![]() |
| کشیش اوربان کلینتنبری |
سلام
امروز می خواهم با اشعیا آغاز نمایم. او هفتصد سال قبل از مسیح زندگی می کرد:
"هر
چند کوهها جابجا شوند و تپهها نابود گردند، اما محبت من نسبت به تو هرگز از بین
نخواهد رفت و پیمان سلامتیای که با تو بستهام هیچوقت شکسته نخواهد شد.» خداوند
که تو را دوست دارد این را میگوید."( اشعیا، فصل پنجاه و چهار، جمله ده)
چقدر خوب است که می توانیم
کلام خداوند را به زبان مادری بخوانیم. خداوند تمام زبان ها را می داند و کتاب
مقدس را برای ما فرستاده تا در راه درست قرار بگیریم. من برای مدتی در یک مدرسه
بودم و کتاب مقدس را بین بچه ها تقسیم می کردیم. پسر کوچکی کتاب را گرفت و شروع به
ورق زدن آن کرد. سپس دست خود را بالا برد و پرسید این کتاب را چه کسی نوشته است و شخصی
که کتاب را به او داده بود گفت این کلام خداوند است. پسر گفت که خیلی خوب نوشته
است اما نتوانسته که خوب نقاشی کند( در آن کتاب مقدس هیچ تصویری وجود نداشته).
خداوند می خواست تا از طریق کلام خود با ما صحبت نماید و این جمله ی بی نظیری که
اکنون خواندیم هم کلام خداوند است. البته شاید ترجمه و تفسیر کتاب ها مقدس کمی با
هم فرق نماید اما معنی و محتوا یکی است.
اگر کوه جابجا و زمین بالا و پایین شود...؛ می دانیم که برای جابجایی کوه و بالا و
پایین شدن زمین قدرت بسیار زیادی نیاز است با این حال خداوند گفته که اگر هم چنین
اتفاقی رخ دهد محبت من نسبت به تو از بین نخواهد رفت. فیض و محبت خداوند برای ما همانند
یک پیمان بسته شده است و ما در امنیت هستیم. حتا اگر قرار باشد یک کوه که بسیار
بزرگ و ثابت قدم است تکان بخورد و کمی جابجا بشود، اما محبت و فیض خداوند از او
قویتر و محکمتر است. فیض، محبت و بخششی که با ما بسته و این را خداوندی که عاشق من
و توست می گوید.
می دانید کسانی که به عیسای مسیح ایماندارند امن خواهند بود و در دنیا چیزهای
مختلفی وجود دارد که می تواند ما را تکان بدهد و یا بلرزاند تا تعادل خود را از
دست بدهیم اما مسیح می گوید که من تورا رها نخواهم کرد و همواره با تو هستم. فیض
من تورا رها نمی کند و آزادی من با توست و تا زمانی که به آسمان بیایی من با تو
خواهم بود. خیلی مهم است که ما با مسیح همنشینی داریم و من می دانم که کسانی که در
این جلسه حضور دارند موارد زیادی برای گفتن دارند، راه هایی که ما را به مسیح
نزدیک کرده است. "ایرنه" (Irene) که اکنون در بین ما حضور دارد و آنجا نشسته است
تقریبن پنج سال پیش به سوئد آمده است. او برای من گفت که مذاهب مختلفی را بررسی
کرده و کتاب های فلسفی مختلفی را نیز خوانده است. بهتر است از خود او خواهش کنم تا
برای ما تعریف کند.
![]() |
| ارینا (Irene Hoff van't) |
ایرنه:
زمانی که سی سال داشتم کتاب های مختلفی را جستجو کردم اما با این حال هیچگاه نتوانستم حقیقت را دریابم. همیشه در حال جستجو کردن بودم و سئوال های بزرگی در مورد زندگی داشتم و همینطور در مورد مرگ هم چیزی نمی دانستم. پدر من هیچگاه نمی خواست که در این مورد حرفی بشنود و یا صحبت نماید. وقتی در زادگاهم (هلند) به کلیسا می رفتم اجازه نداشتم تا با دیگر کودکان بازی نمایم زیرا قوانین آنجا اینکار را ممنوع کرده بود و من این موارد را دوست نداشتم زیرا دوست داشتم بازی کنم و با مردم زندگی نمایم.
کشیش اوربان:
این مورد در گذشته برای کشور سوئد هم بود و به بچه ها اجازه نمی دانند تا در روز یکشنبه بازی کنند زیرا اعتقاد داشتند که یکشنبه روز خداوند است و به همین خاطر همه جا بسته بود.
ایرنه:
دقیقن. همیشه در این فکر بودم که این چه خداوندی است که اجازه نمی دهد تا با دیگر کودکان بازی نمایم. من در هلند به کلیسای کاتولیک ها می رفتم. پاپ بسیار ثروتمند بود و در واتیکان زندگی می کرد و با این حال انسان هایی که فقیر بودند قسمتی از پول خود را به پاپ می دادند. این موارد برای من بسیار سخت و غیر قابل قبول بود. وقتی سی سال داشتم یکی از دوستانم به من پیشنهاد کرد تا کتاب مقدس را بخوانم. من با درخواست او مخالفت کردم زیرا اعتقادی به یک کتاب قدیمی (انجیل) نداشتم. بارها آنرا خوانده بودم و تمایلی به دوباره خواندن آن نداشتم. اما کمی بعد حس کنجکاوی من برانگیخته شد و شروع به خواندن انجیل کردم. اما این بار انجیل برای من بی نظیر بود و با خواندن آن به بسیاری از سئوال هایی که داشتم و هیچگاه پاسخی برای آن نیافته بودم جواب داده شد. من بارها و بارها انجیل را خواندم و سپس در این اندیشه بودم که چه کاری می توانم انجام دهم تا به دیگر انسان ها کمک نمایم. زمانی که به کانال رادیویی به زبان انگلیسی گوش می دادم جواب خود را دریافت کردم و گویی گوینده در حال سخن گفتن با قلب من بود. در نامه رومیان، فصل هشت، جمله ششم نوشته شده:
" اگر از روح خدا پیروی کنیم، حیات و آرامش نصیبمان میگردد؛ اما اگر از طبیعت کهنه خود پیروی کنیم، چیزی جز مرگ و هلاکت بدست نخواهیم آورد. "
من به طور مخصوصی جواب خود را از خداوند گرفتم و دریافتم که پدری در آسمان دارم و او تمام نیازهای من را فراهم خواهد کرد. پدر من هیچگاه رابطه ی خوبی با من نداشت و حتا زمانی که می خواستم به مدرسه بروم حاضر نبود که هزینه تحصیل مرا بدهد و یا به من کمک نماید. به همین خاطر مجبور بودم که روزها کار کنم تا شب ها بتوانم درس بخوانم. به نظر من این بی نظیر است که ما زندگی جاویدی خواهیم داشت و پدری آسمانی ما عاشق ماست و دوستمان دارد.
کشیش اوربان:
این صحبت ها برای من واقعن عالی و بی نظیر بود. زن جوانی که مذاهب مختلف را می خواند و پیگیری می نمود و از فلسفه هم اطلاع داشته و وقتی به او کتاب مقدس را پیشنهاد می نمایند می گوید که تمایلی به خواندن دوباره آن ندارد. اما شروع به خواندن می نماید و جمله ای به سراغ او می آید و اتفاقی در قلب او رخ می دهد. من می خواهم کسانی را که تا بحال قدرت کتاب مقدس را دریافت نکرده اند تشویق نمایم تا بخوانند و منتظر اتفاق باشند زیرا کلام خداوند زنده است و عمل می نماید. بسیار مهم است که کلمه و یا جمله ای بیاید و تمام زندگی تو را تغییر بدهد.
آیا در بین شما کسی می خواهد که خیلی کوتاه و مختصر بگوید مسیح در زندگی او چه کاری انجام داده است و بگوید که چگونه مسیح را دریافت کرده است؟
پروین:
مسیح به زندگی من برکت داد و باعث شد تا نگرش من به مسائل دنیایی تغییر کند. دوست دارم که این برکت شامل حال همه انسان ها بشود.
بیتا کاشانی:
این برکتی که پروین گفت را من هم دریافت کرده ام و با دریافت آن به برکت مالی و دنیوی و هم به برکت صبر که بیانش برای من سخت است دست یافته ام.
کشیش اوربان:
" بوسه" می دانم که تو هم این برکت را دریافت کرده ای و این به زمانی که کوچک بودی بر می گردد، درست است؟
- بله، وقتی من پانزده سال داشتم مسیح را در قلبم دریافت کردم. سال های زیادی از آن زمان می گذرد و از ایمانی که به او دارم بی نهایت خوشحالم و ایمان دارم که عیسای مسیح می تواند به همه انسان ها کمک نماید.
مریم:
من هم می خواهم از مسیح قدردانی و تشکر کنم. من در بین ارامنه زادگاهم ایران بزرگ شدم، اما با این حال نجات را دریافت نکرده بودم. وقتی به سوئد آمدم ارتباطات ضعیفی با کلیسا داشتم و دو نفر در این مورد برای من اهمیت خاصی دارند، " انگریت" و " اوله" که در حال حاضر هر دوی آنها در شهر یونشوپینگ سوئد زندگی می نمایند. آنها همیشه تجلی عشق و محبت بودند و اولین بار آنها کتاب مقدس را به من دادند در عین حالیکه همیشه ساکت بودند. این عشق و محبت برای من بزرگ بود و زمانی که خواهر من نجات پیدا کرد و مسیحی شد، کتاب مقدسی به ترجمه پارسی به من داد. هربار که کلام خداوند را می خواندم عشق در وجود من بیشتر و بیشتر می شد و این تقریبن به هجده سال پیش باز می گردد. بعد از آن در خواب مسیح را ملاقات کردم و این اتفاق را برای دخترم تعریف کردم. دخترم می خواست که تعمید بگیرد اما از او خواستم تا سالروز تولدم منتظر بماند تا هردو با هم تعمید بگیریم. ما با "بوسه" همسایه بودیم و با او تماس گرفتم و تلفن کشیش اوربان را از او گرفتم و با او تماس گرفتم. "انیکا" که در اینجا معلم بود گفت که به نظر من اینکار برای تو مشکلات بزرگی بوجود می آورد. به آنیکا گفتم که نگران نباش زیرا خداوند همه کارها را درست خواهد کرد و این اتفاق نیز افتاد.
کشیش اوربان:
مریم از شهادتی که دادی متشکرم، از تو، دخترت نادیا و همه خانواده تو. راه های مختلفی برای رسیدن به مسیح وجود دارد و هر کدام از ما به نحوی مسیح را ملاقات می نماییم.
می خواهم یکبار دیگر جمله امروز را برای شما بخوانم و از شما بخواهم که این جمله از انجیل را با خود داشته باشید:
"هر چند کوهها جابجا شوند و تپهها نابود گردند، اما محبت من نسبت به تو هرگز از بین نخواهد رفت و پیمان سلامتیای که با تو بستهام هیچوقت شکسته نخواهد شد.» خداوند که تو را دوست دارد این را میگوید."( اشعیا، فصل پنجاه و چهار، جمله ده)
با هم دعا می کنیم:
- خداوندا سپاس تورا بخاطر عشق و محبتی که به ما داری.
- خداوندا سپاس تورا که با توجه به اینکه گاهی از راه خود منحرف می شویم باز هم از عشق و محبت تو کم نمی گردد.
- خداوندا سپاس تورا که ما چشمان تو می باشیم، تو ما را می بینی و عشق و محبت تو همیشه به دنبال ما می باشد.
- خداوندا تو از مشکلات همه ما با خبری؛ ما با مشکلات خود به نزد تو می آییم و تو ما را می پذیری و ما می توانیم به تو اطمینان داشته باشیم. درنام عیسای مسیح. آمین.
زمانی که سی سال داشتم کتاب های مختلفی را جستجو کردم اما با این حال هیچگاه نتوانستم حقیقت را دریابم. همیشه در حال جستجو کردن بودم و سئوال های بزرگی در مورد زندگی داشتم و همینطور در مورد مرگ هم چیزی نمی دانستم. پدر من هیچگاه نمی خواست که در این مورد حرفی بشنود و یا صحبت نماید. وقتی در زادگاهم (هلند) به کلیسا می رفتم اجازه نداشتم تا با دیگر کودکان بازی نمایم زیرا قوانین آنجا اینکار را ممنوع کرده بود و من این موارد را دوست نداشتم زیرا دوست داشتم بازی کنم و با مردم زندگی نمایم.
کشیش اوربان:
این مورد در گذشته برای کشور سوئد هم بود و به بچه ها اجازه نمی دانند تا در روز یکشنبه بازی کنند زیرا اعتقاد داشتند که یکشنبه روز خداوند است و به همین خاطر همه جا بسته بود.
ایرنه:
دقیقن. همیشه در این فکر بودم که این چه خداوندی است که اجازه نمی دهد تا با دیگر کودکان بازی نمایم. من در هلند به کلیسای کاتولیک ها می رفتم. پاپ بسیار ثروتمند بود و در واتیکان زندگی می کرد و با این حال انسان هایی که فقیر بودند قسمتی از پول خود را به پاپ می دادند. این موارد برای من بسیار سخت و غیر قابل قبول بود. وقتی سی سال داشتم یکی از دوستانم به من پیشنهاد کرد تا کتاب مقدس را بخوانم. من با درخواست او مخالفت کردم زیرا اعتقادی به یک کتاب قدیمی (انجیل) نداشتم. بارها آنرا خوانده بودم و تمایلی به دوباره خواندن آن نداشتم. اما کمی بعد حس کنجکاوی من برانگیخته شد و شروع به خواندن انجیل کردم. اما این بار انجیل برای من بی نظیر بود و با خواندن آن به بسیاری از سئوال هایی که داشتم و هیچگاه پاسخی برای آن نیافته بودم جواب داده شد. من بارها و بارها انجیل را خواندم و سپس در این اندیشه بودم که چه کاری می توانم انجام دهم تا به دیگر انسان ها کمک نمایم. زمانی که به کانال رادیویی به زبان انگلیسی گوش می دادم جواب خود را دریافت کردم و گویی گوینده در حال سخن گفتن با قلب من بود. در نامه رومیان، فصل هشت، جمله ششم نوشته شده:
" اگر از روح خدا پیروی کنیم، حیات و آرامش نصیبمان میگردد؛ اما اگر از طبیعت کهنه خود پیروی کنیم، چیزی جز مرگ و هلاکت بدست نخواهیم آورد. "
من به طور مخصوصی جواب خود را از خداوند گرفتم و دریافتم که پدری در آسمان دارم و او تمام نیازهای من را فراهم خواهد کرد. پدر من هیچگاه رابطه ی خوبی با من نداشت و حتا زمانی که می خواستم به مدرسه بروم حاضر نبود که هزینه تحصیل مرا بدهد و یا به من کمک نماید. به همین خاطر مجبور بودم که روزها کار کنم تا شب ها بتوانم درس بخوانم. به نظر من این بی نظیر است که ما زندگی جاویدی خواهیم داشت و پدری آسمانی ما عاشق ماست و دوستمان دارد.
کشیش اوربان:
این صحبت ها برای من واقعن عالی و بی نظیر بود. زن جوانی که مذاهب مختلف را می خواند و پیگیری می نمود و از فلسفه هم اطلاع داشته و وقتی به او کتاب مقدس را پیشنهاد می نمایند می گوید که تمایلی به خواندن دوباره آن ندارد. اما شروع به خواندن می نماید و جمله ای به سراغ او می آید و اتفاقی در قلب او رخ می دهد. من می خواهم کسانی را که تا بحال قدرت کتاب مقدس را دریافت نکرده اند تشویق نمایم تا بخوانند و منتظر اتفاق باشند زیرا کلام خداوند زنده است و عمل می نماید. بسیار مهم است که کلمه و یا جمله ای بیاید و تمام زندگی تو را تغییر بدهد.
آیا در بین شما کسی می خواهد که خیلی کوتاه و مختصر بگوید مسیح در زندگی او چه کاری انجام داده است و بگوید که چگونه مسیح را دریافت کرده است؟
پروین:
مسیح به زندگی من برکت داد و باعث شد تا نگرش من به مسائل دنیایی تغییر کند. دوست دارم که این برکت شامل حال همه انسان ها بشود.
بیتا کاشانی:
این برکتی که پروین گفت را من هم دریافت کرده ام و با دریافت آن به برکت مالی و دنیوی و هم به برکت صبر که بیانش برای من سخت است دست یافته ام.
کشیش اوربان:
" بوسه" می دانم که تو هم این برکت را دریافت کرده ای و این به زمانی که کوچک بودی بر می گردد، درست است؟
- بله، وقتی من پانزده سال داشتم مسیح را در قلبم دریافت کردم. سال های زیادی از آن زمان می گذرد و از ایمانی که به او دارم بی نهایت خوشحالم و ایمان دارم که عیسای مسیح می تواند به همه انسان ها کمک نماید.
مریم:
من هم می خواهم از مسیح قدردانی و تشکر کنم. من در بین ارامنه زادگاهم ایران بزرگ شدم، اما با این حال نجات را دریافت نکرده بودم. وقتی به سوئد آمدم ارتباطات ضعیفی با کلیسا داشتم و دو نفر در این مورد برای من اهمیت خاصی دارند، " انگریت" و " اوله" که در حال حاضر هر دوی آنها در شهر یونشوپینگ سوئد زندگی می نمایند. آنها همیشه تجلی عشق و محبت بودند و اولین بار آنها کتاب مقدس را به من دادند در عین حالیکه همیشه ساکت بودند. این عشق و محبت برای من بزرگ بود و زمانی که خواهر من نجات پیدا کرد و مسیحی شد، کتاب مقدسی به ترجمه پارسی به من داد. هربار که کلام خداوند را می خواندم عشق در وجود من بیشتر و بیشتر می شد و این تقریبن به هجده سال پیش باز می گردد. بعد از آن در خواب مسیح را ملاقات کردم و این اتفاق را برای دخترم تعریف کردم. دخترم می خواست که تعمید بگیرد اما از او خواستم تا سالروز تولدم منتظر بماند تا هردو با هم تعمید بگیریم. ما با "بوسه" همسایه بودیم و با او تماس گرفتم و تلفن کشیش اوربان را از او گرفتم و با او تماس گرفتم. "انیکا" که در اینجا معلم بود گفت که به نظر من اینکار برای تو مشکلات بزرگی بوجود می آورد. به آنیکا گفتم که نگران نباش زیرا خداوند همه کارها را درست خواهد کرد و این اتفاق نیز افتاد.
کشیش اوربان:
مریم از شهادتی که دادی متشکرم، از تو، دخترت نادیا و همه خانواده تو. راه های مختلفی برای رسیدن به مسیح وجود دارد و هر کدام از ما به نحوی مسیح را ملاقات می نماییم.
می خواهم یکبار دیگر جمله امروز را برای شما بخوانم و از شما بخواهم که این جمله از انجیل را با خود داشته باشید:
"هر چند کوهها جابجا شوند و تپهها نابود گردند، اما محبت من نسبت به تو هرگز از بین نخواهد رفت و پیمان سلامتیای که با تو بستهام هیچوقت شکسته نخواهد شد.» خداوند که تو را دوست دارد این را میگوید."( اشعیا، فصل پنجاه و چهار، جمله ده)
با هم دعا می کنیم:
- خداوندا سپاس تورا بخاطر عشق و محبتی که به ما داری.
- خداوندا سپاس تورا که با توجه به اینکه گاهی از راه خود منحرف می شویم باز هم از عشق و محبت تو کم نمی گردد.
- خداوندا سپاس تورا که ما چشمان تو می باشیم، تو ما را می بینی و عشق و محبت تو همیشه به دنبال ما می باشد.
- خداوندا تو از مشکلات همه ما با خبری؛ ما با مشکلات خود به نزد تو می آییم و تو ما را می پذیری و ما می توانیم به تو اطمینان داشته باشیم. درنام عیسای مسیح. آمین.


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر