![]() |
| کشیش بیورن سونستر "Björn Svensäter" |
من
حدود شش ماه پیش شما را در اینجا ملاقات کردم و خوشحالم از اینکه دوباره در بین
شما هستم. نام من بیورن است و تازه خدمت خود را در کلیسا لوتر شروع کرده ام. امروز
می خواهم در مورد بخش هایی از کتاب مقدس با شما صحبت نمایم که دارای جملات زیادی
است.
" چقدر باید خدا را شکر کنیم، خدایی که پدر خداوند ما عیسی مسیح است، و همه
برکات آسمانی را به ما ارزانی داشته، به این دلیل که ما از آن مسیح هستیم. خدا از زمانهای بسیار دور، حتی پیش از آنکه جهان را بیافریند، ما را برگزید
تا در اثر آن فداکاری که مسیح در راه ما کرد، از آن او گردیم. خدا از همان زمان،
اراده نمود تا ما را در نظر خود پاک سازد بطوری که حتی یک لکه نیز در ما یافت
نشود، تا وقتی در حضور او حاضر میشویم، سراپا مدیون محبت او باشیم. نقشه غیر قابل تغییر خدا همواره این بوده است که ما را در خانواده الهی خود
به فرزندی بپذیرد؛ و برای این منظور، عیسی مسیح را فرستاد تا جانش را در راه ما
فدا کند. علت این تصمیم فقط این بود که خدا اراده کرده بود این لطف را در حق ما
بکند! پس خدا را ستایش میکنیم که
تا این حد ما را دوست داشته و تا این اندازه در حق ما لطف کرده است، آن هم فقط
بخاطر اینکه متعلق به فرزند عزیز او مسیح هستیم. لطف و فیض خدا نسبت به ما بقدری
زیاد بود که حتی حاضر شد به قیمت خون فرزندش تمام گناهان ما را ببخشد و ما را نجات
دهد، و سیل برکات و الطاف خود را
بسوی ما جاری سازد. آه، که حکمت او چه عظیم است و درک او از نیاز ما چه عالی است! خدا نقشه نهان خود را بر ما
آشکار ساخت، نقشهای که در اثر لطف خود، از زمانهای دور طرح کرده بود؛ او نقشه خود
را آشکار ساخت تا ما نیز بدانیم که او به چه منظور مسیح را به جهان فرستاد. قصد خدا این بود که وقتی زمان معین فرا برسد، همه
ما را در هر جا که باشیم، چه در آسمان و چه بر زمین، با هم در مسیح گرد آورد تا
همواره با خدا بسر بریم. علاوه بر این، بخاطر آن فداکاری که مسیح در راه ما
کرده است، ما برای خدا همچون هدیهای شدهایم که مورد پسند اوست، زیرا نقشه عالی
خدا از همان ابتدا این بود که ما را برگزیند تا از آن او گردیم، و چنانکه ملاحظه
میکنیم، او این نقشه را تحقق بخشیده است. مقصود خدا از این عمل این
بود که ما بعنوان نخستین کسانی که به مسیح ایمان آوردیم، او را برای لطفی که در حق
ما نموده است، تمجید و ستایش کنیم. بسبب فداکاری مسیح، همه شما نیز که پیغام نجات
بخش انجیل را شنیدید و به مسیح ایمان آوردید، بوسیله روحالقدس مهر شدید تا مشخص
شود که متعلق به مسیح هستید. خدا از زمانهای گذشته، وعده داده بود که روحالقدس را
به همه ما مسیحیان عطا کند؛ و حضور روحالقدس در ما، ضمانت میکند که خدا هر چه وعده
داده است، به ما عطا خواهد فرمود. مهر روح خدا بر ما، نمایانگر اینست که خدا ما را
باز خرید کرده و ضمانت نموده است که ما را به حضور خود ببرد. این نیز دلیل دیگری
است برای آنکه خدای شکوهمند خود را سپاس گوییم. به همین دلیل، از زمانی که از ایمان استوار شما به عیسای خداوند و از محبتی
که نسبت به همه برادران خود دارید، آگاه شدم، ودائمن برای وجود شما خدا را سپاس میگویم.
همچنین، برای شما دعا میکنم و از خدا که پدر پُر جلال خداوندمان عیسی مسیح است،
درخواست میکنم که به شما حکمت عطا نماید تا بطور روشن و کامل درک کنید که عیسی
کیست و چه فداکاریهایی در حق شما انجام داده است. دعا میکنم که چشمان باطن شما روشن شود تا بتوانید
گوشهای از برکاتی را که خدا برای آینده ما در نظر گرفته است ببینید، و به این
حقیقت پی ببرید که ارثی که خدا برای مومنین تدارک دیده، چقدر پُر شکوه و غنی است. همچنین، دعا میکنم
تا درک کنید که قدرت خدا برای کمک به مؤمنین چقدر عظیم است. این همان قدرتی است که
مسیح را پس از مرگ، زنده کرد و او را در برترین مقام آسمانی، در دست راست خدا قرار
داد، " ( افسسیان، فصل اول، جمله
سه تا نوزده)
اکنون
دو سئوال بزرگ بوجود می آید که در زندگی همه تاثیر بسزایی دارد:
سئوال اول: شما چه تصوری از خداوند دارید و او را چگونه می بینید؟ آیا او برای شما
محبت است یا خشم؟
سئوال دوم: " من کیستم" و خود را چگونه می بینم و چگونه می توانم خود را
معرفی نمایم.
تقریبن این قسمت از کتاب مقدس را که با یکدیگر خواندیم در مورد این دو سئوال می
باشد. اگر به دیدن فیلم سینمایی علاقمند باشید کارتون « شیر شاه» والت دیزنی را
دیده اید. در این فیلم بچه شیری به نام «زیمبا» است که پسر شیرشاه این داستان است.
زیمبا خانواده خود را رها می کند و اتفاقات متعددی برای او رخ می دهد و حتا جانش
نیز در خطر می افتد. در مکانی دوردست و شبی تاریک که فکر می کرد به مرگ نزدیک می
شود ناگهان روح پدر خود را در آسمان می بیند که به او می گوید: « زیمبا فراموش نکن
که کیستی. تو خیلی بیشتر از آنی که می پنداری». در آنجا بود که زیمبا به یاد می
آورد که پسر شاه است و بازمی گردد تا جایگاه اصلی خود را پیدا نماید. در این نامه
پولس نوشته خود را اینگونه آغاز می نماید که خودت را بشناس و بدان که فراموش نشده
ای و تو خیلی بیشتر از آنی که می اندیشی. کسانی که از خارج از سوئد به اینجا آمده
اند، مثلن از ایران و یا افغانستان، خود را اینگونه معرفی می نماید: سلام نام من ....
است و از ایران یا افغانستان آمده ام. سوئدی ها نیز خود را اینگونه معرفی می کنند
که سلام نام من .... است و درشرکت .... مشغول به کار هستم و در اینجا ما بیشتر در
مورد اینکه چه کاره هستیم و چه وظیفه ای داریم توضیح می دهیم. در کتاب مقدس، آدم
در حال معرفی خود به دیگران است و در کتاب پیدایش توضیح داده می شود که انسان ها
چگونه خود را می شناسند و به دیگران معرفی می نمایند؛ داستان آدم و حوا را به یاد
می آورید. خداوند انسان را به شکل خود خلق کرد و به همین خاطر است که تک تک انسان ها
برای خداوند بسیار با ارزش است. اما آدم و حوا می خواستند چیزی به غیر از آن چیزی
که خداوند گفته بود را تجربه نمایند:
" خداوند آدم را ندا داد: «ای آدم، چرا خود را پنهان میکنی؟» آدم جواب داد: «صدای تو را در باغ شنیدم و ترسیدم، زیرا برهنه بودم؛ پس خود را پنهان کردم»".( پیدایش، فصل سه، جمله نه و ده)
اولین کاری که خداوند بعد از گناه انسان انجام می دهد این است که او را برگرداند، در حقیقت در تمام کتاب مقدس، خداوند سعی می نماید تا انسان را به سوی خود بازگرداند. آدم و حوا خود را مخفی کرده بودند زیرا دریافته بودند که برهنه اند و از این برهنگی شرمسار بودند. ما بدون خداوند هیچ چیزی نیستیم و انسان خلق شد تا همواره به جستجوی خداوند باشد و مانند اینست که روبروی آینه ای ایستاده و خداوند را در درون خود می بیند و به دیگران نیز نشان می دهد. اگر انسان این ارتباط را قطع نماید، تصویر خداوند دیگر از انسان برای دیگران ساطع نمی شود و در این صورت انسان دیگر چیزی نیست و بدون خداوند ما گوشت، پوست و استخوان و .... هستیم. قدری به عقب باز می گردم؛ آدم و حوا از برهنگی خود شرمسار بودند و این معنی و مفهوم بیشتری دارد. ما انسان ها همیشه در تلاش هستیم تا عیب های خود را به نحوی پنهان نماییم تا خالی بودن ما مشخص نشود و از دید دیگران پر به نظر بیاییم. ما انسان ها می خواهیم که نقص و کمبود خود را با ظاهرمان پر نماییم مانند داشتن اتومبیل زیبا و گرانقیمت، لباس های گران و زیبا و.... تا به دیگران نشان دهیم که ما بیشتر از آن چیزی هستیم که در مورد ما می اندیشید. در واقع بخاطر شرم بعد از گناه بود که سعی می نماییم تا خداوند را فراموش نماییم و از طریق چیزهای دیگری خود را به دیگران بهتر جلوه دهیم. این مسائل نمایشی گران و زیبا که در ابتدا با پوشاندن خود بوسیله برگ درخت آغاز گردید بد نیست اما همانند برگی که به وزش بادی زیر و رو می شود و یا پژمرده خواهد شد می ماند و در این صورت ما همان برهنه ای که بودیم خواهیم شد. زندگی نیز به همین صورت است و اگر بجای اصل وجود که همان خود خداوند است سعی نماییم که به ظاهر زندگی که همان خانه و اتومبیل و پول و .... خود را به دیگران نشان دهیم، یک روز به پایان خواهد رسید و همه اینها مانند برگ درخت ریخته خواهد شد. شاید شما عزیزانی که در اینجا حضور دارید و از کشور دیگری به اینجا آمده اید در زادگاه خود دارایی هایی داشته اید و بدلیل نجات خود از آنجا فرار کرده اید و نتوانسته اید چیزی با خود به اینجا بیاورید. پس چه چیزی برای انسان ماندگار و پایدار است.
"خداوند لباسهایی از پوست حیوان تهیه کرد و آدم و همسرش را پوشانید."( پیدایش، فصل سه، جمله بیست و یک)
در اینجا نوشته شده که خداوند از پوست حیوان برای آدم و حوا لباس تهیه کرد. آیا دلیل آنرا می دانید؟ آیا سوار موتورسیکلت شده اید؟ کسانی که سوار موتور سیکلت می شوند باید لباس های چرمی بپوشند تا اگر در حادثه ای بر روی زمین کشیده شدند آسیب کمتری ببینند و همچنین در مقابل باد نیز محافظت بشوند. برای به تن کردن این لباس چرمی باید جانداری جان خود را از دست بدهد و معنی آن بشارتی برای آینده است که خداوند روزی این برهنگی ما را با چیزی یا کسی که به خاطر ما جان خود را از دست داد می پوشاند. خداوند نه جاندار و جانوری را بلکه عزیزترین فرزند خود را بر بالای صلیب فرستاد و باید بدانیم که به چه اندازه ای برای خداوند ارزشمند می باشیم که فرزند خود را قربانی کرد تا برهنگی تو را بپوشاند. اگر دوباره به کتاب افسسیان باز گردیم، کلمه ای وجود دارد که مرتبن تکرار می شود: «در عیسا» از طریق «عیسا» با «عیسا» در نام «عیسا» و... تکرار می شود و شما در آنجا می توانید هویت خود را پیدا نماید. عیسای مسیح چه چیزی می تواند به ما ببخشد؟
" در آن زمان، شما کاملا جدا از مسیح زندگی میکردید و جزو قوم خدا نبودید و هیچیک از وعدههای امیدبخش خدا شامل حال شما نمیشد. شما گمراه و بی خدا و بی امید بودید. اما اکنون از آن عیسی مسیح هستید. گرچه زمانی از خدا دور بودید، اما در اثر کاری که مسیح با خون خود برای شما کرد، اکنون به خدا نزدیک شدهاید."( افسسیان، فصل دو، جمله دوازده و سیزده)
اینگونه است که از طریق این اتفاقات ما بنحوی مانند شهروندان بهشتی شناخته شده ایم و اقامت آسمانی دریافت کرده ایم.
" شریعت یهود، از یهود طرفداری میکرد و غیر یهود را نادیده میگرفت، و این امر در میان ما باعث رنجش و کینه بود. اما مسیح با جانبازی خود، این دشمنی را از میان برداشت، زیرا او جان خود را فدا کرد تا به محدودیتهای ایجاد شده توسط شریعت یهود، خاتمه دهد. آنگاه، هم ما یهودیان و هم شما غیر یهودیان را که قبلا با یکدیگر دشمن بودیم، جزئی از وجود خود ساخت و ما را به یکدیگر پیوند داد، تا یکی گردیم و سرانجام صلح برقرار شود. اکنون که اعضای یک بدنیم، دیگر بین ما کینه و دشمنی وجود ندارد، زیرا مسیح ما و شما را با خدا صلح داده است. دشمنی دیرینه ما سرانجام در پای صلیب او از میان رفت. مسیح این پیغام دلنشین صلح و آرامش را، هم به شما غیر یهودیان رساند که از خدا دور بودید، و هم به ما یهودیان که به او نزدیک بودیم. حال، همه ما، چه یهودی و چه غیر یهودی، به یاری روح خدا و در اثر آن فداکاری که مسیح برای ما انجام داده، میتوانیم به حضور پدر آسمانیمان خدا راه یابیم. اکنون دیگر شما نسبت به خدا غریب و بیگانه نیستید، بلکه همراه با مقدسین، اهل وطن الهی میباشید و با سایر ایمانداران عضو خانواده خدا هستید." ( افسسیان، فصل دو، جمله پانزده تا نوزده)
در واقع ما دعوت نامه ای دریافت کرده ایم و بیاد دارم زمانی که سن کمی
داشتم به جمع کردن امضاء اشخاص و گروه های معروف علاقمند بودم. گرفتن امضای
فوتبالست های معروف برایم خیلی مهم بود و برای آنها نامه می نوشتم و از آنها می
خواستم تا برای من امضای خود را ارسال نمایند و همیشه منتظر بودم تا آنها را
دریافت نمایم. به تیم فورولوندای هاکی روی یخ شهر یوتوبوری هم خیلی علاقه داشتم و
از آنها نیز این درخواست را کرده بودم. یک روز اتفاق خیلی فوق العاده ای برای من
افتاد وقتی از مدرسه برگشتم سری به صندوق پست زدم و دیدم یک نامه از یوتوبوری آمده
است. نامه را باز کردم و دیدم تمام اعضای گروه فورولوندا برای من امضاء ارسال کرده
اند و مربی تیم هم شخصن نامه ای برای من نوشته بود. نوشته بود که برای او خیلی جالب
است که من از تمامی تیم امضاء می خواهم و اگر مایل باشم می توانم بعد از مسابقه
بعدی با تمام اعضای گروه ملاقات داشته باشم. در آن زمان من احساس می کردم که به
بهشت رفته ام. اما این دعوتنامه ای که ما دریافت کرده ایم خیلی با ارزشتر است و
چیزی است که کسی نمی تواند آن را از ما پس بگیرد. حتا با توجه به ظلم و جنگ و
ویرانی که دنیا در بر گرفته است این دعوتنامه ما صد در صد معتبر است و نشان دهنده
ای اینست که خداوند از روی عشق و محبت ما را انتخاب کرده است. زمانی که کودک بودم
و به مدرسه می رفتم در زمان زنگ تفریح فوتبال بازی می کردیم و برای شروع بازی دو
نفر از بهترین بازیکنان در دو طرف می ایستادند و افراد تیم خود را انتخاب می کردند.
آنها در تلاش بودند تا بهترین ها را انتخاب نمایند و اگر در این بین کسی بازیکن
خوبی نبود، در آخر به ناچار به تیمی می پیوست. در واقع این بازیکن ضعیف معمولن
احساس حقارت می کرد که در رده آخرین ها می باشد اما در اینجا خداوند مخصوصن تو را
با محبت و عشق خود انتخاب کرده است. البته اینگونه هم نیست که در این فکر باشی که
من انتخاب شده ام و تو انتخاب نشده ای، بلکه خداوند همه را انتخاب کرده است تا عشق
و محبت خود را به همه انسان ها نشان دهد. زمانی که ما انتخاب شده ایم این ماموریت به
ما داده می شود تا عشق و محبت خداوند را به مابقی انسان ها نیز نشان دهیم.
دوست ما اشاره کرد که خداوند بخشش است که این کاملن درست است و خداوند با ریختن خون خود گناهان ما را خرید. شاید بعضی ها در تصور خود از خداوند می ترسند زیرا در این فکر هستند که در زندگی خود اشتباهات متعددی داشته اند و نتوانسته اند که زندگی درستی داشته باشند اما در اینجا نوشته شده است که از طریق ریختن خون مسیح بخشش شامل حال ما شده است و او با ریختن خون خود بهای گناهان ما را پرداخت کرده است.
زمانیکه من به سن هجده سالگی رسیدم گواهینامه رانندگی خود را دریافت کردم و از پدرم اجازه گرفتم تا با اتومبیل او رانندگی نمایم. رانندگی برای من بسیار جالب بود و سریع رانندگی می کردم. در یک شب که هوا سرد بود و جاده نیز یخ زده بود و من هم اطلاعی از این بابت نداشتم، بخاطر سرعت زیاد در پیچ جاده، خودرو منحرف شد و به بیرون افتاد و خسارت زیادی دید. در این حادثه برای من اتفاقی رخ نداد اما آسیب جدی به خودرو وارد شد. برای من سخت بود که به خانه بازگردم و این خبر را به پدرم بگویم اما هیچگاه عکس العمل پدرم را فراموش نمی نمایم. پدرم به من گفت که بیورن من بسیار خوشحال هستم که تو سالم هستی و خودرو اصلن مهم نیست و من آنرا درست می کنم. برای درست شدن خودرو پدرم هزینه بسیار زیادی پرداخت کرد و بعد از یک هفته خودرو درست شد و پدرم کلید آنرا به من داد و گفت برای رانندگی آماده می باشد. پدر آسمانی ما هم همینطور می باشد و او بدون هیچ چشم داشتی به ما محبت می نماید و ما را می بخشد حتا زمانی که ما زندگی خود را تباه کرده ایم. همانطور که خودروی آسیب دیده نیاز به پرداخت هزینه ای دارد، چه کسی بهای گناهان ما را می پردازد؟ مسیح با دادن جان خود بر بالای صلیب این هزینه را پرداخت کرد و ما هرکجا که باشیم بخشیده خواهیم شد.
ما روح خداوند را بعنوان یک بیعانه دریافت کردیم ومی توانیم محبت خداوند را در داخل قلب هایمان مشاهده نماییم. همچنین امید داریم که مابقی وعده های خداوند را نیز دریافت نماییم و از طریق ایمان به خداوند است که همه چیز درست می شود. خود را ببین که به عشق خداوند دعوت شده ای، همان عشقی که به فرزند خود مسیح داشت و همان عشق را به تو نیز دارد و ما در مسیح هستیم و همه ی داشته او برای ما نیز هست:
" بنابراین، در اثر بخشش رایگان و مهربانی خدا و توسط ایمانتان به مسیح است که نجات یافتهاید؛ و این کار شما نیست، بلکه هدیه خداست. نجات نتیجه اعمال خوب ما نیست، از اینرو هیچکس نمیتواند به خود ببالد. این خداست که ما را از نو آفریده و این زندگی جدید را از فیض وجود عیسی مسیح به ما داده است؛ و از زمانهای دور دست، نقشه خدا این بوده که ما این زندگی جدید را صرف خدمت به دیگران نماییم. "( افسسیان، فصل دو، جمله هشت تا ده)
این مسئله شامل تک تک ماست و فراموش کن که خود را پنهان نمایی بلکه خود را اینگونه ببین که با تمام وجود به تو عشق ورزیده می شود. یوحنا یکی از شاگردان و یاران مسیح بود و خود را اینگونه معرفی می نماید و در چندین بار می گوید: من همان شاگردی هستم که مسیح او را دوست می داشت. بار اولی که این نوشته را خواندم به خود گفتم که آیا او فکر می کرده که مسیح فقط او را دوست می داشت! اما در حقیقت او هویت خود را در مسیح یافته بود و وقتی خود را می دید نمی گفت که من از همه پولدار تر و یا قوی تر و یا زیباتر هستم بلکه صحنه به صلیب رفتن عیسای مسیح را دیده بود به این افتخار می کرد که من کسی بودم که مسیح مرا دوست می داشت. من و شما هم می توانیم این را در مورد خود بگوییم:
« من همانم که مسیح مرا دوست دارد »، هرچه که باشی هرکه هستی.
متشکرم.
اینگیرد:
با این کار ما بسیار راحت شده ایم زیرا نیازی نیست که برای دیگران لاف بزنیم که چه کسی هستیم، زیرا اگر ایمان داشته باشیم برای تک تک ما که همین کافی است که مسیح ما را دوست دارد و بیورن هم می خواست همین را برای ما توضیح بدهد.
دوست ما اشاره کرد که خداوند بخشش است که این کاملن درست است و خداوند با ریختن خون خود گناهان ما را خرید. شاید بعضی ها در تصور خود از خداوند می ترسند زیرا در این فکر هستند که در زندگی خود اشتباهات متعددی داشته اند و نتوانسته اند که زندگی درستی داشته باشند اما در اینجا نوشته شده است که از طریق ریختن خون مسیح بخشش شامل حال ما شده است و او با ریختن خون خود بهای گناهان ما را پرداخت کرده است.
زمانیکه من به سن هجده سالگی رسیدم گواهینامه رانندگی خود را دریافت کردم و از پدرم اجازه گرفتم تا با اتومبیل او رانندگی نمایم. رانندگی برای من بسیار جالب بود و سریع رانندگی می کردم. در یک شب که هوا سرد بود و جاده نیز یخ زده بود و من هم اطلاعی از این بابت نداشتم، بخاطر سرعت زیاد در پیچ جاده، خودرو منحرف شد و به بیرون افتاد و خسارت زیادی دید. در این حادثه برای من اتفاقی رخ نداد اما آسیب جدی به خودرو وارد شد. برای من سخت بود که به خانه بازگردم و این خبر را به پدرم بگویم اما هیچگاه عکس العمل پدرم را فراموش نمی نمایم. پدرم به من گفت که بیورن من بسیار خوشحال هستم که تو سالم هستی و خودرو اصلن مهم نیست و من آنرا درست می کنم. برای درست شدن خودرو پدرم هزینه بسیار زیادی پرداخت کرد و بعد از یک هفته خودرو درست شد و پدرم کلید آنرا به من داد و گفت برای رانندگی آماده می باشد. پدر آسمانی ما هم همینطور می باشد و او بدون هیچ چشم داشتی به ما محبت می نماید و ما را می بخشد حتا زمانی که ما زندگی خود را تباه کرده ایم. همانطور که خودروی آسیب دیده نیاز به پرداخت هزینه ای دارد، چه کسی بهای گناهان ما را می پردازد؟ مسیح با دادن جان خود بر بالای صلیب این هزینه را پرداخت کرد و ما هرکجا که باشیم بخشیده خواهیم شد.
ما روح خداوند را بعنوان یک بیعانه دریافت کردیم ومی توانیم محبت خداوند را در داخل قلب هایمان مشاهده نماییم. همچنین امید داریم که مابقی وعده های خداوند را نیز دریافت نماییم و از طریق ایمان به خداوند است که همه چیز درست می شود. خود را ببین که به عشق خداوند دعوت شده ای، همان عشقی که به فرزند خود مسیح داشت و همان عشق را به تو نیز دارد و ما در مسیح هستیم و همه ی داشته او برای ما نیز هست:
" بنابراین، در اثر بخشش رایگان و مهربانی خدا و توسط ایمانتان به مسیح است که نجات یافتهاید؛ و این کار شما نیست، بلکه هدیه خداست. نجات نتیجه اعمال خوب ما نیست، از اینرو هیچکس نمیتواند به خود ببالد. این خداست که ما را از نو آفریده و این زندگی جدید را از فیض وجود عیسی مسیح به ما داده است؛ و از زمانهای دور دست، نقشه خدا این بوده که ما این زندگی جدید را صرف خدمت به دیگران نماییم. "( افسسیان، فصل دو، جمله هشت تا ده)
این مسئله شامل تک تک ماست و فراموش کن که خود را پنهان نمایی بلکه خود را اینگونه ببین که با تمام وجود به تو عشق ورزیده می شود. یوحنا یکی از شاگردان و یاران مسیح بود و خود را اینگونه معرفی می نماید و در چندین بار می گوید: من همان شاگردی هستم که مسیح او را دوست می داشت. بار اولی که این نوشته را خواندم به خود گفتم که آیا او فکر می کرده که مسیح فقط او را دوست می داشت! اما در حقیقت او هویت خود را در مسیح یافته بود و وقتی خود را می دید نمی گفت که من از همه پولدار تر و یا قوی تر و یا زیباتر هستم بلکه صحنه به صلیب رفتن عیسای مسیح را دیده بود به این افتخار می کرد که من کسی بودم که مسیح مرا دوست می داشت. من و شما هم می توانیم این را در مورد خود بگوییم:
« من همانم که مسیح مرا دوست دارد »، هرچه که باشی هرکه هستی.
متشکرم.
اینگیرد:
با این کار ما بسیار راحت شده ایم زیرا نیازی نیست که برای دیگران لاف بزنیم که چه کسی هستیم، زیرا اگر ایمان داشته باشیم برای تک تک ما که همین کافی است که مسیح ما را دوست دارد و بیورن هم می خواست همین را برای ما توضیح بدهد.



هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر