۱۳۹۵ مهر ۲۹, پنجشنبه

کلیسای پارسی زبانان - شنبه 2016/10/8 - کشیش میکاییل نیلسون

کشیش میکاییل نیلسون


امروز برای من روز بی نظیر است زیرا شما را ملاقات می کنم. من در حدود سیصد و پنجاه کیلومتری شمال سوئد بدنیا آمدم و در آنجا زندگی می کردم. ما در خارج از شهر و در یک دشت زندگی می کردیم و خانواده من مسیحی نبودند. من حتا با کسی که مسیحی باشد و کتاب مقدس بخواند معاشرت نداشتم و هیچگاه و هرگز نام مسیح را نشنیده بودم. وقتی نوجوان بودم به عیسای مسیح ایمان آوردم و همیشه سعی می کردم تا جایی که می توانم پیرو مسیح باشم. شما از سرزمین دیگری به این کشور آمده اید و امروز ما با یکدیگر هستیم و کسی که شما و من را به اینجا آورده است عیسای مسیح است و ما به خاطر اوست که در اینجا همدیگر را ملاقات می کنیم که از این بابت خدارا سپاس می گوییم و چه کسی می داند که آینده چگونه ما را رهبری خواهد کرد. من امروز خیلی خوشحال هستم که مسیح را ملاقات کرده ام و از ایمانی که به من دارید سپاسگزارم. 
من امروز ماموریت دارم تا در مورد موضوع و یا سئوالی صحبت نمایم؛ البته نه یک سئوال بلکه دو سئوال؛ یکی اینکه " به چه دلیلی باید دعا کنیم" و سئوال بعدی " چگونه باید دعا نمایم".
در تمامی کره زمین انسان هایی هستند که به روش ها، زبان ها و مذاهب مختلف دعا می کنند. آن ها به خدایان گوناگون و در مکان های گوناگون دعا می کنند. حتا گاهی خیلی از کسانی که به خداوند اعتقاد ندارند هم دعا می کنند زیرا وقتی در زندگی انسان ها مشکلی بوجود می آید به دعا خواندن مشغول می شوند؛ مادر و پدری را می شناسید که فرزندشان بیمار شده باشد و دعا نکند. من در رابطه با یک نویسنده کتاب که در کشور سوئد معروف است و کتاب های زیادی نیز نوشته است و بسیار خودخواه نیز بود می خواندم که در بیشتر کتاب های خود توضیح داده بود که خدایی وجود ندارد. اما او در یکی از کتاب های خود اینگونه نوشته است که همسر او سخت بیمار شد و درمانی برای بیماری او وجود نداشت و او در حال مرگ بود و هیچ پزشکی نمی توانست کمکی نماید. پس او شروع به خواندن دعا می کند و این در صورتی است که در بیشتر کتاب های خود نوشته بود که خدایی وجود ندارد. با توجه به اینکه همه پزشکان از او قطع امید کرده بودند اما همسر او بهبودی یافت و خداوند جواب دعای او را داده بود. شاید انسان ها نمی دانند که به چه چیزی باید ایمان داشته باشند اما برای بهترین ها دعا می نمایند. وقتی شخصی بلیط بخت آزمایی می خرد، تقریبن می داند که هیچگاه جایزه بزرگ را برنده نخواهد شد اما بعضی ها این بلیط ها را می خرند و امیدوارند که برنده شوند. همزمان که تو بلیط بخت آزمایی خریداری می کنی تا برنده میلیون ها پول بشوی، انسان های هستند که واقعن نمی دانند خدایی وجود دارد، اما دعا می کنند و امیدوار هستند تا بهترین ها را بدست آورند. برای ما انسان ها دعا یک پایه ریزی زندگی است و برای زندگی خیلی چیزها هست که باید انجام دهیم. ما برای نفس کشیدن به هوا و اکسیژن نیاز داریم، به غذا برای خوردن، آب برای نوشیدن، جایی برای زندگی کردن، به دوست نیاز داریم، نیازمند عشق و محبت هستیم و همه اینها پایه و نیاز زندگی ما است و وقتی ما همزمان همه این موارد را دارا می باشیم باز هم در این تفکر هستیم که کافی نیست و به چیزهای بیشتر دیگری نیز نیازمندیم. انسان های کره زمین دعا می کنند زیرا همه ما نیازمند خداوندیم و بوجود آمده ایم تا دعا نماییم. از زمان پیدایش انسان، رابطه نزدیکی بین خداوند و انسان وجود داشته و اینگونه نوشته شده است:
" خداوند و انسان ها در باغ زیبای عدن در پایان روز در حال قدم زدن بودند و شروع به سخن گفتن کردند". 
من و شما اینگونه و شبیه خداوند آفریده شده ایم تا با او رابطه داشته باشیم و نمی توانیم این همنشینی را با چیز دیگری عوض نماییم. ما می توانیم پول، آرامش، امنیت و چیزهای دیگری نیز داشته باشیم اما همه این موارد بدون خداوند تهی و خالی خواهد بود زیرا ما برای رابطه با خداوند بوجود آمده ایم. در کتاب مقدس نوشته شده که انسان چگونه گناه کرد و بواسطه آن رابطه خود را با خداوند قطع کرد و به راه خود رفت. انسان ها نمی خواستند خدایی داشته باشند و می خواستند که خود خدای خود باشند و برای زندگی شان شخصن تصمیم بگیرند و زندگی را در دستان خود قرار دهند و خدایی نمایند. این یک فاجعه بزرگ بود؛ به اطراف خود نگاه کن، روزنامه ای بخوان و به اخبار جدید توجه کن که چه اتفاقی برای انسان های بدون خداوند افتاده است. این دنیای زیبا را خداوند آفرید و همه چیز عالی بود. خداوند دوستی، عشق و محبت را آفرید. انسان ها اسلحه بوجود آوردند، آنها خشونت را رواج دادند و جنگ را بوجود آوردند و ما در این موارد اتفاقات زیادی را می بینیم. اجازه بدهید این موارد را رها کنیم و به زمانی بازگردیم که انسان از خداوند فاصله نگرفته بود. در کتاب مقدس نوشته شده که خداوند و انسان ها با یکدیگر در باغ زیبای عدن راه می رفتند و در پایان روز با یکدیگر بودند؛ این واقعن زیباست. ما با خداوند همنشینی داشتیم و همه چیز آنطور بود که باید می بود و هیچ تهدید و نفرتی وجود نداشت. ما اینگونه بوجود آمده ایم و منتظر این آرزوی خود هستیم و به همین دلیل است که همه انسان ها در هر جای این کره خاکی دعا می کنند. ما به خداوند نیاز داریم و اگر مغز ما قبول نمی کند اما قلب ما بیاد می آورد. نویسنده ای داستان واقعی را تعریف می نماید که در مورد پسر کوچکی است که مرگ بین او و مادرش فاصله انداخته و به همین خاطر بسیار غمگین بود. پسر کوچک دلتنگ مادر بود و مخصوصن شب ها هنگام خواب خیلی اندوهگین می شد. پسرک خیلی مواقع هنگام خواب به پیش پدر خود می رفت و از او خواهش می کرد تا بتواند کنار او بخوابد و پدر نیز موافقت می کرد. با این حال او نمی توانست که راحت بخواب برود زیرا می دانست که پدرش نمی تواند مانند مادرش که همیشه روی خود را به سمت او می کرد و می خوابید این کار را بکند و معمولن روی پدر به طرف دیگر بود. اتاق خواب پدر تاریک بود و پسرک بارها از پدر خود این سئوال را می کرد " پدر، صورت تو بسمت من است؟". پدر در جواب به او می گفت که من در کنار تو هستم و تنها نیستی و صورتم را به سوی تو برمی گردانم. پسر بچه در ابتدا فکر می کرد که پدرش در آن تاریکی اصلن حضور ندارد و بعد منتظر آن بود که او چهره خود را به سمتش بر گرداند. در آن صورت بود که او به آرامش می رسید و می توانست بخوابد. نویسنده در مورد این اتفاق و به آرامش رسیدن کودک می گوید که همه ما انسان ها شبیه این پسر کوچک هستیم و منتظر هستیم تا خداوند روی خود را بسمت ما نماید. برای ما کافی نیست که فقط بدانیم خداوندی در یک جای خیلی خیلی دور وجود دارد و اگر این خالق علاقه ای به حضور تو نداشته باشد و اهمیتی به تو ندهد در آنصورت تو چگونه آرامش خواهی یافت. در قسمتی از کتاب مقدس نوشته شده که خداوند چگونه می خواهد ما را برکت بدهد:
" «خداوند شما را برکت دهد و از شما محافظت فرماید، خداوند روی خود را بر شما تابان سازد و بر شما رحمت فرماید، خداوند لطف خود را به شما نشان دهد و شما را سلامتی بخشد».( اعداد، فصل شش، بیست و پنج  تا بیست و هفت)      
کتاب مقدس می گوید که خداوند در یک جای دور نیست و نزدیک می آید تا چهره خود را به تو بدرخشاند و هرگاه که تو این حقیقت را دریابی و درک نمایی درست مانند این پسر کوچک به آرامش رسیده و آزاد خواهی شد. خداوند لبخند خود را بسوی تو بازگردانده است و به همین دلیل ما باید دعا نماییم زیرا محتاج و نیازمند خداوند هستیم. ما به دعا نیازمندیم زیرا این دنیا در تاریکی است و مانند کودکان کوچک هراسان و ترسیده ایم و روی خداوند را می جوییم. 

سئوال دوم، « چگونه دعا نماییم؟» 
ما اولین کسانی نیستیم که این سئوال را می نماییم؛ زمانی که شاگردان مسیح او را در حال دعا دیدند از او خواستند تا به آنها نیز دعا کردن را بیاموزد اما بنظر شما شاگردان مسیح چه چیزی از او دیدند که این درخواست را کردند؟ به نظر من وقتی کسی را می بینی که واقعن دعا می کند تو نیز می خواهی که آرزویت برآورده شود. وقتی تو واقعن حقیقت دعا را درک کرده و شناختی، در آن موقعیت تو نیز می خواهی که خواسته ات برآورده شود. شاید تو هم مانند شاگردان مسیح که از او خواستند تا دعا کردن را به آنها بیاموزد، تو نیز بیاموزی. شاگردان مسیح در زمان دعای او، آزادی را در چشمان او دیدند و آنها نیز می خواستند تا این خوشحالی و آرامش را داشته باشند و مسیح نیز به آنها دعای بی نظیری را می آموزد:
" پس شما اینگونه دعا کنید: «ای پدر ما که در آسمانی، نام مقدس تو گرامی باد. ملکوت تو برقرار گردد. خواست تو آنچنان که در آسمان مورد اجراست، بر زمین نیز اجرا شود. نان روزانه ما را امروز نیز به ما ارزانی دار.   خطاهای ما را بیامرز چنانکه ما نیز آنان را که به ما بدی کرده‌اند، می‌بخشیم. ما را از وسوسه‌ها دور نگاه دار و از شیطان حفظ فرما؛ زیرا ملکوت و قدرت و جلال تا ابد از آن توست. آمین."( انجیل متی، فصل شش، جمله نه تا سیزده)
اما چه چیزی در این دعاست؛ مسیح در رابطه با دعا مورد مهمی را می گوید که دعا یک رابطه ی نزدیک با خداوند است و او پدر ماست. پولس رسول که در کتاب مقدس نامه های زیادی نوشته است در مورد یک مسئله بسیار مهم اینگونه می گوید:
" پس همچون برده‌ها، رفتارمان آمیخته با ترس و لرز نباشد، بلکه مانند فرزندان خدا رفتار نماییم، فرزندانی که به عضویت خانواده خدا پذیرفته شده‌اند و خدا را پدر خود می‌خوانند."(رومیان، فصل هشت، جمله پانزده)
معنی این سخن چیست؟ ایمان به خداوند یک آرامش نیست و البته بستگی به این دارد که چه خدا باشد. فکر کنید که خداوند خشنی وجود داشته باشد و کارهای سختی از ما بخواهد و با عصبانیت بخواهد تا از کارهای ما انتقام بگیرد و به چنین خداوندی ایمان داشته باشی. شاید همانطوری که پولس رسول می گوید ما برای چنین خدایی حکم بردگان را داشته باشیم اما پولس رسول می گوید که چنین خداوندی نیست و او سخت و سخت گیر نیست و مانند یک پدر مهربان است و ما نیز همانند کودکانی که پدر خود را پدر می نامند می توانیم به او پدر بگوییم. پولس رسول خداوند را اینگونه معرفی می نماید. ما نمی دانیم که خداوند چقدر بر روی ما حساب می کند و نمی توانیم عشق و محبت خداوند را بسنجیم و درک نماییم زیرا او بی نهایت بزرگ است و درک او از توان ما خارج است. اما ما می توانیم برای فهمیدن و درک کردن او کمک بخواهیم. وقتی ما به  فرزندانمان که عاشق آنها هستیم نگاه می کنیم، پولس رسول نیز خداوند را اینگونه بیان می کند که خداوند دقیقن همانند یک پدر و یا مادر که فرزند خود را دوست دارد ما را دوست دارد و شاید حتا بیشتر از این مقدار دوست دارد. دقیقن به همین دلیل است که مسیح هنگام سخن با خداوند او را پدر خطاب می نمایید. اگر مسیحیت یک دین و یا مذهب بود و من می خواستم در مورد اینکه چگونه دعا نماییم صحبت نماییم، بطور مثال باید در مورد اینکه در هنگام دعا باید چه چیزی بر تن نماییم، باید بنشینم، زانو بزنم و یا در حالت دیگری باشم و یا در جاهای بخصوص، مکان و زمان خاص دعا نمایم، شمع و یا چراغی روشن نمایم و یا دقیقن از کلام خاصی برای دعا کردن استفاده نمایم. اما مسیحیت یک مذهب نیست، مسیحیت یک رابطه ی نزدیک با خداوند است و به همین خاطر ما می توانیم مانند یک فرزند نزدیک خداوند شویم. اگر خداوند پدر من است پس دیگر مهم نیست که چه لباسی بر تن دارم، چه زمانی دعا می کنم، به چه سمتی برای دعا کردن قرار می گیرم و دقیقن از چه کلام و کلماتی برای سخن گفتن با او استفاده می نمایم. خداوند پدر، برای دعا کردن از من چه چیزی می خواهد؟ خداوند صداقت ما را می خواهد و کتاب مقدس از عشق واقعی سخن می گوید. 





مابقی دعا مسیح در مورد زندگی ما می باشد، تو می خواهی که اراده خداوند همانگونه که در آسمان است بر زمین هم بیاید. دعا می کنیم که غذایی برای خوردن داشته باشیم و بخشش برای اشتباهات. از خداوند می خواهیم تا ما نیز مانند او بتوانیم کسانی را که در حق ما اشتباه کرده اند و به ما آزار و اذیت رسانده اند ببخشیم. وقتی که ما دعای ربانی را می خوانیم، مسیح می خواهد که در مورد همه چیز دعا نماییم و مهم نیست که چگونه دعا می نمایی بلکه آنچه که مهم است اینست که برای خداوندی دعا می نمایی که برای همه چیز ارزش قائل است و به دعای تو کاملن گوش می دهد. تو می توانی در مورد ناراحتی و گرفتاری خود با خداوند سخن بگویی و یا می توانی از چیزهایی که به تو داده است قدردانی و تشکر نمایی. به نظر شما ما می توانیم برای همه چیز و همه درخواست های خود دعا نماییم؟
بله :
"  برای هیچ چیز غصه نخورید؛ درعوض برای همه چیز دعا کنید و هر چه لازم دارید به خداوند بگویید و فراموش نکنید که برای جواب دعاها، از او تشکر نمایید.  اگر چنین کنید، از آرامش خدا بهره‌مند خواهید شد، آرامشی که فکر انسان قادر به درک آن نیست. این آرامش الهی به فکر و دل شما که به عیسی مسیح ایمان آورده‌اید، راحتی و آسایش خواهد بخشید. "(فیلیپیان، فصل چهار، جمله شش و هفت)
می خواهم برای شما قدری ساده تر توضیح بدهم. این کلام بسیار عمیق است و انسان بودن راحت نیست و مشکلات فراوانی وجود دارد و مقابله با آنها نیزسخت است. گاهی ما انسان های بدی را ملاقات می نماییم و بدتر از همه اینست که گاهی خود ما نیز انسان های بدی می شویم که به دیگران بدی می نماییم. ما شخصن و بخودی خود نمی توانیم همه این موارد را درست نماییم و به همین دلیل است که ما واقعن به مسیح نیازمندیم. عیسای مسیح به ما کمک کن تا بتوانیم ببخشیم و او می تواند به ما و درخواست های ما کمک نماید.
پولس رسول می گوید زمانی که به موارد گوناگونی فکر می کنی و ناراحت می شوی، خوب است که برای آنها دعا نمایی و وقتی در این مورد با خداوند سخن بگویی در آن صورت آزادی بدست می آوری. همه می توانند این مورد را امتحان نمایند. شما در مورد هر چیزی می توانید با خداوند سخن بگویید، موارد بزرگ، که اراده خداوند بر زمین هم کرده شود. حتا اگر کوچکتر باشد و مثلن من نانی برای خوردن بخواهم و یا هر چیز دیگری.  
مورد بسیار بسیار مهمی که کتاب مقدس در مورد دعا به ما می آموزد اینست که در نام عیسای مسیح دعا کنیم:
" در آنموقع دیگر از من چیزی نخواهید خواست، چون واقعا می‌توانید مستقیم نزد «پدر» بروید، و به نام من، هر چه می‌خواهید از او دریافت کنید. "( انجیل یوحنا، فصل شانزده، جمله بیست و سه)
به نظر شما معنای این جمله چیست؟
می خواهم اینگونه برای شما توضیح دهم که اگر من بخواهم چکی به شما بدهم که مبلغ آن بسیار بسیار بالا باشد، مثلن صد میلیون کرون، این چک متاسفانه بی ارزش است و من باید اعتراف کنم که چنین پولی را در حساب خود ندارم و این چک پشتوانه ای ندارد و می توانید آنرا پاره کرده و به آشغال بیاندازید. اما اگر این چک را «بیل گیتس» که ثروت فراوانی دارد به شما بدهد، در آن صورت به شما تبریک می گویم زیرا این مبلغ پول برای او ارزش زیادی ندارد و شاید برای او به اندازه پول قهوه اش باشد و چک او اعتبار دارد. تو، من و یا هرشخص مقدس دیگری نمی توانیم با نام خود به نزد خداوند برویم زیرا همه گناهکاریم. همه ما گناهکاریم و تنها کسی که هرگز گناه نکرد مسیح بود و او بی نظیر و پسر خداوند بود. عیسای مسیح کاملن مقدس، مهم و ثروتمند است و نام او می تواند همه چیز را در بر گیرد. عیسای مسیح می گوید که در نام من دعا کن و به نزد خداوند برو. به همین دلیل است که ما اغلب اینگونه دعا می نماییم:
خداوندا، من برای فرزندان خود دعا می نمایم؛ برای انسان هایی که در شهر بوروس زندگی می نمایند دعا می کنم و یا هر چیز دیگری که برای آن دعا می کنم و در آخر دعا می گویم " در نام عیسای مسیح " زیرا نام او بزرگ و معتبر است. نیازی نیست که تو به چیزی که من می گویم اطمینان داشته باشی زیرا شخصن می توانی آنرا امتحان نمایی و ببینی که وقتی در نام عیسای مسیح دعا می کنی چه اتفاقی خواهد افتاد. تو در نام عیسای مسیح  می توانی در مورد همه چیز دعا کنی . 
سئوال بعدی؛ آیا با دعا کردن می توانی به همه خواسته های خود دست یابی؟
 آیا یک پدر خوب به همه درخواست های فرزندش جواب مثبت می دهد؟ آیا یک پدر عاقل به فرزند پنج ساله خود چاقوی تیزی می دهد؟
گاهی عشق و محبت پدر و یا مادر عاقل به درخواست نادرست و اشتباه فرزند «نه» می گوید و شاید چیز بهتری برای او داشته باشند. دعای ما نیز همینگونه است و گاهی خداوند «نه» می گوید زیرا او برای ما چیز بهتری دارد و این درست است اما ما باید برای هر درخواست خود دعا نماییم. وقتی ما دعا می کنیم خداوند نیز کاری انجام می دهد.
آخرین مورد؛ من دعا می کنم زیرا مابقی نیز محتاج به خداوند هستند:
" چند نکته مهم را نیز مورد تاکید قرار می‌دهم: برای همه مردم دعا کن؛ از خدا درخواست کن که بر آنان رحم کند؛ و بسبب آنچه که برای ایشان انجام خواهد داد، او را شکر کن. "( اول تیموتائوس، فصل دو، جمله یک)
این هم جمله مهم دیگری است؛ من نیاز به دعا دارم و این فقط شخصن مربوط به خود من نمی باشد بلکه چون دیگران نیز به خداوند نیازمند هستند دعا می کنم و زمانی که ما برای شخص دیگری دعا می کنیم، او را به سمت خداوند بلند می نماییم. در کتاب مقدس تعریفی وجود دارد که وقتی مسیح مرد فلجی را در شرایطی ملاقات می کند که او نمی توانست راه برود و می خواهد که نزد مسیح برود ولی برای او امکانپذیر نبود. اما دوستانی دارد که او را بلند می نمایند و نزد مسیح می برند. بیرون خانه ای که مسیح در آن حضور داشت مملو از جمعیت بود و به همین خاطر دوستان آن مرد فلج او را به سقف خانه بردند و از آنجا به داخل وارد کردند. آنها سقف خانه را سوراخ کردند و دوست خود را بتوسط طناب به داخل خانه بردند و در جلوی مسیح قرار دادند. عیسای مسیح او را دعا می کند و آن فلج شفا می گیرد. آنها نمی توانستند شخصن دوست خود را نجات دهند اما می توانستند که او را بلند کرده و نزد مسیح ببرند. برای من و شما نیز می تواند همینطور باشد و ما نمی توانیم یک فلج را سالم نماییم و یا خیلی کارهای دیگر را انجام دهیم اما می توانیم آنرا بلند کرده، نزد مسیح ببریم زیرا او تواناست. وقتی که تو برای انسانی دعا می نمایی، در حقیقت او را بلند کرده و نزد خداوند می بری تا او کار خود را انجام دهد. شاید که خانواده و بستگان شما فاصله زیادی با شما داشته باشند و شاید دوستان شما در کشورهای دیگری زندگی نمایند اما هیچکس از طریق خداوند دور نیست زیرا او در همه جا حضور دارد. وقتی تو برای کسی دعا می کنی، خداوند زندگی او را در جایی که هست لمس می نماید. می خواهم در مورد مردی صحبت کنم که برادر او را می شناختم و او یک نروژی بود. این مرد زمانی مسیحی بود اما بعد از مدتی خداوند را رها می نماید و همین کار را نیز با خانواده خود می نماید و از آنها جدا می شود. او در کشتی بزرگی استخدام شد و به تمام نقاط زمین سفر می کرد. در یکی از روزها که فاصله بسیار زیادی با زادگاهش نروژ داشت در اسکله ای ایستاده بود و زندگی خوبی نداشت. مادر او یک مسیح بود و در همان لحظه برای فرزند خود شروع به دعا می نماید.  فاصله مادر از فرزند بسیار بسیار زیاد بود و کاری بجز دعا از دست او بر نمی آمد اما خداوند نزدیک مادر و فرزند بود. او دعا کرد که فرزند او خداوند را ملاقات نماید و بعد از مدتی آنها با یکدیگر تماس می گیرند و متوجه می شوند که درست در آن لحظه ای که مادر مشغول دعا بوده، خداوند زندگی آن مرد را در دستان خود می گیرد و دقیقن مانند رعدی از آسمان به پایین می آید و تمام بدن او را در بر می گیرد. این رعد اما مربوط به هوای بارانی نبود زیر آسمان صاف بود بلکه این قدرت خداوند بود. دوستان آن مرد که همگی ملوانان پرقدرتی بودند در آن روز او را همراهی می کردند و از این حادثه ترسیدند و از او فاصله گرفتند و جرات نمی کردند نزدیک او بروند. آنها آن رعد را دیدند و دوست خود را که در جای خود ایستاده بود و می دانست که خداوند او را جستجو می نماید.   
 زمانی که دعا می کنیم این اتفاق ها رخ می دهد و وقتی که تو برای دوست خود دعا می کنی، حتا اگر فاصله بسیار زیادی با تو داشته باشد، دعا از همه جا اثر می نماید زیرا خداوند در همه جا حضور دارد. اکنون می توانی به کسی بیاندیشی که به دعای تو نیازمند است تا او را نزد خداوند بلند نمایی.
می خواهم کلام خود را جمع بندی و به پایان برسانم؛ برای چی می خواهیم دعا کنیم و چگونه؟ از طریق کتاب مقدس، دعا هدیه بی نظیری است که ما را قویتر، امن تر و آزاد می نماید و به ما خوشحالی می دهد و ما می توانیم برای همه چیز دعا نماییم و خداوند به همه چیز اهمیت می دهد.
 برای این دعا می کنیم که خداوند وجود دارد و به تک تک ما اهمیت می دهد. به این علت دعا می کنیم که دیگران نیز نیازمند دعا هستند و با دعای ما اتفاق و معجزه ای برای دیگران رخ می دهد. می خواهم کلام خود را به پایان ببرم اما وقتی صحبت از دعا است، نمی توان سخن را تمام کرد و دعا نکرد و مثل اینست که من شما را به خانه خود دعوت نمایم تا از غذای خوشمزه ای که همسر من تهیه می نماید به شما بدهم. شما گرسنه اید اما در زمان غذا ما کتاب آشپزی را بیاوریم و فقط در مورد غذا و طرز تهیه آن صحبت نماییم و چیزی نخوریم. وقتی تو به خانه خود بروی خواهی گفت که به مسخره ترین مهمانی در عمر خود رفته بودم و فقط در آنجا در رابطه با غذا صحبت کردیم و خواندیم و چیزی نخوردیم. اما کلیسا اینگونه نیست که من فقط در رابطه با دعا بگویم و دعا نکنیم. ما همیشه دعا می کنیم و اکنون نیز دعا می خوانیم. شاید همین لحظه تو در حال فکر کردن به شخصی هستی و در قلب خود می خواهی که برای او دعا کنی. به او فکر کن و برایش دعا کن. ما نمی دانیم که چه اتفاقی خواهد افتاد اما شاید بر روی زندگی دیگران تاثیری داشته باشیم و گرفتاری آنها را به خداوند بگوییم و از او بخواهیم که معجزه ای انجام دهد. مهیج خواهد بود وقتی همدیگر را چند وقت دیگر ملاقات نماییم و تو برای من تعریف کنی که خداوند جواب دعای تو را چگونه داد زیرا خداوند به دعا جواب می دهد. 
دعا می کنیم:
- خدوندا سپاس تورا برای هدیه دعا.
- خداوندا سپاس تورا که گفتی در تو دعا کنیم تا جواب بگیریم، مانند پدری که عاشق فرزندان خود است و تو می خواهی که گوش نمایی. نه مانند پدر خسته ای بلکه مانند پدر مهربانی که با کمال میل می خواهد.
- خداوندا تو خود می دانی که ما اسم چه کسانی را می آوریم و سپاسگزارم که می توانی در زندگی آنها اثر نمایی حتا اگر فاصله آنها از ما خیلی خیلی زیاد باشد زیرا کسی از تو دور نیست.
- سپاس تورا که وقتی از گرفتاری های خود سخن می گوییم حرف های ما را می شنوی و تو می توانی در آنها اثر نمایی. همه آنها را بدلیل ایمانی که به تو داریم در دستانت قرار می دهیم زیرا تو پدر مایی و بهترین را برای ما می خواهی و سپاس تورا که دعای ما را می شنوی.
- خداوندا همه ی این عزیزان را برکت بده. در نام عیسای مسیح، در نام عیسای مسیح، در نام مقدس عیسای مسیح. آمین.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر