گفت که بروید و مردم را به جشن دعوت
نمایید. آنان رفتند و خبر جشن را به مردم دادند. اما هرکس بهانه ای آورد و در جشن
شرکت نکرد. یکی در حال کشت بروی زمین خود بود، دیگری در حال پرورش دام هایش بود و
هر کس دلیلی می آورد و نمی توانست در جشن شرکت کند. اشخاصی که مورد نظر پادشاه بودند
نیامدند و دستور داد که بروید و هرکسی را که دیدید به جشن دعوت نمایید. اکنون نیز
همین اتفاق در حال رخ دادن است و خدای پدر می خواهد انسان ها را دعوت بنماید تا در
جشن او شرکت کنند. کتاب مقدس می گوید که ما عروس مسیح می باشیم. خداوند پسر خود را
می نگرد و سپس من و شما و همه را. خداوند می فرماید که می خواهم با همه فرزندانم
در ارتباط باشم و این ارتباط بخاطر لیاقت ما نیست. خداوند این رابطه با ما را از
طریق مسیح انجام داد و می خواهد که ما در این رابطه با مسیح بمانیم. وقتی ما با
مسیح پسر در ارتباط باشیم یعنی با خدای پدر در ارتباط می باشیم و او را در زندگی
خود قبول کرده ایم. خداوند می خواهد که ما همیشه او را به عنوان انتخاب اول در نظر
بگیریم و او جایگاه نخست ما باشد و دلیل این کار فیض خداوند است. خیلی مهم است که
ما مسیح را از طریق فیضش دریافت نماییم و در این فیض باقی بمانیم.
در انجیل متی آمده است:
"پطرس پیش آمد و پرسید: «استاد، برادری
را که به من بدی می کند، تا چند مرتبه باید ببخشم ؟ آیا هفت بار؟« عیسی جواب داد:
«نه ، هفتاد مرتبه هفت بار!"
این یعنی هرچندبار که از تو طلب بخشش می
نمایند آنها را ببخش زیرا اینکار از روی فیض می باشد و فیض خدا مرزی ندارد.
مسیح داستانی را برای شاگردان خود
نقل می نماید:
"وقایع ملکوت آسمان مانند ماجرای آن
پادشاهی است که تصمیم گرفت حساب های خود را تسویه کند. در جریان این کار، یکی از بدهکاران را به دربار آوردند که مبلغ
هنگفتی به پادشاه بدهکار بود. اما چون پول نداشت قرضش را بپردازد، پادشاه دستور داد در مقابل
قرضش ، او را با زن و فرزندان و تمام دارایی اش بفروشند. ولی آن مرد بر پاهای پادشاه افتاد و التماس کرد و گفت: ای پادشاه
استدعا دارم به من مهلت بدهید تا همه قرضم را تا به آخر تقدیم کنم . پادشاه دلش بحال او سوخت . پس او را آزاد کرد و قرضش را بخشید. ولی وقتی این بدهکار از دربار پادشاه بیرون آمد، فوری به سراغ همکارش
رفت که فقط مبلغ کمی از او طلب داشت. پس گلوی او را فشرد وگفت : زود باش پولم را
بده! بدهکار بر پاهای او افتاد و التماس کرد: خواهش می کنم مهلتی به من بده تا
تمام قرضت را پس بدهم. اما طلبکار راضی نشد و او را به زندان انداخت تا پولش را تمام و
کمال بپردازد. وقتی دوستان این شخص ماجرا را شنیدند، بسیار اندوهگین شدند و به
حضور پادشاه رفته ، تمام جریان را بعرض او رساندند. پادشاه بلافاصله آن مرد را خواست و به او فرمود: ای ظالم بدجنس !
من بخواهش تو آن قرض کلان را بخشیدم. آیا حقش نبود تو هم به این همکارت رحم می کردی ، همانطور که من به
تو رحم کردم؟ پادشاه بسیار غضبناک شد و دستور داد او را به زندان بیندازند و
شکنجه دهند، و تا دینار آخر قرضش را نپرداخته ، آزادش نکنند. بلـی ، و ایـن چنین پدر آسمانی من با شما رفتـار خواهد کرد اگر شما
برادرتان را از ته دل نبخشید".(انجیل متی، فصل هجدهم، از جمله بیست و سه تا
آخر فصل)
مسیح دقیقن همین کار را برای ما انجام داده و باعث بخشش گناهان همه ما شده است. با
این تفاوت که او گناهی انجام نداد و خداوند او را بخاطر انجام گناهی نبخشید. کتاب
مقدس می گوید که به محض پذیرش مسیح و اعتراف به این امر بخشیده خواهیم شد و قرار نیست بخاطر
اعمال خوب بخشیده شویم. وقتی ما مسیح را پذیرفتیم، به بالاترین درجه عشق خدای پدر
رسیده ایم و عشق او تغییر نخواهد کرد و این امر شامل اعمال خوب و یا بد ما نخواهد
شد.
اما باید در این عشق و فیض خداوند باقی بمانیم و اینگونه نیست که بگوییم آنرا
دریافت کرده ام و دیگر مهم نیست. این دقیقن همان کاری است که آن بدهکار بخشیده شده
انجام داد و بلافاصله بعد از خروج، زیر دست خود را پیدا کرد و طلب ناچیز خود را از
او خواست و فراموش کرد که چند لحظه قبل پادشاه تمام طلب خود را بخشیده بود. پادشاه
او را بخشید اما او دیگری را نبخشید. به همین دلیل بسیار مهم است که این فیضی را
که دریافت کرده ایم در زندگی خود ادامه دهیم و هنگامی که خدا ما را بخشید ما نیز
دیگران را ببخشیم. باید هر روز و برای همیشه چشمانمان به مسیح باشد.
در عبرانیان گفته شده:
" پس فریفته عقاید جدید و عجیب و غریب نشوید. نیروی روحانی ، عطیه و فیضی است
از جانب خدا، و گر نه با رعایت رسوم مذهبی مربوط به خوردن یا نخوردن برخی خوراک ها،
کسی روحن تقویت نمی شود. آنانی نیز که این روش را در پیش گرفته اند، هیچ نفعی
نبرده اند".(عبرانیان،
فصل سیزده، جمله نه )
خوب است که در درون قلب ما فیض باشد. این روزها مردم طبق عادت به کلیسا می روند و
به موعظه گوش می دهند و کمی ذهن خود را پر می کنند و فقط همین. کتاب مقدس می گوید،
مهم است که قلب انسان پر از فیض شود و باید بیاموزیم که با قلب هایمان بشنویم زیرا
فقط اینگونه است که می توانیم سخنان خداوند را درک کنیم. پولس رسول می گوید که قلب
ما دارای چشم است، یعنی می توانیم با قلبمان ببینیم( چشمان قلبم را بگشا.......).
زمانیکه با خدا معاشرت می نماییم، خداوند چشم قلب ما را برای دیدن می گشاید.
هیچگاه نگذارید که کسی و یا چیزی باعث بهم خوردن تمرکز و دور شدن شما از مسیح
بشود.هیچگاه محتاج محبت دیگری نباشید."زیرا خدا بقدری مردم جهان را دوست دارد
که یگانه فرزند خود را فرستاده است، تا هر که به او ایمان آورد، هلاک نشود بلکه
زندگی جاوید بیابد "( انجیل یوحنا، فصل سوم، جمله شانزده). "اما ببینید
خدا چقدر ما را دوست داشت که با وجود اینکه گناهکار بودیم ، مسیح را فرستاد تا در
راه ما فدا شود."(
رومیان، فصل پنجم، جمله هشت )
خداوند عشق و محبت خود را به ما ثابت کرد و به همین خاطر مسیح بجای همه ی ما بار
گناهان را بدوش کشید. به همین خاطر نیازی نیست که در تلاش باشیم تا عشق و توجه خدا
را بدست آوریم زیرا او برای ما مرد، قبل از اینکه او را بشناسیم. اگر پدر و یا
مادر من هدیه ای به من بدهند و آنرا دریافت کنم، دیگر نیاز نیست تا باز هم کاری
انجام دهم تا لیاقتم را ثابت نمایم و هراس پس گرفتن آنرا داشته باشم. نجات مسیح یک
هدیه است که آنرا دریافت کرده ایم و باید آنرا نگهداریم. کتاب مقدس می گوید، اگر
چشمانمان به مسیح باشد، خداوند به ما کمک می کند تا در راه او باقی بمانیم.
گاهی می خواهیم از همه چیز زندگی خود اطلاع داشته باشیم؛ اما خداوند می فرماید
"رها کن". زمانی که پطروس بر روی آب راه می رفت را بیاد دارید؟ چگونه
توانست اینکار را بکند؟ مسیح در آن هنگام در کنار او بود و هم مسیح پطروس را می
شناخت و هم پطروس مسیح را، و پذیرفته بود و می خواست آنجایی قرار بگیرد که مسیح
بود. پطروس به مسیح می گوید بمن هم بگو تا بتوانم روی آب قدم بگذارم. او در فکر انجام
شدن و یا نشدن اینکار نبود، بلکه به مسیح خیره شده بود و به چیز دیگری نمی
اندیشید. شاید ما اکنون با مشکلات زیادی در زندگی خود درگیر شده ایم و از خدا می
خواهیم تک تک آنها را برطرف کند. خداوند هم می خواهد کمک کند، اما نخست باید
بیاموزیم که به او اعتماد کنیم. زمانیکه که به مسیح می نگریم، مشکلات کمتری را
خواهیم دید. ما باید ساده ببینیم و شادی را دریابیم. در واقع آن شخص باید از بخشش
پادشاه خوشحال می شد و مژده بخشش را با خوشحالی و شادی به همه اعلام می کرد. باید
با شادی به همه می گفت که بدهی را که توان پرداخت آنرا نداشتم بخشیده شد و زندگیش
تغییر کرده است. فیض خداوند هم دقیقن همین حکم بخشش را برای ما دارد و وقتی آنرا دریافت و در آن زندگی کردیم باید
زندگی ما تغییر کند. باید به هنگام ملاقات هر شخصی این فیض در درون ما باشد. یعنی رفتار
ما به سبب دریافت فیض از خداوند به طریق دیگری باشد. اما گاهی رفتار ما دقیقن
برعکس است. گاهی می پنداریم که باید رفتار خود را برای رضایت خدا بهتر کنیم، یعنی
رفتار خوب ما صرفن جهت رضای خداست. مذهب اینگونه عمل می کند و معمولن تمامی مذاهب بر
این عقیده اند که اگر مهربان تر باشیم خدا نیز با ما مهربان تر خواهد بود و بما
لطف بیشتری می کند. اما کتاب مقدس می گوید: نخست خداوند ما را دوست دارد. وقتی این
عشق را دریافت و لمس کردیم، زندگی ما تغییر می نماید. اما ما انسان ها اینگونه نمی
اندیشیم. برای همین وقتی به ملاقات خدا می رویم، اولین دعاهای ما شکر خداست. معمولن
به این صورت دعا می کنیم که " خدایا شکرت برای اینکه هستی ". و گاهی
هنگام دعا تمام مشکلات ما مانند یک قطار پشت سرهم می آید و از خدا می خواهیم که
هرکاری که می توانی با این مشکلات بکن و فراموش می کنیم که خدا کیست. کتاب مقدس می
گوید خدا را شکر کنید زیرا او خوب است و تا ابد ماندگار است. خداوند همه کارها را
بر روی زمین برای ما انجام داده و همین کافی است تا هر روز او را پرستش کنیم.
خداوند بارها و بارها ما را بخشیده است و باید دعا کنیم تا ما هم بتوانیم بارها و
بارها و بارها دیگران را ببخشیم. خدا می فرماید که بخشیدن آسان نیست و گاهی این بخشیدن
بهای سنگینی دارد، اما با اعتقاد به مسیح این قدرت را خواهی داشت و در صورت نیاز
به این بخشیدن، باید خود را تسلیم مسیح نمایی تا او کار خود را انجام دهد. باید
اعتراف نمایی که می خواهم ببخشم، اما این قدرت را در خود نمی بینم و از تو می
خواهم قدرت اینکار را بمن بدهی. در حقیقت عفو و بخشش برای انسان آزادی می آورد.
وقتی در قلب باز باشد، فیض خداوند در آن راه می یابد و عشق خداوند آن را تازه می
گرداند. وقتی دردی از جانب کسی به ما وارد می شود و نمی خواهیم او را ببخشیم، در
قلب خود را بسته ایم و اجازه بخشش خدا را نیز به خود نمی دهیم. باید همیشه بیاد
داشته باشیم که مسیح ما را بخشید پس ما نیز می توانیم در این بخشش زندگی نماییم.
آمین.




هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر