۱۳۹۴ مرداد ۲۱, چهارشنبه

کشیش یانگی‌‌چو، بنیانگذار بزرگترین کلیسا


کشیش یانگی ‌‌چو(Yonggi Cho)


در زمستان سال ۱۹۶۱، کشیش یانگی ‌‌چو(Yonggi Cho) پس از آنکه ساعت ها در آب‌‌های سرد و یخ‌‌زده ی رودخانه (Susaek) نوایمانان را تعمید می داد احساس کرد بدنش دیگر قدرتی ندارد. او از مدت ها قبل بدلیل کار زیاد و خواب و ‌‌غذای کم به ‌‌شدت خسته بود. پس از پایان مراسم تعمید دیگر توانی نداشت و در بیمارستان معلوم شد  که از بیماری ذات‌‌الریه رنج می‌‌برد. یانگی‌‌ چو در آن حال به یکی از دستیاران خود گفت: "به نظرم خدا دارد مرا به آسمان نزد خودش می‌‌خواند". او در آن زمان بیست و پنج سال بیشتر نداشت. جاسیل چوی (Jasil.Choi) که در تاسیس کلیسا همکار او بود، ساعت‌‌ها با اشک و آه برای یانگی ‌‌چو دعا کرد. کلیسا نیز مرتب جلسات شبانه جهت شفاعت ترتیب می‌‌داد و اعضا با غیرت برای شفای کشیش‌‌ خود دعا می‌‌کردند. خدا دعاها را شنید و یانگی ‌‌چو را شفا داد.
یانگی ‌‌چو اولین بار در نوجوانی به بیماری ذات‌‌الریه مبتلا شده بود و دکترها در آن زمان از او قطع امید کرده بودند. روزی دختر همکلاسی او به عیادت وی رفت و راجع به عیسای مسیح صحبت کرد.
یانگی‌‌ چو بدلیل بودایی بودن آن دختر را از بیمارستان بیرون کرد. آن دختر روز بعد دوباره برگشت و اتفاق روز قبل تکرار شد. او هر روز فداکارانه برمی‌‌گشت و می‌‌کوشید یانگی‌‌ چو را به پذیرفتن عیسای مسیح متقاعد کند. یک روز یانگی‌‌ چو با خشم بر سر دختر فریاد زد: "دیگر هیچ وقت نمی‌‌خواهم تو را ببینم" آن دختر گریه‌‌کنان دست به دعا برداشت و از خدا می‌‌خواست روح یانگی‌‌ چو را نجات دهد و او را شفا دهد. یانگی ‌‌چو وقتی آن شرایط را دید به دختر گفت به‌‌ خاطر حرفی که زدم متأسفم؛ بسیار خوب، ایمان می‌‌آورم. دخترک شادی کنان خدا را شکر کرد و یک جلد کتاب‌‌ مقدس به یانگی‌‌ چو داد. این اولین بار بود که یانگی ‌‌چو یک کتاب ‌‌مقدس می‌‌دید. او مشغول خواندن سرگذشت زندگی عیسی شد و با خود گفت: "اگر عیسی مسیح مرا هم شفا بدهد دیگر نخواهم مرد. من ایمان دارم که عیسای مسیح می‌‌تواند مرا هم شفا بدهد"




 یانگی ‌‌چو شفا یافت و توسط یک مبشر پنطیکاستی امریکایی به ‌‌نام لوییس استیونز (Louis Stevens) به مسیح ایمان آورد و با تعالیم کتاب‌‌ مقدس آشنا شد. او پس از شفا یافتن تصمیم گرفت مسیح را خدمت کند. بار دیگر در فصل زمستان به بیماری ذات‌‌الریه مبتلا گردید و در این مدت جاسیل چوی که یانگی ‌‌چوی اکنون از او به‌‌عنوان "مادر" یاد می‌‌کند، از او پرستاری و مراقبت می‌‌کرد. مدت کوتاهی پس از بهبود، یانگی‌‌ چو و جاسیل چوی به‌‌اتفاق هم کلیسایی را تأسیس کردند که اکنون "کلیسای انجیل کامل یوی ‌‌دو" (Yoido Full Gospel Church) نام دارد و تعداد اعضای آن بیشتر از یک میلیون نفر است. کلیسایی که با حضور تنها پنج نفر افتتاح شد. این پنج نفر عبارت بودند از جاسیل چوی، سه فرزند او، و خود یانگی ‌‌چو. یانگی‌‌ چو و جاسیل چوی به خدمت در کلیسا ادامه دادند. آنها به ملاقات افراد مختلف می‌‌رفتند و انجیل را موعظه می‌‌کردند و برای اشخاص مختلف دعا می کردند. در ابتدا نتیجه ی چندانی نگرفتند، تا اینکه شفاها آغاز شد. کلیسا رشد کرد و تعداد اعضا به یکصد تن رسید. این تعداد پس از سه سال به چهارصد نفر افزایش یافت و در سال ششم به بیش از دو هزار نفر رسید.
 پیام انجیل در حال گسترش بود و یانگی ‌‌چو برای تأمین مخارج زندگی روزمره‌‌اش مجبور بود علاوه بر خدمات کلیسایی، بکار مترجمی نیز مشغول باشد. او یک روز صبح چنان خسته بود که تنها پیراهن و کتش را بر تن کرد و با زیرشلواری وارد جلسه شد. او بیشتر روزها تنها یک وعده غذا می‌‌خورد و بیشتر اوقات گرسنه بود.
کم‌‌خوابی، کم‌‌غذایی و بیماری‌‌هایی که هر از گاه به ‌‌سراغش می‌‌آمد، از جمله فداکاری‌‌هایی بود که یانگی‌‌چو برای گسترش پیام انجیل متحمل می‌‌شد. او پس از بیماری هولناک سال ۱۹۶۱، در سال ۱۹۶۴ نیز بار دیگر به‌‌شدت بیمار شد. این بار نیز بیماری‌‌اش در نتیجه ی یک مراسم تعمید طولانی بود. یانگی ‌‌چو از خدا پرسید که آیا دعاهایی که از روی ایمان برای شفای خودش می‌‌کند شنیده می‌‌شود؟  خداوند پاسخ داد:"پسرم، تو را شفا خواهم داد، اما این کار ده سال طول خواهد کشید".
کلیسا در دوران بیماری او به‌‌ طرز حیرت‌‌انگیز رشد کرد. دو ابتکار،  یعنی تشکیل گروه‌‌های خانگی و همچنین مجوز رهبری زنان همچون مردان در کلیسای خانگی. این ابتکارعمل‌‌ها در ابتدا با مخالفت‌‌های زیادی روبرو شد. جاسیل چوی بانوان کلیسا را به برپایی جلسات خانگی تشویق کرد و بیست گروه خانگی را برای نقاط مختلف سئول تاسیس نمود.
همچنان گروه‌‌های خانگی رشد می‌‌کردند و بر تعداد اعضا نیز افزوده می‌‌شد. در سال ۱۹۶۴ کلیسا دو هزار نفرعضو داشت، در سال ۱۹۶۸ این تعداد به هشت هزار نفر رسید.

ساخت کلیسایی برای ده هزار نفر:

در سال ۱۹۶۸ کاملن روشن بود که ساختمان کلیسا دیگر گنجایش همه اعضا را ندارد. حتا اگر در تمام طول ساعات روز یکشنبه برای اعضا جلسات مختلف گذاشته می‌‌شد، باز کلیسا ظرفیت پذیرش تمام آنها را نداشت. یانگی ‌‌چو با الهام گرفتن از خوابی که یکی از اعضای کلیسا دیده بود، قطعه‌‌ زمینی را در جزیره ی یئوی‌‌‌‌دو (Yeouido) خرید. این جزیره در آن هنگام صرفن جزیره‌‌ای متروکه بود.
تاسیس کلیسا مستلزم بیش از دو میلیون دلار هزینه بو‌‌د و در خزانه تنها هزار دلار بودجه ی اضافی وجود داشت. زیربنای و تیرک‌‌های فولادی نصب گردید و پول تمام شد. یانگی چو چنان احساس عجز و درماندگی می‌‌کرد که خطاب به خدا فریاد زد:
 "مرا در لابلای این ویرانه‌‌ها مدفون ساز" خدا به او گفت: "از آنچه خود داری برای من مایه بگذار". یعنی یانگی‌‌ چو باید منزل شخصی خود را می‌‌فروخت. وقتی به همسرش گفت او تا یک هفته با او حرف نزد. او منزل خود را فروخت و پول آن را وقف بنای ساختمان جدید کلیسا کرد. آنها به اتفاق سه پسر کوچک‌‌ خود به آپارتمان نیمه‌‌ کاره‌‌ای که در نزدیکی محل کلیسا بود نقل‌‌ مکان کردند. آپارتمان جدید نه برق نداشت و نه آب لوله‌‌کشی. خانواده یانگی‌‌چو زمستان آن سال را در حالی که از سرما می‌‌لرزیدند و منظره ی ساختمان نیمه‌‌کاره ی کلیسا را نگاه می‌‌کردند، سپری کردند. 



کاسه ی برنج شکسته و پنجاه هزار دلار اعانه:

اعضای کلیسا با فداکاری و از خودگذشتگی جهت تکمیل کلیسا کمک کردند. یکی از زنان موی بلند خود را به مغازه‌‌ای که کلاه‌‌گیس درست می‌‌کرد فروخت. پیرزنی که پولی نداشت، کاسه و قاشقی را در ظرف اعانات انداخت. یکی از تاجرین با دیدن این صحنه پیشنهاد داد که کاسه و قاشق آن پیرزن را به مبلغ بیست و پنج هزار دلار بخرد. یکی دیگر از اعضا کاسه‌‌ای شکسته را جهت ساخت بنای کلیسا هدیه کرد. یانگی ‌‌چو که نمی‌‌دانست با آن چه کند آن را روی میز کارش گذاشت. یکی از دوستانش که مبشری امریکایی بود این کاسه را دید و از یانگی‌‌ چو پرسید آیا می‌‌تواند آن را به‌‌عنوان نمادی باارزش از فداکاری و ازخود گذشتگی مسیحیان کره همراه خود به امریکا ببرد. چند ماه بعد یانگی ‌‌چو نامه‌‌ای دریافت کرد که نویسنده ی نامه که یک مسیحی دورگۀ امریکایی-‏‏‏‏ کره‌‌ای بود، نوشته بود که می‌‌خواهد برای سرزمین مادری‌‌اش کاری انجام دهد. متن نامه این بود بود: "با دیدن کاسه ی برنج عمیقن متاثر شدم و می خواهم برای ساخت کلیسای خدا هدیه بدهم. لطفن این مبلغ ناچیز را به ساخت بنای کلیسا اختصاص دهید". چکی به مبلغ پنجاه هزار دلار ضمیمه ی نامه بود. هدایای سخاوتمندانه ی دیگری نیز جهت ساخت کلیسا به دست یانگی‌‌ چو رسید. 
در روز ۲۳ سپتامبر سال ۱۹۷۳ جمعیتی بالغ بر ۱۸ هزار نفر در مراسم افتتاحیه ی کلیسای جدید حضور به هم رساندند. صدها هزار نفر دیگر نیز در خلال سی سال بعدی به این کلیسا ملحق شدند. یانگی‌‌ چو علاوه بر شبانی بزرگ ‌‌ترین کلیسای دنیا، به‌‌عنوان سخنرانی بین‌‌المللی نیز به نقاط مختلف دنیا دعوت می‌‌شد. او همچنین کتاب های متعددی در زمینه‌‌های مختلف شبانی به زبان‌‌های انگلیسی و کره‌‌ای نوشته است. یانگی‌ ‌چو در سال ۱۹۷۶ موسسه ی مسیحی "رشد کلیسای بین‌‌المللی" (CGI) را تاسیس کرد. هدف از تاسیس این موسسه، آموزش درس‌‌هایی بود که او در زمینه ی تاسیس کلیسا فرا گرفته بود.  


مهمترین درس از زندگی یانگی ‌‌چو:

زندگی یانگی‌‌ چو برای ما سراپا درس است. از شیوه ی پر شور و حرارت موعظات او(برخی از موعظات او در یوتیوپ YouTube موجود است)، تاکید او بر دعا (او هر روز ساعت چهار صبح بیدار می شد و به دعا و شفاعت می پرداخت)،همچنین ایمان او برای شفا می‌‌توان درس‌‌ها آموخت. او بر مشارکت ایمانداران با روح‌‌القدس نیز تاکید فراوان داشت. همچنین تعلیم می‌‌داد که "قدرت ایمان" در "اعتراف ایمان" دیده می‌‌شود.
اما بی‌‌تردید مهم‌‌ترین و عمیق‌‌ترین درسی که  از زندگی یانگی‌‌ چو می‌‌توان آموخت، همان حقیقت ساده‌‌ای است که او در بستر بیماری، هنگامی که ۲۵ ساله و جوانی گمنام بیش نبود گفت:
 "پیام انجیل تنها از طریق فداکاری و از خود گذشتگی گسترش می‌‌یابد".


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر