![]() |
| کشیش تومی هولمبری Tommy Holmberg |
ربکا؛ دعا می کنیم:
- خداوندا تورا سپاس می گوییم که می خواهی امشب
با ما صحبت نمایی.
- خداوندا سپاسگزاریم که امشب «تومی» اینجاست تا از تو برای ما صحبت نماید؛ از تو
می خواهم اورا برکت دهی و افکارش را راهنمایی نمایی. آمین.
تومی هولمبری:
از اینکه امروز در بین شما هستم بی نهایت خوشحالم و به نظر من این عیسای مسیح است
که ما را راهنمایی می کند. او امروز من را به اینجا راهنمایی کرد تا بیایم و صحبت
کنم زیرا کسی که قرار بود برای صحبت امروز بیاید متاسفانه نیامده است.
من عیسای مسیح را بیست و چهار سال پیش در زندان این شهر(بوروس) ملاقات کردم. قبل
از اینکه بخواهم در رابطه با این موضوع صحبت نمایم، می خواهم قسمتی از کتاب مقدس که
مخصوصن به من مربوط می شود را برای شما بخوانم:
" هنگامی که من، مسیح موعود، با شکوه و جلال خود و همراه با تمام فرشتگانم
بیایم، آنگاه بر تخت با شکوه خود خواهم نشست. سپس تمام قومهای روی زمین در مقابل من خواهند ایستاد و من ایشان را از هم
جدا خواهم کرد، همان طور که یک چوپان، گوسفندان را از بزها جدا میکند؛ گوسفندها را در طرف راستم قرار میدهم و بزها
را در طرف چپم. آنگاه بعنوان پادشاه، به کسانی که در طرف راست
منند خواهم گفت: بیایید ای عزیزان پدرم! بیایید تا شما را در برکات ملکوت خدا سهیم
گردانم، برکاتی که از آغاز آفرینش دنیا برای شما آماده شده بود. زیرا وقتی من گرسنه بودم، شما به من خوراک دادید؛ تشنه بودم، به من آب
دادید؛ غریب بودم، مرا به خانةتان بردید؛ برهنه بودم، به من لباس دادید؛ بیمار و زندانی
بودم، به عیادتم آمدید. نیکوکاران در پاسخ خواهند گفت: خداوندا، کی
گرسنه بودید تا به شما خوراک بدهیم؟ کی تشنه بودید تا به شما آب بدهیم؟ کی غریب بودید تا شما را به منزل ببریم یا
برهنه بودید تا لباس بپوشانیم؟ کی بیمار یا زندانی بودید تا به ملاقات شما بیاییم؟ آنگاه به ایشان خواهم گفت: وقتی این خدمتها را به کوچکترین برادران من میکردید،
در واقع به من مینمودید."( انجیل متی، فصل بیست و پنج، جمله سی و یک تا سی
ونه )
دعا
می کنیم:
- خداوندا از تو می خواهیم که چشم ها، گوش ها و قلب های ما را باز نمایی تا بتوانیم
کلام امروز تورا درک نماییم.
- دعا می کنیم تا روح مقدس تو با ما صحبت نماید و کار خود را در قلب های ما انجام
دهد تا مشوقی برای فردای ما باشد تا با آزادی و شجاعت، وعشق و محبت تو بتوانیم به
همه انسان ها خدمت نماییم. آمین.
من سال های طولانی را بصورت یک انسان بزهکار زندگی کردم و تمامی آن سال ها بدون
عیسای مسیح، ایمان و امید بود و به همین دلیل مرا در زندان بوروس زندانی کردند. در
داخل زندان یک گروه مسیحی به ملاقات من آمدند و مرا به آینده امیدواری کردند؛ آنها
مرا تشویق کردند تا بدنبال مسیح بگردم. در هنگام مراسم دعا در زندان درمی یافتم که
یک زندگی کاملن متفاوتی وجود دارد که با ارزش است. یک زندگی بدون مواد مخدر و بزهکاری
که این زندگی برای آینده بمن امید می داد. من زمانی که چهل و سه ساله بودم در داخل
زندان زانو زدم و دست هایم را بهم گره کرده و شروع به دعا در مقابل خداوند کردم
و قلب
و زندگی خود را در دستان او قرار دادم و به او واگذار کردم. این موضوع به من کمک
کرد تا من آهسته آهسته کشیش شدم و به این افتخار رسیدم که برای سیزده سال در کلیسای «میرونا» خدمت
نمایم تا بازنشسته شوم. در حال حاضر نیز روزانه چند ساعت برای کلیسای «خومارکن»
کار می کنم و برای مدتی همین کار را ادامه خواهم داد.
این متنی را که اکنون خواندیم برای من همه
چیز بود زیرا گروه مسیحی که مرا در زندان ملاقات کردند دقیقن همین مواردی را که در
متن نوشته شده بود برای من انجام دادند. آنها عشق و محبت خداوند را بمن و مابقی
کسانی که در آنجا بودند نشان دادند. به نظر بزرگترین وظیفه ی ما اینست که عشق و
محبت خداوند را به بقیه انسان ها نیز انتقال دهیم. بعضی وقت ها به کسانی که در
خیابان گدایی می نمایند، گاهی به کسانی که بیمارند، کسانی که خانه ای ندارند و
بیشتر از همه برای کسانی که از کشورهای دیگری به اینجا آمده اند و جهت زندگی به آزادی
نیاز دارند، فارق از ایمان، آداب و رسوم و دیرینه ای که دارند کمک نماییم. وقتی ما
بتوانیم عشق و محبت خداوند را به مردم انتقال دهیم در آنصورت انسان ها ایمان می
آورند و ما ماموریت خود را انجام داده ایم. من برای صحبت امروز آمادگی نداشتم و
کلام خود را به پایان می رسانم.
دعا می کنیم:
- خداوند محافظ ما باشد و مارا برکت دهد.
- خداوندا چهره خود را به ما بدرخشاند و به ما فیض بدهد.
- خداوند ما را شامل رحمت خود بگرداند. در نام پدر، پسر و روح القدس. آمین.


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر